اخبار
دفاع و نقض
حقوق
از
تاریخ 31
اردیبهشت تا 11
خرداد 88
جهانگیر
گلزار
اخبار
تجاوز به حقوق
دانشجویان
اردیبهشت
88 31
تحصن
دانشجویان
دانشگاه
تربیت معلم
تبریز در
اعتراض به هتک
حرمت این
دانشگاه
به دنبال
برگزاری
مراسمی که
قرار بود روز
گذشته تحت
عنوان
“قویترین
مردان شمال
غرب کشور” در
محوطه دانشگاه
تربیت معلم
تبریز برگزار
شود، بیش از
هزار نفر از
دانشجویان
این دانشگاه
به خاطر حرکات
غیراخلاقی
شرکت کنندگان
این مسابقه،
وارد تحصن
سراسری شدند.
آنها در مسجد
دانشگاه حاضر شدند ،
خواهان
استعفای
ریاست
دانشگاه (دکتر
امینی فرد) با
توجه به سوابق
بد وی در برخورد
با
دانشجویان،
پاسخگویی
فرمانداری
شهرستان آذر
شهر، ریاست
حراست
دانشگاه
تربیت معلم و
کلیه ی
مسئولین
برگزار کننده
این مسابقه در
دانشگاه شدند
2 خرداد 88
رئيس
دانشگاه
تربيت معلم
تبريز به
خواست دانشجويان
استعفا را
پذيرفت
بدنبال تحصن
سراسري
دانشجويان
دانشگاه تربيت
معلم تبريز در
مسجد
دانشگاه،
بدليل حرکات غیراخلاقی
شرکت کنندگان
در مسابقه
“قویترین مردان
شمال غرب
کشور” در
محوطه
دانشگاه
تربیت معلم
تبریز و خواست
آنان مبني بر
استعفاي رياست
دانشگاه،
رئيس اين
دانشگاه اعلام
كرد كه بنا به
درخواست
دانشجويان
استعفا خواهد
داد.
محمداميني
فرد رئيس
دانشگاه
تربيت معلم
تبريز ضمن
اعلام اين خبر
در مصاحبه با
خبرگزاري مهر
اظهار داشت كه
این اعتراض از
سوی شورای صنفی
دانشجویان
صورت گرفت و
در این راستا
تعدادی از
دانشجویان
تجمع کردند.
من هم در این
تجمع شرکت
کردم و بر
اساس درخواست
دانشجویان
همان جا
استعفایم را
تقدیم کردم.»
2 خرداد 88
تائید حکم و
تبعید یک
زندانی سیاسی
زندانی
سیاسی هود
یازرلو پس از
تائید حکم به
زندان امنیتی
رجایی شهر کرج
تبعید شد.
این
زندانی سیاسی
و دانشجوی
مدیریت صنعتی
، دانشگاه غیر
انتفاعی
قزوین که پیش
تر در تاریخ 4
خردادماه سال
87 طی احضار به
دادگاه انقلاب
بازداشت شده
بود.
آقای
یازرلو پس از
تحمل 9 ما حبس
در بند 209 زندان
اوین در تاریخ
29 بهمن ماه سال
گذشته توسط
شعبه 15 دادگاه
انقلاب به
ریاست قاضی
صلواتی به
تحمل 3 سال حبس
تعزیری توام
با تبعید
محکوم شد. این
حکم عیناً
برای نازیلا
دشتی ، مادر
این زندانی به
اتهام
هواداری از
یکی از احزاب
اپوزیسیون صادر
شد .
2
خرداد 88
بازداشت
چندین نفر در
تبریز
در پی
اعتراضهای
دانشجویی در
انتقاد به
ویدئویی از
رییس جمهور
سابق دامنه
اعتراضات به
سطح شهرهای
آذربایجان
کشیده شده .
دو رو روز
پیش گزارشها و
تصاویری از
ضرب و شتم دانشجویان
معترض منتشر
شده بود.
بر اساس
اخبار منتشره
، جمعی از
اهالی تبریز در
جریان مراسم
ورزش همگانی
روز جمعه در
پارک ائل گولی
، با سر دادن
شعارهایی و با
محکوم نمودن
هر گونه توهین
و اهانت به
اقوام
خواستار
عذرخواهی
رسمی سید محمد
خاتمی شدند.
اعتراضهای
مردم با دخالت
نیروهای
امنیتی و پرتاب
گاز اشک آور
به سمت
معترضین به
خشونت کشیده
شد و تعدادی
زخمی و چندین
نفر نیز
بازداشت شده
اند.
در میان
بازداشت
شدگان اسامی
علیرضا فرشی
(استاد
دانشگاه)، علی
اسلامی، اصغر
چمنی، بایرام
خالق زاده،
سجاد
قاراباغلی و
وحید آقاجانی
و همسرش سحر
فتحی به همراه
هاله فتحی به
چشم می خورد .
3 خرداد 88
تجمع
دانشجويان در
اعتراض به
حضور وزير
علوم خاتمي در
دانشگاه
اروميه
قرار بود
جعفر توفيقي
از ساعت 18
امروز به دعوت
جمعي از
دانشجويان
حامي ميرحسين
موسوي در
دانشگاه
اروميه
سخنراني کند،
که با اعتراض
دانشجويان به
حضور وي در
دانشگاه
روبرو شد.
دانشجويان
دانشگاه
اروميه از
ورود وزير علوم
سابق، در دولت
هشتم به داخل
دانشگاه به
دليل آنچه
اعتراض به
سکوت وي در
سال 83 به برگزاري
يک اردو و
همچنين توهين
اخير خاتمي به
آذري زبان ها
عنوان مي
کنند،
جلوگيري
کردند.
5 خرداد 88
بيانيه
۱۰۰۰ دانشجوی
دانشگاه
اصفهان در اعتراض
به فضای حاکم
بر دانشگاه و
مسائل جنسیتی
خبرنامه
امیرکبیر: بیش
از ۱۰۰۰
دانشجوی دانشگاه
صنعتی اصفهان
با صدور بیانیه
ای ضمن اشاره
به فضای یاس
آلود موجود در
جامعه و
دانشگاه و نیز
اعتراض به این
شرایط، ابراز
امیدواری
کرده اند که
انتخابات پيش
رو به تغيير
رويه ها و
نگرش کنونی در
دانشگاه ها
بیانجامد،
حقوق و حرمت
از دست رفته ی
دانشجويان اعاده
گردد، انحصار
و عصبيت جای
خود را به
تسامح و کثرت
دهد و ساحت
دانشگاه از
چنين حريم
شکنی هايي
مصون بماند.
دهمين
دوره ی
انتخابات
رياست جمهوری
در شرايطی فرا
می رسد که
سياست های تنگ
نظرانه و آمرانه
ی دولتی در
حوزه های
مربوط به زنان
فضای تنفسی را
برای نيمی از
جامعه به
صورتی مضاعف
سنگين و سرب
آلوده کرده
است. اعمال
تبعيض های
جنسيتی ماتتد
طرح سهميه
بندی در آزمون
های ورودی
دانشگاه ها و
برخورد
امنيتی- پليسی
و
غيرکارشناسانه
با آسيب های
اجتماعی
مانند طرح ”
گشت های ارشاد
“، به تضييع
حقوق و تحديد
آزادی های
اساسی
انجاميده است.
در اين ميان،
نهاد دانشگاه
هم از آسيب
سياست های
مدنيت ستيز و
تبعيض آميز دولتی
آسوده نبوده
است.
فضای
آغشته به بي
اعتمادی و
سرخوردگی در
دانشگاه که
روز به روز با
نقض حريم
خصوصی
دانشجويان به
ويژه دختران
ترس خورده تر
شده، انگيزه ی
انتشار اين
بيانيه بوده
است. از
مصاديق تضييع حقوق
دانشجويان دختر
در دانشگاه می
توان به موارد
زير اشاره کرد:
• محدود
سازی و نظارت
های بيش از
اندازه که در
حضور و غياب
های شبانه و
همين طور
ايجاد محدوديت
زمانی برای
رفت و آمد
دختران در
خوابگاه نمود
دارد.
• دخالت
در حوزه شخصی
افراد (مانند
ايرادهای بي مورد
به نوع پوشش و
حتی رنگ لباس)
و به رسميت
نشناختن حق
انتخاب و حق متفاوت
بودن.
• تقسيم
بندی خودی
غيرخودی در
رفتار با
دانشجويان و
برخوردهای
سليقه ای،
ارايه گزارش
های نادرست به
کميته
انضباطی و
احضارهای
غيرموجه پی در
پی، همراه با
بکارگيری
اهرم های
فشاری نظير
تماس با
خانواده که آرامش
فکری دختران
دانشجو را با
مخاطره مواجه کرده
است.
• تفکيک
های بی معنای
جنسيتی مانند
جداسازی بعضي
فضاهای
آموزشی.
• تعرض
به حوزه ی
خصوصی افراد
با توجيه
جلوگيری از
“اختلاط
غيرضروری” و
تحقير و هتک
حرمت دانشجو
توسط افراد
مسئول و
غيرمسئول.
• حساسيت
های غيرقابل
توجيه نسبت به
برنامه ها و
فعاليت های
مربوط به حوزه
زنان.
• قوانين
و آيين نامه
های مبهم در
کنار نهادهای موازی
مثل کميته
انضباطی،
انتظامات،
حراست و دفتر
تعاملات
اجتماعی که
حدود وظايف و
اختيارات هيچ
کدام روشن
نيست و گويی
مسئوليت شان تنها
در کنترل
روابط خصوصی
افراد و پوشش
دختران
دانشجو خلاصه
می شود.
در پس
رفتار و نگاه
محدودکننده
ای که بعضی
مصاديق آن در
بالا آمد،
ذهنيت های تنگ
نظرانه و متصلبی
وجود دارد که
حضور زنان و
دختران را در عرصه
ی عمومی
برنمیتابد.
حتی اگر نتيجه
ی آن، تعويق
روند توسعه
باشد. ذهنيت
هايی که حضور
فعال اجتماعی
زنان را موجب
افزايش فساد در
جامعه مي داند
و تحصيل
دختران را
تنها به منظور
“مادری بهتر
شدن” به رسميت
می شناسد و با
ايفای نقش
اجتماعی زنان
ورای نقش سنتی
آن ها مخالف
است. گرچه اين
نگاه کنترل
گرا که همه را
مشکوک و
گناهکار می
بيند با ايجاد
محدوديت های
فيزيکی در پی
اين است که
محدوديت را در
روان افراد و
فرهنگ عمومی
نهادينه کند،
اما تداوم
سياست های
محدودساز و
تحميل موانع
حقوقی در مسير
طبيعی رشد
اجتماعی
زنان، تدارک گر
سيلی خواهد
بود که به وقت
جاری شدن لطمه
های جدی به
هنجار های
اجتماعی وارد
می آورد.
رفتارهای
زننده،
غيرمسئولانه
و بی نتيجه با نوع
پوشش و حجابی
که مورد پذيرش
عرف جامعه است
و اجبارهای
قانونی و
غيرقانونی در
اين زمينه، نه
تنها کمکی به
اخلاق نمی
کند، که حجاب
را از درون
مايه ی ارزشی
خود تهی و به
ضد ارزش بدل می
سازد.
کم
توجهی
دانشجويان
نسبت به استيفای
حقوق تضييع
شده ی خود از
يکسو و تصويب
قوانينی که
امکان اعتراض
به احکام
نهادهای انضباطی
داخل دانشگاه
ها را با مشکل
مواجه کرده و
اين نهادها را
غير پاسخگوتر
و عملکردشان را
غيرمسئولانه
تر ساخته (
نظير آيين
نامه ی اخير
“شورای عالی
انقلاب
فرهنگی” که
مانع شکايت از
احکام صادر
شده در
دانشگاه به
ديوان عالی
عدالت اداری
می شود) از سوی
ديگر، به پيشروی
محدوديت ها و
تضييع حقوق
دانشجويان
انجاميده است.
ما
امضاکنندگان
اين بيانيه
علی رغم وجود
فضای يأس
آلودی که
بيهودگی
انجام هرگونه
فعاليت فرهنگی
و اصلاحی را
تلقين می نمايد،
اعتراض خود را
نسبت به شرايط
موجود دانشگاه
اعلام مي
داريم و ضمن
دعوت از
دوستانمان برای
جدی گرفتن و
پيگيری حقوق
خود،
اميدواريم انتخابات
پيش رو به
تغيير رويه ها
و نگرش کنونی
در دانشگاه ها
بیانجامد،
حقوق و حرمت
از دست رفته¬ی
دانشجويان
اعاده گردد،
انحصار و عصبيت
جای خود را به
تسامح و کثرت
دهد و ساحت دانشگاه
از چنين حريم
شکنی هايي
مصون بماند.
