دعوت خاتمی به فداکاری مردم، پیامد های تصرف نفتکش انگیسی، و نخست وزیری بوریس جانسون در گفتگو با بنی صدر

ahb 20140620عصر جدید- حسین جواد زاده: ... آقای بنی­ صدر در دو هفته اخیر شاهد رویدادهای جدیدی هستیم: آقای خاتمی خواهان فداکاری مردم برای شرکت در انتخابات اسفند ماه شدند. ... توقیف نفت­کش انگلیسی توسط سپاه موجی از غرور بین موافقان و برخی مخالفان رژیم برانگیخت. حرکتی که باعث ائتلاف کشورهای اروپا برای ایجاد ناوگان دریایی در خلیج فارس شد. در انگلستان هم آقای جانسون نخست وزیر می­ شود. تحلیل شما از این رخدادها و پیامدهای آن چیست؟ ...

برای شنیدن مصاحبه اینجا را کلیک کنید.

ابوالحسن بنی­ صدر: ...  در همه جای جهان در یک مورد اجماع وجود دارد، و آن این است که رأی دادن وسیله است و این وسیله تابع حق است. کدام حق؟ حقی که هر شهروند بر حاکمیت ملی دارد. خود به خود رأی دادن، اگر بیان کنندۀ آن حق نباشد، محلی از اعراب ندارد. بسیاری از حقوق دانان هم می­ گویند، اجماع وجود دارد که این حق قابل انتقال هم نیست. بسیاری از حقوق­دان­ ها هم می ­گویند نمایندگی هم نمی ­شود داد. یعنی نمی­ شود شما این حقی که داری به دیگری واگذار کنی که او برود بجای شما مثلاً در مورد کشور تصمیم بگیرد. خوب، حالا چگونه می­ شود فداکاری کرد و رفت رأی داد، وقتی که شما این حق را ندارید؟ اگر قرار بر فداکاری باشد، فداکاری باید برای حق باشد. از او تعجب می­ کنم به این لحاظ که می­ داند آنچه در کتاب قرآن در باب ایثار، گذشت، فداکاری آمده، تابع ایستادگی بر حق است. وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ؛ این رهنمود قرآن است. خوب، حالا شما چرا از این حاکمان مستبدِ خونریزِ فاسدِ وابسته­ سازِ ایران به قدرت­ های خارجی نمی­ خواهی که فداکاری کنند و حق و حقوق این مردم را بشناسند؟ از او چرا نمی­خواهی؟ اگر قرار است فداکاری بکنند از مردم چرا می­خواهی از حق خودشان بگذرند؟ رأی بدهند، وقتی که بر حق نیست؟ شما می­گویی فداکاری دیگر، اگر به حق بود که نمی­ گفتی فداکاری. چون به حق نیست، می­ گویی فداکاری. این چه رأیی است بدهند؟! وقتی یک ملتی در برابر دنیا می ­گوید من صاحب حق نیستم، از باب فدکاری می­ روم رأی می­ دهم، این دنیا برای او چه ارزشی قائل می ­شود؟ شما به این مردم هنگ­ کنگ نگاه کنید، این بخشی از چین است. انگلیس­ ها آن وقت که جنگ تریاک و ... می­ کردند، هنگ گنگ را گرفتند و تا همین چندی پیش در ادارۀ آنها بوده است. چین هم الان یک کشوری با یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون– اگر کم و زیاد داشته باشد دیگر خیلی به حساب نمی آید- جمعیت دارد. اقتصادش هم که اقتصاد اول دنیا شده است. این مردم، در برابر آن چین با این جمعیت عظیم ایستاده ­اند. این را می­گویند فداکاری و در دنیا به حساب اند. شما ممکن نیست یک تلویزیونی را باز کنید، خبر بگوید و جنبش مردم هنگ­ کنگ را نگوید. روزنامه­ های معتبر را باز کنید، راجع به جنبش ننویسند. اما با اینکه بسیاری مردم مصر نرفتند رأی بدهند، همین مقدار نوشتند که به اصطلاح تحریم" انتخابات" ای که این آقای السیسی ترتیب داده بود، گسترده بود، نه بیشتر. اگر مردم مصر یکپارچه عمل می­ کردند، البته دنیا می­ گفت. می­ گفت نه دیگر با این ملت شوخی نمی­ شود کرد. یک ماجرا برای شما مردم ایران بگویم به لحاظ اینکه توجه بکنید به اهمیت عمل اجتماعی خود. ۱۵خرداد ۱۳۴۲، رژیم شاه، قوای سرکوب­گرش، مردم را به گلوله بستند. خوب، حالا چه باید کرد؟ رهبری جبهه ملی در زندان بود. چند نفری هم که در بیرون بودند در خود یارای اینکه مردم را به استقامت بخوانند، نمی­ دیدند، می­ گفتند آن رهبران باید این تصمیم را بگیرند. ما با به اصطلاح یکی دو تن از افراد کمیتۀ بازار تماس گرفتیم، با هم قرار گذاشتیم یک اطلاعیه صادر کنیم و مردم تهران را به اعتصاب همگانی به مناسبت هفتم آن کشتار دعوت کردیم. خبرنگارها که از دنیا آمده بودند ببینند در ماجرای ۱۵خرداد در ایران چه خبر است، بعد از دو سه روز که دیدند مثل اینکه آب از آب تکان نخورده، آرام گرفته، می ­خواستند برگردند. ما با آنها ارتباط گرفتیم که شما تا هفتم صبر کنید، این هفتم را هم ببینید. روز هفتم سرتاسر تهران تعطیل عمومی بود. ما هم در خیابان­ ها گشت می ­زدیم ببینیم که جایی باز پیدا می ­شود؟ نه. خبرنگارها را هم همینطور می­ گرداندیم. می گفتیم ببینید این تمام نشد، این ملت حرفش را با این اعتصاب همگانی امروز می­ زند. اریک رولو خبرنگار لوموند بود، چی گفت و چی نوشت؟ گفت نه دیگر، کار رژیم شاه تمام است. امروز این ملت گفت که این رژیم را نمی­ خواهد. خوب، دنیا برای مردم ایران حساب باز کرد. شگفت سخنی است در این جهان! به یک ملت ۸۰ میلیونی می ­گوید بیایید به رغم اینکه صاحب حق نیستید، فداکاری کنید، بروید پای صندوق، رأی بدهید به عواملی که این وضعیت را بوجود آورده اند! که در این وضعیت شما باید فداکاری کنید! 
 
