یادﺁوری :مقاله ها که در انقلاب اسلامی منتشر می شوند تنها نظر نویسندگان خود را باز گو می کنند

صاحب
   امتياز
    و مسئول

برای تماس با ما

برگزيده مصاحبه ها

جواب به سوالها

آرشيو روزنامه

در اين شماره

صفحه اصلی

•   سايت آقاى
ابوالحسن بنى صدر


•   وب لاگ آقای
ابوالحسن بنی صدر


به مناسبت 14 و 29 اسفند - 27
شاه اجازه می خواهد به واشنگتن برود به سه شرط موافقت می شود: تصویب قرارداد کنسرسیوم و...

    مصدق : من این دادگاه را امریکائی می بینم

یادآوری انقلاب اسلامی: ما از اسناد قسمتهائی را و به ترتیبی نقل می کنیم که تاریخ نهضت ملی ایران ، رابطه دربار پهلوی و نوکران با غیرت انگلیس و امریکا را از سوئی و مصدق را از سوی دیگر با امریکا و انگلستان ، گزارش می کنند . برای آنکه تاریخ به روایت اسناد تا ممکن است شفاف شود، جای جای، به اسناد دیگر نیز مراجعه می کنیم .

* هندرسن : انتخابات "کنترل شده " باید انجام شود، زاهدی باید تا تصویب قرارداد نفت بر سر کار بماند :

• سند 387 ( واشنگتن 16 نوامبر 1953 ) برﺁورد وضعیت ایران است : احتمال می رود دولتهای بالنسبه میانه رو، تا پایان سال 1954 ، بر سرکار بمانند هرچند با سه مشکل الف - بی تصمیمی و تزلزل اراده شاه و ب - عدم احساس مسئولیت توسط عناصر گوناگون جامعه سیاسی ایران و ج - بی ترتیبی و سرکشی و نافرمانی مجلس .
نیروهای نگهبان امنیت که به شاه وفادار هستند توانائی سرکوبی سریع ﺁشفتگی های پیاپی داخلی را دارند و حزب توده تهدیدی برای دولت بشمار نمی ﺁید ( صفحات 1306 و 1307 کتاب )
• سند شماره 388 ( تهران، 19 نوامبر1953 ) گزارش هندرسن است به وزارت خارجه امریکا . دراین گزارش ، او به وزارت خارجه امریکا هشدار می دهد مراقبت کند انگلیسی ها درصدد تغییر حکومت زاهدی برنیایند . زیرا تا پایان کار نفت ، حکومت زاهدی باید برسرکار بماند . لذا دو دولت امریکا و انگلستان در رفتار با شاه ، می باید همآهنگ و همسان عمل کنند تا شاه از حکومت زاهدی پشتیبانی کند . (صفحات 1309 و 1310 کتاب )
• در سند 389 ( تهران ، 19 نوامبر 1953 ) هندرسن به وزارت خارجه امریکا اطلاع می دهد که محاکمه مصدق ، برای حکومت زاهدی مشکل ایجاد می کند و به اراده شاه انجام می گیرد . و تصریح می کند : " انتخابات مجلس بایستی کاملا  کنترل شود و هر دو ، ( شاه و زاهدی ) روی فهرست نامزدهای انتخابات بایدمشترکات توافق کنند". در پایان سند، هندرسن به این نتیجه می رسد که " برکناری ناگهانی زاهدی احتمال دارد موجب تقویت نیروهای مخالف با حل مسئله نفت بشود و می تواند هر قرار و مداری را که اینک برای حل مسئله نفت گذارده شده است را برهم زند . " ( صفحات 1311 و 1313 کتاب )

