آیا رفسنجانی ذکاوت سیاسی داشت؟، گفتگو با ابوالحسن بنی‌ صدر/ نقش هاشمی رفسنجانی در سرکوب، چپاول، صدور تروریسم و تلاش برای دستیابی به بمب اتمی و ...

آیا رفسنجانی ذکاوت سیاسی داشت؟، گفتگوی ایرج ادیب‌ زاده با ابوالحسن بنی‌ صدر در رادیو زمانه:
                                                                                  Banisadr Abolhassan-1
                                                                                     برای شنیدن صدای این مصاحبه اینجا را کلیک کنید
ایرج ادیب‌ زاده: دو هفته از مرگ هاشمی رفسنجانی گذشت. واکنش ها به مرگ او بعنوان شمارۀ ٢ رژیم اسلامی و یکی از ارکان مهم حکومتی اسلامی چهرۀ کلیدی آن، همچنان ادامه دارد. رسانه های خبری بین المللی به نقش او در سرکوب، چپاول، و صدور تروریسم و تلاش برای دستیابی به بمب اتمی تأکید کرده اند. منتقدان او گفته اند هشمی که در هنگام مرگ ٨٢ سال داشت، نقش مهمی در شکل گیری جمهوری اسلامی و آنچه در ٣٨ سال گذشته در ایران روی داده، داشته است. زمانه برای بررسی بیشتر نقش هاشمی رفسنجانی با ابوالحسن بنی صدر نخستین رئیس جمهوری حکومت اسلامی که به حالت تبعید در حومۀ پاریس زندگی می کند، پرسش هایی را در میان می گذارد: 
 
* آقای بنی صدر، با سپاس از شما برای این گفتگو، نخستین بار هاشمی رفسنجانی را شما در کجا دیدید و چه مدت با او کار کردید؟ 
 
ابوالحسن بنی صدر: او را در دورۀ شاه، یکبار در پاریس در خانۀ مرحوم قطب زاده دیدم. رفته بود امریکا و برگشته بود و آنجا مدت کمی که هم صحبت شدیم، معلوم شد که رفته بوده به نجف– خود او به من گفت- آقای خمینی را راضی کند که به سود مجاهدین خلق فتوا بدهد. آقای خمینی هم قبول نکرده بود. بعد، رفتیم به ایران، در آنجا مدتی که من عضو شورای انقلاب نبودم، بعد عضو شورای انقلاب شدم، تا تشکیل مجلس. که آن شورای انقلاب مرتب تشکیل می شد، او هم عضو شورا بود، منهم عضو شورا بودم و با هم کار می کردیم. بعد هم او شد رئیس مجلس قلابی که تفصیل اش را خواهم گفت، شد ضد رئیس جمهوری که من بودم. و اینکه در آخرین دیداری که قبل از کودتای خرداد ۶۰، او و آقای خامنه ای و آقای بهشتی با آقای خمینی کرده بودند، او– اینطور که آقای خامنه ای گفته- گریه کرده و از آقای خمینی موافقت با حذف بنی صدر را گرفته است.
 
* آقای بنی صدر، نقش رفسنجانی در سرکوب مخالفان و منتقدان در دهۀ نخست پس از انقلاب و در دوران ریاست جمهوری اش چه بوده است. چون طرفدارانش دارند او را از همۀ مسئولیت ها بری می کنند. پاسخ شما به آنها چیست؟
 