دنباله گفتگو در مورد احساس غرور کردن از توقیف نفت­کش انگلیسی است! باز از تاریخ بیاموزیم، برای اینکه این ها امور مستمره اند. عین همین واقعه­ ها در گذشته روی داده، به استمرار ادامه یافته، و جنگ ایران و روس شده بود. قوای ایران از روس­ ها شکست خورد، قرار بر صلح شد. یک روحانی– البته درس خوانده بود، مثل آقای خامنه ­ای نبود، یعنی درس­ هایی که اینها بلدند، خوانده بود- از نجف راه افتاد به طرف ایران و گفت شما مسلمان­ ها غیرت­ تان اجازه می­ دهد که هموطنان شما، مسلمان­ ها، ناموس­ شان دست روس­ های کافر باشد؟ حکم جهاد داد. اِلا و بِالله باید با روس­ ها بجنگیم. فتحعلی شاه جلسه شور ترتیب داد، پرسید که بجگیم یا نجنگیم؟ آنهایی که جو گیر شده بودند، گفتند باید بجنگیم، وقتی فتوای جهاد است و همۀ مردم آمادۀ جهاد، کی حریف ایران می ­شود؟ میرزا ابوالقاسم فراهانی از فتحعلی شاه پرسید شما چقدر از مردم مالیات می ­گیری؟ گفت ۶ کرور، هر کرور، ۵۰۰ هزار تومان است، یعنی به حساب امروز ٣ میلیون می­ شود. گفت که تزار روس چقدر مالیات می­ گیرد، گفتند ۶۰ میلیون. گفت ۶ میلیون، با ۶۰ میلیون نمی­ تواند بجنگد. نخیر، رأی بر جنگ شد. جنگ شد، ترکمانچای روی دست ایران گذاشته شد. حالا این امر واقع مستمرِ ترکمنچای را به این جهت می­ گویم: گروگانگیری، یک "ترکمانچای"– که کارتر گفت ایران را نقره داغ کردم-؛ بعلاوۀ یک جنگی که جنگ ایران و عراق، ٨ سال جنگ  باشد، یک "ترکمانچای"– جام زهر سرکشیدن-؛ بحران اتمی، یک "ترکمانچای" با ۱۰۵ تعهد. شما پاسدارها از خودتان بپرسید! من به آقای خمینی هم گفتم، گفتم شما گفتی این گروگانگیری از انقلاب مردم ایران که جهان را وارد عصر جدید کرد، مهم­­تر بوده و انقلاب دوم خواندید. دستگیر کردن و گروگان گرفتن چند مأمور سفارت امریکا، چه ارزشی دارد و چرا مایۀ غرور است؟ خوب بهایش معلوم شد که چه بود. حالا پاسدارها یک نفت­کش را به ازای یک نفت­کش ایران– که به قول این آقای لاریجانی رئیس مجلس، آنها نفت­کش ایران را در جبل‌ الطارق دزدیدند- توقیف کرده، تلافی کردند. خوب، به کجا می­ خواهیم برویم؟ آدم کاری که می ­کند نتیجه ­اش را هم باید ببیند دیگر. نتیجه­ اش چیست؟ 
 
