یک دهه عدم شفافیت در دخل و خرج/ نفت برای واردات گلِ‌سر و شلوار جین !

Naft saderat

یک کارشناس اقتصاد سیاسی گفت: پول نفت انفال و امانت ملت در دست دولت است، اگر سیستم مالی شفاف بود باید تا ریال آخر به حساب خزانه واریز و دولت هم در قبال آن پاسخگو بود که با آن چه می‌کند.

علی اصغر زرگر در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی ایلنا، درباره هدررفت درآمدهای نفتی در زمان احمدی نژاد اظهار داشت: در آن زمان قیمت نفت تا 105 دلار هم صعود کرد که درآمدهای فروش نفت را به 100 تا 105 میلیارد دلار هم رساند اما با نگاهی به آمار بانک مرکزی می‌بینیم که به همین میزان هم از خودرو گرفته تا گل‌ سر از چین و شلوار جین از ترکیه وارد و خزانه را خالی نگه داشتیم.

 

وی افزود: در آن زمان از درآمدهای عظیم نفتی ریالی به حساب ذخیره واریز نکردیم و این در حالی است که اگر حساب و کتاب در کار بود و از این میزان درآمد ارزی فقط حداقل 20 میلیارد دلار ذخیره می‌کردیم امروز مشکلات کشور تا به اینجا نمی‌رسید.

این کارشناس اقتصاد سیاسی تصریح کرد: در آن دوره با توجه به پایین نگه داشتن نرخ دلار صادرات سودی نداشت و ما با ارز ارزان یک کشور واردکننده بودیم و ارزی هم که فروخته می‌شد صرف پرداخت حقوق پرسنل و یا اجرای برخی پروژه‌ها به صورت نیمه کاره می‌شد. به دیگر سخن تمامی 380 تا 400 میلیارد دلار درآمد صرفا برای واردات استفاده شد. البته برخی شایعات هم هست که 22 میلیارد دلار ارز به ترکیه و دبی رفته برای اینکه قیمت دلار پایین بماند و یا 18 میلیارد دلار به همراه شمش قاچاق شد که بعدها دولت ترکیه آنها را به عنوان کادو تصاحب کرد.

 

وی تاکید کرد: زمانی که حساب و کتاب شفاف نباشد نمی‌توان شفاف پاسخ داد که چرا این 400 میلیارد دلار درآمد ارزی ایران به حساب ذخیره ارزی نرفت؟ می‌گویند شیر نفت داریم و باز هم نفت می‌فروشیم. پاسخ‌ها واضح نیست. باید گفته می‌شد تا سنت آخر این میزان نفت فروخته شده در کجا هزینه شده و چرا به خزانه نرفته است.حساب دو دو تا چهار تا است، یک سنت هم نباید گم شده باشد اما وقتی همه چیز در ابهام است و شفاف سازی نشده است، می‌بینیم پول نفت حتی برنگشته چه برسد صرف واردات شده باشد.

 

زرگر گفت: پول نفت انفال و امانت ملت در دست دولت است، اگر سیستم مالی شفاف بود باید تا ریال آخر به حساب خزانه واریز و دولت هم در قبال آن پاسخگو بود که با آن چه می‌کند. با توجه به غیرشفاف بودن سیستم مالی، مالیات دهنده هم راغب به اعطای مالیات نیست چون نمی‌داند پولی که می‌پردازد کجا هزینه می‌شود. در کشورهای دیگر مالیات دادنی است نه گرفتنی و مردم برای حفظ رفاه و آرامش در جامعه، خود را موظف به پرداخت آن می‌دانند اما در ایران همه چیز مبهم است و فرار مالیاتی به شدت مرسوم است زیرا مالیات دهنده از سرانجام پولی که می‌پردازد خبر ندارد.

 


در این رابطه