ابوالحسن بنی صدر: یک، در قلمرو سیاست داخلی؛ دو، در محور کردن قدرت خارجی در سیاست داخلی و خارجی ایران؛ و سه، در قلمرو اقتصاد؛ آقای هاشمی رفسنجانی نقش داشته است. اول بگویم که این آدم یک ویژگی داشت، و آن این بود که این توانایی را در خود نمی دید که نقش او را بازی کند. همیشه در سایه عمل کرده است. دورۀ آقای خمینی در سایۀ او، بعد در سایۀ ولایت مطقۀ فقیه آقای خامنه ای که خود او رهبر کرده، و تا آخر عمر هم همینطور بود. کسانی هستند که می گویند ایشان در مواردی هم مخالف بوده است. و ویژگی دیگری هم داشته که آن این است که در کارهای خلاف بقیه را هم شرکت می داده، مثل ایران گیت که دست همه را بند می کرده است، مثل همین سرکوب ها. حالا این موارد را در همین سیاست داخلی، یک به یک که فهرست بکنیم، می شود به اینکه ...: خوب، ایشان مخالف گروگانگیری بود، ولی در عمل، در استفاده از گروگان ها برای سنگین کردن فضای سیاسی، در همین سرکوب ها، و در قبولاندن اصل ولایت فقیه به آن مجلس خبرگان و مردم ایران، ایشان هم شرکت داشته است. 
 
بعد از آن، در ماجرای کودتای نوژه و طرح انحلال ارتش و متلاشی کردن ارتش، حزب جمهوری اسلامی این طرح را تهیه کرده و به شورای انقلاب آورد. آقای هاشمی از رهبران آن حزب بود و آن طرح را با هم به شورای انقلاب آوره بودند که با مقاومت من انجام نگرفت؛ البته به صورت دیگری شد.
 
پس از اینکه در انتخابات ریاست جمهوری شکست خوردند، ایشان [هاشمی رفسنجانی] و آقای بهشتی و سران حزب جمهوری، نامه نوشتند به آقای خمینی. بعد ایشان در نماز جمعه گفت که ما رفتیم پیش امام، گفتیم اینکه نشد. امام به ما گفت که شما بروید مجلس را در دست بگیرید. و اینکه شما بروید مجلس را در دست بگیرید را مجوز کرد برای تقلب در انتخابات مجلس. من ١٠ هیأت معین کرده بودم، هر کدام به ریاست یک قاضی دیوان عالی کشور، برای نظارت بر انتخابات. بنابر گزارش این ١٠ هیأت، ٧٠ درصدِ آن انتخابات قلابی بود. بعد به زورِ آقای خمینی آن مجلس را تشکیل دادند. حالا این یک دلیل، اما دلیل خیلی قاطع و روشن اینکه نامزد حزب جمهوری اسلامی در انتخابات ریاست جمهوری ۴ درصد رأی آورد. چه شد که در یکی، دو ماه بعد در انتخابات مجلس اکثریت، مال حزب جمهوری اسلامی شد؟ این قطعی ترین دلیل بر قلابی بودن آن انتخابات است.
 
اما مسألۀ مهمی که بن مایۀ سرکوب بوده، اصلاً ریشۀ فساد را بر زمین این رژیم و این کشور نشاندند، تبدیل کردن مجلس بود به دادگاه، که رئیس مجلس هم این آقا بود، خود او در کتاب عبور از بحران می گوید امام گفت که کار بنی صدر را زود تمام کنید. ١٢ تا جرم برای من در آن مجلس شمردند. اینها [١٢جرم] به شما جواب دقیقی است برای نقش این آدم، و نقش این آقای خامنه ای هم که توی آن مجلس جزو یکی از آن ادعا نامه خوان ها بود، که اینها با ایران چه کردند. اینها جرم های بنی صدر است: ١- جانبداری از دموکراسی ٢- جانبداری از حقوق بشر ٣- مخالفت با ولایت فقیه ۴- مخالفت با نهادهای انقلاب (یعنی سپاه و دادگاه های انقلاب و کمیته ها و و ...) ۵- مخالفت با قرارداد الجزایر بر سر گروگان ها ۶- مخالفت با احکام قضات شرع و حدود و تعدیل ها ٧- مخالفت با انتصابات امام (منظور انتصاب بهشتی است و موسوی اردبیلی به ریاست و دادستانی دیوان عالی کشور) ٨-  مخالفت با تبلیغ برای خمینی ٩- مخالفت با اسلام فقاهتی ١٠- موافقتبا ملی گرایی و طرفداری از مصدق (یعنی هما دو اصل استقلال و آزادی) ١١- مخالفت با گروگانگیری ١٢- مخالفت با ادامه جنگ. اینها جرائم بنی صدر بوده است. آن مجلس کذایی جرم ها را محرز دانسته و حکم محکومیت بنی صدر را صادر کرده است. 
 
