یادﺁوری :مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


به مناسبت 14 و 29 اسفند - 23
کودتای 28 مرداد پوشالی بود اما موفق شد . چرا ؟

    دکتر مصدق و همسرش خانم زهرا مصدق(ضیاءالسلطنه)

یادآوری انقلاب اسلامی: ما از اسناد قسمتهائی را و به ترتیبی نقل می کنیم که تاریخ نهضت ملی ایران ، رابطه دربار پهلوی و نوکران با غیرت انگلیس و امریکا را از سوئی و مصدق را از سوی دیگر با امریکا و انگلستان ، گزارش می کنند . برای آنکه تاریخ به روایت اسناد تا ممکن است شفاف شود، جای جای، به اسناد دیگر نیز مراجعه می کنیم .

دنباله سند 348
هندرسن در گزارش خود ادامه می دهد که :
3 - صبح 19 اوت، طرفداران شاه تظاهراتی به پشتیبانی از شاه ، بمنظور نشان دادن احساساتی که مستمرا  در کشور بر له او وجود داشت، برپا نمودند . این تظاهرات و نمایش به شکل کوچکی در بازار ﺁغاز شد ولی شعله کوچک اولیه به وضع شگفت ﺁوری گسترش یافت . و به زودی تبدیل به شعله ﺁتش تندی گشت که در طول روز، سراسر شهر را در برگرفت . نیروهای امنیتی که برای سرکوبی ﺁن تظاهرات اعزام شدند ، از دست زدن به اقدام خشونت ﺁمیز علیه جمعیت خودداری نموده و برخی از ﺁنان به تظاهر کنندگان پیوستند و بخش دیگری بدون فعالیت در کنار ایستادند ... با افزایش تعداد جمعیت در نقاط مختلف شهر، ﺁنان دفاتر روزنامه هائی که در روزهای اخیر در حملات خود به شاه بسیار موهن و بد زبان بودند ، از جمله روزنامه های شدیدا  طرفدار حکومت و وابسته به سازمانهای کمونیستی مورد حمله و تخریب قرار گرفتند . یکی از نخستین نقاط استراتژیک که تصرف شد ، دفتر اداره پست و تلگراف بود که از ﺁن برای فرستادن پیامهائی برای تهییج و بر انگیختن همه کشور استفاده شد . از مرکز شهر ، جمعیت انبوهی هر نوع وسائل نقلیه را تصرف نمودند و به سوی شمال ، برای محاصره و تصرف ایستگاه رادیوی تهران هجوم ﺁوردند . اعضای سفارت فرصت خوبی برای مشاهده خصوصیات این جمعیت در این جا بدست ﺁوردند . ﺁنها غالبا  افراد کشوری بودند که با نیروهای امنیتی مخلوط شده بودند . برخی از ﺁنها سلاح حمل می نمودند ولی با این وصف، جمعیت بنظر می رسید از سوی افراد غیر نظامی نه از سوی نظامی ها رهبری می شدند . شرکت کنندگان از نوع اوباش و ولگردانی که در تظاهرات اخیر بطور معمول در تهران در میان توده مردم حضور داشتند، نبودند . به نظر می رسید که از طبقات مختلف مردم از قبیل کارگران ، کارمندان اداری و منشی ها و مغازه داران و دانشجویان و غیره متشکلند . جمعیت بنظر می رسید که دارای مخلوط عجیبی از احساسات ، تصمیم ، اراده و خوشحالی می باشند ...

انقلاب اسلامی : سند بنوبه خود گزارش سیا را تصدیق می کند که ابتکار کودتای 28 مرداد، نه از نظامیان بود و نه رهبری کودتا در دست ﺁنها قرار داشت . اما در باره کیفیت جمعیت دروغ ﺁشکاری می گوید . جمعیت را دو ﺁیة الله ، بهبهانی و کاشانی، با پولی که سفارت در اختیار ﺁنها گذاشته بود، از داشها و چاقوکشان و رجاله به سر دستگی امثال طیب ( که بعد از قیام 15 خرداد 42 ، توسط دادگاه نظامی محکوم به اعدام و اعدام شد ) و امیر موبور و نوچه های شعبان بی مخ ( خود او در زندان بود ) تشکیل دادند . در اين تظاهرات ساكنان محله بدنام "شهرنو" به رهبرى محمود مسگر و ملكه اعتضادى نقش اساسى داشتند و افرادى كه به طور فعال داشتند .
