بنی صدر: به چه دلیل غرب اکنون به داعش حمله می کند.

banisadrParchamIranعصر جدید: جنگ خانمانسوز در خاورمیانه بشدت ادامه دارد. امریکا امروز به مواضع داعش حمله کرده است. اسرائیل نیز حملات خود را به غزه از سر گرفته است. غرب تازه بیادش آمد که داعش مسئله است. سیاست یک بام و دو هوا شما اکنون وضیعت را چگونه می بینید؟

 

 

برای شنیدن مصاحبه اینجا را کلیک کنید.

 

بنی صدر: سقوط اخلاقی تنها مخصوص به غرب نیست. امروز به تصویرهایی از جنبشهای اعتراضی نگاه می کردم. بیشترین تظاهرات در کشورهای مغرب زمین صورت گرفته است ولی در دنیا عرب  فقط در اردن و مراکش تظاهرات بوده است. برخی می گویند که این مسئله بما مربوط نیست. من به آنها و به انسانیت خفته عرض می کنم، انسان پیش از اینکه این دین و یا آن دین و مرام را داشته باشد، انسان است. سابق گمان می کردند که انسان با ذهن خالی بدنیا می آید. امروز دانش می گوید که انسان با دانشی بدنیا می اید که زندگی حقوقمند او را ممکن می کند. یعنی از لحظه نخست انسان به حقوقی عمل می کند که زندگی دوامش عمل به انهاست. بعد در جریان زندگی و بزرگ شدن است که طرز فکرهایی پیدا می کند که او را از خو بیگانه یعنی از حقوق خویش غافل می کند. انسانها حقوقمند بدنیا می ایند.  چگونه است که بشریت امروز این واقعیت را نمی پذیرد؟ نه بخاطر اینکه دانش جدیدا به این نتیجه رسیده است همه انسانها باید قبول کند. بلکه دینهای بسیاری از جمله یهودیت و مسیحیت و اسلام همین امر را بیان می کردند که انسان زورگو و خشونت طلب بدنیا نمی آید. اسلام می گوید انسان بر فطرت خدائی بدنیا می آید. با اینحال می بینیم که بشریت به کلی از این حق غافل است.  در منطقه فلسطین، یهودی به صرف اینکه طرف مقابل عرب است و او خود را اسرائیلی می داند بخود اجازه می دهد آنها را از بین ببرند. این امر که مردمی ادامه حیات خود را در سرزمینی که از دیگری گرفته اند در مرگ صاحبان واقعی آن سرزمین می دانند یک امر است و این امرکه انسانیت فراموش شده است و زندگی انسان همه اش سیاست و سیاست همه اش جستجوی قدرت شده است امر دیگری است. اما انسان، انسان است. شمایی که می گوئید فلسطین مسئله اول ما نیست،انسان بودن مسئله اول ما نیست؟ انسانی زندگی کردن مسئله اول ما نیست؟ چه کسی جز زیر سلطه ها از غفلت از این امر از این واقعیت از این حقیقت از این زیستن در حقوقمندی زیان می کند؟ البته سلطه گر ها هم زیان می کنند، چون آنها تا تخریب نشوند نمیتوانند تخریب کنند. کمی این انسانیت را، کمی این معنویت را به یاد بیاورید.کمی حقوقمندی خویش را بیاد بیاورید. به اصطلاح عده ای اهل نظر در همین تلویزیون بی بی سی داشتند گفتگو می کردند، از این برنامه هایی که مخصوص القای ایدئولوژی است. آنجا یکی از آنها می گفت که این کلمه ذاتی را نباید بکار برد و مثلا گفت حقوق ذاتی برای اینکه این مذهبی است. به اصطلاح یک  صفتی است که به حقوق جنبه ماوراء طبیعی می دهد. حالا چرا این حرف را میزد، من حالا به او و همه دیگرانی که می شنوند می گویم شما یک مقدار از خودت بپرس، چرا این جور حرف می زنید؟ همه رشته های دانش بشری یک دوره ای گرفتار مدار بسته بودند. فیزیک، فیزیک مکانیک ، عمل مساوی عکس العمل بود. شیمی همینطور، مدار بسته بود، دانش های اجتماعی هم همینطور . ایدئولوژی ها که اصلا مرام قدرت بودند و خود به خود مدارشان بسته بود. حالا آن دانش ها مدارشان را دارند باز می کنند، چه در علوم طبیعی، چه در علوم اجتماعی. شما در همین قلمرو علوم اجتماعی و فلسفه  می بینید که جلو هر کدام از آن ایسم ها یک پست  postآمده است. به این معنی که آن مدار بسته را باید گشود آنچه که عامل جدا کردن و دشمنی کردن و نزاع کردن و ضدیت کردن بود،با این پست، می خواهند به عامل آشتی تبدیل کنند . مثل پست مدرنیته، پست سکولاریزم، پست لیبرالیزم، پست مارکسیسم، پست متافیزیک. حالا شما از این همه ازاین باز کردن مدار نه کلمه ای شنیدی و نه خواندی؟ و اگر شنیدی و خواندی نفوذ ناپذیری؟ آخر کلمه باید در جمله معنا بدهد، ذاتی کلمه موضوعه است.آدم عاقل به این جهت می گویند ذاتی که اگر حقوق از زندگی آدمی جدا کنی، این زندگی یا مرگ می شود و یا بسیار ناقص می شود. به این جهت می گویند ذاتی. نه به این جهت که به خدا  و دین و ، نمیدانم به این مطالب ربط دارد. به این جهت می گویند حقوق ذاتی که بدانیم انسان ،انسان است، قبل از اینکه مسیحی باشد، قبل از اینکه مسلمان باشد، قبل از اینکه یهودی باشد، قبل از اینکه زرتشتی باشد، قبل از اینکه مارکسیت باشد، قبل از اینکه لیبرال باشد انسان است. بنا بر این دارای حقوق ذاتی است و حیات او باید محترم شمرده شود. به این دلیل می گویند. خوب،اگر کسی نسبت به انسان،انسان به مثابه موجود حقوقمند لا قید شد، تا از حقوق خویش غافل نباشد چگونه میتواند از حقوقمندی دیگری غافل شود. این را برای من توضیح بدهید، چگونه ممکن است؟ نا ممکن است به لحاظ اینکه آدمی که خود را حقوقمند میداند و به حقوق خود عمل می کند نیاز دارد هم با انسانهای دیگر رابطه حقوقمند با حقوقمند بر قرار کند و هم با محیط زیست این رابطه را بر قرار کند پس باید نگران این باشد که دیگری از این حقوق بر خوردار باشد. نگران این باشد که طبیعت از حقوق خویش بر خوردار باشد و محیط زیست ویران نشود. و اگر این نگرانی را نداشت. از انسان و انسانیت غافل است. آن وقت که غافل شد، یعنی چه؟ یعنی بنده زور است یعنی بنده قدرت است. آنوقت رفتار ها قابل فهم می شود که چرا ایالات متحده امریکا می رود به عراق حمله می کند، به این عنوان که می خواهد با تروریزم بجنگد و یک دیکتاتوری را بردارد و دموکراسی را جای آن بگذارد؟ از وقتی که تشریف برده به افغانستان، قوا فرستاده به افغانستان و عراق نه تنها این دو کشور را گرفتار یک جنگ مزمن دیر پا کرده است بلکه یک قلمرو گسترده ای را از شرق ایران، پاکستان و افغانستان تا شمال افریقا بلکه افریقای مرکزی را کرده خواستگاه آنچه که خود تروریزم بین اللملی می خواند. و در منطقه با یک دولتهایی اتحاد دارد که اینها سازمانهایی مثل داعش را می زایند و ایجاد می کنند، تصدی می کنند، سرپرستی می کنند. بعد ناگزیر میشود برود و بمب بریزد در آنجا. حالا امروز تلویزیون فرانسه از قول یک عراقی داشت می گفت آقا تو یادت نبود از روز اول این کار را بکنی تا این مشکل پیش نیاید. خوب این همه، میلیارد میلیارد ثروت عراق را بردید. چگونه است به این ارتشی که آنجا ساخته اید هیچی ندادید و هیچی در اختیار آن نگذاشتید. این چه جور ارتشی است که حالا خود شما باید بروید و با هواپیما بمباران کنید. حالا مگر با بمباران مسئله حل می شود؟ لیبی که رفتید و بمباران کردید،بفرمائید ببینید که به چه روزی افتاده است. افغانستان را که دارید هر روز بمباران می کنید، پاکستان را بمیاران می کنید. شما از انسان و واکنش های انسان غافلید. امروز از قول یک فلسطینی ساکن غزه می گفت به اینکه، ما چه زندگی داریم که نگران این باشیم از دست برود؟ ما محکوم به مرگ تدریجی هستیم. بنا بر این باید برای زندگی بجنگیم. خوب آقا تو سی و سه روز رفتی آنجا و بمب ریختی. این شده نتیجه اش. و راست می گوید، آخر این چه زندگی است که شما، تمام اسباب حیات را از آنها گرفته اید. هرگاه این انسانیت ،بنام انسانیت،اعتراض می کرد. این دنیا اعتراض می کرد و می آمد به عنوان انسان، به عنوان حقوق که ارزشهای اول هر اخلاق هستند، اعتراض می کرد، خوب اگر این کار را می کرد آن وقت،خودش باید بیاد می آورد که اخلاقمند باید زندگی کند، یعنی زندگیش را عمل به حقوق بگرداند. نتیجه اینکه این روابط قوا در سطح منطقه، در سطح جهان می باید تغییر بکند. پس طرفدار تغییر می شد. شما الان مشاهده کنید داعش آن کارها و جنایات را کرده است البته دولت مرکزی هم در این میانه بیکار نبود و دستشان از این جنایات پاک نبود و آنچه که پدید آمده محصول رفتار نادرست رژیم هم هست. خوب آقای پاپ تا حالا شما کجا بودید و چطور هیچ اعتراضی نکردید؟ شما می توانستید وجدان بشریت را مخاطب قرار دهید لااقل آن بخش بشریت که مسیحی است و بگوئید روا نبین. چون این خونهائی که در دنیای اسلام ریخته می شود اینها را این دنیای مسیحی دارد می ریزد و اسلحه این دنیا است که در آنجا دارد کشت و کشتار می کند. ثروت آن مردم را می برند و بابتش پولی می دهند و با این پول اسلحه خریداری می شود و با این اسلحه همدیگر را می کشند. البته با سر پرستی همین دست نشاندگان غرب در منطقه. اگر شما قبل از اینکه این شهر مسیحی نشین در شمال عراق به دست داعش بیفتد اعتراض می کردید شاید این شهر به دست داعش نمی افتاد و انسانهای دیگر هم در امان می ماندند. آقای ایالات متحده و آقای اوباما شما الان می گوئید که من دستور دادم، حکومت عراق که از روز اول از شما تقاضا کرد چرا آن موقع عمل نکردی؟ چون گروگان گرفته بودی و می خواستی از داعش برای تحمیل یک حکومت کاملا دست نشانده در عراق استفاده کنی. حالا هم همین سعی را می کنی و واقعیت این است که مردم عراق گروگان هستند و بقای رژیم هائی مانند دولت ایران بستگی مستقیم دارد با جنگ و ویرانگری و تجاوز غیر قابل فهم و تحمل به انسان و منزلت و شخصیت و منیت وکرامت انسان .