جزو آن کارهایی که ایشان [هاشمی رفسنجانی] هم در تصدی اش شرکت داشته، جزو دستیاران اول بوده، در مواردی نقش اول بازی کرده، از جملۀ آنها جعل نامه، و جعل قول بر رهبر کردن آقای خامنه ای. آن جعل نامه را در اینجا من به دو کارشناس بین المللی خط دادم: خط های قبلی آقای خمینی را با آن خط که در مجلس گفتند که او [خمینی] به رئیس مجلس خبرگان آقای مشکینی نوشته بوده است. آن دو کارشناس تصدیق کردند که این خط [نامه خمینی به مشکینی] از آقای خمینی نیست. جعل قول از خمینی این است که ایشان [هاشمی فسنجانی] گفته است که خامنه ای را دارید (١). ولی دقیق ترین و روشن ترین اش این است که خود آقای خمینی در وصیت نامه ای که توی همان مجلس خواندند، گفته است که اگر قولی را به او نسبت بدهند، دروغ است، مگر اینکه مصاحبه ای تلویزیونی، رادیویی باشد و ضبط شده باشد در زمان او.
 
گسترش بساط شکنجه و آراستن میدان های اعدام در سال ۶۰، که در آن سال تعداد اعدام شده ها که صورت اش موجود است، در داخل کشور هم منتشر شده، ٢ هزار تا اسم است. ٢ هزار اعدام در سال ۶۰.
 
توقیف مطبوعات آزاد، که اینها در قبل از کودتای خرداد ۶۰ شروع شد، با توقیف فله ای مطبوعات به دستور آقای خامنه ای و به تصدی آقای سعید مرتضوی ادامه یافته تا امروز.
 
حذف بدیل در درون و بیرون رژیم. یک مورد را یادآور می شوم که در زمانی که ایشان رئیس جمهور بوده و آقای خامنه ای به اصطلح "رهبر"، ٩٠ نفر نامه ای را امضاء کردند و به اصطلاح خواستار یک سری آزادی هایی شدند. آنها را درجا توقیف کردند. یک موردش این است.
 
جنایت های سیاسی که شهیدان فروهرها، نویسندگان، قربانی این جنایت ها بودند. طرح سقوط اتوبوس نویسندگان به دره ها که انجام نگرفت، به لحاظی که اتوبوس به سنگ گیر کرد، هم بر این فهرست اضافه کنید. یادآور می شوم که به خود این آدم، آن زمان اصلاح طلب ها لقب عالی جناب سرخ پوش دادند. و خود این آدم به آنها گفت که فیتیله ها را پایین بکشید، یعنی اینهمه داد و قال راجع به این جنایت ها نکنید.
 
* آقای بنی صدر، شما یک اشاره ای کردید به نقش آقای رفسنجانی، بخصوص در جنگ ایران و عراق که خوب، یکی از رویدادهای خیلی مهم این دوران است. در جنگ ایران و عراق، او چه نقشی در شکست های فاجعه آمیز نظامی از یک طرف، و از طرف دیگر طولانی تر کردن جنگ دارد؟ آیا اینکه او به نتیجه رسید که باید به آتش بس تن داد، چون کشور توانایی جنگ را ندارد، پروندۀ اعمال او در دوران جنگ را مثبت می کند؟
 