در تمام مدت گارد محافظ منزل دكتر مصدق به فرماندهى سرهنگ ممتاز با كودتاگران مقابله كرد و در ساعت 30: 5 بعدازظهر ۲۸ مرداد، دفاع خانه دكتر مصدق درهم شكست و تا ساعت ۸ شب كه حكومت نظامى بود مهاجمان فرصت داشتند تا به درون خانه بريزند و هرچه بود به غارت برند و سپس خانه را به آتش كشند."
دکتر غلامحسین مصدق در خاطراتش می گوید: " عصر روز 28 مرداد ، دار و ندار پدر را در خانه 109 کاخ ( فلسطین فعلی ) غارت کردند، حتی کاشی های ساختمان و سیم های برق را کندند و بردند. خانه برادرم احمد و خانه من که مجاور خانة پدرمان بود، تاراج شده بود، و آنچه برای من باقی مانده بود،یک دست لباس تنم، باضافه کلید همان خانه غارت شده بود. مادرم را با سه چهار بچه یتیم، که از احمد آباد آورده بود واز آنها نگاهداری می کرد، مقارن ظهرروز 28مرداد، با اصرار از خانه اش به خانه خواهرم منصوره برده بودند. چند روز بعد، با فراهم آوردن اثاث مختصری ، به خانه کوچکی که در خیابان حشمت الدوله داشت نقل مکان کرد." .( در کنار پدرم ، مصدق، خاطرات دکتر غلامحسین مصدق - مؤسسه خدمات فرهنگی رسا- چاپ اول ، 1369 - ص119)
دکتر صدیقی بخشی از آن روز را اینگونه شرح می دهد:" در این وقت که هوا بتدریج تاریک می شد، ما از پنجره جنوب زیر زمین متوجه نور تیره فام و سپس شعله های آتش شدیم که در امتداد جنوب غربی باغ، یعنی خانه آقای دکتر مصدق زبانه می کشید. حالت غریبی به همه ما دست داد و خیالات پریشان و افکار دردناکی از خاطر ما می گذشت که وصف آن کار آسانی نیست.
آقای دکتر مصدق به پای پنجرة رو به جنوب زیر زمین آمدند. من در سمت چپ ایشان ایستاده بودم. آنچه بیشتر این منظره را غم افزا و الم انگیز می نمود ، مشاهده حالت سکون و وقار و تمکین پیر مردی بود که پهلوی من ایستاده بود و لهیب آن شعله های دود آمیز را که از خانه و مسکن او بر می خاست، به چشم میدید !
شاید درحدود یک دقیقه، آقای دکترو من، پشت پنجره، دود شعله را نظاره می کردیم. سپس آقای دکتر با بغض گریه درگلو، به من گفتند: " آتش سوزی خانه مهم نیست، من از روی آن زن که امشب سجاده ندارد که روی آن نماز بخواند شرمنده ام!..."
( " جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و کودتای 28 مرداد 1332 "- نوشته غلامرضا نجاتی - ناشر شرکت سهامی انتشار - چاپ هشتم ، 1378- ص 549 )
دکتر صدیقی به مصدق می گوید: خیلی متأسفم که خانة آزاده ای را اوباش به آتش کشیدند." دکتر مصدق دست روی شانه وزیرکشور می گذارد و می گوید:".... آن ها خانة مرا آتش نزدند، آن ها ایران را آتش زدند..."
( "جبهه ملی ایران از پیدایش تا کودتای 28 مرداد"- نگارش کورش زعیم با همکاری علی اردلان - انتشارات ایران مهر - چاپ اول ، 1378 - ص 311 )
4 - در اوایل روز، حملات تظاهر کنندگان به اقامتگاه نخست وزیر و به ستاد ارتش با دادن برخی تلفات جانی به عقب رانده شدند . ولی ، بعدا  ، در طول روز، با وجود مقاومت مدافعان، منزل نخست وزیر تصرف و تخریب شد . ظاهرا  ، در این فاصله، وی از منزل خارج و پنهان شده است . کمی پیش از فرا رسیدن شب، دفاتر ستاد ارتش به تصرف دولت زاهدی درﺁمد . و تیمسار باتمانقلیج بعنوان رئیس ستاد ارتش به کار پرداخت . بطور همزمان، زاهدی در دفتر نخست وزیرپشت میزی نشست که مصدق از ﺁن استفاده نکرده بود .