6 خرداد 88
تحصن
دانشجويان
دانشكده معدن
و متالورژی امیرکبیر
در اعتراض به
بي كفايتی
رياست
دانشكده
در پي
برگزاري دو
روز تحصن آرام
در دانشكده معدن
و متالورژی
دانشگاه امیرکبیر،
رياست
دانشكده ملزم
به ارائه توضيحات
در مورد
عملكرد خويش و
پاسخ گويي به
اساتيد و
دانشجويان
اين دانشكده
گرديد
6 خرداد 88
ضرب و شتم
دانشجویان در
مناظره
نمایندگان کاندیدهای
ریاست جمهوری
جلسه
مناظره
و پرسش و
پاسخی که بین
نمایندگان
چهار کاندید ریاست
جمهوری در
دانشگاه آزاد
زنجان برگزار
شده بود به تشنج
کشیده شد.
در این
مراسم که
دانشجویان
حامی چهار
کاندید حضور
داشتند،
نیروهای لباس
شخصی وابسته
به بسیج با
سازماندهی و
حمایت حراست
دانشگاه اقدام
به توهین و
هتاکی نسبت به
نامزدهای طیف
موسوم به
اصلاح طلب و
اختلال در
برنامه های
جاری نمودند .
نیروهای
حراست حاضر در
سالن که
عملکرد
نیروهای لباس
شخصی را مورد
حمایت خود
قرار داده
بودند هنگامی
که با اعتراض
فعالان
دانشجویی به
شرایط حاکم و
عملکرد
نیروهای
اخلالگر
مواجه شدند
برای خارج
کردن تنی از
فعالان
دانشجویی
حاضر از نشست
اقدام نمودند.
این
موضوع با
مقاومت
دانشجویان
روبه رو شد و اقدام
نیروهای
مذکور به ضرب
و شتم
دانشجویان منتقد
تشنج بیشتری
را در جلسه
ایجاد نمود.
در پی این ضرب
و شتم تعدادی
از دانشجویان
که دچار آسیب
شدند پس از
مراجعه به
پزشکی قانونی
اقدام به
شکایت بر علیه
حراست
دانشگاه آزاد
زنجان نمودند.
9 خرداد 88
درب اصلي
دانشگاه
اميركبير
شكسته شد
ممانعت از
ورود مهدي
كروبي به
دانشگاه
اميركبير
موجب شكستن
درب اصلي
دانشگاه امير
كبير شد.
به گزارش
خبرنگار
ايلنا، مهدي
كروبي كه براي
سخنراني در
دانشگاه
اميركبير به
اين دانشگاه
آمده است
همزمان با
مخالفت
مسوولين
دانشگاه براي
حضور وي در
اين دانشگاه
با فشار دانشجويان
حامي كروبي
وارد دانشگاه
شد. فشارها به
حدي بود كه
درب اصلي دانشگاه
اميركبير
شكسته شد.
اعتراضات
کارگری و فشار
دولت به آنها
2
خرداد 88
بی خبری
نگران کننده
از روزجهانی
کارگر تاکنون
تعدادی از
بازداشت شدگان
آن روز آزاد
شده و تعداد
زیادی نیز
همچنان در
بازداشت
هستند. از
میان فعالان
کمپین یک میلیون
امضا جلوه
جواهری، امیر
یعقوبعلی،
کاوه مظفری و
پوریا پشتاره
همچنان در بند
هستند .
2
خرداد 88
احضار یکی
دیگر از اعضای
سندیکای هفت
تپه
جلیل
احمدی فعال
کارگری و عضو
سندیکای شرکت
کشت و صنعت
نیشکر هفت تپه
طی احضاریه ای
مکتوب به
دادسرای
عمومی شوش احضار
شد.
3
خرداد 88
حکم
اخراج و احضار
به دادگاه
انقلاب ، رئیس
هیئت مدیره
سندیکای
نیشکر هفت تپه
روز شنبه 2
خرداد ماه
آقای علی نجاتی
طی احضاریه
ای که
از دادگاه
انقلاب شوش
دریافت نمود
به او اعلام
شده است که
روز سه شنبه 5
خردادماه
باید در
دادگاه
انقلاب شوش حاضر
شود.این احضار
به دادگاه در پی دستگیری
آقای نجاتی در 18
اسفندماه
صورت گرفته
است و
بازجویان
وزارت
اطلاعات
پروندۀ جدیدی
علیه او گشوده
اند . در
روزهای اخیر 2
تن دیگر از
فعالین
کارگری نیشکر
هفت تپه به
دادگاه
انقلاب
احضار شده
بودند
4
خرداد 88
شکنجۀ
جسمی بازداشت
شدگان روز
کارگر در بند 209
بنابه
گزارش رسیده
از زندان اوین
، روز گذشته تعدادی
از بازداشت
شدگان روز
جهانی کارگر
در بند 209 تحت شکنجه
های جسمی قرار
گرفتند.
آقایان
جعفر عظیم
زاده ، محمد
اشرفی و سعید
یوزی
به بند 209
زندان اوین
منتقل شدند.
یکی از
بازجویان
وزارت
اطلاعات از
آنها می خواهد
که اتهامات
نسبت داده شده
را بپذیرند که
با مخالفت
آنها مواجه
شدند. سه
زندانی فوق به
بازجوی مربوطه
اعلام می کنند
که این
اتهامات واهی
هستند و ما
آنها را نمی
توانیم
بپذیرم .
آقای
جعفر عظیم
زاده پس از رد
اتهامات
وارده و امضاء
نکردند زیر
برگۀ
اتهامات، مورد
هجوم بازجو
قرار گرفت و
بشدت مورد ضرب
و شتم و شکنجه
جسمی قرار
گرفت. آقای
عظیم زاده از
ساعت 15:30 تا ساعت
17:30 تحت بازجوئی
و شکنجه جسمی
قرار داشت پس
از آن او را به
بند عمومی
زندان اوین
منتقل کردند.
آثار شکنجه بر
صورت و پاهای
او عیان بود و
او شب گذشته
در شرایط بد
جسمی بسر برد.
5
خرداد 88
احضار دو
فعال کارگری
به دادسرا
مجموعه
فعالان حقوق
بشر در ایران : علی
نجاتی رئیس
هیئت مدیره
سندیکای
کارگران شرکت
کشت و صنعت
نیشکر هفت تپه
و قربان علی
پور از اعضای
این سندیکا به
شعبه دوم
بازپرسی
دادسرای شوش
احضار شدند
5
خرداد 88
اخراجهای
گسترده
کارگران در
استان خوزستان
بنابه
گزارشات
رسیده از شوش،حدود 170از
کارگران کاغذ
پارس ،70 نفر از
کارگران حریرپارس و
18نفر
از کارگران حمل کیسه نیشکر از اول
خردادماه یا
اخراج شده اند
و یا در آستانه
اخراج قرار
دارند
6 خرداد 88
کارگران
لوله سازی
خوزستان تجمع
كردند
دبیر
اجرایی خانه
کارگر استان
خوزستان از تجمع
کارگران لوله
سازی خوزستان
در مقابل دفتر
سهامداران
این کارخانه
در شهر اهواز
خبر داد.
کارخانه
لوله سازی خوزستان
470 کارگر رسمی
دارد. این
کارگران از
آبان ماه سال
گذشته تاکنون
حقوق خود را
دریافت نکرده
اند.
9 خرداد 88
كارگران
ايرانيت
تهران تجمع
كردند
جمعي از
كارگران
كارخانه
ايرانيت
تهران در
اعتراض به پرداخت
نشدن مطالبات
خود، درمحوطه
اين كارخانه
تجمع كردند.
9 خرداد 88
جمعي از
كارگران لوله
سازي خوزستان
مقابل استانداري
تجمع كردند
دبير
احرايي خانه
كارگر استان
خوزستان از تجمع
جمعي از
كارگران لوله
سازي خوزستان
در مقابل
استانداري
خبرداد.
او نپرداختن
حقوق را علت
تجمع كاركران
عنوان كرد.
10 خرداد 88
كارگران
لوله سازي
خوزستان
امروز نيز
مقابل استانداري
تجمعكردند
در پي بينتيجه
بودن تجمع روز
گذشته
كارگران لوله
سازي
خوزستان،
جمعي از
كارگران اين
شركت امروز نيزدرمقابل
استانداري
تجمع كردند
10
خرداد 88
تداوم احضار
اعضای هیات
مدیره
سندیکای هفت تپه
به دادگاه
فریدون
نیکوفر، رحیم
بسحاق ،محمد
حیدری مهرو
نجات دهلی
همگی ازاعضای
هیات مدیره
سندیکای
کارگری شرکت
کشت و صنعت
نیشکر هفت تپه
به دادگستری
شهرستان شوش
احضار شدند.
11 خرداد 88
تجمع
كارگران
كارخانه روغن
نباتی پارس قو
جمعي از
كارگران
كارخانه روغن
نباتي پارس قو
امروز در
اعتراض به
آنچه اخراج
برخي كارگران ميناميدند،
تجمع كردند.
نماينده
كارگران تجمع
كننده با بيان
اينكه سياست
مديرعامل
كارخانه اين
است كه 300 نفر از
پرسنل را اخراج
كند گفت: پيش
از عيد امسال 80
نفر از
كارگران اخراج
شدند و اين در
حالي است كه
هم اكنون 570 نفر در
اين كارخانه
مشغول به
كارند
زندان
و اعدام
3
خرداد 88
افسانه
رحمانی پس از
تبدیل حکم
سنگسار، اعدام
شد
افسانه
رحمانی زن 30
ساله شیرازی
که حکم سنگسار
و اعدامش در
تاریخ 14مرداد 87
در دیوان عالی
کشور تایید
شده و قطعیت
یافته بود، در
زندان عادل
آباد استان
فارس به دار
آویخته شد.
افسانه
رحمانی زنی که
با اتهام
همسرکشی حکم اعدام
و با اتهام
زنای محصنه
حکم سنگسار
دریافت کرده
بود روز
چهارشنبه
گذشته، 29
اردیبهشت88 در
زندان عادل
آباد شیراز به
دار آویخته
شد.
رضا مرد
همدست افسانه
در این پرونده
حکم 12 سال زندان
و نیز 100 ضربه
شلاق به خاطر
زنا (غیر
محصنه) دریافت
کرد.
3 خرداد 88
تایید حکم
سنگسار یک زوج
حکم سنگسار
یک زوج جوان
به نامهای
رحیم محمدی و
کبرا بابایی
در زندان
تبریز توسط
شعبه 27 دیوان
عالی کشور
تایید شد.
محمد
مصطفایی وکیل
این دو فرد
تبریزی در گفت
و گو با روز با
تایید این خبر
می گوید: شعبه 2
دادگاه تجدید
نظر استان
آذربایجان
شرقی حکم سنگسار
رحیم و کبرا
را صادر کرد و
شعبه 27 دیوان
عالی کشور آن
را تایید نمود.
مصطفایی با
تاکید بر
اینکه
متاسفانه
بسیاری از احکام
حقوق بشری در
این شعبه
دیوان تایید
می شوند
3 خرداد 88
اجرای حکم و
بازداشت خانم
نازیلا دشتی
مجموعه
فعالان حقوق
بشر در ایران : نازیلا
دشتی مادر دو
زندانی سیاسی
توسط دادگاه انقلاب
بازداشت و به
زندان اوین منتقل
شد.
خانم
دشتی ، مادر
زندانیان
سیاسی هود
یازرلو(محکوم
به سه سال حبس
توام با تبعید
به زندان رجایی
شهر) و حامد
یازرلو
(بازداشت) که
به همراه فرزند
خود به اتهام
تردد به
قرارگاه اشرف
جهت بازدید
اقوام هر دو
محکوم به سه
سال حبس تعزیری
شده بوند، پس
از اجرای حکم
تبعید فرزند
خود جهت
پیگیری وضعیت
وی به دادگاه
اانقلاب
مراجعه نمود.
نامبرده
در پی این
مراجعه توسط
دادگاه انقلاب
جهت اجرای حکم
سه سال حبس
تعزیری که
بدون ابلاغ
حکم رسمی به
وکیل یا متهم،
دادگاه مدعی
قطعیت یافتن
آن در دادگاه
تجدید نظر شده
است به بند
نسوان زندان
اوین منتقل شد
7 خرداد 88
پایان
اعتصاب غذا و
انتقال بهروز
جاوید تهرانی
به بند عمومی
بهروز جاوید
تهرانی بعد از
23 روز با خروج
از سلول
انفرادی به
اعتصاب غذای
خود پایان داد.
روز گذشته
بهروز
جاویدتهرانی
زندانی سیاسی
که پنجمین سال
زندانی بودن
خود را در زندان
رجایی شهر کرج
سپری میکند،
با انتقال به
بند عمومی به
اعتصاب غذای خود
بعد از 23 روز
پایان داد. وی
در این مدت در
سلول انفرادی
در حالی که با
دستبند و
پابند زنجیر
شده بود،
چندین بار
توسط ماموران
زندانی رجاییشهر
مورد ضربوشتم
شدید قرار
گرفت.
این زنداین
سیاسی هماکنون
به بند عمومی 6
زندان رجاییشهر
منتقل شده
است.