این آقای جانسون هم که شده نخست­ وزیر انگلیس. ... این ارکستر ترامپ، جانسون، نمی­ دانم رئیس­ جمهور برزیل، حکومت ایتالیا، یواش یواش دارد تکمیل می­ شود. یک راهکار معامله ای است که  آنها بگویند ما نفت­کش شما را آزاد می­ کنیم، شما هم مال ما را آزاد کنید. این سالم ­ترین و بی ­خطرترین آنها است. یکی دیگرش این است که نه، توقیف کشتی را دست­اویز کنند و همینجور که امریکایی­ ها پیشنهاد می­ کنند و انگلیس ­ها از اروپایی ­ها می ­خواهند، یک ناوگان جنگی برای مشایعت کشتی­ ها ترتیب بدهند. آن وقت شما چه می­ کنید؟ می ­روی به پای برخورد نظامی یا نمی روی؟ هرگاه بروی، آن قضیۀ ۶ کرور است و ۶٠ کرور. یک دفعه هم که مزه تلخ ...، یک بار نه، چند بار: گروگانگیری، جنگ ٨ ­ساله، و بحران اتمی. شما لااقل ٣ بار مزه تلخ این جنگ نابرابر را به این مردم چشاندید. حالا اگر نرفتید پای جنگ، می ­شود همان بلایی که قبلاً سر این مردم آوردید. خوب اینها که در خلیج فارس نبودند، شما اینها را با آن جنگ ٨ ساله آوردید. حالا از نو یک ناوگان بین ­المللی، یک طرف امریکا، یک طرف اروپا، را می ­آورید در خلیج فارس. اینها با استقلال ایران سازگار است؟ غرور آور است؟ 
 
اینکه انگلستان ضعیف شده، دلیل ضعفش هم اینکه این آقای جانسون نخست­ وزیر شده است. از یک جهت هم این نخست وزیری عبرت­ آموز است. پدربزرگ او ترک بوده است. ترک­ ها بعنوان خیانت به ترکیه و خدمت­گزاری به انگلیس، او را کشته ­اند. حالا نوۀ او نخست ­وزیر انگلیس شده است. 
 