5 - نگرانی های فراوانی تا فرا رسیدن شب ، در باره رویه ای که فرماندهان پادگانهای نظامی مستقر در حومه شهر تهران ممکن است اتخاذ نمایند ، وجود داشت . بعضی می ترسیدند که مبادا مطابق اوامر سرتیپ ریاحی ، رئیس ستاد ارتش مصدق، ﺁنها بسوی شهر حرکت کنند و شهر را از سوی مصدق مجددا  تصرف کنند . همچنین شایعاتی در گردش بود که حزب توده ﺁماده " نشان دادن خود " ، پس از این که تظاهرات جمعیتهای طرفدار شاه فرو نشست و متفرق شدند ، می گردد .
با وجود این ، ... واحدهای ارتش مستقردر حول وحوش تهران ، بطور خود به خود، شروع کردند به قبول دستورهای باتمانقلیج . پس از ﺁن، ممکن شد که دستورهائی برای تخلیه خیابانها صادر شوند و ساعت 8 شب ، بعنوان ساعت ممنوعیت عبور و مرور اعلان شود ...
برنامه های بازداشت سران برجسته حزب توده از اوایل امروز صبح به نظر می رسد به علت عدم کارﺁئی و بی کفایتی پلیس با ناکامی و عدم موفقیت روبرو شده است . گفته می شود که حزب توده برای اقدام به حمله متقابل امروز صبح ﺁماده می شود . نیروهای امنیتی برای مقابله و خنثی سازی این اقدام متقابل ، گردﺁوری شدند . نتیجه این مبارزه برای امنیت شهر و ﺁینده ایران حائز اهمیت فراوان است .
6 - تا این لحظه ، خبرهای قابل اطمینانی ازسایراستانها نرسیده است . ولی بهرحال، گزارشهای تأیید نشده دلالت می کنند که بیشترین تواحی کشور، در حال حاضر، زیر سلطه قوای دولت جدید است ...
7 - نه تنها اعضای حکومت مصدق ، بلکه پشتیبانان شاه نیز از پیروزیهای سریع وﺁسان که بطور بسیار خودجوش بدست ﺁمد، شگفت زده اند . بنا بر اظهار نظرها، از جمله این عوامل موجب ایجاد این وضعیت شده اند :
الف - مردم ایران ، از طبقات گوناگون ، از بدی سلیقه و رویه عناصر مخالف شاه که در حمایت از مصدق به نمایش در ﺁمد، بشدت بیزار و ناراحت شدند . به عنوان مثال، ﺁنان از این که گروههائی از افراد شرور و اوباش ، با حمل پرچمهای سرخ و خواندن ﺁوازهای کمونیستی شروع به تخریب مجسمه های شاه و پدرش نموده و به قصد پاره کردن تصاویر شاه و غیره به منازل و مغازه ها وارد می شدند، خشمگین شدند . ﺁنان از زبان تند و لحن ناسزاگویانه ای که فاطمی وزیر امور خارجه و نویسندگان روزنامه های ایران در حمله به شاه بکار بردند ، منزجر شده بودند .
انقلاب اسلامی : این اوباش و افراد شرور، همانها هستند که بنا بر گزارش سیا ، مأموران سیا بسیج کرده و بنام حزب توده به انجام وظیفه رزالت گماشته بود .
در پایان سند، هندرسن قول خود را تکذیب می کند (1 ) . ب - مردم ایران از همه طبقات ، بطور کلی نیز از ﺁنچه بنظر می رسید لااقل یک ائتلاف و اتحاد موقتی میان مصدق و حزب توده می باشد ، نگران شدند . ﺁنها از دیدن هزاران نفر از تظاهر کنندگان حزب توده که همگی ﺁنها را از عوامل اتحاد شوروی می دانستند ، بازو به بازو، در خیابانهای تهران رژه رفته و شاه و کشورهای غربی، بویژه امریکا را محکوم وتخطئه می کردند، احساس بیم و هراس کردند . حزب توده به وضوح در این کار زیاده روی کرد و موجب شد مردم ایران باور کنند که می باید میان مصدق و اتحاد شوروی از یک سو و میان غرب و شاه از سوی دیگر، یکی را برگزینند .