انقلاب اسلامی : سند واقعیت دیگری را ﺁشکار می کند : شرکت کنندگان در کودتا، از جمله زاهدی، مخالف محاکمه مصدق بوده اند . زیرا پیروز این محاکمه را مصدق می دانسته اند . بنظر ﺁنها مصدق می باید به احمد تبعید و در ﺁنجا تحت نظر زندگی می کرد . اما شاه اصرار بر محاکمه داشت . هرچند کینه شخصی علت این اصرار بود، اما علت مهمتر این بود که او می خواست " فصل الختام" بگردد . مخالفان محاکمه ، هرچند نگران بی ﺁبرو شدن خویش بخاطر برانگیختن دو قدرت خارجی به کودتا بودند، اما موافق مطلق العنان شدن شاه نبودند . او را مردی ضعیف النفس می دانستند که هرگاه خودکامه بگردد، اداره کشور در ید بی کفایت ترین ها و فاسدترین ها قرار بگیرد . زاهدی در باره شاه گفته بود : اگر چشمان او را ببندند و در میان یک گروه قرارش دهند، کورمال کورمال، متملق ترین، فاسد ترین و بی کیفیت ترین ها را می یابد و بر می کشد . راستی اینست که قدرتمدارها دو دسته اند : استعداد پرورها و استعداد کشها. هر دو پهلوی ، از قماش دوم بودند . از بداقبالی، خمینی نیز از این قماش بود .
این دو نظر، در سندهای بعدی نیز بازتاب جسته اند : • سند شماره 405 ( تهران، 7 ژانویه 1954 ) گزارش هندرسن به وزارت خارجه امریکا در باره اختلافات جدی شاه و زاهدی بر سر انتخابات فرمایشی است :
اگر چه شاه و زاهدی می کوشند صورت ظاهر را حفظ کنند و اختلافات جدی بر سر انتخابات را ﺁشکار نکنند، ولی روشن است که هیچ یک از وضع کنونی راضی نیستند . شاه در پشت صحنه سرنخها را بسود برخی از داوطلبان مورد علاقه خود در دست دارد . علاء ، وزیر دربار، به من اظهار کرد : چند هفته پیش، علم ، رئیس املاک سلطنتی و او بنا بر درخواست شاه، فهرستی از نامزدهای پیشنهاد شده ، برای مجلس، تنظیم کردیم . شاه این فهرست را با فهرست زاهدی که قبلا  تهیه شده بود، مقایسه کردو از تشابه ﺁنها خوشحال شد . سپس یک فهرست موقتی مرکب از لیست تهیه شد . اما به علت اعمال نفوذهای گوناگون، این لیست تلفیق شده ، به دفعات، مورد تجدید نظر قرار گرفت . تعدادی از نامزدهای واجد شرائط بهتر با بعضی که اشتهار بد داشتند، تعویض شدند .
در میان منتقدین انتخابات ، باتمانقلیج ، رئیس ستاد ارتش است ... در سوم ژانویه ، علاء به من اظهار کرد که باتمانقلیج با لیست بلندی از شکایات نزد وی ﺁمده بود و عقیده داشت زاهدی در حال توطئه برای بدست گرفتن نیروهای مسلح ، قوه قانونگذاری و سازمان اداری کشور و سپس سرنگون کردن شاه است ... من به علاء گفتم : اطمینان دارم که مساعی زاهدی برای تقویت شاه است.
اتهاماتی از سوی سیاست کاران ﺁزرده خاطر مطرح می شود : امریکائیها فهرستهائی تهیه کرده اند درست همانطور که انگلیسی ها در گذشته عمل می کردند . (صفحات 1373 تا 1376 کتاب ) .
• سند شماره 407 ( تهران ، 8 ژانویه 1954 ) گزارش هندرسن سفیر امریکا در ایران به وزارت خارجه در باره فضاحت بار شدن انتخابات فرمایشی است :
نخست وزیر اظهار کرد در مورد انتخابات دلگرم و امیدوار است . فهرست وکلائی که به تصویب شاه و او رسیده ، تکمیل شده است ... در باره تجدید انتخاب داوطلبانی نظیر قنات ﺁبادی و مصطفی کاشانی و میر اشرافی ، او گفت : علی رغم فقدان کامل به ﺁنها، مجبور به پذیرش ﺁنها شده است ... اشکال این جا است که هیچگاه نمی توان مطمئن شد که یک فرصت طلب سیاسی موفق نشود سخن خویش را بگوش شاه برساند و وی را اغوا و به ایراد سخنان و یا دست زدن به اقدامی که موجب برهم خوردن تعادل سیاسی بشود، راضی نکند .
بررسی های مقدماتی فهرست کاندیداها از سوی سفارت حاکی از ﺁنست که متأسفانه تنها شمار معدودی از ﺁنها از وجهه برجسته و احترام ملی برخوردارند . ( صفحات 1379 تا 1381 کتاب )
• در سند 409 ( تهران ، 18 ژانویه 1954 ) ، هندرسن نگرانی خود را از روند انتخابات فرمایشی گزارش می کند :
از راههای مناسب و در خور امریکائی، من دیروز پیام دوستانه ای برای نخست وزیر فرستاده و مؤکدا  نگرانی خودمان را در باره چگونگی گردش امور به اطلاع او رساندم . واسطه ها ، بهنگام گفتگو در باره جزئیات، وی را ﺁماده همکاری یافتند . من همچنین دیروز صبح ، ضمن دیدار با علاء به صراحت و بدون ملاحظه ، موضوع انتخابات را با وی درمیان گذاشتم . وی پذیرفت از طریق وزارت دربار سعی کند برخی از چهره های نامطلوب و ناپسند را کنار بگذارد . ( صفحه های 1384 و 1385 کتاب )

انقلاب اسلامی : مجلسی که انتخاباتش بدانحد از فضاحت بوده که اعتراض سفیر کودتاچی را برانگیخته ، قرارداد کنسرسیوم را تصویب کرده است . هرگاه ایران دولتی مستقل می یافت، بر او بود از امریکا و انگلستان بابت کودتای 28 مرداد 1332 و قرارداد کنسرسیوم و ربع قرن رژیم استبدادی شاه ، غرامت مطالبه کند . اگر ملاتاریا بنا بر بازسازی استبداد نداشت، به جای گروگانگیری ، این روش باید اتخاذ می شد .

• تقلاهای شاه برای گرفتن اجازه از امریکا برای برکناری زاهدی ادامه می یابند. اما هندرسن تأکید می کند زاهدی تا پایان کار نفت باید بماند :

* سند شماره 466 (تهران ، 28 مه 1954 ) ، گزارش هندرسن به وزارت خارجه امریکا است : " طی یک گفتگوی طولانی ، علاء به من گفت شاه خواهان نظر من نسبت به خردمندانه بودن برگزیدن نخست وزیر دیگری برای پایان دادن به مذاکرات نفت است . یزخی از مشاوران شاه، همواره به او می گویند امریکا و بخصوص انگلستان انعقاد موافقتنامه با زاهدی را مطلوب نمی دانند ... به علاء گفتم : شگفت زده ام که شاه به اینگونه رهنمودها و نصایح توجه می کند .اطیمنان دارم که ایالات متحده و دولت انگلیس هر دو کاملا  ﺁماده اند که موافقتنامه نفت را با دولت زاهدی منعقد نماید ... چگونه یک ایرانی ممکن است بپذیرد که زاهدی برای ایالات متحده شخص غیر قابل قبولی می باشد ... علاء یک شماره از مجله لایف ( به باور من مورخ 19 ﺁوریل ) را نشان داد مشتمل بر تصاویری با ژست دوربینی از به اصطلاح " فرد بی مخ " ( شعبان بی مخ ) ، در ﺁن چاپ شده بود ند . گزارش می گفت این تبهکار نقش مهمی در انتخابات ایران داشته است . علاء اظهار کرد با وجود این لحن مطبوعات امریکا که یا خصمانه و یا تحقیر ﺁمیز است، برای ایرانیان دشوار است باور کنند ایالات متحده به دولت زاهدی علاقمند است .
هندرسن گزارش می کند که در همان روز 27 مه، با شاه دیدار کرده و شاه از او پرسیده است : " ﺁیا به عقیده شما حل و فصل مسئله نفت اگر زاهدی تعویض گردد، ﺁسان تر نمی شود ؟ " من گفت : " ... من اطمینان دارم که ایالات متحده و انگلیس از امضای موافقتنامه با دولت زاهدی استقبال می کنند . "
شاه اصرار می ورزد که زاهدی در کشور محبوبیت ندارد ، حکومت او در اتخاذ تدابیر برای جلوگیری از گرانی شکست خورد، این حکومت معروف به رشوه خواری و فساد است و از برﺁوردن وعده هایش در قلمرو توسعه اقتصادی ناتوان گشته و در انجام انتخابات دو مجلس، بی کفایت بوده است . و هندرسن به او می گوید : " نظر من اینست که ترجیح در اینست که اسبها را در میان رودخانه عوض نکنید ... به علاوه من اطمینان ندارم نخست وزیر جدید ، هر کس که باشد ، دارای اعتباری بیش از زاهدی ... باشد ... هرگاه شاه مایل باشد که زاهدی را هدایت کند و بطور همزمان از وی پشتیبانی کامل بعمل ﺁورد و اگر بی قید و شرط از موافقتنامه ای که زاهدی منعقد می کند، حمایت کند، بنظر من فرصت خوبی برای تصویب موافقتنامه وجود دارد " ( صفحات 1531 تا 1534 )