9 خرداد 88
انتشاربیسابقه
حکم دادگاه
متهمان
انقلاب مخملی
نسخه هایی
از احکام
دادگاه علیه
چهار نفری که ادعا
شده در همکاری
با دولت
امریکا در صدد
برپا کردن
"انقلاب
مخملین"
بودند به دست
کمپین بین المللی
حقوق بشر در
ایران رسیده
است. دکتر آرش
و کامیار
علایی، سیلوا
هارتونیان و
محمد احسانی
چهار نفری
هستند که
محاکمه و به
زندان محکوم
شده اند.آرش
علایی به 6 سال
زندان و بقیه
متهمین به سه
سال زندان
محکوم و در
حال سپری کردن
دوره زندان
هستند.
اسناد
دادگاه ها بوضوح
حکایت از این
دارد که
دادستان ها از
اثبات مجرم
بودن این
افراد ناتوان
بودند و مهمتر
اینکه آنها
نتوانستند
شواهد قابل
قبولی علیه
این متهمین
ارائه کنند.
این اسناد ماهیت
خودسرانه
بودن احکام
قضات در
ارزیابی جرایم
علیه امنیت
ملی را بطور
بی سابقه ای و
بوضوح آشکار
می کنند
9 خرداد 88
عدام سه تن
از متهمان بمب
گذاری در
زاهدان
سرهنگ
عسگرپور
معاون
اجتماعی
فرماندهی انتظامی
استان سیستان
و بلوچستان در
گفتگو با خبرنگار
مهر گفت: شب
گذشته دو تن
دیگر از عوامل
بمب گذاری در
مسجد
امیرالمومنین
زاهدان توسط نیرو
های امنیتی و
انتظامی
استان دستگیر
شدند.
وی ادامه
داد: تمامی
عوامل دستگیر
شده در این بمب
گذاری که سه
تن بودند
امروز به حکم
مقامات قضایی
استان سیستان
وبلوچستان در
ملا عام اعدام
شده اند.
اعدام
شدگان، حاجي
نوتي زهي،
غلام رسول
شاهو زهي و
ذبيح الله
نارويي معرفی
شده ان
اخبار
متفرقه و
اعتراضات
31
اردیبهشت 88
هجوم
ماموران
امنیتی به یك
كلیسای خانگی
در كرج
به گزارش
شبكه خبر
مسیحیان
فارسی زبان و
به نقل از خبر
دریافتی،
ماموران
امنیتی لباس
شخصی روز
پنجشنبه
مورخه ۳۱
اردیبهشت ماه
۱۳۸۸ ( ۲۱ می
۲۰۰۹) با هجوم
خود به یك
منزل در شهرستان
كرج ۵ تن از
نوكیشان
مسیحی را
بازداشت
نمودند.
این
شهروندان
كرجی كه در
این خانه به
جهت دعا و
پرستش و تعلیم
كتاب مقدس
گردهم جمع شده
بودند،
ماموران پس از
بازداشت،
آنان را به مكان
نامعلومی
انتقال دادند
3 خرداد 88
جایزه
ويژه هیات
دوران و
منتقدان شصت و
دومین
فستیوال کن به
بهمن قبادی
پیام روشنی به
مسئولان
ایران در دفاع
از آزادی بیان
برای
هنرمندان
ایران
گزارشگران
بدون مرز خرسندی خود
را از
تصمیم هیات
دوران "نوعی
نگاه"
شصت و دومین
فستیوال کن
برای دادن جایزه
ويژه خود به
فیلم
"کسی از گربه
های ایرانی خبر
ندارد" ساخته
بهمن قبادی و رکسانا
صابریاعلام
می دارد.
گزارشگران
بدون مرز در
این باره
اعلام میکند
" این جایزه، برای
ما، پیام
روشنی به
مسئولان
ایران است که
این فیلم را
"ممنوع" اعلام کرده
اند. این پیام
همچنین دفاع از
آزادی بیان
برای
هنرمندان
ایران است.
فیلم "کسی از
گربه های
ایرانی خبر
ندارد" در ایران
باید اجازه
نمایش دریافت
کند. "
این فیلم
که در
ایران بصورت
زیرزمینی و
بدون مجوز
تهیه شده است. داستان دختر و
پسر جوانی است
که پس از
آزادی از زندان
برای جمع کردن
یک گروه
موسیقی جدید
دست به یک سفر
زیرزمینی میزنند
تا گروههای
مخفی موسیقی
در ایران
اتنخاب و به فستیوالی
در لندن و
پاریس
برسانند اما
گذرنامه و پول
کافی برای این
سفر را ندارند.
"کسی از
گربه های
ایرانی خبر
ندارد"
چهره ای دیگر
و ناشناخته از
ایران و
جوانان این کشور
به نمایش می
گذارد. بهمن
قبادی فیلم خود
را "فریادی
علیه
ناهنجاری ها"
نامیده است.
جایزه
ویژه مشترکا
به
"کسی از گربه
های ایرانی
خبر ندارد" و فیلم
یونانی "زشت"
یورکوش
لانتیموس
اهدا شده است.
کمک
سناریست و
تهیه کننده
این فیلم
رکسانا صابری
روزنامه نگار
امریکایی
ایرانی تبار
است. این
خبرنگار پس از
چهارماه
زندان عصر
دوشنبه ٢١
اردیبهشت ماه
از زندان اوین
آزاد شد و در
تاریخ اول
خرداد ماه به
ایالت متحده
بازگشت.
3
خرداد 88
تجمع
معلمان حقالتدريسي
مقابل مجلس
حدود 200 تن
از معلمان حقالتدريسي
در اعتراض به
مسكوت ماندن
طرح استخدام
معلمان حقالتدريسي
و آموزشياران
نهضت
سوادآموزي،
مقابل درب
اصلي مجلس
تجمع كردند.
اين طرح هفته
گذشته در
دستور كار
مجلس شوراي
اسلامي بود كه
به دليل عدم
تامين بار
مالي آن، به
مدت يك ماه
مسكوت گذاشته
شد تا
نمايندگان طي
رايزنياي با
دولت، مشكل
قانوني اين
طرح را رفع
كند.
به گزارش
ايلنا،
معلمان حقالتدريسي
كه در مقابل
مجلس تجمع
كردهاند از
شهرهاي
اصفهان،
زنجان،
چهارمحال و بختياري،
كردستان،
ايلام،
گيلان،
لرستان، كرمانشاه
و هرمزگان
آمدهاند.
3
خرداد 88
استقبال
سرد و شعار
"فقط دروغ"
درسفر احمدینژاد
به خرمشهر
ساعت هشت و
چهل و پنج
دقیقه صبح است
که به خرمشهر
می رسیم، عده
نه چندان
زیادی از مردم
روبروی مسجد
منتظر رئیس
جمهور نشستهاند،
برخی دربهدر
دنبال یک تکه
کاغذ هستند و
برخی هم در
حال فروش
کاغذ. گفته میشود
قرار بوده
سخنرانی
دراستادیوم
برگزار شود
اما..!
جمعیتی را
که می بینم اصلا
برایم قابل
تصور نیست.
این جمعیت
اصلا قابل
مقایسه با
سفرهای قبلی
رییس جمهور
نیست. مردم
حتی برای
استقبال از
خودروی رییس
جمهور به خیابان
نیامدند.
آبادان و
خرمشهر جمعیت
زیادی دارد و
نمی توانم
باور کنم این
جمعیت دو هزار
نفره یا شاید
هم کمتر، تنها
میزبانان رییس
جمهور هستند.
هنوز
تانکرهای آب
بدون یخ
بودند. ساعت
ده صبح بود که
یخها از راه
رسیدند،
جمعیت
فراوانی به
سمت تانکرهای
آب هجوم بردند
و میگفتند
اگر این
تانکرهای آب
شیرین نباشد
که نمیتوانیم
آب منزل خود
را بیاشامیم!
راستی یادم
نرود آنجا
کاغذ سفید 100
تومان بود و
هر کس هم نامه
مینوشت 500
تومان دستمزد
میگرفت!
پیرزنی هم به
همراه فرزندش
و خربزه به دست
آمده بود و از
سر و وضعش
مشخص بود که
برای مطالبات
ناتمامی که
وضعیت خرمشهر
بر دوش او و خانوادهاش
گذاشته
مراجعت کرده
بود.
آنقدر
خبرنگاران
خوزستانی
معطل رسیدن کارتهایشان
از فرمانداری
شدند که امام
جمعه خرمشهر
صحبتهایش
تمام شده بود.
صحبتهای
نماینده
خرمشهر شروع
شده بود که
خبرنگاران
خوزستانی از
راه رسیدند و
تند و تند
شروع به نوشتن
کردند، زن و
بچه همه نامه
به دست و برخی
هم
پلاکاردهایی
داشتند که
نظرات را جلب
میکرد.
روی یک
پلاکارد
نوشته بودند
«فقط دروغ»،
روی یکی دیگر
درخواست
ملاقات از سوی
دانشجویان کشاورزی
شده بود و یکی
دیگر هم
تقاضای حق
التدریسی
شدنش را داشت.
مردم شعار
«دروغه،
دروغه» سر میدهند.
نماینده
خرمشهر
حرفهایش را
ناتمام رها کرد
و هر بار که میخواست
حرف هایش را
شروع کند مردم
خرمشهر به او
لقب دروغگو میدادند
و به او میگفتند
از پشت تریبون
کنار برود.
«بیکاری
بیکاری
بیکاری» شعار
دیگر مردم
بود. برای
اینکه
نماینده
خرمشهر قافیه
را نبازد رو به
رئیس جمهور
کرد و گفت
خواسته مردم
ما همین است
که بیان میکنند،
رفع بیکاری و
تهیه آب
آشامیدنی
سالم و شیرین.
رییس جمهور
نفر بعدی بود
که پشت تریبون
قرار گرفت، او
در ابتدا با
گرامی داشتن
سالروز سوم خرداد
و ستایش مردم
مقاوم خرمشهر
از آنان تشکر کرد،
در همین حین
دختر بچهای
قصد داشت خود
را از نرده ها
بالا بکشد و
به رئیس جمهور
نزدیک شود که
جلویش از سوی
یکی از
مامورین
حراست که زن
هم بود گرفته
شد.
زن معلولی
هم در زیر دست
و پاهای مردم
از یکی تقاضا
میکرد که فقط
به رئیس جمهور
بگویند نامش
را بیاورد،
زنی هم بعد از
چند دقیقه
صحبت کردن از
نرده ها بالا
آمد که باز هم
او را پائین
آوردند. زنی اعتراض
کنان فریاد می
زند «شعار بسه».
هنوز بازار
نامهرسانی
به رئیس جمهور
داغ داغ بود،
عدهای از
مردم به دلیل
گرمی هوا و
عدهای هم به
دلیل تکراری
بودن حرفهای
رئیس جمهور و
مسئولان به
خانههایشان
باز میگشتند،
جمعیت به
کمتراز 2000 نفر
میرسید و
هنوز عدهای جوان
که روبهروی
رئیس جمهور
ایستاده
بودند شعار
بیکاری بیکاری
سر می دادند،
شعارها قطع شد
و این بار آب
میخواهیم
شعار مردم شد
و بعد هم جواب
نامهها و عدهای
هم شعار «رئیس
دروغگو» سر میدادند.
رئیس جمهور
در واکنش به
اعتراضات
مردم و شعارهای
آنها گفت:
«حالا که اینطور
است برای
رسیدگی به
امور خودم
فرماندار خرمشهر
میشوم و
کارها را برای
اجرا در دست
میگیرم»!
رئیس جمهور
به آمدن گاز و
راه اندازی خط
راه آهن و
محورهای
مواصلاتی و ...
مین روبی و
اقداماتی در
زمینه طرح
جامع آب و
فاضلاب اشاره
میکند و میگوید:
«میدانم که
همه مردم از
گاز شهری بهرهمند
نشدهاند و میدانم
که هنوز مردم
از آب
آشامیدنی
بهرهمند
نیستند اما
تمام تلاش ما
این است که با
اجرای طرح
غدیر مشکل آب
آبادان و
خرمشهر را
مرتفع نمائیم».
گفته میشود
که به دلیل
مشکلاتی که در
حین سخنرانی
رئیسجمهور و
نماینده مردم
خرمشهر پیش
آمد اجازه
صحبت به
استاندار
خوزستان داده
نشد. مسئولان
سریعاً
برنامه را جمع
کرده و فقط به
گرفتن نامههای
مردم بسنده
کردند!