پ - مردم کاملا  از تنشها و فشارهای روانی دو سال گذشته فرسوده شده و مشتاق فرارسیدن دوران ﺁرامشی بودند که به ﺁنها فرصت بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعیشان را بدهد . بسیاری از ﺁنان، امید به بهبود یافتن شرائطشان را در حکومت مصدق از دست داده بودند .
ت - جدائی و شکافی که میان حکومت مصدق و حزب توده ، در شب 18 اوت ( 27 مرداد ) پیش ﺁمده بود ، مانع همکاری مؤثر ﺁنان ، در صبح روز 19 اوت ( 28 مرداد ) ، در رویاروئی و مقابله با تظاهر کنندگان طرفدار شاه شد . توده ایها به نحو چشمگیری در همه ساعات روز از صحنه غایب بودند . احتمال دارد که سران حزب توده اطمینان داشتند که، در طول روز ، از طرف حکومت مصدق از ﺁنان خواسته می شود که به کمک ﺁن حکومت برخیزند . با این وصف، همین که تظاهرات به راه افتادند ، حکومت مصدق در موضعی نبود که در خواست چنین کمکی را بنماید .
ث - اکثر نیروهای مسلح و تعداد فراوانی از مردم کشور ایران بطور ذاتی و عادی به شاه علاقه داشته و به ﺁنان ﺁموخته شده است او را نماد وحدت ملی وثبات کشورتلقی کنند . ارتش بویژه رویه بسیار دوستانه ای نسبت به ایالات متحده دارد . این موضوع تا حدودی در نتیجه ترس و نگرانی از همسایه شمالی و تا اندازه ای بخاطر درک و تحسین کمکهای نظامی ایالات متحده در سالهای اخیر می باشد . بسیاری از افراد نظامی و کشوری مجاب شده بودند که رویه سیاسی مصدق از همکاری نزدیک ایران و ایالات متحده جلوگیری کرده است و تنها با رهبری شاه این همکاری می تواند حفظ شود .
8 - بطوری که قبلا  یادﺁوری شد، انبوه مردم اگر چه در بعضی موارد شدیدا  حالت وحشیانه داشته و درنده خو بودند ، ولی بطور کلی ، در حال وهوای تفریحی بودند. ( 1) هیچ خصومتی نسبت به بیگانگان ابراز نشد ، به استثنای تظاهرات کوچکی که در مقابل سفارت شوروی انجام شدند و دفتر اطلاعات شوروی تخریب گشت، هیچ فریاد " یانکی به خانه ات برگرد " مشاهده نشد ... جمعیت اصرار می ورزید مه کلیه اتوموبیلها چراغهای خود را بنشان پشتیبانی ازشاه،روشن کنند... ) صفحه های 1194 تا 1197 کتاب )
انقلاب اسلامی : 1 - بدین سان، سفیر ماهیت جمعیت را ﺁشکار می کند : جمعیتی که حالت وحشیانه و درنده خو داشته است جز از رجاله و ارازل و اوباش نمی توانستند باشند و نبودند .
• سند 349 ، یادداشت از سوی کابل قائم مقام سازمان اطلاعات مرکزی برای رئیس جمهوری ( کتابخانه اسناد ﺁیزنهاور ، پرونده وایتمن Whitman (منشی ﺁیزنهاور ، واشنگتن ، بدون تاریخ، سری ) :
یک برپا خیزی نیرومند غیر منتظره مردمی و نظامی و رویاروئی با دولت مصدق نخست وزیر، به موجب ﺁخرین اطلاعات فرستاده شده از تهران ، منجر به تسخیر واقعی شهر از سوی نیروهائی کشته است که اعلام وفاداری و دلبستگی به شاه و نخست وزیر منصوب از سوی وی ، زاهدی ، می نمایند .
...
