بنی صدر: آقای حسن روحانی اعتراف می کند که در دوره ایشان درباره برنامه اتمی به غرب دروغ گفتند!

برای شنیدن مصاحبه اینجا را کلیک کنید

asrjadidعصر جدید: امشب آخرین دور از مناظره تلویزیونی هشت نامزد برگزار شد. در دو مناظره قبلی نیز هیچ یک نامزدها برای اداره کشور برنامه ای ارائه ندادند و جمعه آینده انتصابات ولایت فقیه است. سوالی به دست ما رسده است که با شما در میان می گذارم: آقای خامنه ای در صحبتهای خود درباره بحران سیاسی حول مساله اتمی ایران گفته است که این فکر غلط است که با دادن امتیاز به دشمن عصبانیت آنها را تسکین دهیم و آنها آرام می گیرند، باید برای تهدید ستیزی مقاومت کرد. نظر شما نسبت به این گفته چیست؟، خصوصا اینکه برخی خواستار اعتلاف آقایان روحانی و عارف برای مقابله با این خطر هستند.

 

بنی صدر: این هشت نفر سه مناظره انجام داده اند، در باب دوتای اولی آقای عارف نظر منفی داشته است، آقای محسن رضایی هم گفته اولی در سطح دبستان بوده است، دومی در سطح دبیرستان! در واقع این هشت نامزد موضوعهای مورد بحث را تعیین نکردند حتی در این حد که مثل جاهای دیگر دنیا هم توافق کنند، برنامه تنظیم کنند، نبود بلکه دستگاه رادیو و تلویزیون که سرپرستش منصوب آقای خامنه ای است، برای آنها برنامه تهیه کرد، موضوعاتش را هم معین کرد. مناظره امروز را نگاه کردم و اگر همین مناظره امروز را ایرانی ها دیده باشند، برای تحریم انتخابات کافی است، هم به این لحاظ که معلوم می کرد این هشت نفر در گذشته مانده اند و حقایقی را در باب یکدیگر تا حدی که سانسور اجازه می داد، بازگو کردند و برای آینده برنامه ای ارائه نکردند. قسمت دوم مناظره امروز نیز شبیه سوالهای ایدئولوژیکی بود که در بدو ورود به دانشگاه ها یا هنگام آزمون های استخدامی پرسیده می شود، به عنوان مثال از یکی می پرسید: « اکنون نظر شما در مورد اینکه «امام فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند!» چیست؟» یا از دیگری درباره جنبش 9 دی می پرسید! یا یکی را در تنگنا قرار دادند تا بگوید که جنبش مردم بعد از تقلب بزرگ در انتخابات سال 88، یک لکه ننگ بوده و به نظام زیان زده است. با این حال این مناظره برای مردم ایران چند دستاورد دارد:

1- خیلی روشن اعلام می کرد که این رژیم فرصتهای فراوانی را سوزانده و در واقع به فرصت برای تهدید ایران از سوی قدرت خارجی تبدیل کرده است. در واقع آنچه را که آقای جلیلی می گوید: «مساله ما تشنج زدایی نیست بلکه تهدید زدایی است»، واقعیت و حقیقت را وارونه می کند چرا که واقعیت و حقیقت این است که این رژیم تهدید افزایی می کند. هرگاه این تهدید افزایی را نمی کرد، وضعیت کشور به اینجا نمی رسید.

2- هیچکدام از اینها برنامه ای برای حال و آینده کشور ندارند. بر سر برنامه ها با هم مناظره نمی کردند بلکه سر گذشته یکدیگر، سر همدیگر را می تراشیدند! عین جلساتی که متاسفانه در دوران دانشجویی خصوصا در کنفدراسیون یا جبهه ملی یا سازمانهای دانشجویی اسلامی بود.

3- چون خطاب به مردم برنامه ای نداشتند که ارائه بدهند، در واقع با وجود این آقای ولایت مطلقه که 50 مورد اختیار دارد و در دولت، نیروهای مسلح، قوه قضاییه، قوه مقننه، قوه مجریه، سازمانهای امداد، بنیاد مستضعفان، اموال رهبری و غیره عمل می کند، اصلا قلمرویی برای ریاست جمهوری باقی نمانده است، تازه همین را هم می خواهد به یک کارگزار اعطا کند، کارگزاری که همین مناظره ها معلوم می کند که در حد یک کارگزار هم شخصیت، لیاقت و توانایی ندارند.