4
خرداد 88
محمد سیف
زاده به
دادگاه احضار
شد
سید محمد
سیف زاده، عضو
شورای عالی
نظارت کانون
مدافعان حقوق
بشر و دبیر
کمیته
انتخابات
آزاد، سالم و
عادلانه بر
اساس احضاریه
ای که روز
دوشنبه 4
خرداد 1388از سوی
شعبه امنیت
دادگاه
انقلاب تهران
دریافت کرده
است باید ظرف
سه روز به
دادگاه
مراجعه کند
7 خرداد 88
مرگ
مشكوك یک جوان
در
بازداشتگاه
شاهرود
در حالي كه
نيروي
انتظامي
شاهرود علت
مرگ يك جوان 25
ساله به نام
عباس صديقي در
بازداشتگاه
كلانتري 11 اين
شهر را خودكشي
از طريق دارزدن
با بند شلوار
اعلام كرده
است اما خانواده
اين جوان در
نامه اي به
فرماندهي
نيروي انتظامي
استان سمنان
اين موضوع را
رد كرده و علت مرگ
وي را ضرب و
شتم عنوان
نموده اند
8
خرداد 88
ميلياردها
تومان سرمايهگذاري
از محل اموال
عمومي برای
انتشار روزنامه
های
انتخاباتی
در حالي
كه در اوايل
سال جاري،
دولت نهم
اعلام كرد به
مناسبت سال
الگوي مصرف
روزنامه
خورشيد را پس
از ميلياردها
تومان سرمايهگذاري
از محل اموال
عمومي تعطيل
مي كند،
وزيرصنايع از
همان موقع
مامورانتشار
يك روزنامه
دولتي ديگر
شده است كه
اين روزنامه به
رغم سرمايه
گذاري سنگين
دولتي به
سرنوشت « خورشيد
» نزديك مي شود.
و تاکنون صدها
میلیون تومان
زیان مالی بر
بیت المال
وارد کرده است .
گزارش ها
حاكي از آن
است كه مديركل
دفتر وزارتي
وزير صنايع
همراه با
مشاور
مطبوعاتي وي،
روزنامه
«گسترش» را با
پول صنايع
دولتي راهاندازي
كردهاند و
عليرغم اينكه
اين روزنامه
در ماههاي
اخير با
هيچگونه
اقبالي در
ميان فعالان صنعتي
كشور مواجه
نشده، اما
اخيرا" دستور
تغيير كاغذ
اين روزنامه
هم صادر شده و
در هفته گذشته
اين روزنامه
با كاغذ گلاسه
منتشر شده
است! برخي
اخبار حكايت
از آن دارد كه
به مديران
صنايع دولتي
كه اكثرا" در
وضعيت نامساعدي
به سر ميبرند
دستور داده
شده است كه با
دادن آگهي هاي
ويژه از اين
روزنامه
حمايت كنند. و
این در حالی
است که محمد
حسین صفار
هرندی وزیر
ارشاد دولت
احمدی نژاد در
اوایل وزارتش
وعده داده بود
که روزنامه ها
و نشریات زیان
ده دولتی را
تعطیل خواهد
کرد
گفتني
است پيش از
اين در سال
گذشته
روزنامه دولتي
خورشيد با
سرمايه گذاري
هنگفتی در
حدود ١٥
ميليارد
تومان از محل
اموال سازمان
تامين اجتماعي
(بخوانيد پول
بيمه كارگران
) به عنوان
رقيبي براي
روزنامه
همشهري راه
اندازي شد اما
به دليل عدم
اقبال عمومي
به اين
روزنامه،
تيراژ آن حتي
به سطح كم
تيراژترين
روزنامه هاي
كشور هم نرسيد
و به همين
دليل پس از
ميلياردها
تومان اتلاف
منابع تعطيل
شد.
درباره
روزنامه
«گسترش» هم كه
با ميلياردها
تومان سرمايه
گذاري از محل
اموال سازمان
گسترش صنايع (
بخوانيد پول
صنايع
ورشكسته
دولتي) راه
اندازي شد،
گفته مي شود
كه حدود ٢٠ در
صد از تيراژ
اين روزنامه
با بخشنامه
دولتي به
واحدهاي
صنعتي فروخته مي
شود و مابقي
پس از عدم
فروش در كيوسك
ها خمير مي
شود.
اين
اتلاف منابع
در صنايع كشور
در حالي روي
مي دهد كه
اكثر صنايع
كشور به ويژه
صنايع بزرگ اعم
از فولاد و
خودرو در
وضعيت بسيار
نا مساعدي به
سر مي برند
ولي به رغم
اين وضعيت
مجبور به حمايت
از اين
روزنامه شده
اند.و این در
حالی است که
این روزنامه
با هدف حمایت
از
کاندیداتوری
احمدی نژاد به
میدان امده
است شکست
سنگین دیگری
را در کارنامه
دولت احمدی
نژاد به ثبت
رسانده است .
9
خرداد 88
دردنامه
مهری حاضری(
مادر کاوه
مظفری
برای
دادخواهی از
ظلمی که بر
فرزندانمان
می رود چه می
توانیم
بکنیم؟
می خواهم بدانم
چه می توانم
بکنم که فقط و
فقط به خاطر
کاوه و جلوه
باشد. از خود
می پرسم
کدامین حرکت
می تواند بهتر
باشد. کدامین
حرکت می تواند
به ضرر بچه ها
و یا به نفع
آنها باشد؟
از خود می
پرسم چه
بگویم، چه
نگویم، کجا
بگویم، کجا
نگویم ، چگونه
بگویم...
28 روز از 11
اردیبهشت
گذشت و من
نفهمیدم که
این روزها و
شبها چگونه
گذشت. گذشت و
گذشت و من
کوهی از درد و
رنج شدم.
احساس سنگینی
می کنم.
سنگینی ای که
بارش از درد
رنج زمانه و
غم و غصه از
دوری فرزندم
است که نمی
دانم در چه
شرایطی به سر
می برد.
خوبیهای
کاوه و
صداقتش،
انسانیت و
مهربانیش آن
قدر زیاد است
که من در کمتر
کسی در این روزگار
دیده ام. من به
داشتن چنین
فرزندی افتخار
می کنم و از
خودم می پرسم
آیا سزاوار
است که چنین
انسان والایی
را به بند
بکشند و به
زندان ببرند و
به او آسیب
برسانند.
موضوعی که آن
قدر درد آور
است که
ازتحملم خارج
است.
مادر عزیز و
خوبم،
خوشحالم که در
این دنیای آشفته
بازار و بیرحم
نیستی تا
ببینی یا
بشنوی که کاوه
عزیزت را به
حبس برده اند.
مادرجان به یاد
می آورم که
چقدر تو از
درد و رنج
زمان زندگی خود
در عذاب بودی
و از زندگی
هیچ نفهمیدی
تا این که
متلاشی شدی و
فرو ریختی. رنج
تو ناشی از آن
چیزهایی بود
که امروز کاوه
برای از بین
بردنش در
زندان به سر
می برد. کاوه ای
که برای دنیای
برابری تلاش
می کند که در
آن هیچ زنی به
جرم زن بودن
از مردش تحقیر
نبیند. کاوه
ای که برای
تغییر
قوانینی تلاش
می کند که به
مردان اجازه
می دهد عواطف
همسر خود را
نادیده گرفته
و زندگیشان را
با زن دیگری
شریک سازند و
تو خود قربانی
این قوانین
بودی. آه مادر
جان تحمل
زیادت را به
یاد می آورم
که که چگونه
با صبر و زحمت
زیاد زندگی
پرمشغله ات را
سامان می
دادی. حال به
من بگو چگونه
این شرایط را
تحمل کنم؟
امروز صدا و
سیما در باره
تربیت
فرزندان
برنامه ای
داشت. از نامناسب
بودن تنبیه
بدنی می گفت و
تاثیرات مخربش
بر رشد شخصیتی
کودکان.... به
یاد ندارم هر
گز به کاوه
عزیزم حرفی
درشت گفته
باشم و یا
دستی از خشم
بر او بلند
کرده باشم. در
تربیت من و
پدرش تنبیه
بدنی و کلامی
نقشی نداشت. من
پیش از آن که
شعارهای
امروزی از صدا
و سیما در
مورد تربیت
فرزند بشنویم
به چگونگی
تربیت درست
فرزندم فکر می
کردم و وظیفه
مادری آگاه را
در این می
دانستم که
فرزندانم در
محیطی آرام و
به دور از تنش
رشد یابند و
بزرگ شوند.
امروز شاهدم
فرزندی که
بدون خشونت و
تنش پروردم با
خشونت به
زندان می برند
و مجبور است رفتاری
را تحمل کند
که آشنایی ای
با آن ندارد.
این درد را
به چه کسی
باید گفت؟
کدامین نهاد مسئول
می تواند یا
می خواهد به
حرف های ما
گوش دهد؟ به
کجا بروم و
دردم را بر چه
کسی بگویم تا
شاید دری بسته
بر من باز شود
و دردم را
چاره کند. نمی
دانم، نمی
دانم و از این
همه ندانستن
ها در این
جامعه به تنگ
آمده ام.
هر روز من و
پدرش جلال به
دادگاه
انقلاب می روم
تا شاید به
داد ما پاسخی
دهند. دریغ و
درد از یک
پاسخ. به ما می
گویند:«
پرونده
نیامده،
تحقیقات
ادامه دارد،
اطلاع
ندارند، پرونده
کامل نیست،
خودمان زنگ می
زنیم، هفته
آینده
بیایید، دو
ساعت دیگر
تماس بگیرید،
قاضی نیامده،
قاضی جلسه
دارد، قاضی به
مرخصی رفته است،
به ما مربوط
نیست، چرا با
رسانه ها حرف
می زنید، ...» و در
نهایت با زبان
بی زبانی می
گویند خفه
شوید، دوست
داریم که در
زندان نگهشان
داریم!
فرزندانی که
برایشان زحمت
کشیدیم، چه من
و پدرش، چه
مادر جلوه و و
چه مادران
دیگر، تلاش کردیم
تا فرزندی
تحصیل کرده
برای جامعه
امان تربیت
کنیم که
سرتاپای
وجودش لبریز
از عشق و ایثار
و مهرورزی و
انسان دوستی
است. باز به
برنامه صدا و
سیما فکر می
کنم. برنامه
ای که در مورد
روش های درست
تربیتی برای
پروردن انسان
هایی سالم داد
سخن می گوید. و
حال خودشان
این فرزندان
سالم به ثمر
نشسته را به
بند می کشند و
به زندان می
فرستند تا به
آن ها آسیب
برسانند. من
گیج شده ام. من
دیوانه شده
ام، من ...
مهری
حاضری،7 خرداد
1388
9
خرداد 88
در فرار
مغزها هم
رکورد زدیم
طبق آمار
صندوق بین
المللی پول ،
ایران در میان
91 کشور در حال
توسعه و توسعه
نیافته جهان
از نظر فرار
مغز ها در
رتبه اول است.
سالانه 150 تا 180
ایرانی به
دلایل مختلف
از ایران مهاجرت
می کنند(تنها
در سال 2000
میلادی 220
دانشگاهی
ایران را به
مقصد کشورهای
غربی ترک
کردند) و طبق
آمار صندوق
بین المللی
پول هم اکنون
بیش از 250 هزار
مهندس و پزشک
ایرانی و بیش
از 170 هزار
ایرانی با
تحصیلات
عالیه در
آمریکا زندگی
می کنند و طبق
آمار رسمی
اداره
گذرنامه، در
سال 87 روزانه 15
کارشناس ارشد،
3/2 دکترا و در
مجموع 5475 نفر
لیسانس از
کشور مهاجرت
کردند.
پرجاذبه
ترین کشورها
برای فرار
مغزهای ایرانی
براساس گزارش
" مهاجرت
نخبگان از
ایران" که در
کتاب
"آسیبهای
اجتماعی
ایران، نگاهی
به آینده" از
سوی مرکز
تحقیقات
استراتژیک
مجمع تشخیص
مصلحت نظام
منتشر شده
است، کشورهای
آمریکا،
کانادا،
فرانسه، هلند
و برزیل است.
همچنین بیش
از 80 درصد از
برگزیدگان
المپیادهای
علمی سالهای
اخیر و اکثر
رتبه های دو
رقمی جذب
دانشگاههای
خارجی و به
ویژه آمریکا
شدند که
اکثراً قصد
بازگشت به
ایران را
ندارند.
هم اکنون
بیش از 90 نفر از
125 استعداد
درخشان کشور
یعنی 72 درصد از
کسانی که در
سالهای اخیر
در
المپیادهای
جهانی رتبه کسب
کرده اند، در
آمریکا
تحصیلات خود
را ادامه می
دهند که امید
به بازگشت
آنها 3 درصد
است؛ البته
این تعداد
فارغ از کسانی
است که در
دانشگاههای
کشورهای
شمالی
ایران(خاور دور
و منطقه
قفقاز) و
کشورهای عربی
مشغول به تحصیل
هستند.