آدمی وقتی کاری را می ­کند، می­ باید تمام محاسبات را انجام دهد و تمام فرجام­ هایش را لحاظ کند و عمل سنجیده انجام بگیرد. در حال حاضر چه نتیجه ببار آورده؟ امریکای آقای ترامپ بدون تردید در انزوا بود. برای اینکه از قرارداد وینی که ۱۰۵ تعهد به ایران تحمیل کرده بود و خود امریکا و اروپا یک تعهد هم نپذیرفته بودند– آقای ظریف گفته ۱۱ تعهد پذیرفته بودند که دروغ است. آنها هیچ تعهدی نپذیرفته بودند- بیرون آمد. آن در انزوا بود. حالا شما آمدی به تلافی توقیف کشتی، کشتی توقیف کردی. یک وضعیت جدید درست کردی. آن وضعیت جدید کدام است؟ آن این است که اروپا الان دیگر آن موقعیت قبل از این کار را ندارد. نمی ­تواند هم بگوید که من بر اینکه چون انگستان می­ خواهد از اتحادیه برود بیرون، چشم می ­بندم بر این ماجرا. برای اینکه، اولاً نیروی دریایی اصلی مال امریکایی­ هاست و انگلیس­ ها. فردا آنها هم به مشکل بربخورند، اینها هم می­ گویند که بروید خودتان حل بکنید. پس در حال حاضر یک افکار عمومی بر ضد ایران دارد ساخته می­شود، برای اینکه ایران به انزوا دربیاید. پس از این جهت، این کار نادرستی بوده که شما کردی. شما باید روی حق می­ ایستادی. می­ گفتی آقا، این قرارداد را بستی، با اینکه ما ۱۰۵ تعهد بر عهده گرفتیم و هیچ تعهدی هم شما نداشتی، نقض کردی. مردم دنیا، به یاری ما بیایید. شما که خود را مسلمان می ­دانید، حسین­ بن­ علی در کربلا جز این کرد؟ بر حق ایستاد، دیگر. گفت: آیا یاری کننده ­ای هست؟ شما باید همان روش را بکار می­ بردید. اگر بکار می ­بردید، بله، می­ توانستید نماد یک غرور انسانی باشید. مردم هم می ­توانستند احساس غرور کنند. بگویند خوب، این رژیم بعد چهل سال بالاخره روی یک چیزی ایستاد. آنهم که نایستادید! آن تهدیدها که نمی ­دانم از مرز ۳۰۰ کیلو رد می­ شویم و درجه غنی شدن را بالا می ­بریم و های و هوی و ...، به کجا رسید؟ 
 