انقلاب اسلامی : شاه ایران می کوشد سفیر امریکا را با تغییر نخست وزیر راضی کند و وسیله راضی کردنش ، تصویب قرارداد نفت در سود امریکا و انگلیس است ! و در همان حال ، با این تصور که امضای قرارداد موجب پایدار شدن حکومت زاهدی می شود، در کار او اخلال می کند . بی ﺁن که بتواند این اخلال را از دید امریکا و انگلیس پنهان کند :
• سند شماره 468 ( واشنگتن ، 29 مه 1954 ) دستور العمل دالس به سفیر است : " بنظر وزارت خارجه اساسی است که شاه هیچ تردیدی در باره استواری و قطعیت پشتیبانی ایالات متحده از زاهدی نداشته باشد ... به شما اصرار می ورزیم از هر وسیله برای حفظ و تحکیم همکاری شاه با حکومت زاهدی استفاده کنید ... هوور ابراز عقیده کرد که حکومت زاهدی ﺁماده انعقاد قرارداد است حال ﺁنکه بسیاری از مشاوران شاه ، از قبیل مسئولان شرکت ملی نفت ایران اکراه دارند و رویه اشکال تراشی و کار شکنی دارند ... بنظر می رسد که مرحله موفقیت یا شکست فرا می رسد . زمان ﺁنست که ما ﺁماده اتخاذ مشی قاطع در برابر شاه بشویم . او کلید پذیرش و تصویب موافقتنامه از سوی مجلس را در دست دارد . به ویژه اهمیت دارد که ایالات متحده در این مرحله به شاه رهنمود جدی ... بدهد " ( صفحه های 1537 و 1538 کتاب )
•سند471 ( واشنگتن، 31 مه 1954 ) حاکی است که مورفی قائم مقام وزیر امور خارجه امریکا از هندرسن می خواهد به شاه خاطر نشان کند تغییر نخست وزیر مذاکرات نفت به خطر افتد . دلایل را نیز یک به یک یادﺁور می شود ( صفحه های 1541 و 1542 کتاب )
• و شاه دست بردار نیست . همچنان در پی کسب موافقت امریکا با تغییر زاهدی است : برابر سند شماره 475 ( تهران، 11 ژوئن 1954 ) ، هندرسن به وزارت خارجه گزارش می کند که در 10 ژوئن باعلاء دیدار کرده و علاء به او گفته است : شاه نگران کاهش مستمر اعتبار و حیثیت دولت است . و این امر ناشی از ندانم کاری و بی تدبیری نخست وزیر در رابطه اش با اعضای مجلس شورا و سنا است . شاه از من خواسته است فورا  با شما تماس بگیرم و این پیام را به شما بدهم : هر دو مجلس شورا و سنا نسبت به حکومت زاهدی چنان مخالفت و خصومتی را رویه کرده اند که من ( شاه ) می ترسم دیگر نتوانم بیش از این ﺁنها را در مهار نگاه دارم . "
هندرسن گزارش می کند : " در این اواخر ، دو تن از ناسیونالیستهای خطرناک، رضوی و شایگان ، همکاران مصدق، در میان جشن و سرور که کمونیستهای توده ای نیز در ﺁن شرکت داشته اند، پیروزمندانه به منازل خود بازگشته اند . ﺁنها هم اکنون مشغول فعالیت برضد حکومت شده اند . ﺁزادی ﺁنان ملیون و توده ایها را قانع ساخته بود که حکومت در حال ضعیف شدن است . به علاء گفتم : به من اطلاع داده اند شاه مسئول ﺁزادی ﺁنها است . علاء پاسخ داد : ... شاه اصرار ورزیده بود صدیقی که یک مرد دانشمند و استاد ساده دلی است که به شاه نیز وفادار بوده و مصدق او را گمراه کرده بود، ﺁزاد شود ... با وجود این ، علاء گفت : صدیقی نیز از همان قماش رضوی و شایگان است . پس هر سه باید ﺁزاد می شدند ."
بقائی ، نماینده پیشین مجلس ... چند روز قبل در کرمان بازداشت شد و در جنوب ایران زندانی شد . به دنبال تحریک و جنجال در مجلس و سنا، حکومت تصمیم خود را تغییر داد و بقائی را ﺁزاد کرد . در نتیجه، اعتبار و نفوذ بقائی افزایش یافت و از نفوذ و وجهه نخست وزیر کاسته شد . علاء به من گفت : اگرچه شاه به نخست وزیر گفته است بازداشت بقائی اشتباه بوده است اما نخواسته بود او را ﺁزاد کند .
به علاء گفتم : " به نظر من، تغییر نخست وزیر در زمان کنونی ، برای جایگاه بین المللی ایران زیان بخش است . این امر موجب پدید ﺁمدن تردید هائی در باره توانائی ایران در زمینه نظم و قانون می شود و این امر قطعا  در مذاکرات نفت تأثیر منفی می گذارد ... علاه سئوال کرد : ﺁیا به نظر شما حکومت زاهدی این شانس را دارد که به توافق با کنسرسیوم دست یابد . من پاسخ مثبت دادم ... من بعدا  ، همان شب علاء را در شام ملاقات کردم . وی به من گفت : شاه دوباره تصمیم به ادامه پشتیبانی از زاهدی گرفته است .