بر همین
اساس از
کشورهای هند،
چین و ایران
به ترتیب 228، 165 و105
هزار نفر با
تحصیلات
عالیه به آمریکا
مهاجرت می
کنند همچنین
تعداد 300 هزار
نفر با
تحصیلات
ابتدایی و 41
هزار نفر با
تحصیلات متوسطه
راه مهاجرت را
در پیش می
گیرند.(هند و
چین از نظر
جمعیتی از
متراکم ترین
کشورهای جهان
هستند)
به گزارش
خبرنگار
«فردا»، ایران
با بیشترین سهم
مهاجرت پذیری
آمریکا یعنی
بیش از نیمی
از کل آمار
مهاجرت دنیا
به آمریکا(3/51)
متاسفانه سهم
به سزایی در
تامین نیروی
متخصص این
کشور را بر عهده
دارد این
درحالی است که
در ایران هیچ
ارگان رسمی
آمار دقیق و
علل مهاجرت
نخبگان را
اعلام نکرده و
مسئولیت آن را
نپذیرفته است
ولی صندوق بین
المللی پول،
بیکاری، سطح
پایین درآمد
اساتید و
نخبگان،
نارسایی های
مالی و اداری
و کمبود
امکانات
تخصصی علمی،
بی ثباتی
سیاسی و اجتماعی
را از جمله
دلایل مهاجرت
ذکر می کند.
گزارش
خبرنگار ما می
افزاید: اکنون
بیش از 5/4 میلیارد
دلار از
سرمایه های
ایران به صورت
نیروی انسانی
متخصص به
آمریکا و 6
میلیلارد
دلار دیگر به
کشورهای
اروپایی
منتقل شده
است. مجموع این
سرمایه برابر
با یک ششم کل
بودجه کشور در
سال گذشته و
برابر با بیش
از 200 میلیون
بشکه نفت است.
شایان ذکر
است بی تفاوتی
و بی انگیزگی
در میان
نخبگان روند
رو به رشدی
دارد به طوری
که بنابر آمار
مرکز ملی
تحقیقات علوم
پزشکی 3/62 درصد
استادیاران و
4/71 درصد
دانشیاران
علوم پزشکی در
طول سال هیچ
کتابی تالیف
نمی کنند و 20
درصد دانشیاران
کمتر از 4 درصد
از وقت خود را
صرف گردآوری
اطلاعات می
کنند.
با اين همه
جاي این سئوال
از بنیاد ملی
نخبگان،
معاونت علمی و
فناوری ریاست
جمهوری،
وزارت علوم،
تحقیقات و
فناوری،
وزارت بهداشت
و علوم پزشکی
و سایر نهاد
های مرتبط
باقي است که
برای نگهداشت
این سرمایه
های ملی چه
کرده اند؟
10
خرداد 88
کارنامه
۴ ساله دولت
نهم در زمینه
حقوق بشر
دويچه وله :
«در هشت سال
دوران آقای
خاتمی موارد
نقض حقوق بشر
بود و
متاسفانه
متعدد هم بود،
ولی طی
چهارسال
گذشته، وضعیت
حقوق بشر در
ایران به حدی
وخیم و هر روز
وخیمتر شده
است که میتوانم
بگویم به غیر
از دههی شصت
چنین دوران
سیاهی را طی
سه دهه که از
برقراری
جمهوری
اسلامی میگذرد،
ایران به خودش
ندیده است.
کافیست توجهتان
را به این
مسئله جلب کنم
که آمار غیر
رسمی یعنی آن
چیزی که
سازمانهای
بینالمللی
مدافع حقوق
بشر از داخل
روزنامههای
ایران
استخراج کردهاند،
نشان میدهد
که تعداد
اعدام در
ایران ۳۰۰
درصد، یعنی بیش
از سه برابر
شده است. طی سه
سال نزدیک به
۸۰ درصد اعدامهایی
که در تمام
دنیا در مورد
نوجوانان زیر
هجده سال صورت
گرفته،
متاسفانه در
ایران بوده است.
در کنار اینها،
وضعیت
مدافعان حقوق بشر
است، بستن
کانون
مدافعان حقوق
بشر، فشارهایی
که هر روز
بیشتر و بیشتر
بر روی شیرین
عبادی و
همکاران او،
خانم محمدی،
آقای سیفزاده،
آقای سلطانی
که همچنان
ممنوع الخروج
است، وارد میشود.
خانم ستوده و
بیش از صدها
زنی که در
چارچوب کمپین
فقط حقوقشان
را مطالبه میکنند،
طی دو سال
اخیر در
دادگاههای
انقلاب
محکومیت پیدا
کردهاند.
الان سه تن از
آنها خانم
بایزیدی،
خانم اقدام
دوست و خانم
روناک
صفارزاده در
زندان هستند.
دانشجویانی
که ماههاست
در زندان
هستند و تازه
آنها را متهم
به ارتباط با
مجاهدین میکنند.
روزی نیست که
یک روزنامه و
یک وبلاگ در
ایران بسته
نشود. و خلاصه
میتوانم
بگویم که روز
به روز وضعیت
حقوق بشر در ایران
سیاهتر میشود».
اینها بخشی
از سخنان دکتر
عبدالکریم
لاهیجی دبیر
مجامع بینالمللی
حقوق بشر در
اروپاست. وی
در گفت و گو با بخش
فارسی رادیو
دویچهوله
اظهار کرد که
نگرانی جامعه
بینالملل از
وضعیت حقوق
بشر در ایران
هرروز بیشتر
میشود.
زنان
۲۲ خرداد ۱۳۸۴
یک هفته قبل
از انتخابات
نهمین دور
ریاست جمهوری
و در آخرین
روزهای دولت
اصلاحات،
فعالان زن از
فضای باز
انتخاباتی
استفاده کرده
و با تجمعی
مقابل
دانشگاه
تهران خواستار
تغییر اصولی
از قانون
اساسی که نسبت
به زنان تبعیضآمیز
است شدند. این
تجمع را
بزرگترین
تجمع زنان بعد
از تظاهرات
هشت مارس سال
۱۳۵۷ در
اعتراض به
حجاب اجباری
خواندهاند.
هرچند این
تجمع در
محاصره
اتوبوسها و
نیروهای
امنیتی
برگزار شد اما
بازداشتی در
پی نداشت.
۹
ماه بعد
در روز جهانی
زن، فعالان زن
در پارک دانشجو
جمع شدند، اما
این تجمع با
سرکوب شدید نیروهای
امنیتی و ضرب
و شتم زنان
همراه شد. سیمین
بهبهانی شاعر
۷۰ ساله
ایرانی در این
تجمع از جمله
کسانی بود که
مورد ضرب و
شتم قرار
گرفت. ۱۷
اسفند ۱۳۸۴
اولین باری
بود که زنان
دریافتند
دولت به راستی
تغییر کرده است.
چندماه پس
از این واقعه،
در سالروز
تجمع ۲۲ خرداد،
یک بار دیگر
فعالان زن
تصمیم گرفتند
برای بیان
خواستههای
خود به میدان
هفت تیر بروند
اما این تجمع ساعتی
قبل از شروع
با حمله پلیسهای
زن و مرد و
دستگیری بیش
از ۷۰ نفر بر
هم خورد.
فعالان زن
از ۲۲ خرداد
۱۳۸۵ تا به
امروز دیگر هیچ
تجمع خیابانی
برگزار
نکردند هرچند
ماده ۲۷ قانون
اساسی جمهوری
اسلامی مقرر
کرده که تشکیل
اجتماعات و
راهپیماییها،
بدون حمل سلاح، آزاد
است.
دولت نهم نه
تنها تجمعات
از پیش برنامهریزیشده
را تاب
نیاورد، بلکه
حتی جمع شدن
خودجوش زنان
در خیابان را
هم مصداق
اخلال در نظم
عمومی عنوان و آنان را
بازداشت کرد.
۳۰ نفر از
زنانی که برای
همراهی
دوستانشان در
روز تشکیل
دادگاه تجمع
میدان هفت تیر
به دادگاه
انقلاب رفته بودند،
در اسفند ۸۵
بازداشت شدند.
همچنین قرار خیابانی
زنان برای
عیددیدنی
خانوادههای
زندانیان
سیاسی در زیر
پل سیدخندان
هم مصداق
اخلال در نظم
عمومی دانسته
شد و ۱۵ نفر را در
نوروز ۸۸ راهی
زندان کرد.
مطابق گزارشهای
وبسایتهای
زنان از ۲۲
خرداد ۱۳۸۵ تا
۲۲ خرداد
۱۳۸۷، فعالان
جنبش زنان ۱۵۶
بار بازداشت و
زندانی شدهاند،
یک میلیارد و
۶۰ میلیون
تومان وثیقه و
کفالت برای
آزادی گذاشتهاند،
مجموعا ۲۰ سال
حکم حبس
تعلیقی و ۹
سال و نیم حبس
قطعی گرفتهاند.
در حال حاضر
نیز عالیه
اقدامدوست،
شهناز غلامی،
روناک
صفارزاده و
جلوه جواهری
از جمله
فعالان زن
زندانی هستند.
همچنین پروین
اردلان، طلعت
تقینیا،
منصوره
شجاعی، نسرین
ستوده، سوسن
طهماسبی،
نرگس محمدی و
ثریا
عزیزپناه، از
جمله زنانی
هستند که از
خروجشان از
ایران
جلوگیری به عمل
آمده است.
یکی
دیگر از ضربههایی
که فعالان زن
در دوران
احمدینژاد
متحمل شدند،
تعطیلی نشریه
زنان بود.
ماهنامه زنان
به
مدیرمسئولی
شهلا شرکت از
سال ۱۳۷۰ به
طور مستمر به
انتشار
مقالات و
گزارشهای
مربوط به زنان
و حقوق آنان
میپرداخت.
این نشریه را
شاید بتوان
اولین نشریهای
نامید که به
طرح مسائل
حقوقی زنان
پرداخت، مسائلی
همچون قوانین
تبعیضآمیز
و حجاب
اجباری.
روشنفکران
دینی همچون
یوسفی اشکوری
نیز در این
مجله به طرح
نظرات فقهی
خود درباره
زنان میپرداختند.
تعطیلی این
نشریه را میتوان
ضربه بزرگی بر
پیکر جنبش
زنان نامید.
طرحهای
تبعیضآمیز دولت
نهم
لایحه
موسوم به
حمایت از
خانواده در
پاییز ۸۶ از
سوی قوه
قضائیه به
مجلس ارائه
شد. در این
لایحه شرط
رضایت همسر
اول برای
ازدواج مجدد
مرد برداشته
شده و همچنین
برای مهریه
مالیات تعیین
شده بود که
البته پرداخت
آن هم بر عهده
زن قرار داشت.
این دو ماده
خشم زنان را
برانگیخت و
منجر به تشکیل
ائتلاف بزرگی
از گروههای
مختلف زنان
علیه آن شد.
نمایندگانی
از این
ائتلاف، در
شهریور ماه ۸۷
با نمایندگان
مجلس دیدار و
خواستار حذف
این دو ماده
شدند. سرانجام
این دو ماده
از لایحه
مذکور حذف و
بررسی آن نیز
از دستور کار
مجلس خارج شد.
سهمیهبندی
جنسیتی یکی
دیگر از طرحهای
جنجالبرانگیز
دولت نهم بود
که بر اساس آن
سازمان سنجش
موظف میشود
محدودیتهایی
را برای ورود
دختران به
دانشگاه
اعمال کند.
یعنی در هر
رشته باید
حداقل سی درصد
پسر پذیرش
شود.
این طرح به
منظور «حفظ
قداست خانواده»
و «ایجاد
تناسب بین
راهیابی
دختران و پسران
به دانشگاه»
ارائه شدهاست.
طرح بومیگزینی
یکی دیگر از
طرحهای دولت
نهم بود که با
مخالفتهای
گستردهای
روبرو شد. این
طرح خواستار
این است که
سازمان سنجش و
دانشگاههای
آزاد سیاستی
را در پیش
بگیرند تا
دختران دانشجو
را در محل
سکونت خود
گزینش کنند.
دانشجویان
بسیاری از
فعالان
دانشجویی،
آذر ۱۳۸۵ را
نقطه عطف جنبش
دانشجویی در
دوران احمدینژاد
میدانند. ۲۰
آذر ماه سال
۱۳۸۵ چهار روز
پس از روز دانشجو،
محمود احمدی
نژاد برای
انجام سخنرانی
قدم به
دانشگاه
اميرکبير
گذاشت، اما
سخنرانی وی
چندین بار با
هیاهو و
اعتراض
دانشجویان
قطع شد.
اعتراضها تا
آنجا پيش رفت که
دانشجويان
معترض، عکس
رييس جمهوری
اسلامی را
سوزاندند.
دولت نهم در
مقابل این عمل
اما ساکت
ننشست. از چند
هفته پس از
این مراسم،
موج دستگیریها
و احضارهای
دانشجویی
شروع شد.
پروژه نشریات
دانشجویی
موهن از
اردیبهشت سال
۸۶ آغاز و منجر
به دستگیری ۸
دانشجو شد که
پنج تن آنان
بعدا آزاد
شدند. در این
پروژه، مقالاتی
توهینآمیز
در نشریات
دانشجویی
دانشگاه
امیرکبیر منتشر
شد که به گفته
مسئولان این
نشریات، با لوگوی
جعلی بوده و
اساسا این
نشریات در آن
تاریخ اصلا
انتشار پیدا
نکرده بودند.