وقتی یک کسانی بر مردمی حکومت می­ کنند که برای آن مردم ارزش و شخصیت و حقوق قائل نیستند، خود را تحقیر می­ کنند. در نتیجه جهان به آنها بعنوان کسان غرورمند نمی ­نگرند. من تا حالا ندیدم در این تفسیرها که شنیدم و دیدم و خواندم که مثلاً یک روزنامه ­نگاری گفته باشد ایرانی­ ها غرور خود را بازیافتند. برای اینکه بچه گول بزنی، برای ذهن­ های ساده، بله. می گوید آقا! این انگلستان زمانی بود که ناصر­الدین شاه گریه می­ کرد می­ گفت می­ خواهم شمال ایران بروم از روس ­ها باید اجازه بگیرم، جنوب ایران می­ خواهم بروم باید از انگلیس­ ها اجازه بگیرم. پهلوی­ ها را هم که انگلیس­ ها آوردند. بدون دستور آنها، اینها آب هم نمی­خوردند. اولی را که خودشان آمدند قشون وارد ایران کردند، ژوهاسنبورگ بردند، دومی هم خود نوشت که من را مثل موش مرده بیرون انداختند. حالا آنکه آنها بیرون نینداختند، مردم ایران بیرون انداختند. آنها تا آخر هم کوشیدند نگه اش دارند. حالا بیا ببین! یک کشتی از ما گرفت، یک کشتی از انگلیس­ ها گرفتیم! ارباب منطقه ایم– این آقای علم­ الهدی فرمودند!- همه هم قبول دارند منطقه دست ماست! برای بچه و ذهن­ های ساده را قانع کردن، این حرف­ ها بدرد می­ خورد. اما برای آدم هایی که با حساب و کتاب سر و کار دارند که نه. آنها از خودشان می­ پرسند، کجا؟ نتیجه چی؟ یک وقت هست توانایی داری. آقا این توانایی را که داری، کشتی چرا توقیف می­کنی؟ این نفت ات را که توقیف کرده، ببر بفروش. وقتی شما این توانایی را نداری، با تخفی­ف های بسیار مهم، محرمانه باید نفتت را به چین و هند بفروشی؛  نفت اش آنجا به انبار گمرک چین می­ رود، به اصطلاح در انبار خالی می­ شود، از آنجا آرام آرام خُرد خُرد فروش می رود. وقتی وضعیت سرکار اینجور است، آن وقت غرور چیست که شما یک کشتی انگلیسی توی خلیج فارس توقیف کردی؟ حالا اگر یک ناو جنگی می­ گرفتی، باز می­ گفتیم بالاخره ناو جنگی انگلیسی را اینها گرفتند، آوردند– البته آن هم هنری نبود. حالا فرض کنیم که می­ کرد- باز می­گفتیم یک کاری کرد. آخر کشتی نفت­کش اش را گرفتن، چه غروری دارد؟ این نشان می­ دهد که شما اولاً هیچ کدام­تان سازتان به هم نمی­ خواند. یکی ­تان می­ رود در نیویورک آنجا ننه من غریبم راه می­ اندازد که ولله ما بر حق ایستاده ایم و قصد جنگ نداریم و ما با هیچ کس جنگ نداریم و با همه می­ خواهیم در صلح زندگی کنیم. یکی در خلیج فارس کشتی توقیف می­ کند. آن یکی هم می­ آید می­ گوید این آقای روحانی نمی ­دانم دوتابعیتی است یا تابعیت انگلیسی دارد، بعد هم می ­آید می­ گوید من اینجور نگفتم، آنجوری فهمیدند. به این چیزها مشغول­ اید. شما این وسایل ارتباط جمعی که دارید، محتوایش ببینیم به چه چیز مشغول است؟ مردم را سرگرم داری می­ کنی. این کشتی گرفتن برای ایجاد احساس غرور نیست، این برای این است که مردم را سرگرم کنید، در عین حال در ترس نگه دارید! و الا، شما در داخل برای اینکه توانایی نشان بدهید، اقلاً از فساد بکاهید، از این رانت­خواری بکاهید، از این میلیارد میلیارد دلارها که گم می­ شوند، بکاهید! اینها که نیست، اینها هیچ کدام­شان از شما برنمی­ آیند– چون خودتان این کارها را می­ کنید، دیگر- اینها را بلد نیستید. اینکه این کشور را به ۹ جنگ گرفتار کرده اید، بدترینش در حال حاضر جنگ اقتصادی است، که توأم شده با جنگ روانی؛ که آن طرف امریکایی­ ها دام گستردند و افتادید توی آن– تازه می­ گوید احساس غرور هم بکنید آقا افتادید در دام- نتیجه اینکه جنگ روانی که او می­خواست با شدت تمام خود شما داری ادامه می­دهی. نتیجه­ اش بر خود اقتصاد ایران چیست؟ غیر از گریز سرمایه­ ها،؟ غیر از بالا رفتن قیمت­ ها؟ غیر از افزایش بیکاری؟ کی شما می­ خواهید عبرت بگیرید؟ 
 