4- در گفتگوهایشان، وقتی به قدرت خارجی می رسیدند، نمی توانستند تصدیق نکنند که ایران در موقعیت بسیار بدی قرار گرفته و تحت فشاری است که به قول آقای غرضی توانایی مقابله با او را ندارد، باید از درون اسباب توانایی ایجاد کرد تا بتوان در برابر بیرون ایستاد. حالا سوال اینجاست که آن ناتوانی که به قدرت خارجی امکان داده است ایران را تهدید کند، را چه کسی ایجاد کرده است؟ رژیمی که زمینه ساز تهدیدهای خارجی و وضع این مجازاتها بوده است حق ندارد از تهدید زدایی حرف بزند، باید از تهدید افزایی حرف بزند و حداقل بگوید چگونه می خواهد این تهدید زاییدن را رها کند تا تهدید زدایی ممکن بشود!

قبل از اینکه به بحث وارد بشوم درباره دو جمله که یکی آقای حسن روحانی گفته است: «ما در آن دوره هم که پذیرفتیم غنی سازی نشود و قرارداد الحاقی را عمل کنیم، این کار را با دستور رهبر کردیم و در همان دوره هم برنامه اتمی خود را پیش بردیم»، یعنی به غرب دروغ گفتیم و کلک زدیم. این یکی (سعید جلیلی) می گوید: «مساله ما تهدید زدایی است»، یعنی آقای غرب ما همین سیاستی که تاکنون داشته ایم را ادامه خواهیم داد که آقایان ولایتی و رضایی بابت این حرف او (جلیلی) را سرزنش کردند. این دو نفر(روحانی و جلیلی) با این دو جمله در واقع به غرب می گویند: «شما به هیچ امضا و تعهدی از ما اعتماد نکنید برای اینکه ما دروغگو هستیم! آدمهایی نیستیم که تعهد کنیم و پای تعهد بایستیم»، این یعنی تهدید و ایجاد فرصت برای تهدید. اگر شما بخواهید تهدیدزدایی بکنید اول باید به دنیا بگویید که اگر تعهدی کردید به آن پایبند هستید.

حالا بیاییم به این جمله آقای جلیلی بپردازیم که گفته: «مساله ما تهدید زدایی است» و آقای خامنه ای هم در 14 خرداد همین صحبت را کرد و گفت: «ما نباید به دشمن امتیاز بدهیم برای اینکه عصبانیتش کاهش پیدا کند بلکه باید استقامت کنیم.» ظاهر قضیه آراسته است اما این جمله در زبان قدرت ساخته شده است، حقیقت و واقعیت را وارونه جلوه می دهد و بر مبنای واقعیتی که نیست برای یک فریب یک استدلال می سازد! واقعیت این است که شما آقای خامنه ای مرتب برای تهدید قدرتهای خارجی فرصت ایجاد کرده اید، آنها هم از این فرصتها استفاده کرده اند و به صورت عملی تهدید بر تهدید افزوده اند، یک رشته تحریم ها وضع کرده اند، دور تا دور ایران هم پایگاههای نظامی و اطلاعاتی ایجاد کرده اند.