روز ۱۸ تیر
۱۳۸۶ زمانی که
اعضای شورای
مرکزی دفتر
تحکیم وحدت در
مقابل در اصلی
دانشگاه
امیرکبیر در
اعتراض به
دربند بودن
دانشجویان
امیرکبیر
(پروژه نشریات
موهن) و گرامیداشت
سالروز ۱۸
تیرماه تحصن
کرده بودند،
بازداشت شدند.
همان روز
نیروهای
امنیتی به
سازمان ادوار
تحکیم وحدت
حمله کردند و
ضمن شلیک تیر
هوایی و
بازداشت سایر
اعضای این
نهاد، دفتر آن را
لاک و مهر
کردند.
در آذرماه
همان سال، بیش
از ۴۰
دانشجویان
موسوم به طیف
چپ دستگیر
شدند. بعضی از
آنها در دی ماه
با وثیقههای
سنگین آزاد
شدند. اما
بعضی از آنها
همچنان در
بازداشت به سر
میبرند.
در سال
تحصیلی ۸۵-۸۶
طرحی با نام
ستارهدار
شدن
دانشجویان
اجرا شد. بر
اساس این طرح،
دانشجویانی
که فعالیت
سیاسی داشتند
با درج یک تا
سه ستاره در
کارنامهشان
مورد توبیخ
قرار گرفته و
از ادامه
تحصیل محروم
شدند. تنها در
همین یک سال
تحصیلی، ۵۰ تن
از دانشجویان
مشمول این طرح
شدند.
به گزارش
سایت
ادوارنیوز تا
تیرماه ۱۳۸۶
یعنی دوسال
اول ریاست
احمدینژاد
بر دولت، ۵۲۳
دانشجو به
کمیتههای
انضباطی
احضار شدند،
۱۳۴ نشریه
دانشجویی
تعلیق یا
توقیف شد و
بیش از ۱۷۰۰
دانشجو ستارهدار
شدند. همچنین
۴۱ نهاد
دانشجویی
تعطیل شد.
اخراج
استادان
اساتید
دانشگاه هم از
مهرورزیهای
دولت نهم در
امان نماندند.
۲۶ بهمن ۱۳۸۴
در حالی که
دولت نهم
هشتمین ماه
عمرش را میگذراند،
دکتر حسن نمکدوست
استاد رشته
علوم
ارتباطات و
پژوهشگر برگزیده
سال از
دانشگاه
اخراج شد. در
خرداد ماه ۱۳۸۵
برخی از
اساتيد با
سابقه و
دگرانديش دانشگاهها
حکم
بازنشستگی
اجباری خود را
دريافت کردند.
تا تيرماه سال
۸۵، حکم
بازنشستگی ۷۰
استاد دانشگاه
تهران صادر
شد. دکتر امیر
ناصر کاتوزیان،
دکتر مجتهد
شبستری، دکتر
ابراهیم باستانی
پاریزی و دکتر
محمدرضا
شفیعی کدکنی
از جمله این
اساتید بودند.
دکتر محسن
کديور، دکتر حسین
بشیریه، سعيد
حجاريان و
جواد کاووسی
از استادان
دگرانديشی
هستند که در
این دوره از تدريس
محروم و از
دانشگاه
اخراج شدند.
معلمان
در نيمه شب
۱۸ اسفند ماه
۱۳۸۵،
ماموران
وزارت اطلاعات
به خانه بيش
از ۲۰ نفر از
اعضای هیئت رئیسه
اتحاديههای
صنفی معلمان
هجوم بردند.
در آن شب علی
اکبر باغانی
دبير کل کانون
صنفی معلمان
ايران، بهشتی
لنگرودی
سخنگوی اين
کانون،
عليرضا هاشمی
دبير کل
سازمان معلمان
ايران، محمد
داوری و علی
پورسليمانی
اعضای شورای
هماهنگی تشکلهای
صنفی معمان
بدون هيچ حکم
جلبی دستگير
شدند. هرچند
این افراد روز
بعد آزاد شدند
اما بسياری از
آنها مجددا
دستگير شدند.
درخواستهای
معلمان
رسیدگی به
وضعیت معلمان
حقالتدریسی
و نیز اجرای
قانون هماهنگ
پرداخت حقوق و
مزایاست.
مطابق این
لایحه دولت
موظف است بین
حقوق شاغلان
دستگاههای
مختلف و نیز
شاغلان و
بازنشستگان
هماهنگی ایجاد
کند.
در تاريخ ۲۲
اسفند ماه
همان سال،
قرار بود جلسهای
با حضور
نمایندگان
معلمان و وزیر آموزش
و پرورش برای
رسیدگی به
خواستههای
صنفی معلمان
در مجلس
برگزار شود.
اما وزير
آموزش و پرورش
در این جلسه
شرکت نکرد.
این جلسه بدون
هیچ نتیجهای
پایان گرفت و
در نتیجه
معلمان تصمیم
گرفتند فردای
آن روز مقابل
مجلس تجمع
کنند. اين
تجمع با سرکوب
نيروهای امنيتی
مواجه و تعداد
پنجاه تا شصت
نفر از معلمان
بازداشت شدند
از جمله علی
اکبر باغانی
دبير کل و
بهشتی
لنگرودی
سخنگوی کانون
صنفی معلمان ايران
و عليرضا
هاشمی دبير کل
سازمان معلمان
ايران.
اعتراضات
معلمان تا
اسفند سال
۱۳۸۷ ادامه یافت.
در این مدت
برای دهها
نفر از معلمان
بازداشتشده
قرارهای
سنگین ۳۰ تا
۱۰۰ میلیون
تومانی صادر
شد. برای حدود
۲۰۰ معلم در
هیأتهای
رسیدگی به
تخلفات اداری
پرونده تشکیل
شد و حدود ۵۰
معلم منتظر
خدمت شدند.
اسفند سال
۸۷ زمانی که
معلمان تهدید
به اعتصاب سراسری
کرده بودند،
محمود احمدینژاد
طی سخنانی به
آنان قول داد
که قانون نظام
هماهنگ حقوق
از فروردینماه
سال ۸۸ به
اجرا گذاشته شود.
معلمان تا روز
معلم نیز برای
عملی شدن وعده
رئیس جمهور
صبر کردند،
اما باز هم
خبری از اجرای
طرح هماهنگی
نشد. روز
دوشنبه
چهاردهم اردیبهشت
۸۸ سومین روز
هفته
بزرگداشت
معلم در
ایران، جمعی
از معلمان
استان تهران
برای بیان
خواستهای
خود مقابل
ساختمان
آموزش و پرورش
در میدان
فردوسی تجمع
کردند. این
تجمع با دخالت
نیروهای
امنیتی و لباس
شخصی به زد و خورد
کشیده شد و
پنج تن از
معلمان
بازداشت شدند.
اکنون در
حالی که تنها
دو هفته به
پایان عمر دولت
نهم باقی
مانده، هنوز
هیچیک از
خواستهای
معلمان اجرا
نشده است.
کارگران
درگیری
دولت نهم با
کارگران از دی
ماه ۱۳۸۴ شروع
شد. تنها شش
ماه پس از به
قدرت رسیدن
محمود احمدینژاد،
منصور اسانلو
رئیس هیأت
مدیره سندیکای
شرکت واحد
دستگیر و مدت
هشت ماه را در
زندان به سر
برد. وی در
مرداد سال ۸۵
با قید وثیقه
آزاد شد ولی
مجدداً در
آبان ۸۵ در
حالی كه با
ابراهیم مددی
نایب رئیس
هیئت مدیره
سندیکای شرکت واحد
به ادارهٔ کار
میرفتند تا به
وضعیت
کارگران
اخراجی
رسیدگی کنند،
مورد ضرب و
شتم قرار گرفت
و دستگیر شد.
وی یكماه بعد
از این تاریخ
مجدداً با قید
کفالت آزاد شد.
بعد از این
حوادث و با
اعتراضات
فراوان بینالمللی
نسبت به
محدودیتهای
اعمالشده در
ایران نسبت به
کارگران،
سندیكای اتوبوسرانی
شركت واحد به
عضویت رسمی و
دائمی
اتحادیه بینالمللی
کارگران حمل و
نقلITF
درآمد
و تحت حمایت
سازمان جهانی
کارILO
قرار
گرفت. در پی
این عضویت در
تابستان سال
۸۶ از منصور
اسانلو به
عنوان
نماینده سندیكای
اتوبوسرانی
ایران برای
شركت در نشست
سالانه
اتحادیه بینالمللی
کارگران حمل و
نقل كه در
لندن برگزار
شد، دعوت به
عمل آمد.
دو هفته پس
از بازگشت
اسانلو از
نشست لندن، ماموران
امنیتی برای
بار سوم او را
در خیابان و در
حالی كه به
منزل خود باز
میگشت مورد
ضرب و شتم
قرار داده و
دستگیر کردند.
منصور اسانلو
رئیس هیأت
مدیره سندیکای
شرکت واحد، از
تیرماه ۱۳۸۶
در بازداشت به
سر میبرد. وی
به اتهام
اقدام علیه
امنیت ملی به
۵ سال حبس
محکوم شده است.
دستگیری و
بازداشت
کارگران
کارخانه
نیشکر هفتتپه،
اخراج
کارگران
عسلویه، ضرب و
شتم کارگران
در مراسم روز
جهانی کارگر و
اخراج دهها
هزار کارگر به
دلیل
اعتراضات
صنفی، از جمله
اقدامات دولت
نهم علیه
کارگران بوده
است. در آخرین
این رشته
اقدامات، روز
یازدهم
اردیبهشت روز
جهانی کارگر
در تهران حدو
د۱۵۰ نفر که
قرار بود در تجمعی
به مناسبت ابن
روز در پارک
لاله تهران شرکت
کنند بازداشت
شدند. از این
تعداد تا زمان
نگارش این
گزارش هنوز ۱۴
نفر در
بازداشت به سر
میبرند.
اقلیتهای
قومی و دینی
به
گزارش
فدراسیون بینالمللی
حقوق بشر، طول
چهار سال دولت
احمدینژاد،
حداقل شش فعال
سیاسی کرد به
اعدام محکوم
شده و دیگر
اقلیتهای
قومی از جمله
عربهای
خوزستان و
بلوچها مورد
سرکوب قرار
گرفتهاند.
جامعه جهانی
بهایی گزارش
میدهد که در
چهار سال
گذشته بیش از
۲۰۰ بهایی زندانی،
تهدید و مورد
آزار قرار
گرفتهاند.
همچنین
بهائیانی که
بازداشت نشدهاند،
با ایجاد
موانع و
محرومیتهای
شغلی و تحصیلی
روبرو شدهاند.
این گزارش میافزاید:
«از زمان شروع
حکومت رئيس
جمهور احمدىنژاد،
صدها مقاله و
برنامه
راديویى و
تلويزيونى،
نوشتههاى
اينترنتى و
جزوههاى
حاوى سخنرانىهاى
پرنفرت عليه
بهائيان در
ايران منتشر
شده است.
روحانيون و
مقامهایى که
علنا به اشاعه
نفرت و خشونت
عليه بهائيان
میپردازند
مورد حمايت
مسئولين قرار
مى گيرند و
بهائيان
ايران از حق
قانونى
پاسخگویى به
آنها
محرومند. حمله
به خانهها،
محلهاى کسب و
گورستانهاى
بهائيان
تشويق مى شود
و عاملين چنين
اقداماتى از
مجازات معاف
هستند».
مرگهای
مشکوک در
زندانهای
ایران
بیستم
مهرماه سال
۱۳۸۶زهرا بنی
یعقوب، پزشک،
در حالی که در
پارکی در
همدان مشغول
قدم زدن با
نامزد خود
بود، توسط
ماموران
مبارزه با
منکرات
بازداشت شد.
یک روز بعد
ماموران اداره
مبارزه با
منکرات همدان
به خانواده
بنییعقوب
اطلاع دادند
که وی خودکشی
کرده است. در حالی
که برادر وی
اظهار داشته
که نیم ساعت
قبل از مرگ
خواهرش با او
مکالمه تلفنی
داشته و شرایط
روحی وی
کاملاً
متعادل به نظر
میرسیده است.
ابراهیم لطفاللهی،
دانشجوی کرد
رشته حقوق،
روز ۱۶ دی ماه ۱۳۸۷
به دلایل
نامشخص
دستگیر شد.
نامبرده در روز ۲۶
دی ماه ۱۰ روز
پس از بازداشت
در زندان
سنندج فوت
کرد. مسئولان
زندان علت مرگ
وی را خودکشی
اعلام کردند.
این درحالی
است که
خانواده او که
چند روز قبل
از مرگ وی به
ملاقاتش رفته
بودند چنین
ادعایی را
نپذیرفته و
اظهار میدارند
که وی
در شرایط روحی
خوبی بسر میبرده
است.