انقلاب اسلامی : همانطور که سند ﺁشکار می کند قدرت قابل تقسیم نیست . برای از میدان بدر کردن، شریک، همه کار جایز می شود . حتی گرفتن و ﺁزاد کردن همکاران مصدق و بقائی که همکار کودتاچیان بود . با این حال ، همانطور که سند حاکی است تفاوت ماهوی وجود دارد میان گرفتن و ﺁزاد کردن رضوی و شایگان و صدیقی ، با گرفتن و ﺁزاد کردن بقائی . اشاره سند به افزوده شدن بر اعتبار بقائی و کاسته شدن از وجهه زاهدی ، بسا گویای خبری است که بهنگام دستگیری بقائی انتشار یافت : دانستنی است که از سوئی ، زاهدی گفته است : شاه می خواست بقائی را بکشد زیرا او را ﺁدم خطرناکی می دانست و من نگذاشتم و از سوی دیگر، برای ﺁنکه زاهدی را بی اعتبار کنند، نامه دختر شخصی را که به دستور زاهدی، نامش، بعنوان نماینده ، می باید از صندوقهای رأی کرمان، بیرون می ﺁمد را به بقائی می رسانند . نامه به پست داده شده بود و پست نامه را در اختیار بقائی گذاشته و بقائی نامه را در مسجد خوانده بود. در نامه ﺁمده بود که در دیدار شبانه با تیمسار، قول گرفتم شما را وکیل کرمان کند. قرارداد کنسرسیوم را مجلسی با این نوع نمایندگان تصویب کرد !

* این بار ، شاه از نیکسون، معاون رئیس جمهوری امریکا می خواهد امریکا و انگلیس وظایف ارتش ایران را معین کنند و این دو قدرت معین می کنند و شاه را محور می شناسد :