آخر این حد از سبوعیت قابل قبول و فهم است؟ این اسلام است؟ این مسیحیت است؟ این یهودیت است؟ خوب فرانسه تو که میگفتی لائیک هستی، ـ من تاسف می خورم بر این هموطنان که فرمایشات این آقایان را بیشتر از خود اینها جدی می گیرند! حال تازه خود اینها گذر کرده اند به پست سکولاریزم و لائیسیته آشتی جو و عده ای هنوز در سکولاریزم ضد دین گیر کرده اند! ـ خوب نگاه کنید به فرانسه، شمای فرانسوی، آقایان گولیست و همینطور رئیس جمهور فرانسه که گفته است من آماده ام که در عراق وارد عمل شوم، چطور است که مسیحی با غیر مسیحی با هم فرق دارند، شما که مدعی لائیک بودن هستید؟ دولت لائیک یعنی این؟ چطور قبل از این ماجرا شما صدایتان در نیامده است؟ اینچنین چیزهاست که به ما گوشزد می کند که اتفاقا پرداختن به انسانیت و حقوق و کرامت انسان مسئله اول همه مردم دنیا، خصوصا ما مردم ایران و مردم منطقه است. بدلیل اینکه قربانی تجاوزات روزمره به انسان و حقوق و کرامت و زندگی او هستیم. اگر این انسان و حقوق و کرامت او محترم شمرده می شد، چگونه ممکن بود آقای خامنه ای، ولایت مطلقه پیدا کند بر یک ملت؟  چگونه ممکن بود چنین رژیمی بنای کار خود و حیاتش را بسط بدهد در درون مرزها و حتی بیرون از مرزها؟ چگونه ممکن بود داعش پیدا شود ؟ النصرت پیدا شود؟ زودتر از اینها چگون ممکن بود این رژیم های بعثی پیدا شوند؟ چگونه ممکن بود که ما زیر سلطه غرب برویم؟ نه یک روز نه دو روز نه یک قرن وحتی دو قرن!