امیر حشمت
ساران،
زندانی سیاسی
دیگری بود که در
تاریخ ۱۶
اسفند ۱۳۸۷ در
زندان
گوهردشت
درگذشت. وی از
سال ۱۳۸۲ به
دلیل فعالیتهای
سیاسی در
زندان به سر
میبرد. حشمت
ساران پس از
تجویز
داروهایی که
به علت بیماری
و به صورت
پودرشده به او
داده شد، ۴۸
ساعت در کما
بود و سپس
درگذشت.
امیدرضا
میرصیافی
وبلاگنویس
در تاریخ سوم
اردیبهشت
۱۳۸۷ دستگیر و
به اتهام
توهین به آیتالله
خمینی و آیتالله
خامنهای به
دو سال حبس
محکوم شد.
وی که به
افسردگی شدید
دچار شده بود
در ۲۸ اسفند
۱۳۸۷ و در سن
۲۸ سالگی در
زندان اوین
درگذشت.«مجموعه
فعالان حقوق
بشر در ایران»
علت درگذشت وی
را «فشار روانی
و عدم دریافت
کمکهای
پزشکی» اعلام
کردند.
رئیسجمهور
آینده چه میتواند
بکند؟
شاید
کارنامه حقوق
بشر دولت
احمدینژاد
بود که
نامزدهای
ریاستجمهوری
را وادار کرد
تا در مورد
وضعیت حقوق بشر
موضعگیری
رسمی کنند.
انتشار
بیانیه حقوق
شهروندی از
سوی مهدی
کروبی و نیز
وعده ایجاد
معاونت حقوق
بشر از سوی
میرحسین موسوی،
تنها دو نمونه
از این دست
است. دکتر عبدالکریم
لاهیجی اما به
این وعدهها
چندان
امیدوار نیست:
«من نمیخواهم
پیشداوری
بکنم. ولی آن
چیزی که باعث
نگرانی من است،
این است که
چرا این
آقایان تا
چندماه پیش هرگز
راجع به نقض
حقوق بشر در
ایران اعتراض
نکردند. چرا
آن روزی که
کانون
مدافعان حقوق
بشر را بستند
اعتراض
نکردند. آن
روزی که
رکسانا صابری
و امثال صابری
به زندان
افتادند
اعتراض
نکردند. بنابراین،
طرح مسئلهی
حقوق بشر در
یکی دو ماه
قبل از
انتخابات میتواند
فقط و فقط یک
بهرهبرداری
تبلیغاتی و
انتخاباتی
باشد. ولی ما
باید در
انتظار نتایج
انتخابات
باشیم و
ببینیم که چه
کسی از صندوق
رای بیرون میآید
یا او را
بیرون میآورند
و بعد هم توجهتان
را به این
موضوع جلب میکنم
که رییس جمهور
در جمهوری
اسلامی ایران
قدرت اجرایی
زیادی ندارد.
بیشترین قدرت
اجرایی در دست
رهبر جمهوری
اسلامی ایران
است و باز
توجهتان را
جلب میکنم که
اکثریت حاکم
بر مجلس قانونگذاری
کنونی هم
طرفداران
احمدینژاد و
از طیفی هستند
که متاسفانه
هرگز نسبت به
حقوق بشر از
خودشان
حساسیتی نشان
ندادهاند.
ولی تمام اینها
را من به
اعلام نتیجهی
نهایی
انتخابات
ریاست جمهوری
در ایران موکول
میکنم».
نویسنده:
میترا شجاعی
10
خرداد 88
خط فقر
استان تهران
به سمت 920هزار
تومان پیش میرود
قلم - درحالیکه
اعلام خط فقر
واقعی در
ایران ازسوی
منابع رسمی
وبهویژه
وزارت رفاه میتوانست
پایانی بر
اختلافات در
این زمینه
وآغازی برای تحقق
کامل اهداف
فقرزدایی در
کشور
باشد،امروز
بدون دستیابی
به چنین موضوع
مهمی، آخرین
اخبار دولتی،
تنها حول محور
افزایش حقوق
بازنشستگانی
میچرخد که
علیرغم
افزایش
دریافتیها،
همچنان زیر خط
فقر مطلق قرار
دارند.
به گزارش
خبرنگار قلمنیوز،
بر اساس گفتههای
کارشناسان،
دولت در
افزایش تورم
رکودی ایران
نقش مؤثری
داشته است.
طبق اعلام
دولت در سال 83 و
با در نظر
گرفتن خط فقر 1
دلار در روز، 1.2
مردم زیر خط
فقر قرار میگرفتند
و با در
نظرگرفتن 2
دلار در روز،
این رقم به 9
درصد میرسید؛
اما
کارشناسان از
جمله دکتر
حسین راغفر،
تدوینگر
جغرافیای خط
فقر در ایران،
این نوع تعیین
خط فقر را
علمی نمیداند
و میگوید «با
توجه به بدتر
شدن وضع از
سال 83 به بعد میتوان
انتظار داشت
که خط فقر در
ایران بسیار
بالاتر از
ارقام و آمار
منتشر شده
باشد» هر چند
که مقامات
وزارت رفاه
علاقهمند به
تعیین خط فقر
بر اساس یک
دلار در روز
هستند که در
جامعه ما
چندان مبنای
روشن و علمی ندارد.
***تعبیر
وزیر رفاه که
«شکم برآمده
از گرسنگی نداریم»
معنای خط فقر
نیست10 خرداد 88
دکتر راغفر
معتقد است: خط
فقر در ایران
، نه به تعبیر
وزیر رفاه که
چندی پیش
عنوان کرد «ما
فقیر نداریم
چون شکم
برآمده از
گرسنگی
نداریم»- و صرفنظر
از گفتههای
مقامات رسمی و
دولتی، بر
اساس آمار سال
86 حدود 29 درصد
جمعیت کشور را
در بر میگیرد.
وی در گفتوگویی
با قلمنیوز
با بیان این
که خط فقر
مطلق، سطحی از
زندگی است که
حیات افراد را
دچار مخاطره
میکند، میگوید:
با توجه به
وضعیت رفاهی
اقتصاد ایران
و ظرفیتهایی
که اقتصاد ملی
کشور ما دارد،
طبیعی است ادعاهایی
که بعضی
دستگاههای
دولتی و رسمی
در مورد تعیین
خط فقر دارند،
تا چه حدی بیپایه
است.
وی رقم خط
فقر مطلق
کشوری در سال 87
را برای
خانوار 5
نفره، حدود 450
هزار تومان و
خط فقر مطلق
در استان
تهران برای همین
نفر خانوار را
بالغ بر 850 هزار
تومان اعلام کرد.
به گفته
دکتر راغفر،
با افزایش
قیمتها در
سال 88، خط فقر
مطلق برای
خانوار 5 نفری
در استان
تهران رقمی
بالاتر از 850
هزار تومان
است و این رقم
برای کل کشور
به 500 هزار
تومان میرسد.
وی در عین
حال افزود:
البته با توجه
به افزایش تورم
موجود، رقم خط
فقر مطلق در
استان تهران برای
خانوار 5
نفره، به سمت 920
هزار تومان در
حال افزایش
است
.
10
خرداد 88
خط فقر در
دولت نهم، 300 در
صد افزایش
یافته است
***تقسیم پول
بدون سرمایهگذاری
مولد همان
تقسیم فقر است
دکتر آرمان،
کارشناس
اقتصادی نیز
در گفتوگویی
با قلمنیوز
با اشاره به
شرایط
نامطلوب فعلی
و با بیان این
که خط فقر
اعلام شده،
بالاتر از
ارقام موجود
است، گفت:
آقای احمدینژاد
در مبارزات
انتخاباتی
خود هرگز نگفت
برای مردم درآمد
پایدار ایجاد
میکند؛ وی
فقط گفت که من
میخواهم
عدالت
اجتماعی را
ایجاد کنم و
به نظر میرسد
منظور ایشان
از عدالت
اجتماعی،
همان تقسیم
دلارهای نفتی
ااست؛ زیرا
نخستین
قربانیان
جامعه، افراد
طبقه پایین
بودند که در این
سیاست بازتاب
داده شد و با
تزریق پول در
بخش واردات به
جای سرمایه
گذاری، بخش
مصرف و تقاضا
افزایش یافت و
منجر به ایجاد
تورم بالا شد.
وی ادامه
داد: وقتی در
کشوری سرمایهگذاری
مولد به وجود
نیاید و درآمد
پایداری وجود
نداشته باشد،
هر چقدر هم
پول تقسیم
کنیم، جز
تقسیم کردن
فقر نتیجه
دیگری نخواهد
داشت.
به اعتقاد
این کارشناس،
با توجه به
این که طی 4 سال
گذشته نرخ
تورم، افزایش
و قدرت خرید
مردم کاهش
یافته، تراز
پرداختهای
خارجی در
شرایط خوبی
نیست و علیرغم
افزایش 2
برابری قیمت
نفت در دولت
نهم نسبت به
دولت اصلاحات،
به جای توسعه
اقتصادی و
کاهش فقر، عکس
این مساله اتفاق
افتاد؛ لذا
مجموعه شرایط
موجود که در آن
سرمایهگذاری
به کندی صورت
میگیرد و
رکود ایجاد
شده، با
بحرانی که
کشور را درگیر
خود کرده، میتواند
پاشنه آشیلی
برای دولتی
باشد که سر
کار خواهد آمد.
آرمان
همچنین اعلام
آمار و ارقام
مربوط به خط
فقر در ایران
از سوی منابع
رسمی را عمدتا
دارای مصرف
سیاسی خواند و
گفت: این گونه
آمارها تنها
مصرف داخلی
دارد و ارگانهای
مرتبط چنین
آماری را به
درستی اعلام
نمیکنند.
***نگاهی به
روند سیر خط
فقر
سعید مدنی
پژوهشگر
مسایل
اجتماعی نیز
درباره سیر خط
فقر در ایران
می گوید: در
قانون اساسی
تصریح شده که
دولت باید
نسبت به کاهش
فقر و
نابرابری
اقدام کند تا
رفاه اجتماعی
را افزایش
دهد. اصول 3، 21، 29
،31 ، و 43 قانون
اساسی به
صراحت این
مساله را مورد
تاکید قرار
دادهاند.
علیرغم این ،
ما روند
مطلوبی در
کاهش فقر
نداشتهایم.
وی با اشاره
به این که در
زمینه خط فقر
باید خط فقر
شدید، مطلق و
نسبی را تعریف
و تفسیر و سپس
از یکدیگر تفکیک
کنیم، افزود:
درباره وضعیت
جامعه ایران
در هر یک از
شاخصها که
اندازهگیری
شده، روند خط
فقر عموما
افزایش را
نشان میدهد؛
اگر چه در
برخی مواقع
کاهش کندی را
نیز شاهده
بودهایم.
مدنی بیان
کرد: حدود 7 سال
پس از انقلاب
بهدلیل
سیاستهای
حمایتی دولت و
یارانهای که
برای کاهش فقر
اختصاص یافت،
نوعی تعدیل در
فقر صورت
گرفت، اما آن
سیاستها
امکان ادامه
نداشت؛ البته
این شرایط
مربوط به
دوران جنگ و
بحران بود.
وی ادامه
داد: پس از جنگ
نیز سیاستهای
تعدیل
اقتصادی مورد
توجه قرار
گرفت که اصولا
این سیاستها
به افزایش فقر
و نابرابری
منجر شد؛ اما
در سال 76، روند
موجود تا
حدودی تعدیل
شد و شاخصهای
مربوط به فقر
شهری و
روستایی، به
کندی کاهش
یافت و در
مجموع روند
مطلوبی بود؛
با این وجود،
همین میزان کاهش،
پاسخگوی
مطالبات و
نیازهای
اجتماعی نبود
و به همین
دلیل،
شعارهای
محافظه
کاران، با استفاده
از وضعیت
موجود، عموما
بر محور عدالت
قرار گرفت.
این پژوهشگر
در عین حال
ادامه داد: در
زمان تحویل
دولت خاتمی به
دولت احمدینژاد،
روند فقر رو
به کاهش بود؛
اما از سال 84 ،
به تدریج فقر
و نابرابری
افزایش یافت و
نابرابری
اجتماعی
گسترش پیدا
کرد. گزارشهای
رسمی مراجعی
چون بانک
مرکزی نیز این
مساله را
تایید میکند.
به علاوه
رویکرد دولت
نهم و دولت
اصلاحات نسبت
به را ههای
کاهش فقر نیز
متفاوت بود.
***کاهش
فقر، بخشی از
پروژه توسعه
کشور در دوران
اصلاحات
***آثار سوء
سیاستهای
دولت نهم نصیب
فقرا شد
سعید مدنی
تاکید کرد: در
دوره
اصلاحات،
کاهش فقر،
بخشی از پروژه
توسعه کشور،
قلمداد و سعی
شد با اجرای
برنامه توسعه
و ایجاد یک
فرایند فعال
در مسیر توسعه،
فقر و
نابرابری در
جامعه کاهش
یابد؛ در حالی
که در دولت
نهم، اساسا
این رویکرد
تغییر کرد و
برنامههای
معطوف به کاهش
فقر، عموما با
مداخله مستقیم
مورد توجه
قرار گرفت که
در دل پروژه
توسعه دیده
نمیشد؛ لذا
در این دولت
بخش قابل
توجهی از
منابع به
سازمانهایی اختصاص
یافت که بنا
بود فقر را
کاهش دهند اما
متاسفانه به
دلیل همین
تزریق پول به
سازمانها،
ناکارآمدیها
منجر به
افزایش فقر شد
و به همین
دلیل، آثار
سوءسیاستهای
دولت نهم،
نصیب فقرا شد.