• بنا بر سند 396 ( تهران، 17 دسامبر 1953 ) که گزارش گفتگوهای نیکسون ، معاون رئیس جمهوری امریکا با شاه و گفتگوهای خود او با زاهدی و وزیر خارجه او است ، این بار، شاه از نیکسون می خواهد تکلیف وظایفی معین شود که ارتش می باید برعهده بگیرد . نیکسون از شاه می پرسد : هرگاه ارتش باید در برابر حمله روسیه ، به دفاع بپردازد، ﺁیا می باید همکاری ( نظامی ) میان ایران و همسایگانش نیز ایجاد شود ؟ شاه پاسخ می دهد : طبیعی است . و خاطر نشان می کند بشرط ﺁنکه دارای توان دفاع باشد . اما بدون داشتن این توانائی ، شرکت در پیمان نظامی تدافعی بی معنی است . پس از عزیمت نیکسون ، زاهدی و وزیر خارجه او، از سفیر امریکا می خواهند ﺁنها را از مضمون گفتگوهای نیکسون با شاه،ﺁگاه کند . بنا بر سند، نگرانی این دو ﺁن بوده است که قرار بر شرکت ایران در پیمان نظامی با پاکستان و ترکیه گذاشته شده باشد . وزیر خارجه به سفیر توضیح می دهد که ارتش ایران توان دفاع در برابر حمله را ندارد و " هرچه کمتر در باره پیمان دفاعی خاورمیانه ، شامل ایران ، گفتگو شود بهتر است " . ( صفحات 1325 و 1326 کتاب )
• سند شماره 398 ، یادداشت دبیر شورای امنیت ملی در باره نشست 23 دسامبر 1953 اجلاس یکصد و هفتاد و هفتمین شورای امنیت ملی است . در ایین جلسه ، نیکسون سفر خود به ایران را گزارش می کند و از جمله این نظر را اظهار می کند : " من فکر می کنم شاه ایران شروع به بازیافت شهامت وجسارت بیشتری کرده است. ما در باره گماردن افراد جوان در مناسب و مشاغل مهم گفتگو کردیم . چنانچه شاه رهبری را به دست گیرد، همه چیز بهبود می یابد . شاه به من اظهار کرد : " هنگامی که مسئله نفت پایان یابد، من رهبری را بدست خواهم گرفت . " نیکسون خاطر نشان می کند که هندرسن نسبت به امکان دست یابی به سازش بر سر نفت، بدبین است مگر این که مقام نیرومند و بالا دستی به انگلیسی ها فشار ﺁورد " . ( صفحه 1330 کتاب )
• سند شماره 427 ( واشنگتن ، 19 فوریه 1954 ) دستور العمل از سوی اسمیت ، قائم مقام وزیر امور خارجه امریکا، به سفیر در باره تصویب دو وظیفه ارتش و افزایش نفوذ شاه است : " الف - سیاست نو شورای امنیت ملی نسبت به ایران رااعلام می دارد:
- بهبود توانائی نیروهای مسلح ایران برای حفظ امنیت داخلی و فراهم ساختن موجبات مقاومت بیشتر در برابر تجاوز و تهاجم خارجی .
- افزایش وجهه و نفوذ نهاد سلطنت و روحیه دولت ایران و نیروهای مسلح . - به علاوه سیاست شورای امنیت ملی اعلام می کند که ایران می بایستی تشویق به همکاری نظامی با همسایگانش تا ﺁنجا که عملی باشد، بگردد .
ب - شاه مجاز هستید که رئوس مفاد بالا را در پاسخ به شاه در باره ﺁینده نیروهای مسلح ایران بکار ببرید .
- نظر ایالات متحده ، در بالاترین سطح بر اینست که نیروهای مسلح ایران بایستی دارای توانائیهای فراتر از ﺁنچه که تنها برای حفظ امنیت داخلی ایران ضرور است ، بشوند . دولت انگلستان نیز با این نظر موافق است " ( صفحات 1421 و 1422 کتاب )
• در سند شماره 430 ( واشنگتن ، 1 مارس 1954 ) ، اسمیت بار دیگر به سفیر دستور العمل می دهد : ارتش ایران ظرفیتهائی بیش از ظرفیت تأمین امنیت داخلی باید داشته باشد. انگلیسی ها تأکید می کنند که مطلوب است به اطلاع شاه برسد که امریکا و انگلستان به توافق گسترده ای در باره ﺁینده ارتش ایران دست یافته اند . اسمیت از هندرسن می خواهد به زاهدی نیز وظایف ارتش را به ترتیبی که دو کشور بر سرش توافق کرده اند، به زاهدی نیز اطلاع دهد (صفحات 1427 و 1428 )
• در سند شماره 431 ( تهران ، 4 مارس 1954 ) ، هندرسن به وزارت خارجه گزارش می کند چرا فعلا  وقت ﺁن نیست که ایران به پیمان نظامی بپیوندد و چرا در مجهز کردن ارتش ایران باید اندازه نگاه داشت : در صورت تجاوز روسیه و نرسیدن کمک امریکا، ارتش ایران و تمامی تجهیزات ﺁن به دست شورویها خواهد افتاد . افزون بر این ، ارتش ایران نمی بایستی به ترتیبی تحول کند که بخش عمده منابع ملی داخلی را به خود اختصاص دهد و طی سالهای ﺁینده بارسنگینی بر دوش بودجه ایران بگذارد . و مشارکت ایران در ترتیبات امنیتی منطقه ای ، نه برای ایران سودمند است و نه برای امنیت خاورمیانه ( صفحات 1430 و 1432 کتاب )
• در سند شماره 434 ( 8 مارس 1954 ) ، هندرسن دیدار خود را با شاه و علاء گزارش می کند . هر دو سخت نگران بوده اند از این که امریکا و انگلیس ، وظیفه دفاع در برابر تهاجم روسیه را ، برای ارتش ایران قائل نشده اند . هندرسن به شاه اطمینان می دهد نباید در باره اراده رهبران جهان ﺁزاد در حمایت از استقلال ایران تردید کند . و به علاء می گوید شاه نباید از تأخیر پاسخ امریکا در باره درخواست خود، نگران باشد . نیاز به مطالعه دارد و مطالعه و اخذ تصمیم زمان می برد . " شاه زمان زیادی را صرف اصرار ورزیدن بر روی این موضوع کرد که ایالات متحده به پیشنهادهایش در باره ﺁینده نیروهای مسلح ایران توجه کند " . هندرسن ، بدون ﺁنکه تصریح کند، به او حالی می کند که امریکا و انگلیس موافقت کرده اند ارتش دو وظیفه داشته باشد . ( صفحات 1441 تا 1445 کتاب )
• سند شماره 435 ( واشنگتن ، 9 مارس 1954 ) اسمیت، نظر وزارت خارجه را در باره ارتش و ورود ایران به پیمان نظامی منطقه ای ، ابلاغ می کند . در این سند، دو مورد اختلاف امریکا و انگلستان ، در خور توجه اند : " برای اطلاع شما، ما تنها در دو نکته احتمالا  با انگلیسی ها اختلاف نظر داریم : ما عقیده داریم که نظر ﺁنها در باره ظرفیت و توانائیهای بالقوه دفاعی نیروهای مسلح ایران ، در ﺁینده، از میزان مورد نظر ما کمتر است . و ﺁنان تا کنون تصمیمی در این باره که ﺁیا مایلند ایران به پیمان همکاری دفاعی ترکیه و پاکستان بپیوندد ، اتخاذ نکرده اند ... نگرانی ﺁنها از اینست که مبادا از ﺁنها خواسته شود بطور رسمی امنیت مرزهای ایران را تضمین نمایند ... به نظر ما، بیهوده است ما به انگلیسی ها اصرار بورزیم زودتر در باره رویه نهائی خود بر سر پیوستن ایران به ترتیبات امنیتی تصمیم بگیرند . ﺁنهم در حالی که ما هر دو توافق داریم که ایران نباید و احتمالا  نمی تواند در موقعیت کنونی خودبه این اقدام دست بزند."( صفحات 1447و1448 کتاب) .
• در سند شماره 439 ( تهران 18 مارس 1954 ) ، هندرسن به وزارت خارجه امریکا اطلاع می دهد که به نزد شاه رفته و توافق امریکا و انگلیس را بر سر دو وظیفه ارتش به او ابلاغ کرده است . شاه به او گفته است :همکای دفاع پاکستان وترکیه ، بدون ورود ایران در این همکاری بی معنی است .
پس از ﺁنکه سفیر انگلیس از وزارت خارجه انگلستان کسب تکلیف می کند و وزارت خارجه موافقت انگلستان را با دو وظیفه ارتش به او ابلاغ می کند، در 17 مارس، هندرسن نزد شاه می رود و او را از موافقت این دو کشور را از دو وظیفه ارتش ﺁگاه می کند . با وجود این ، شاه نگران کوچک و بزرگی ارتش و ساز و برگ ﺁنست و از هندرسن، می پرسد : اگر من با ژنرال مک کلور ( رئیس مستشاران نظامی امریکا در ارتش ایران ) گفتگو و به توافق برسیم ، ﺁیا از سوی عالی ترین مسئولان دفاع امریکا پذیرفته می شود یا خیر ؟ سفیر به او پاسخ می دهد: ژنرال مک کلور نزد طراحان برنامه های دفاعی امریکا دارای ﺁبرو و اعتبار فراوان است . اما واشنگتن علاوه بر توصیه های دریافتی ، به نیازهای دفاعی مناطق دیگر و عوامل سیاسی و اقتصادی و... نیز باید توجه کند .(صفحات 1456 تا 1460کتاب) .
انقلاب اسلامی : طرفه این که برای ﺁنکه شاه بازی درنیاورد و به تصویبرساندن قراردادکنسرسیوم را به گرو نگیرد، شورای امنیت ملی امریکا تصمیم می گیرد، از مراجعات مکرر او برای ﺁنکه امریکا و انگلیس با دو وظیفه ارتش موافقت کنند، استفاده کند و کمک نظامی را مشروط به پشتیبانی او از قرارداد کنسرسیوم کند !
• ( سند 465 ، واشنگتن ، 27 مه 1954 صفحه های 1528 و 1529 کتاب ). در جلسه شورای امنیت ملی ، هور گفته است : " هیچ موافقتنامه ای در مورد نفت با ایران ، چنانچه از پشتیبانی بدون قید و شرط شاه برخوردار نباشد، پایدار نمی ماند . وی در عمل نشان داده است که تا حدودی غیر قابل اعتماد و متلون است . ما بایستی وی را در پشتیبانی از این موافقتنامه وادار و ملزوم سازیم " . بنا بر سند شماره 473 ( تهران ، 5 ژوئن 1954 ) ، هندرسن به وزارت خارجه امریکا گزارش می کند شاه نگرانی خود را از تأخیر در تجدید سازمان نیروهای مسلح به او ابراز کرده و او به شاه گفته است نباید تردید داشته باشد که امریکا اهمیت زیادی برای نقش و سهم بالقوه ایران در دفاع از خاورمیانه قائل است ( صفحه 1546 کتاب ) .