در این وضعیت بهم پیچیده و سردرگم، بنظر می رسد که لحن و محتوای بیانیه های کاملا  ضد کمونیستی است . فعالیتهای ﺁشکار حزب توده طی ساعات بحرانی گذشته، بهیچوجه دیده نشده است . چنانچه سلطنت طلبان بتوانند بر اوضاع مسلط شوند ، حزب توده نیرومند ترین و خشن ترین مخالفان ﺁنان محسوب می شوند .. ( صفحه 1198 کتاب )

انقلاب اسلامی : بدین قرار، در دو سند، بر غایب بودن حزب توده در 28 مرداد تصریح شده است . بموقع است قول مصدق ، در باره نقش این حزب در روزهای 25 تا 28 مرداد، را نیز بیاوریم :
" من با دستگاهی کار می کردم که زیر نفوذ استعمار بود . پس از چند تغییر و تبدیل ، سرتیپ افشارطوس را در رأس اداره کل شهربانی گذاردم شاید اصلاحاتی بکند . او را از بین بردند و با ﺁن همه بیانات و اقاریری که متهمین به قتل در نوار ضبط صوت نمودند، همگی ، بدون استثناء ، در داگاه نظامی تبرئه شدند و پرونده قتل او که با ﺁن طرز فجیع از بین رفته بود، مختوم گردید .
دولت این جانب با چنین تشکیلاتی در ظرف ﺁن دو روز چه می توانست بکند ؟ چونکه ابتکار در دست عمال بیگانه بود و عده ای از احزاب چپی نیز معنا مجری نظریات دولت مبارز بودند و قوای انتظامی اعمالشان را نادیده می گرفتند . " (خاطرات و تألمات مصدق - بقلم دکتر مصدق - انتشارات علمی ، 1365 - ص 272 )
" دولت مبارز " انگلستان است که با نهضت ملی ایران مبارزه می کرد تا حقی از حقوق ملی ایرانیان را از کفشان بدرﺁورد . و عده ای از احزاب چپی که معنا مجری نظریات انگلستان بودند و قوای نظامی اعمالشان را نادیده می گرفتند، جزب توده بود که در پوشش سازمانهای گوناگون فعالیت می کرد . بدین قرار، مصدق بر اینست که " عده ای " از حزب توده از 25 تا 28 مرداد مجری منویات انگلستان بوده اند و قوای انتظامی نیز اعمال ﺁنها را نادیده می گرفته اند . این واقعیت که مأموران سیا گروههائی را استخدام کرده و در پوشش حزب توده ، مأمور شرارت و رزالت کرده بودند، به جای خود، اما حزب توده با سپردن تهران به خشونت، از 25 تا شب هنگام 27 مرداد و خالی گذاشتن شهر برای کودتاچیان در 28 مرداد، نقشی را در خدمت کودتا بازی کرده است .
به ترتیبی که سندها حکایت می کنند، قول کیانوری که در 2 بعد از ظهر دیگر کاری از دست ما ساخته نبود، راست نیست . نه تنها در 28 مرداد امکان درهم شکستن کودتا وجود داشته است ، بلکه در دو روز بعد از کودتا نیز این امکان وجود داشته است .
• سند شماره 350 ( تلگراف 2153 - 8/ 00،788 ، از سوی هندرسن، سفیر امریکا در ایران به وزارت امور خارجه ، تهران ، 21 اوت 1953، یک بعد از ظهر ، سری ، بلافاصله پس از دریافت ، ملاحظه شود ) : - روز 21 اوت ، در تهران و ظاهرا  در سراسر بیشتر استانهای ایران ، در شرائط نسبتا  ﺁرامی ﺁغاز شد . مردم کشور از قراری که پیداست ، ظاهرا  پذیرفته اند که مسئله اختلاف میان شاه و مصدق، بالاخره فیلصه یافته است و بطور کلی از نتیجه ﺁن راضی بنظر می رسند . با وجود این، در محافل ﺁگاه و بصیر نسبت به وضعیت ، هنوز مقداری ناراحتی و اضطراب وجود دارد ...
2 - عامل دیگر کمک کننده به اضطراب و ناراحتی ﺁنست که خطرناک ترین رهبران ملی هنوز ﺁزادند . مصدق ، فاطمی ، شایگان ، حسیبی و دیگران به ﺁسانی ممکن است با رهبران حزب توده در صدد طرح توطئه باشند . این حقیقت که فاطمی هنوز زنده است ، علی رغم شایعه های روز 19 اوت در باره مرگ او ، بویژه دلسرد کننده است . زیرا وی حیله گر ترین و بدون ملاحظه ترین فرد از اطرافیان مصدق محسوب می شود . این باور وجود دارد که وی ، با روحیه انتقام جوئی ، تردیدی در کمک به پیوند اتحاد و همکاری میان میلیون و توده ایها برضد غرب به خود راه نمی دهد .