***دولت نهم
با وجود منابع
عظیم ، عملا
تورم را به
مردم جامعه
هدیه کرد
این
پژوهشگر، یکی
از کارکردهای
نامناسب دولت
نهم را نیز
پرداختهای
نقدی و مستقیم
عنوان کرد و
گفت: اگر چه
این برنامه با
هدف بهبود
وضعیت فقرا
صورت گرفت، اما
این پولها
پیش از آنکه
به دست فقرا
برسد، ارزش
درآمد و قدرت
خرید آنها را
کاهش داد و در
واقع تورم حاکم
بر جامعه،
فقرا را
فقیرتر و
پولدارها را
ثروتمندتر
کرد؛ چراکه
بخش قابل
توجهی از
منابع بدون در
نظر گرفتن
آثار سوء آن
در قالب
نقدینگی وارد
بازار شد و
بدون این که
آثار مثبتی
داشته باشد،
عملا تورم را
به مردم جامعه
هدیه کرد؛ لذا
با وجود منابع
عظیم خدادادی
نفت و گاز و
درآمد بسیار
بالا، فقر به
صورت تصاعدی
افزایش یافت.
گزارش
خبرنگار قلمنیوز
میافزاید: بر
اساس ماده 95
قانون برنامه
چهارم توسعه؛
دولت مکلف است
بهمنظور
استقرار
عدالت و ثبات
اجتماعی،
کاهش نابرابریهای
اجتماعی و
اقتصادی،
کاهش فاصله
دهکهای
درآمدی و
توزیع عادلانه
درآمد در کشور
و نیز کاهش
فقر و محرومیت
و توانمندسازی
فقرا، از طریق
تخصیص کارآمد
و هدفمند
منابع تامین
اجتماعی و
یارانه
پرداختی،
برنامههای
جامع
فقرزدایی و
عدالت
اجتماعی را
تهیه کرده و
به اجرا گذارد.
همچنین بر
اساس بند
«الف»این ماده
دولت موظف است
تمامی خانوارهای
زیر خط فقر
مطلق را
حداکثر تا
پایان سال دوم
برنامه چهارم
توسعه بهصورت
کامل توسط
دستگاهها و
نهادهای
متولی نظام
تأمین
اجتماعی شناسایی
کرده و تحت
پوشش قرار دهد.
لازم به ذکر
است در بند «ج»
این ماده نیز
تاکید می کند
که دولت باید
با تعیین خط
فقر و تبیین
برنامههای
توانمندسازی
متناسب و
ساماندهی
نظام خدمات
حمایتهای
اجتماعی،
برای پوشش
کامل جمعیت
زیر خط فقر
مطلق و نظام
تأمین
اجتماعی،
برای پوشش
جمعیت بین خط
فقر مطلق و خط
فقر نسبی و
پیگیری و ثبت مستمر
آثار برنامههای
اقتصادی و
اجتماعی بر
وضعیت خط فقر،
جمعیت زیر خط
فقر، همچنین
میزان درآمد
سه دهک پایین
درآمدی و شکاف
فقر و جبران
آثار برنامههای
اقتصادی،
اجتماعی به سه
دهک پایین
درآمدی از
طریق افزایش
قدرت خرید
آنان، برنامههای
جامع
فقرزدایی و
عدالت
اجتماعی را به
اجرا گذارد.
***یک
مقایسه
به گزارش
خیرنگار قلمنیوز،
بر اساس آمار،
«میرحسین
موسوی نخست
وزیر دفاع
مقدس، با
متوسط در آمد
نفتی سالانه 8.12
میلیارد دلار
در سال، پایینترین
سهم سالانه از
در آمدهای
نفتی را در
بین دولتهای
سه دهه گذشته
داشته و این
در حالیست که
در آمد نفتی
دولت نهم،
حدود 270
میلیارد دلار
اعلام شده است.
**درد
دلهایی از جنس
فقر و
نابرابری: 90
هزار تومان در
آمد و 80 هزار
تومان اجاره
ماهانه
پیر زن 63
ساله،
بیسکویت به
دست، داخل
سالنهای
مترو، اتوبوس
و خیابانهایی
که حتی اسم
آنها را نمیداند،
میچرخد. پسر 15
ساله فلج دارد
و شوهرش را
سال ها پیش از
دست داده است.
در یک منزل با
ماهانه 80 هزار
تومان اجاره
زندگی میکند
و درآمد
روزانه اش 3
هزار تومان
است.
میگوید:
قبلا چای
فروشی میکرد؛
اما چون
شهرداری
اجازه نداد؛
حالا بیسکویت
و آدامس میفروشد،
هر چند
شهرداری به
این فعالیت او
در خیابان
اعتراض دارد. 3
روز پیش، دو
کارتون حاوی
خوراکیهایش
را توقیف کرده
و بردند.
پسر 9 ساله که
در میدان شوش
زیر پل عابر
با یک ترازوی
کوچک نشسته،
با نگاهی حسرتآلود،
کودکانه و
معصوم، تمام
عابران را
بدرقه میکند.
کنارش
مینشینم، میگوید:
پدر با دو
بردارش با
چرخ، کارگری
میکنند. آنها
4 خواهر و
برادرند که در
منزل اجاره ای
محقرشان زندگی
میکنند. از
در آمدش که
پرسیدم گفت:
روزی 2 هزار
تومان؛ آن هم
اگر بازار خوب
باشد.
با این که به
قول یکی از
مسوولان، فقر
از سادهترین
و ملموسترین
سطح دینی و
تذهیب جسم
انسان تا
بالاترین سطح
تکامل بشری را
با تهدید جدی
رو به میکند،
اما مسؤولان
وزارت رفاه
درحالی که خط
فقر در استان
تهران 850 هزار
تومان اعلام
میشود،
امروز
مفتخرانه، از
افزایش متوسط
حقوق بازنشستگان
تامین
اجتماعی، به
حدود 450 هزار تومان
خبر میدهند و
گویا نمیدانند
حدود 70 درصد
بازنشستگان
تامین
اجتماعی در
کشور ، تازه
با دریافت این
میزان حقوق،
زیر خط فقر
مطلق قرار
دارند.
این نکته را
نیز نباید
فراموش کرد:
با توجه به این
که آخرین
تحقیقات و آمار
کمیته امداد
امام
خمینی(ره)
نشان میدهد 7
میلیون و 50
هزار نفر تحت
حمایت کمیته
امداد بوده و 4
میلیون و 53 نفر
نیز مستمریبگیر
دائم این نهاد
هستند و همگی
بدون استثنا زیر
خط فقر مطلق
بهسر میبرند،
با افزودن
آمار افراد
تحت پوشش
سازمان بهزیستی
و سایر
نهادهای
حمایتی به این
تعداد، میتوان
دریافت که چرا
مسؤولان
وزارت رفاه از
اعلام نرخ
واقعی خط فقر
و تعداد افراد
فقیر در کشور طفره
میروند. ضمن
آن که این
مسوولان تا
کنون هیچ یک
از آمارهای
اعلام شده خط
فقر را تایید
نمیکنند و
خود نیز طی
چهار سال
گذشته آمار
واقعی را
اعلام نکردهاند.
اینک با
گذشت 4 سال از
آن وعده و
شعار، این
علامت سوال
همچنان باقی
است که : چرا با
نفت 120 دلاری و
این همه منابع
عظیم، فقرا
نیازمندتر از
دیروز شدهاند؟
11
خرداد 88
دعوت
حدود ۵۰ نفر
از فعالان
سیاسی ایران
برای مقابله
با کودتای
بدون خونریزی
خرابات:
حدود ۵۰ نفر
از فعالان
سیاسی ایران
هشدار دادهاند
که تلاشهایی
در حال اجراست
تا آراء سازماندهیشده
تندروها
بتواند
سرنوشت
انتخابات
ریاستجمهوری
را در دور
نخست به نفع
احمدینژاد
تمام کند.
مطالبی نیز در
مورد برنامهریزی
برخی تندروها
برای مادامالعمر
کردن دوران
ریاستجمهوری
شنیده شده است
که در مجموع
فضایی کودتاگونه
را تداعی میکند .
به نام خدا
ملّت شریف
ایران
کشور
در شرایط سخت
و حساس تاریخی
خویش یکبار دیگر
فرزندان پاکنهاد
خود را به
یاری میخواند.
بررسی اوضاع
اقصادی،
سیاسی،
اجتماعی و
فرهنگی از
جهات مختلف
نگران کننده
است. حقوق
اساسی ملت،
آزادیهای
عمومی و خصوصی
شهروندان، حق
آزادی بیان و قلم
و مطبوعات بهعنوان
رکن چهارم
دموکراسی و
دیدهبان
حقوق
شهروندان در
برابر حکومت ،
در وضعیت تجاوز
قرار دارد.
در چنین
شرایطی
ضروریست
سریعاً برای
مقابله قانونی
با این نگرانیها
، تجاوزها و
نیز تلاشهایی
که اخیراً به
منظور یکسره
کردن سرنوشت
انتخابات پیشرو
در دور اول و
به نفع تندرویهای
چهارساله
اخیر صورت
پذیرفته ،
اقدامی همگانی
انجام شود .
مدنیترین و
کمهزینهترین
اقدامی که
کنشگران
دموکراسیخواه
در کوتاه مدت
میتوانند
انجام دهند
تشویق مردم به
بالا بردن میلیونی
آراء مخالفان
بنیادگرایی
است ، تا آراء
سازماندهیشدهی
تندروها
نتواند در دور
اول انتخابات
نصف بعلاوه یک
رأیها را از
آن خود کند.
بنابراین
تمامی تلاش
اندیشهورزان
و مصلحان
جامعه آن است
که با رفتاری
مدنی و ضمن
پرهیز از
هرگونه خشونت
، در جهت
پاسداری از حق
آزادی بیان و
مطبوعات ، به
منظور تلاش
برای اصلاح
امور اقتصادی
و معیشتی
جامعه ، با
تأکید بر
رعایت حقوق
بشر و برای
توسعه همه
جانبه کشور
مشارکتی
بسیار گسترده
را پی گیرند.
اینک گاه آن
فرا رسیده است
که گامی فرا
پیش نهیم و
فلک را سقف
بشکافیم و
“موجی” نو
دراندازیم.
بر این اساس
، ما
امضاکنندگان
این بیانیه به
منظورخروج از
وضعیت
بسیارنگرانکنندهی
چهارسال اخیر
، هممیهنان
خویش را به
حضور مثبت در
انتخابات ریاست
جمهوری فرا میخوانیم
و انتظار
داریم با رأی
خویش به یکی
از نامزدهای
اصلاحطلب
ممکن ( کروبی
یا موسوی )
گامی برای
تغییر فضای
موجود و ایجاد
آمادگی برای
توسعه و رسیدن
به ایرانی
پیشرفته،
آزاد و آباد
بردارند.
۷
خرداد
۸۸
حمید
احراری/ طاهر
احمدزاده/
بابک احمدی/
ابوالفضل
بازرگان /
پروین
بختیارنژاد/
محمد بستهنگار/
محمدحسین بنیاسدی/
بهزاد بهزادی/
محمد بهزادی/
مسعود بهنود/
حبیبالله
پیمان/ مسعود
پدرام/ مصطفی
تنها/ غلامعباس
توسلی/ محمد
توسلی / مجید
تولّایی/ رضا
تهرانی/ علی
حکمت/ علیرضا
رجایی/ تقی
رحمانی/ حسین
رفیعی/
عبدالعلی
رضایی/ رضا رئیس
طوسی/ محمدرضا
زهدی/ احمد
زیدآبادی/
عزّتالله
سحابی/ نسرین
ستوده/
سیدمحمد سیفزاده/
عیسی سحرخیز/
حسین شاهحسینی/
ماشاءالله
شمسالواعظین/
احمد صدر حاجسیدجوادی/
هاشم صباغیان/
عباس صفاییفر/
کیوان صمیمی/
اعظم طالقانی/
رضا علیجانی/
محمود عمرانی/
حسین قاضیان/
نظامالدین
قهاری/ مرتضی
کاظمیان/ محسن
کدیور/ نرگس
محمدی/
بدرالسادات
مفیدی/ وحید
میرزاده/ سعید
مدنی/ مینو
مرتاضی
لنگرودی/
محمودنکوروح/
ناصرهاشمی/
حسن یوسفی
اشکوری/
میرمحمود
یگانلی/
ابراهیم یزدی/