ابوالحسن بنی صدر: در خرداد ۶۰، هیأت جنبش عدم تعهد، جواب مثبت رژیم صدام را قرار بود به ایران بیاورد. اینطور که بیاد دارم باید ۲۴ خرداد ۶۰، آن هیأت وارد تهران می شد. بنابراین اینها اگر یک هفته کودتا را به تأخیر می انداختند، جنگ به پایان می رسید. قول آقای هاشمی را هم [پیشتر] برای شما خواندم که در مصاحبه با الموَقِّف عربی (٢) می گوید که نه، ما نپذیرفتیم که جنگ پایان بپذیرد. اما راجع به اینکه آن زمان وقتیکه من به خارج آمدم، گفتم که این جنگ را هم مثل گروگانگیری ادامه می دهند تا در شکست به پایان برسانند. همینطور هم شد. خوب، اینکه چگونه جنگ پایان یافت، یکی از کارهایی هم که ایشان تصدی کرد، اکتبر سورپرایز بود، سازش پنهانی با گروه ریگان و بوش که دنباله اش ایران گیت بود. هر دو افتضاح رو شد. در آن افتضاحِ ایران گیت که رو شد، گزارش هایی را کنگرۀ امریکا و گزارش تاور و گزارش آن قاضی مستقل و آن خاطرات آقای الیور نورث و ... اینها همه موجود است. چه می گویند آنها؟ می گویند به اینکه آن واسطه ای که از طرف اینها بوده، از جانب آقای هاشمی رفسنجانی، به آنها گفته است که اسلحه به ایران ندهید، ما می آییم و می گوییم اسلحه بدهید، ولی شما ندهید. برای اینکه بدهید، رادیکال ها قوی می شوند. باید ایران در جنگ شکست بخورد، تا میانه رو ها بتوانند دولت را در دست بگیرند. و حالا در کتاب آقای رابرت مک فارلین شما می خوانید که آقای داوید کیمچی، مدیر کل وزارت خارجه اسرائیل، نزد او رفته که مشاور امنیتی ریگان بوده و به او گفته است به اینکه آن میانه رو ها حاضرند در صورتی که امریکا از دولت آنها حمایت بکند، حتی خمینی را هم بکشند(کلیک کنید). پس اینکه جنگ در شکست تمام بشود، این لازمۀ به حاکمیت رسیدن اینها بوده که ما به آنها ایران گیتی ها می گوییم. در واقع ما می گوییم، نه، تاریخ می گوید. چون اینها آن روابط پنهانی را تصدی داشته اند. خوب، حالا ٣ ماه قبل از [پایان] جنگ که آقای خمینی یک کسی را نزد من فرستاده بود که به ایران برگردم، به فرستادۀ او گفتم به ایشان بگو در جنگ شکست را خوردید و حالا برگشت من به ایران باید پوشش آن شکست بشود. اتفاقاً، بعد روزنامۀ لوموند لو داد، معلوم شد که آقای ولایتی با آقای هانس-دیتریش گنشر وزیر خارجۀ آلمان ٣ ماه قبل از پذیرش رسمی [آتش بس]، ملاقات کرده، و به او گفته که ایران قطعنامۀ سازمان ملل را می پذیرد. فقط اینکه ٣ ماه تأخیر شده برای 
این بوده که صورت ظاهری پیدا کند که اینها نگویند که شکست خیلی قطعی بوده است. اینهم به اصطلاح نقش ایشان در پایان دادن جنگ که به این صورت بوده است.
 
* آقای بنی صدر، رفسنجانی یکی از معماران برنامۀ اتمی جمهوری اسلامی است. از این نظر چه ارزیابی ای از نقش او دارید؟ و چرا در یادنامه نویسی ها به این نقش اشاره نمی شود؟
 
ابوالحسن بنی صدر: خود ایشان ... 
 