3 - باتمانقلیج ژنرال مک کلور، رئیس سازمان مستشاران نظامی امریکا در تهران را ، دیروز، به دیدار خود دعوت نمود . نامبرده باتمانقلیج و رهبران دیگر نظامی را نگران وضع ارتش یافت . تا دیروز صبح واقعا  هیچ تغییری در ستاد ارتش ، جز برکناری ریاحی صورت نگرفته بود ... از سوی دیگر ، دیروز صبح خطر را نمی شد نادیده گرفت . چه هرگاه در یک اقدام ضد کودتا ، می توانستند باتمانقلیج را از میان بردارند، ریاحی تنها نیاز داشت همان راهرو را طی نموده و به دفتر پیشین خود بازگردد . و ستاد ارتش مرکب از همان افسرانی می باشد که از مصدق در برابر شاه ، پشتیبانی کرده اند . رئیس ستاد ارتش با ﺁنکه فرمانده عملیاتی خوبی است ، ولی نمی تواند به عنوان یک افسر ستادی درجه اول تلقی شود . مک کلور او را شتاب زده و بدون اعتماد به نفس یافته است . رئیس ستاد به او اظهار کرده است می خواهد همکاران ستاد را تقریبا  بهمان شکل کماکمان نگاه دارد ولی نمداند چگونه از وفاداری ﺁنان اطمینان حاصل کند.

انقلاب اسلامی : بدین سان، کودتاچیان حتی به تعداد انگشتان یک دست نیز افسر قابل اعتماد برای این که ستاد ارتش را به ﺁنها بسپارند، نمی داشته اند . ریاحی را همچنان در ستاد ارتش نگاه داشته بودند . از فرماندهان واحدها نیز مطمئن نبوده اند . دو پرسش مهم پاسخ روشن می طلبند :
ﺁیا نهضت ملی به اندازه کافی افسران مورد اعتماد در اختیار نداشته و نمی توانسته است مقامهای کلیدی ، مثل ریاست کل شهربانی و فرمانداری نظامی را به ﺁنها بسپارد ؟ مصدق به این پرسش پاسخ منفی داده است . هم در ﺁنچه از " خاطرات و تألمات مصدق " مصدق نقل شد و هم در پاسخ به نامه یک هموطن :
" علت شکست ما دو چیز بود که یکی جنبه مادی داشت و دیگری جنبه معنوی . دول استعماری نتوانستند از نفت ایران صرف نظر کند چه ابقای نفت در دست ملت ایران سبب می شد که سایر کشورهای نفت خیز هم احقاق حق خود را بخواهند . این بود که با هم متفق شدند و بهر قیمیتی بود دولت را از بین بردند و مبلغ ﺁن را هم " ﺁندره تالی " در فصل هفتم کتاب " سیا " ، 10 میلیون دلار ، یعنی 80 میلیون تومان قلمداد کرده است . و اما این که این جانب روزهای 25 تا 28 مرداد سکوت اختیار کردم علت این بود که این جانب قوائی در اختیار نداشتم . دو افسر از اقوام من حافظ خانه بودند که ﺁنها را هم بعد محاکمه و محکوم کردند . " احمد ﺁباد ، 20 مهر 1341 ( نقل از کتاب مکاتبات مصدق، انتشارات مصدق 10 ، متن تایپ شده در صفحه 105 و متن دست نویس صفحه 174 ) . اما حزب توده یک سازمان افسری می داشت . فراوان قول وجود دارند ( نظیر این قول که زمانی افسران نگهبان شاه و زاهدی اعضای سازمان نظامی حزب توده بوده اند ، یا در 28 مرداد، زاهدی را در دسترس داشته اند و می توانسته از میان بردارند، اما دستور نیافته اند و قول شاه : با داشتن این سازمان نظامی چرا کاری نکرده اند ﺁیا منتظر بوده اند منهم توده ای بشوم ؟! ... ) اما به ﺁنها استناد نمی کنیم زیرا ﺁنها را نیازمند تحقیق و اثبات می دانیم . واقعیتی را درخور استناد می دانیم که این سند بازگو می کند .
ﺁیا امکان جلوگیری از کودتا و در صورت وقوع توان درهم شکستن ﺁن وجود داشته است ؟ غیر از امکانها که در بررسی سندهای پیشین شناسائی شدند، این واقعیت که دو روز بعد از انجام کودتا ، رئیس ستاد افسران قابل اعتماد نمی یابد تا در رأس چند اداره ستاد ارتش بگذارد ، محلی برای تردید باقی نمی گذارد که کودتا پوشالی بوده است . قابل جلوگیری و بعد از وقوع، درهم شکستنی بوده است .