* از ماه دسامبر سال 1953 تا تهیه متن قرارداد، امریکا از سوئی با انگلستان بر سر سهم شرکت سابق نفت و شرکتهای امریکائی در کنسرسیوم در کشماکش است و از سوی دیگربه حکومت شاه- زاهدی، در باره قرارداد نفت و رفتار این دو باانگلستان و شرکت نفت ، " رهنمود " می دهد :

• سند شماره 397 ( لندن ، 18 دسامبر 1953 ) گزارش باتر ورث ، کاردار سفارت امریکا در انگلستان به وزارت خارجه در باره گفتگوهای فریزر، رئیس شرکت نفت ایران و انگلیس با نمایندگان 6 شرکت نفتی امریکائی و شرکتهای نفت فرانسوی و هلندی است . در این جلسه، فریزر با کنسرسیوم موافقت می کند و " تأکید می کند شرکت نفت ایران و انگلیس علاقمند است سهمش 50 درصد باشد " . ( 1327 و 1328 ) .
• سند شماره 400 ( تهران ، 30 دسامبر 1953 ) ، گزارش هندرسن به وزارت خارجه امریکا در باره ، ورود دنیس رایت، کاردار انگلستان در ایران، در 22 دسامبر به ایران است . او " با حسن تشخیص ، دنبال انجام وظائف خود ، گشایش سفارت و بر قراری تماس با مقامات ایران و نمایندگان سیاسی ، به شیوه ای به دور از سر و صدا و خود نمائی بوده است " . ( صفحه 1333 )
• سند شماره 402 ( واشنگتن ، 4 ژانویه 1954 ) یادداشت کاتلر ، مشاور امنیتی ﺁیزنهاور به دالس وزیر خارجه امریکا است . در این یادداشت، خاطر نشان می شود :
الف - احتمال و پیش بینی این که کنسرسیوم ( در مقام جانشین شرکت نفت ایران و انگلیس ) نفت ایران را بفروش رساند، ناگزیر موضوع دعوی علیه کارتل را مطرح می سازد . زیرا اعضای امریکائی کارتل مرکب از شرکتهای نفتی بزرگ هستند که متهم به نقض قوانین ضد تراست شده اند " . او راه حل را مراجعه به کنگره می داند . ( صفحه 1342 )
• سند شماره 404 ( تهران ، 5 ژانویه 1954 ) گزارش هندرسن به وزارت خارجه امریکا در باره گفتگویش با انتظام ، وزیر خارجه حکومت زاهدی است . انتظام گفتگوی زاهدی و شاه را در باره ارتباط اعضای دربار با سفارت خانه ها به سفیر بازمی گوید : " برخی از اعضای دربار ضمن تماس با نمایندگان سیاسی خارجی، با پیامهائی که ادعا می شود از جانب شاه است ، پشت سر و بدون اطلاع دولت ، به حیثیت شاه و ایران لطمه می زنند. وی اظهار امیداوری کرده بود شاه بتواند به این کارها پایان دهد . شاه از خجالت سرخ شده ولی از اظهار نظر خودداری کرده بود . نخست وزیر عقیده داشت لااقل در حال حاضر، شاه بایستی از پیچیده تر کردن وضعیت بین المللی ، با دست زدن به عملیات سری و مداخله در امورخارجی ایران، خودداری کند " ( صفحه 1373 کتاب)

انقلاب اسلامی : بدین سان، ارتباط سری شاه با سفارتخانه های خارجی، بعد از کودتا نیز ادامه یافته است . هدف این ارتباطها، دست یابی به " رهبری " بلامنازع بوده است. تفاوتی که این دوره با دوره مصدق کرده ، اینست که شاه و زاهدی، شکایت از یکدیگر را نزد سفیر امریکا می برند و کارهای یکدیگر را به او گزارش می کنند. و شاه نمی خواهد امضای قرارداد نفت سبب تحکیم موقعیت زاهدی و طولانی شدن دوران حکومت او شود . می خواهد به حساب خود گذاشته شود :
• از سند 404 تا سند 482 ، غیر از سندهائی که به تعیین وظایف ارتش و چغلیهای شاه و زاهدی از یکدیگر نزد سفیر امریکا و کسب موافقت برای برکناری زاهدی از نخست وزیری و انتخابات فرمایشی مربوط هستند، بقیه مربوط به گفتگوهای امریکا و انگلیس، بر سر سهام شرکتهای امریکائی و شرکت سابق نفت و دو شرکت ، یکی فرانسوی و دیگری شل و غرامت و ملیت شرکتهای عامل و مدیریت و ملیت مدیران هستند . تنها پس از ﺁنکه دو قدرت به توافق می رسند و قرار بر این می شود که 5 شرکت امریکائی هریک 8 سهم و شرکت سابق 40 سهم و 20 سهم بقیه میان دو شرکت دیگر توزیع شود و شرکای شرکت سابق، 1 میلیارد دلار بعنوان غرامت به شرکت سابق بپردازند و مدت قرارداد 40 سال بگردد، طرف گفتگو با ایران می شوند . قرارداد، تقسیم درﺁمد 50 - 50 است .
طرفه این که هنوز شرکت سابق، از ایران، بابت تأسیسات نفتی در کشور، 280 میلیون غرامت مطالبه می کند . این رفتار توهین و تحقیر ﺁمیز و ﺁزمندانه ، حتی هندرسن را نیز به اعتراض بر می انگیزد . سرانجام، در گفتگوهای مستقیم سفیر انگلیس با امینی ، وزیر دارائی حکومت زاهدی، قرار بر پرداخت 25 میلیون لیره غرامت می شود. طرفه این که ، نفتی که امریکا و انگلیس می خواستند ببرند و ارتشی که می باید در خدمت سلطه ﺁنها قرار بگیرد، وسیله تحقیر و مطیع کردن شاه بودند :