تهدید از بحران می آید. مثلا دانشجویان خط امام، در واقع سپاه پاسدار سفارت آمریکا را اشغال کردند، آقای خمینی گفت: «این انقلاب دوم است»، گروگانگیری شد و برای قدرت آمریکا فرصتی ایجاد کرد تا از آن برای تهدید ایران استفاده کند که این تهدیدها به صورت تحریم های اقتصادی، بلوکه کردن پولهای ایران و بالاخره برانگیختن عراق به تجاوز نظامی به ایران تحقق پیدا کرد. شما اگر بحران نسازید زمینه برای تهدید پدید نمی آید که شما بزدایید! شما دایما تهدید افزایی می کنید و بابت این تهدید افزایی ها هم باج می دهید! اینکه می گویید: «امتیاز ندهیم که قدرت خارجی تسکین پیدا کند» سخنی بس خنده آور است، از جهتی هم سخت تاثر آور!، برای اینکه شما هست و نیست این ملت را بابت ایجاد فرصت برای تهدید به این و آن باج می دهید. برای مثال در خلیج فارس به کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس باج می دهید یعنی دست آنها در بهره برداری از منابع و میدانهای مشترک نفت و گازی باز است، دم هم نمی زنید! به روسیه، هندوستان و چین باج می دهید، هم اکنون نگفته اند که 60 میلیارد از پول ما در چین و هند سرگردان است؟ به پاکستان باج می دهید، منطقه ای از خلیج فارس را به پاکستان داده اید که منطقه ساحلی ایران است. به کشورهای آفریقایی باج می دهید. در آمریکای لاتین، به هر کشوری که زمینه ای دارد که با شما خوش و بشی کند، باج می دهید که مهمترینش ونزوئلا است. خیال نکنید که به اروپا و آمریکا باج نمی دهید بلکه باجهای بزرگ می دهید، بلحاظ فرصتهایی که برای غرب ایجاد می کنید که از این فرصتها برای مسلط شدن بر منابع نفت و گاز منطقه، حضور و مداخلات نظامی در منطقه استفاده می کند. ببنید که چه بر سر دو کشور لیبی و سوریه آوردند، در سوریه که همه شما تشریف دارید و آن کشور را به تلی از خاک تبدیل کرده اید. به ترکیه باج می دهید چون در تحریم اقتصادی هستید. علاوه بر مورد قبلی، دوباره به کشورهای خلیج فارس باج می دهید تا نقش واسطه بازرگانی و مرحله اول فرار سرمایه ها از ایران را ایفا کنند. شما در عراق، افغانستان، سوریه، لبنان و فلسطین نه تنها هزینه ها و باجهای سنگین می پردازید و به پای این مردم می گذارید بلکه بار بسیار سنگینی را بر دوش ملت و کشور ما می گذارید که تحملش طاقت شکن است.

حالا شما وضعیت سوریه را نگاه کنید. اگر شما بخواهید در سوریه با قدرتهای نظامی مقابله نظامی بکنید. فرض کنید که این شهر و آن شهر را به کمک حزب الله و افراد سپاه و تیپ ابوالفضل (تیپ ابوالفضل گروهی از داوطلبین کشورهای مختلف است که نام نویسی می کنند و تعلیم می دهند و به سوریه می فرستند) آزاد کردید و رژیم اسد ماندگار شد، می توانید بگویید که ما در آنجا پیروز شدیم و شاخ آمریکا را شکستیم ولی در واقع بار بسیار سنگینی را بر دوش این ملت گذاشتید و از این به بعد باید که این بار را از جیب مردم ایران تحمل کنید، بنابراین مساله نه تهدید زدایی که تهدید افزایی است و این حقیقت را وارونه می کند و می گوید که آمریکا تهدید می کند و ما هم باید تهدید زدایی بکنیم اما نمی گوید که ما داریم فرصت ایجاد می کنیم برای اینکه او تهدید کند! نمی گوید که ما به شرق و غرب دنیا بابت زمینه سازی و ایجاد فرصت برای تهدید شدن چه مقدار باج می پردازیم! نمی گوید که ما چه فرصتهایی برای حضور قدرت مسلط آمریکا و دستیارانش در خاورمیانه ایجاد کرده ایم و همچنان ایجاد می کنیم!