تجربه ارتش بعد از انقلاب اسلامی ایران که در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید، از جمله این دو درس را می ﺁموزد : 1 - ارتش ایران ، بدین خاطر که نخست قوای قزاق بوده است که روسیه تزاری سازمان داده بود، تشنه بازیافتن خصلت ملی است . در جریان نهضت ملی ایران ، تقابل ارتش با ملت در جنبش ، می توانست جای خود را به ارتش در کنار ملت بدهد . در این صورت، تصفیه قاطع ارتش از افسران وابسته ، حسن قبول می یافت و امکان نفوذ حزب توده در ارتش را نیز به حداقل می رساند . افسران لایق و دلبسته به نهضت ملی می توانستند با ارتقای درجه، مقامهای کلیدی را در اختیار گیرند . و 2 - دموکراتیزه کردن سازمان ارتش کودتای پوشالی 28 مرداد به جای خود، کودتای جدی را نیز ناممکن می ساخت .
4 - دیروز، با گذشت زمان ، وضعیت به میزان قابل ملاحظه ای ، لااقل در ظاهر، بهبود یافت . ترس و وحشت از این که حزب توده در صدد انجام حمله متقابل غافلگیر کننده ای برﺁید، پدید ﺁمد و بعد معلوم شد که صحت نداشت . اگر حزب توده واقعا  چنین برنامه ای داشت ، با اتخاذ تدابیر احتیاطی پلیس و ندادن اجازه تجمع به اجتماعات بزرگ، برهم خورد ...
5 - زاهدی ظاهرا  به نحو کاملا  رضایت بخشی مشغول کار است . وی از خود اعتماد به نفس نشان می دهد و در استقرار یک دولت منظم ، پیشرفت خوبی حاصل نموده است ...
6 - شایعات مختلفی ، در طول دیروز، در باره بازگشت شاه، شنیده شد. در محافل دولتی اختلاف عقیده در باره بهترین زمان بازگشت او وجود دارد . استنباط می شود که زاهدی مایل است از توانائی خود در جلوگیری از بی نظمی در تهران ، پیش از ﺁنکه شاه وارد شود، اطمینان حاصل کند ... ( صفحه های 1199 تا 1202 کتاب ) .
• سند شماره 351 ( تلگراف 2153 - 8 / 00. 788 ، از سوی هندرسن ، سفیر امریکا در ایران به وزارت امور خارجه، تهران 21 اوت 1953 ، ساعت 2 بعد از ظهر، سری، بلافاصله پس از دریافت ملاحظه شود )
1 - متأسفانه این برداشت بطرز بالنسبه گسترده ای انتشار یافته است که، بنحوی از انحاء، این سفارت و یا حداقل دولت ایالات متحده ، با پول و کمک فنی ، در سرنگون کردن مصدق و سرکار ﺁوردن دولت زاهدی ، کمک و مشارکت نموده است ... به عنوان مثال، این واقعیت که یکی از کارکنان سفارت امریکا تصادفا  در همان مجتمعی اقامت داشت که دانسته شد زاهدی در ﺁن پناه جسته و پنهان شده بود، چنین تعبیر شده است که این امریکائی زاهدی را پناه داده بود
... بدون تردید ، در طول مبارزه نیروهای شاه و مصدق، مبالغ قابل ملاحظه ای پول از سوی هر دو طرف هزینه شده است . ایرانیان که بر اساس سنن دیرینه خود زندگانی می کنند ، تمایل دارند که بیگانگان را به تأمین هزینه طرفی متهم نمایند که به فرض از ﺁن حمایت می نمایند .
2 - در حال حاضر، حداقل ، بیشتر تمجید و ستایش تا ایراد و انتقاد و عیب جوئی از سوی ﺁنهائی که عقیده دارند ایالات متحده در تغییر دولت دخالت داشته است ، شنیده می شود . با وجود این، ما باید حداکثر سعی خود را بکار می بریم تا با احتیاط و بصیرت این برداشت عمومی را بزدائیم . زیرا
الف - به مصلحت بلند مدت ایالات متحده نیست که در پیدایش تحولات داخلی در ایران، اعتبار و شهرتی بر عهده بگیرد حتی اگر ممکن باشد این رویداد نفعی برای ایران در بر داشته باشد .