شما مردم ایران، به هوش باشید! هر کی به شما می­ گوید کاری نکنید، بلکه فداکاری بکنید، بروید پای صندوق رأی، خدمتگزار شما نیست، چون خلاف حق می­ گوید. شما حقوق پنجگانۀ خویش را بشناسید و به این حقوق عمل کنید. خواهید دید که نقش تعیین ­کننده در خواباندن بحران دارید. این را که می ­توانید. هر گاه چنین کردید، آن وقت آقای ترامپ هم می­ فهمد با یک ملت با فرهنگِ سرفراز روبرو است و به خود جرأت نمی ­دهد به شما جسارت کند و بگوید ملت تروریست. آن وقت اروپا هم حساب کار دستش می ­آید. کشورهای منطقه هم حساب کار دستشان می ­آید. دیگر نمی­ گویند ملت مظلومِ درماندۀ گرفتار این رژیم نگون­بخت. می­ گویند ملت ایستاده بر حقوق، ایستاده بر استقلال و آزادی، ملتی که مصمم است سرنوشت خویش را خود به دست بگیرد. آن وقت شما می­ شوی کشور مستقل و آزاد. می ­توانی به خودت ببالی. غرور محل پیدا می­ کند. و الا شما مثال­ های زیادی هم در کشور خودمان هست، ضرب ­المثل­ ها تا بخواهی که طرف همۀ امکانات را از ما گرفته، دارد راه نفس کشیدن هم بر ما می­ بندد، آن وقت ما به خود می ­بالیم که یک قلم پا را از دایره گذاشته ­ایم بیرون. این کشتی گرفتن به همین می­ ماند. شما کشتی را به نادرست انگلیس ­ها توقیف کردند که کردند، می­رفتی دادگاه بین ­المللیِ همین اروپا. به دنیا می­ گفتی آقا، این چه خبر است؟ اینجا مگر گردنه است؟ جبل­ الطارق شد گردنه؟– بله خوب، انگلیس ­ها از قدیم کارشان گردنه زنی بود- اقلاً می ­شد داد و قال در دنیا راه بندازید. حالا همه را بستید. انگلیس­ ها می­ گویند، طبق آن تحریم که کرده بودیم، شما حق نداشتید نفت را به سوریه ببرید. خوب، دادگاه هست. آقای ظریف می­ گوید خیر، همچین تحریمی نبوده، تحریم این بوده که نفت سوریه را نخرند. خوب همین را در افکار عمومی دنیا طرح کن، در دادگاه طرح کن، در این طرف نزد این دولت ­ها طرح کن، ول نکن. ول کردی، رفتی کشتی گرفتی! حالا که کشتی گرفتی، قضیۀ یک طرف ۶ کرور است یک طرف ۶۰ کرور. چه می­ گویم ۶۰ کرور، ۶ هزار کرور، بلکه بیشتر! تناسب که تناسب دوره قاجاری نیست. 
 
هر چه من باز فکر می­ کنم، می ­بینم که این گره را یا شما مردم ایران از راه عمل به حقوق­تان می ­گشایید، یا امریکایی­ ها از راه بیرون کردن این آقای ترامپ می ­گشایند، می­گویند آقا برو دنبال همان هتل چی­ گری. یک مردمی که بخواهند مستقل و آزاد زندگی کنند، کاری که خود باید بکنند از دیگری توقع نمی­ کنند. این قاعده است. این قاعده را تجربه کنید ببینید همینطور است یا نه. کاری که آدمی خود باید بکند، اگر نکرد و از دیگری خواست، ۹۹ درصد احتمال دارد که دیگری انجام ندهد. پس شما کاری که خود باید بکنید، تصدی کنید. سر حقوق­تان بایستید. نگذارید با زبان بچه با شما حرف بزنند. یعنی چی که فداکاری کنید، بروید رأی بدهید!
 
شاد و پیروز باشید.