پیش از بررسی صلاحیت نامزدها، آقای جان کری وزیر خارجه آمریکا به کنگره گفت: «تا معلوم شدن نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران از وضع تحریمها دست نگه دارید.» وسط انتخابات یعنی 13 و 14 خرداد، آقای اوباما 3 تحریم تازه وضع کرد و 37 شرکت، صنعت اتوموبیل و پول ایران را تحریم کرد. قبلا که گفته بودند تا انتخابات تحریم نکنید، رییس جمهور چگونه این تحریمها را وضع کرد؟ پاسخ این است که رژیم با رد صلاحیتها فرصت برای این تحریمها ایجاد کرد، با این 8 نفر که با مناظره ها معلوم شد که هنوز در سطح بچه مدرسه ای هستند! معنایش این است که انتخاباتی در کار نیست و آقای خامنه ای یک کارگزار نیاز دارد و می خواهد جمهوریت نظام را لغو کند و از آن جز یک کارگزار باقی نگذارد و معنایش این است که مردم ایران مسلوب الاختیار هستند و هیچ اختیاری در حد اینکه به کسانی از درون این رژیم هم رای دهند را ندارند. هنگامی که محصول رژیمی این 8 نفر باشند که خود با آنها اینگونه رفتار می کند، کدام قدرت خارجی حاضر است که این انتخابات را جدی بگیرد و بگوید که این ملت اختیار دارد؟

واقعا اگر ملت اختیار داشت، این آدمها نامزدهای ریاست جمهوری می شدند؟ جای اکثر این افراد در زندان است، اینها غالبا مجرم اند و اغلبشان در سرکوبها، ترورها، فسادهای بزرگ و خیانت به کشور شرکت داشته اند. وقتی که غرب می گوید مردم اختیاری ندارند سرو کارش با آقای خامنه ای می افتد، بخاطر این است که عرض می کردم اگر شما در تحریم فعال شرکت کنید، به قدرت های خارجی و افکار عمومی دنیا پیام را می دهید: «ما مسلوب الاختیار نیستیم و می توانیم متجاوز به حقوق خویش را ادب کنیم»، افکار عمومی دنیا هم به حمایت شما می آید. بطور مثال ببینید این تظاهرات اصفهان چقدر در اروپا و آمریکا بازتاب داشت، معنایش این است که افکار عمومی حساس است. در ترکیه شعار مردم این است: «اگر امروز نجنبیم فردای ما امروز ایران است!» شما در دنیا ضرب المثل شده اید! می توانید بپرسید مگر اینها دیوانه هستند که این همه به شرق و غرب دنیا باج بدهند فقط برای اینکه برای تهدید کشور فرصت ایجاد کنند؟ خیر، دیوانه نیستند، برای اینکه ملت میان دو سنگ آسیاب نگه داشته شوند و این رژیم ادامه حیات پیدا کند این سیاست لازم است، بقای رژیم در گروی این سیاست است.

چرا تهدیدزدائی مساله و باید به آن پرداخت و موضوع سخنان خامنه ای و جلیلی است؟ به مناسبت قضیه بحران اتمی. بحران اتمی را شما می توانید بر 2 مبنای حقوق ملی یا نظام ولایت مطلقه فقیه حل کنید و حل بر مبنای دوم می شود همین که الان هست. همانطور هم که در این مناظره ها بیان شد این مسئله مانند قضیه گروگانگیری چندین بار تا مرحله حل شدن پیش رفته و به جهت وجود اشخاص و گرایشهائی در درون این نظام لاینحل ماند یعنی برای تهدید فرصت ایجاد شود. مثلا آقای ولایتی گفت: «آقای لاریجانی با آقای سولانا بر سر تعداد سانتریفیوژ ها توافق کرد اما در تهران یک مقام بلند پایه نظام (آقای احمدی نژاد که ولایتی از آن اسم نبرده است) گفته ما در باب مساله اتم مذاکره نمی کنیم و در نتیجه آقای سولانا هم گفته پس معلوم می شود شما(لاریجانی) اختیاری ندارید! شما در اینجا توافق می کنید و آنجا رئیس شما می گوید این توافق ارزشی ندارد!» حال اگر حقوق ملی بود، رژیم نظام مرتبی پیدا می کرد، دولت حقوق مدار می شد و اینگونه نمی شد که وزیر امور خارجه یا مقام دیگری تا توافق پیش برود و کس دیگری جلوی توافق او را بگیرد. افزون بر این شما می گوئید که باید در برابر تهدید استقامت کنید، آقای خامنه ای شما که الان نمی خواهید رهبر شوید، طی این 8 سالی که گویا احمدی نژاد از همه به شما نزدیکتر بود، هم رهبر بوده اید! ایشان از بابت فروش نفت و گاز و منابع دیگر 700 میلیارد دلار درآمد کسب نموده، با این پول چه کرده است جز تخریب توان استقامت اقتصاد ایران!؟ دلیل سخنی که می گویم، میزان تورم، هشت برابر شده حجم نقدینگی، میزان بیکاری، میزان خشونت در اشکال آسیب های اجتماعی در ایران امروز است و اینکه ایران در برابر تحریم اقتصادی دستش خالی مانده است. دلار 3550 تومان شده است، رژیم هم پول ندارد و از طریق گران کردن قیمت دلار تامین بودجه می کند. می بینید که شما(خامنه ای) هستید که با ویران سازی نظام یافته فرصت برای تهدید ایجاد می کنید. اگر اقتصاد ایران ساخته شده بود و روی پای خودش بود که این تهدیدها اثر نداشت، تهدید کننده هم به خودش زحمت این کار را نمی داد.