پاورقی ها:
 
(١)- علی اکبر هاشمی رفسنجانی: "اجازه بدهید، این حرف آقای شبستری را می خواند آقایون. آقای شبستری چیزی از آقای طاهری شنیدند که امام جمله ای در بارۀ آقای خامنه ای گفتند. اگر آقایون مایلند، من نقل کنم، والا ... بله، شاهد ۴، ۵ تا داریم اینجا، می توانید ... ما شاهد هم داریم. شاهدید؟ بله. ما یک جلسه، با رؤسای قوا و نخست وزیر و احمد آقا خدمت امام بودیم، همان موقعی که مسألۀ آقای منتظری داغ شده بود و ما با امام مباحثه داشتیم. ما یکی از احتجاجات مان با امام این بود که شما اگر آقای منتظری را کنار بگذارید، ما در رهبری دچار مشکل می شویم. شورایی را، امام هم شورایی را خیلی تمایل نداشتند، هیچوقت. فرد را هم ما می گفتیم ما فردی را نداریم الان که مطرح بکنیم توی جامعه. چون ما فرض مان بر مرجعیت بود و با همان مسائل بود. امام فرمودند چرا ندارید؟ آقای خامنه ای. البته ما می توانستیم آن روز حمل کنیم این را بر اینکه امام خوب، برای اینکه ما را قانع کنند، بگویند توی بن بست نیستید. ما در این مقدار البته قرار هم گذاشتیم به کسی نگوییم، و ما هم نگفتیم، واقعاً. ما بعداً شنیدم، جوری درز کرده، نفهمیدیم از کجا درز کرده. اما ما نگفتیم. خود آقای خامنه ای اصرار داشتند این را مطرح نکنید، ایشان به من فرمودند مبادا بگویید. منهم نمی گفتم. یکبار دیگر من خصوصی خدمت امام رفتم، باز روی همین مسأله، من چون در جلسۀ عمومی شرم ام می آمد خیلی بحث مثلاً، یکدندگی با امام بکنم، خوب، تنها که می رفتم خیلی آزادتر حرف می زدم. خیلی با ایشان یکدندگی، ور رفتم روی مسأله، باز ایشان به من توی آن جلسه فرمودند که شما وقتی مثل آقای خامنه ای را دارید، چرا تردید دارید، چرا مشکل دارید. بار سوم، این را احمد آقا دیروز به ما گفت، توی جمع چند نفری مان گفت. گفت وقتی آقای خامنه ای کره بودند و فیلم شان با آقای کیم ایل سونگ داشت نمایش داده می شد، منظرۀ خوبی بود آنجا، من گفتم که (آقای احمد آقا گفتند که) من گفتم آقای خامنه ای خوب جا افتادند تو این، واقعاً خوب، آبرویی هستند برای نظام. ایشان فرمودند که واقعاً ایشان شایستۀ رهبری هستند. اینهم حرف سومی است که البته این را من از احمد آقا نقل می کنم با وسطه. آنرا که عرض می کنم، آقای اردبیلی و من و آقای احمد آقا و آقای نخست وزیر توی جلسه بودیم، با هم شنیدیم. این مصنوعات ما است دیگر"
 
 
 
(٢)- علی اکبر هاشمی رفسنجانی در گفتگو با هفته نامۀ موقف عربی، انتشار در روزنامه جمهوری اسلامی به تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۶٠: "ما نمی‌ خواهیم در سایۀ رژیم فعلی عراق، به هیچ توافقی با بغداد برسیم... و این سرّی نیست که آن را فاش کنم که صدام حسین توسط میانجی‌ ها موافقت کرد طبق مواد و شرایط قرارداد الجزایر و بدون قید و شرط، عقب‌ نشینی کند... ولی ما این پیشنهاد را رد کردیم و با هرگونه توافقی مخالفت خواهیم کرد. ... این توافق باید با ملت عراق و پس از پیروزی امضاء گردد. ما حاضر نیستیم دست از حمایت از سازمان های مخالف رژیم عراق برداریم".