* شاه به سه شرط اجازه می یابد به امریکا برود و قرارداد معروف به " امینی - پیچ " امضاء می شود :
• سند شماره 482، یادداشت دالس وزیر امور خارجه برای ریاست جمهوری (واشنگتن ، 3 ژوئیه 1954 ) ودر باره تقاضای شاه از امریکا است : ﺁیزنهاور او را به امریکا دعوت کند . دالس به سفیر دستور می دهد به شاه بگوید به سه شرط این دعوت بعمل می ﺁید:
1 - موضوع نفت حل و خاتمه یافته باشد .

2 - دیدار تنها برای مدت 3 روز که در واشنگتن می گذراند، بطور رسمی باشد و بقیه سفر غیر رسمی باشد .
3 - مقامات دولت ﺁماده اند با وی بر سر مسائلی که شاه بخواهد مطرح سازد ، بطور خصوصی و غیر رسمی گفتگو کنند . بدان شرط که ما از نظرات شاه ، در باره این مسائل قبلا  ﺁگاه شویم . ( صفحه 1565 کتاب )
انقلاب اسلامی : این شروط سخت تحقیر ﺁمیز ، از اسباب تصویب قرارداد کنسرسیوم به ترتیبی شد که حتی یک واو ﺁن پس و پیش نشد . امینی در مجلس گفت : کنسرسیوم به کمتر تغییر متن رضا نمی دهد ! وی " به نمایندگانی که از عبارت های بسیار پیچیده و ناروشن آن چیزی نفهمیده بودند گفت: " از مبهم بودن عبارت فارسی قرار داد نترسید زیرا وضع نفت مبهم ترازآن است. نسخة انگلیسی قرار داد هم مبهم است!" (" خواب آشفتة نفت - از کودتای 28 مرداد تا سقوط زاهدی " - جلد سوم - محمد علی موحد - نشر کارنامه - تهران، 1383 - ص 368 )
• سندها ی 483 و 484 مربوطند به کنسرسیوم و میزان برداشت سالانه نفت و مدیریت و ملیت ﺁن و وظائف شرکتهای عامل و غرامتی که شرکت سابق نفت ادعا می کند .
• سند شماره 485 ( واشنگتن 30 ژوئیه 1954 )، یادداشت هوه ، جانشین دستیار ویژه در امور اطلاعاتی وزیر خارجه برای ملاحظه وزیر خارجه است : زاهدی در مقامخود، تا پایان کار تصویب قرارداد کنسرسیوم برسر کار بماند .
قدرت سیاسی در ایران ، نظیر پیش از دوران دست یابی مصدق به قدرت، میان شاه و خانواده مالک بزرگ اراضی در کشور تقسیم می شود . به نوبه خود ﺁنان سازمان کشوری دولت و نیروهای دفاعی را در اختیاردارند.
ساختار کنونی قدرت فعلا  به ترتیب زیربرپا ایستاده است : 1 - حکومت نظامی بویژه در تهران و منطقه ﺁبادان و در طول خطوط راه ﺁهن . 2 - سانسور کامل مطبوعات برای ﺁنکه صدای انتقاد مردم را خفه و خاموش کنند . 3 - بکارگرفتن مستمر نیروهای امنیتی برای جلوگیری از گردهمآئی ها و تظاهرات سیاسی و کشف و بازداشت توده ایها و سایرعناصرخرابکار . 4 - تأمین و عرضه کمکهای فوری و پشتیبانی سیاسی امریکا و 5 - ادامه انتظار که مذاکرات نفت منجر به دست یابی به راه حلی در سود ایران شود .
در دراز مدت ، نه شاه و نه مالکان اراضی می توانند مانع از برهم خوردن این موازنه شوند . اهمیت گروههای شهرنشین جدید ، بویژه روشنفکران ، افراد متخصص و صاحب حرفه ، بازرگانان وکارگران، بعنوان یک نیروی سیاسی، به احتمال زیاد افزایش خواهد یافت ( صفحه های 1570 و 1571 کتاب )