از همین برنامه اتمی ببینید که چه فرصتهایی برای تهدید ایجاد می کنند؛ یا راست می گویید که برنامه اتمی شما جهت ساخت بمب نیست، دلیلی نداشت که از اول مخفی باشد و تا امروز مخفی ادامه پیدا کند، به مردم ایران می گفتید که برنامه اتمی من است، بودجه و حساب و کتابش هم این است، جریان آزاد دانش و فن به جامعه امکان می داد تا ببینید این برنامه به سود یا زیانش است و تصمیم جامعه تعیین می کرد که چه باید بشود، این کار را که نکردید و بصورت غیر شفاف همه چیز را از مردم پنهان کردید در نتیجه فرصت ایجاد کردید برای اینکه بگویند شما در حال ساخت بمب اتم هستید. فرض هم بکنیم بخواهید بمب اتم بسازید، آیا شدنی است؟ آمریکایی ها اعلام کردند: «ایران نمی تواند این کار را انجام داد چون هر لحظه که بخواهد بمب بسازد ما تجهیزات فنی داریم که بطور دقیق می توانیم بفهمیم که وارد این مرحله شده است یا نه!» و این تجهیزات را روسها و اروپایی ها هم دارند. فرض کنیم که شما بخواهید تنها به دانش ساخت بمب اتمی دست یابید، آنهم احتیاجی به این مخفی کاری ها ندارد، دانش غیر از ساختن است و قابل جلوگیری نیست، آن را هم نمی شود دست آویز تحریم ها و تهدید به جنگ کرد پس همین بحران اتمی را شما به راه انداخته اید و شما هستید که مرتب آنرا تشدید می کنید و برای تهدید فرصت ایجاد می کنید و این تهدیدها بصورت واقعی در می آید.

نتیجه اینکه، با این موقعیت و وضعیت که معنای تحریمهای جدید این است که شما مردم ایران مسلوب الاختیار هستید، اگر همه به پای صندوق بروید، هیچ تاثیری ندارد چون قدرت خارجی از پیش گفته است: «این انتخابات قلابی است.» تحریم گسترده و فعال شما به دنیا خواهد گفت که شما شخصیت ملی و حقوق ملی دارید و می شناسید، به حقوق خود بعنوان شهروند آگاهید و این حقوق را چون در پای صندوق نمی توانید اعمال کنید، از راه تحریم بعمل در می آورید و با این کار اینبار رژیم است که میان دو سنگ آسیاب قرار می گیرد و برای اظهار خواستهای اساسی خود و ممکن گردادن تحول جامعه خود به طرف دولت و جامعه حقوق مدار موقعیت پیدا می کنید.

شاد و پیروز باشید

گفتگو با رادیو عصرجدید در 17 خرداد 1392

گفتگوهای رادیو اینترنتی عصرجدید با آقای بنی صدر، جمعه ها ساعت 21:40 الی 22:10(بوقت ایران) از آدرس زیر پخش می شوند:

http://www.asrjadid.com/musicvideo.php?vid=8eade25e1