 به این ترتیب جامعه امروز ایران و سایر جوامع بنا براینکه دارای چهار وجدان هستند: وجدان همگانی، وجدان تاریخی، وجدان علمی و وجدان اخلاقی و این چهار عامل با هم عمل می کنند، پرداختن به غنی کردن این چهار وجدان ، حساس کردن وجدان اخلاقی کار بسیار مهمی است، برای اینکه ما بتوانیم آلترناتیو یا بدیلی برای این زندگی همه مرگ و ویرانی، همه سبوعیت و زشتی و تباهی پیدا کنیم ضرور است. ما نیاز داریم که حقوق انسان، حقوق شهروندی او و حقوق ملی هر کدام از کشورهای ما،  وجدان همگانی مردم سرزمین های ما بگردد، بترتیبی که هر تجاوزی به حقی از حقوق انسان، به کرامت و منزلت انسان، جامعه های ما را به حرکت در بیاورد، ما نیاز داریم به دقیق کردن وجدان تاریخی و زدودن این وجدان از دروغ هایی که به نام تاریخ در آن ها انباشته شده است و جانشین کردن آن با تاریخ آن طور که روی داده است تا اینکه وجدان همگانی امروز ما بداند چرا ما در این موقعیت قرار داریم؟ ما نیاز داریم به غنی کردن وجدان علمی، چون این وجدان علمی است که اگر غنی شد، وجدان همگانی ما را غنا خواهد بخشید و به جامعه امکان می دهد که بر سر حقوق خود بایستاند. اگر قرار باشد که اهل دانش سخن نگویند و حقایق را نگویند و خود را سانسور کنند، وجدان جامعه از بین می رود و سست می شود. از این چشمه علمی به آن وجدان همگانی راه نمی برد. نتیجه این می شود که علم و دانش به خدمت قدرت در می آید و می شود بمب و موشک که ریخته می شود بر سر این مردم نگونبخت. آیا مردم ایران و منطقه نباید از خود این سوال را بکنند که چگونه تمام علم و دانش می شود بمب و موشک و یا وسیله برای فلج اقتصادی کشورهای آنها؟ و از این علم و دانش برای زندگی و کرامت انسانی و نیازهای واقعی شما نباید چیزی به کار بیاید؟ متاسفانه این علم و دانش در درون کشورهای منطقه هم استفاده می شود برای بر باد دادن هست و نیست شما مردم. برای غنی شدن و با وجدان شدن به کار برده نمی شود. و سپس باید غمگین باشیم از اینکه کشوری مانند اسرائیل تمام امکانات نظامی, علمی و اقتصادی را دارد و آمریکا هم مانع کارش نمی شود و امکانات هم در اختیارش می گذارد تا آنها تمام اینها را برای نابودی یک ملت ناتوان به کار ببرد. در این شرایط آقای خامنه ای هم آمده و گفته که آنطرف هم باید مسلح بشود. قبل از اینکه آنها به سلاح مجهز بشود. اگر اینطور شد و پیشی گرفت از دانش، در فن و در انسانی زندگی کردن، آنوقت از پس زورگوئی اسرائیل برمی آیند. در کشور ما هم جریان مشابه است. می گویند که در عراق ناگهان داعش آمد و در مدت کوتاه زمین زیادی را گرفت و الان هم به سمت کردستان عراق می آید. باید پرسید که آنهائی که در عراق بعد از صدام بودند، چه کار می کردند؟ چگونه به این راحتی یک گروهی می تواند ناگهانی این مقدار زمین از آنها بگیرد؟ یک حقیقت پیداست و مشاهده می شود و آن اینست که در این سرزمین کرامت و حقوق انسانی رعایت نمی شود و نمی شده است. انسان عراقی هم در دوران آقای صدام و هم در دوران بعد از آن "وظیفه اش" این بوده که یا بمیرد و یا در دربه دری زندگی کند. این نتیجه استبداد حاکم و قدرت خارجیست. این سرنوشت را باید انسان تغییر دهد. اینکه انسان انسانیت خود را بازیابد و آن فلسطینی که می گوید که می خواهد خود را به عنوان انسان بازیابد حرف زیبا و درستی زده است. کوشش و مبارزه برای اینکه انسان، انسان به حساب بیاید کار فرعی و ثانوی نیست بلکه کار اول و اصلی ماست.

 شاد و پیروز باشید.

برگرفته از مصاحبه عصر جدید بتاریخ 93-05-17