انقلاب اسلامی : سند حاکی است که امریکا شاه را محور می شناسد و وظیفه زاهدی با تصویب قرارداد کنسرسیوم به پایان می رسد . دولتی که بنا بر این سند ، به زور و برخلاف خواست مردم ایران برپا و وابسته به امریکا است، قراردادی بسود امریکا و انگلستان را در مجلس فرمایشی به تصویب می رساند .
• بنا بر سندهای 486 ( لندن ، 30 ژوئیه 1954 ) و 487 ( تهران، 31 ژوئیه 1954 ) میزان غرامتی که ایران بابت تأسیسات موجود در ایران به شرکت سابق نفت می پردازد، 25 میلیون لیره معین شده است ( صفحه های 1571 و 1572 کتاب )
• سند شماره 488 ( یادداشت از سوی دالس به رئیس جمهوری امریکا ، واشنگتن 3 اوت 1954 ) حاکی است که دالس از ﺁیزنهاور می خواهد تقدیرنامه هائی را امضاء کند : تقدیرها از لوئی هندرسن سفیر و هربرت هوور ، بخاطر انجام وظایف خویش در فراهم ﺁوردن موجبات تصویب قراردادکنسرسیوم .
دالس از ﺁیزنهاور می خواهد پیام به شاه را نیز امضاء کند . ( صفحه 1573 کتاب )
• در سند شماره 492 ( تهران ، 15 اوت 1954 ) ، هندرسن به وزیر خارجه امریکا گزارش می دهد که در قرارداد به زودی به مجلس تقدیم خواهد شد . و " مهمترین عامل تصویب قرارداد، بسا توانمندی عمومی حکومت زاهدی باشد . سیاست کاران عموما  مجاب هستند که شاه ، در تصویب تمام و کمال موافقتنامه متکی به حکومت زاهدی است . ایالات متحده و دولت انگلیس نیز از شاه پشتیبانی می کنند و با یکدیگر همﺁهنگی دارند ... رضا حکمت ، رئیس مجلس که در پشتیبانی از حکومت زاهدی چندان استوار نیست ، سفارت انگلستان را مطمئن ساخته است ... که هیج نگران مجلس نباشید. " ( صفحه 1578 کتاب )
• سند شماره 495 ( واشنگتن ، 18 سپتامبر 1954 ) ، حاکی است که ژنرال مک کلور ، رئیس هیأت مشاوران نظامی امریکا در ارتش ایران از وزارت دفاع امریکا ، خواستار اعطای یک کمک نظامی 360 میلیون دلاری به ایران شده است . هدف این پیشنهاد ایجاد ظرفیت واقعی برای ایران است تا که بتواند در دفاع از خاورمیانه ، از طریق پیوستن به ترتیبات دفاعی ، شرکت کند . ( صفحات 1583 و 1584 کتاب ) وزارت دفاع موافقت کرده و از وزارت خارجه کسب نظرکرده است. سند 503 ( واشنگتن ، 8 نوامبر 1954 ) پاسخ دالس به وزیر دفاع است . او موافقت خود را با اعطای کمک نظامی ابراز می کند . ( صفحات 1598 تا 1601 کتاب )
• 3 روز بعد از پیشنهاد کمک نظامی ، در 21 سپتامبر 1954 ، قرارداد کنسرسیوم تقدیم مجلس می شود . بنا بر سند 496 ( تهران ، 21 سپتامبر 1954 ) ، هندرسن گزارش می کند که سخنرانی امینی هنگام تقدیم موافقتنامه نفت به مجلس، موفقیت بزرگی بوده است ! ( صفحه 1585 کتاب ) .
• سند شماره 501 حاکی از تصویب قرارداد کنسرسیوم در 21 اکتبر 1954 ، با 113 رأی موافق و 5 رأی مخالف و 1 رأی ممتنع در مجلس است .
• در سند شماره 503 ( واشنگتن 28 اکتبر 1954 ) دالس از سفیر می خواهد : " لطفا  گرم ترین تبریکات صمیمانه قلبی مرا به مناسبت این فرصت پراهمیت و قابل توجه به اعلیحضرت همایونی ، نخست وزیر، دکتر امینی و همه دیگران در دولتتان که به انجام این عمل بزرگ ، که همه جهان ﺁزاد ﺁن را تحسین می کند، ابراز نمائید. ( صفحه 1597 کتاب ) .
• در13 دسامبر 1954 ، شاه به امریکا می رود. سند 504 ( واشنگتن ، 9 دسامبر 1954 ) یادداشت جرنیگن ، جانشین معاون وزیر خارجه ، برای دالس وزیر خارجه است : شاه می ﺁید تا بداند " ما چه نقش و وظیفه ای را از ایران انتظار داریم در دفاع از خاورمیانه ایفا کند ... در ﺁغاز گفتگوهایشان، شاه به رئیس جمهوری یادداشتی که در برگیرنده رئوس نظراتش است تسلیم می کند . ما قبلا  رونوشتی از ﺁن یادداشت را بدست ﺁورده ایم ... " ( صفحه های 1602 و 1603 کتاب ) .
• در سند شماره 505 ( واشنگتن ، 13 دسامبر 1954 ) دالس به سفارت امریکا در تهران اطلاع می دهد که " شاه و همراهان ، امروز صبح به سلامت و خوبی وارد واشنگتن شدند . پیش از ناهار در کاخ سفید، شاه با رئیس جمهوری ، معاون رئیس جمهوری ، وزیر خارجه و... دیدار و گفتگوی کوتاه و مهمی انجام داد .
....
شاه از پشتیبانی و تشویق ایالات متحده که نه تنها موجب نجات ایران بلکه خلاصی خاوریمانه از مصیبت ناگوار شده است،سپاسگزاری کرد ." ( صفحه 1610 کتاب )
انقلاب اسلامی: کسی که خود را در اختیار قدرت خارجی گذاشته و عامل کودتایش برضد نهضت مردم ایران شده و ثروت ملی ﺁنها را به بثمن بخس به ﺁنها داده و با برﺁوردن سه شرط به امریکا رفته و به او بیش از این اجازه نداده اند که تقاضاهای خود را تقدیم رئیس جمهوری امریکا کند، در مقام تملق گوئی از ﺁیزنهاور، کودتا را " نجات ایران بلکه خلاصی خاورمیانه از مصیبت ناگوار " توصیف می کند . زمان شهادت داد که کودتا فاجعه بزرگی برای تجربه مردم سالاری در ایران و مایه واپس ماندگی بزرگ ترین حوزه تمدن، حوزه تمدن اسلامی شد که ایران در ﺁن نقش قلب را باری می کند . حدود نیم قرن بعد، کلینتون، رئیس جمهوری و ﺁلبرایت ، وزیر خارجه او، از مردم ایران ، بخاطر نقش امریکا در ﺁن کودتا پوزش خواستند . هنوز می باید دولتی که نمایندگی از جامعه ای ﺁزاد را داشته باشد، پایان استبداد بگردد و از دو قدرت کودتاکننده خسارت مطالبه کند .
و یادﺁور می شود که رعایت اختصار در نقل و توضیح اسناد پیرامون کنسرسیوم بخاطر ﺁنست که بنا بر مطالعه تفصیلی استقرار رژیم پهلوی، از رهگذر کودتا و تشکیل مجلس قلابی و تصویب قرارداد کنسرسیوم و... است .