ب - هرگاه انتشار یابد که حکومت زاهدی برگزیده بیگانگان است ، با ادامه این برداشتها، تا اندازه ای دچار نارسائی و فلج می شود. پ - حکومت زاهدی ، نظیر همه حکومتهای دیگر ایران ، بالمآل ، وجهه و محبوبیت خود را از دست خواهد داد . در ﺁن هنگام، ایالات متحده ممکن است بخاطر ایجاد ﺁن مورد سرزنش و شماتت قرار گیرد . با این وصف، ما عقیده نداریم تکذیب رسمی سفارت نتیجه مثبتی ببار ﺁورد .
3 - ما باور نداریم ، تا ﺁنجائی که به ایران مربوط می شود، نتیجه مفیدی در برداشته باشد هرگاه وزارت امور خارجه دخالت ایالات متحده را انکار نماید .
مگر این که در باره نوع و خصوصیت اقدامات خود ، مورد پرسش هائی قرارگیرد که این گونه انکارها را مطلوب سازد . با وجود این، ممکن است سودمند باشد که سخنگوی وزارت امور خارجه، در فرصت مناسبی ، به خود انگیختگی واقعی نهضت بر له دولت جدید در ایران تأکید نموده به برخی از عواملی اشاره کند که، بر اساس گزارشهای دریافتی از منابع گوناگون، در ﺁنچه روی داده است ، مسئولیت داشته اند . در ارائه این پیشنهادات ، من تشخیص می دهم که شاید اتهاماتی که تاکنون در رادیوی شوروی عنوان شده دارای ﺁنچنان خصوصیاتی باشد که نمی بایستی نادیده گرفته شود . تکذیب و انکار این اتهامات ، البته به وزارت امور خارجه ، یکی از فرصتهای مورد اشاره را می دهد . ما صمیمانه امیدواریم که وسائل و موجباتی بتوان یافت که از طریق کانالهای ارتباطی دولت امریکا و یا به وسیله شبکه های خصوصی پخش اخبار و اطلاعات ، مردم امریکا و جهان ﺁگاه شوند و درک کنند که پیروزی شاه در ایران ، نتیجه تظاهر اراده مردم ایران بوده است . این گونه تفسیرها که از طرف وزارت امور خارجه و یا سازمانهای خصوصی خبرگزاری انجام گیرد ، چنانچه از طریق بولتن های غربی اداره اطلاعات امریکا (U.S.I.A ) و یا صدای امریکا ( VOA) در این جا انتشار یابد ، بلافاصله می تواند سودمندواقع شود. ( صفحه های 1202 تا 1204 کتاب )

انقلاب اسلامی : سند 351 بسیار گویا است . سفیر می داند که امریکا دست به کار ننگینی زده است . افزون بر این که این کار ننگین است ، به ملت ایران حق می دهد بابت کودتا و پی ﺁمدهای ﺁن ، از امریکا ادعای خسارت کند . لذا اصرار می ورزد حکومت ﺁیزنهاور دخالت خود را در این کودتا انکارکند . غافل از این که واقعیتی چنان ﺁشکار پوشاندنی نیست. چنان که نخست مأموران امریکائی و انگلیسی کودتا، خود به شرح و بسط کودتا پرداختند . سپس نوبت انتشار اسناد شدو گزارش سیا و سندهای دیگر، ازجمله مجموعه اسنادی که توسط دکتر احمد علی رجائی و مهین سروری (رجائی ) به فارسی ترجمه و در دو جلد انتشار یافتند . و سرانجام، نوبت به پوزش رسمی رسید : خانم ﺁلبرایت، وزیر خارجه در حکومت کلینتون در 27 اسفند 1378، برابر 17 مارس 2000، در انجمن ايران و امريكا، در واشنگتن نطقی در پوزش از ملت ایران ايراد كرد. او اين نطق را موضع رسمى دولت امريكا خواند. کلینتون ، رئیس جمهوری امریکا، نیز از مردم ایران پوزش خواست . اما احقاق حق نیاز به استقرار دولت مردم سالار در ایرانی مستقل دارد . باید در مبارزه استقامت رویه کرد تا روز استقرار این دولت نزدیک و نزدیک تر شود.
ادامه دارد