مناقشه صندوق توسعه ملی؛ چه کسی شیر گاو را می‌دوشد؟

sandughe touseeh meli

«صندوق توسعه ملی» این روزها واژه‌ای پربسامد در میان اخبار و گزارش‌های ایران است. نهادی که قرار بود تضمینی برای توسعه پایدار کشور باشد که نشد؛ اما در عوض تبدیل به گاو شیردهی شد که درست نمی‌دانیم چقدر و تا کی شیر دارد، اما می‌دانیم این گاو شیرده امروز محل مناقشه جدی سیاست‌مداران در ایران است.

۱- رهبر جمهوری اسلامی ایران، با اینکه روی کاغذ مسئولیت و اختیاری بر منابع صندوق ندارد، اما در واقعیت آن را مصادره کرده و حق انحصاری‌اش را به نام خود زده است. او است که تصمیم می‌گیرد نورچشمی‌های نظامی و سیاسی با شیر گاو سیراب شوند. او است که تصمیم می‌گیرد چه کسی شیر گاو را بنوشد و که ننوشد. «روز مبادا» به اذن او روز «مبادا» است.

بدون حاشیه و دردسر امسال نیروهای نظامی سهمی بالغ‌بر ۲ میلیارد یورو است از صندوق توسعه ملی خواهند داشت. یا در یک فقره ظرف مدت چند ساعت پس از کشته شدن قاسم سلیمانی، ۳۰۰ میلیون یورو از منابع صندوق در اختیار سپاه قدس قرار گرفت. اما وقتی سیل ویرانگر فروردین ۱۳۹۸ نصف ایران را شست و برد، آیت‌الله خامنه‌ای با برداشت از منابع صندوق برای جبران خسارت‌ها مخالفت کرد. یا در فقره اخیر درخواست یک میلیارد یورویی (دقیقا نصف سهم نظامیان از صندوق) برای جبران خسارت‌های کرونا را یازده روز بدون جواب گذاشت.

۲- اما از آن‌سو دولت کلیددار این گاوداری است. هنوز حساب‌وکتاب صندوق در دست دولت است آن‌قدر که بتواند به اسم مالیات یکی، دو هزار میلیارد تومان از صندوق بردارد و آن را خرج حقوق و مزایای عقب‌مانده کارکنان خود کند.

حدود سه هفته پیش بود که گفته شد «دولت برای پرداخت‌های پرسنلی شب عید پول کم داشت، ۱۸۰۰ میلیارد تومان از صندوق توسعه ملی برداشت.»

برداشتن پول از صندوق برای جبران کسری بودجه قطعا خلاف قانون است، اما مالیات گرفتن از آن فی‌نفسه هم قانونی و مفید است. به‌هرحال هر نهاد مالی، حتی اگر صندوق توسعه ملی باشد موظف به پرداخت مالیات است، مگر آنکه صندوق توسعه ملی بی‌خبر نهاد زیر نظر رهبری و معاف از مالیات شده باشد.

از آن‌سو صندوق درآمد ریالی هم دارد. ازجمله درآمد ناشی از تفاوت قیمت تبدیل ارز که از نظر قانونی محل بحث و مناقشه است. اما به‌جز این صندوق توسعه ملی درآمد هنگفتی از سود بانکی دارد.

گفته شده صندوق توسعه ملی فقط ۳۰ هزار میلیارد تومان پول ایرانی در بانک‌های عامل دارد. تا زمانی که منابع صندوق در بانک‌ها بماند و وامی داده نشود بانک‌ها باید به ازای سپرده صندوق سود ۱۸ درصدی به صندوق توسعه ملی پرداخت کنند. اما اگر این وام‌ها به بخش صنعت تعلق گیرد از ۱۶ درصد بهره توافقی ۴ درصد در اختیار بانک و ۱۲ درصد به صندوق توسعه ملی تعلق خواهد گرفت. همچنین اگر تسهیلات به بخش کشاورزی ارائه شود سهم صندوق توسعه ۱۲ و سهم بانک‌ها ۴ درصد خواهد بود. یعنی سود صندوق در سال بین ۴ هزار تا ۵۵۰۰ میلیارد تومان است که اگر ۲۰ درصد آن صرف مالیات شود حدود هزار میلیارد تومان خواهد شد.

دولت روحانی البته یکی از بی‌نظم‌ترین و شلخته‌ترین و متخلف‌ترین دولت‌ها در ۴۰ سال اخیر است، اما با توجه به بحران شدید مالی و قطع منابع درآمدی دولت، هیچ راهی بهتر از ذخایر ارزی که در صندوق توسعه ملی جمع شده وجود ندارد. در غیر این صورت یا دولت ناگزیر به برداشتن پول از منابع بانک مرکزی است یا اینکه نباید حقوق و مزایای کارکنان و بازنشستگان را پرداخت کند.

۳- یک سوی دیگر مجلس قرار دارد که از این گاو شیرده شیر سیاسی می‌نوشد. سال‌ها اقتصاددانان آزاد مدافع صندوق توسعه ملی بودند، اما حالا در سکوت اقتصاددانان نمایندگان مجلس و بازیگران سیاسی در مقام مدافع حیثیتی از صندوق قرار گرفته‌اند. این مدافعان البته اغلب همان کسانی‌اند که تنها جلسه سه‌فوریتی تاریخ مجالس ایران را تشکیل دادند و ۳۰۰ میلیون یورو از منابع صندوق را برای «انتقام سخت»‌ در اختیار سپاه قدس قرار دادند. قطعا مصاحبه‌های تندوتیز چنین نمایندگانی را نمی‌توان به‌حساب دفاع از کیان صندوق گذاشت، بلکه بیشتر به کاسبی و خودشیرینی برای دفتر آیت‌الله خامنه‌ای می‌ماند.

رسانه‌های عمدتا محافظه‌کار را هم که در هفته‌های اخیر پشت‌سر هم درباره صندوق توسعه ملی می‌نویسند، می‌توان در همین گروه قرار داد. به‌هرحال زمانی که منابع صندوق در اختیار نهادهای نظامی قرار می‌گیرد یا وقتی به اذن و اجازه آیت‌الله خامنه‌ای پول صندوق رسما به صداوسیما و دانشگاه امام صادق و جامعه‌المصطفی و سازمان تبلیغات اسلامی و… اختصاص می‌یابد، صحبتی از صندوق توسعه ملی نیست، اما وقتی صحبت از کرونا یا سیل است، در دفاع از کیان صندوق جامه می‌درانند.

۴- گروه چهارم، مردم‌ هستند. صاحبان واقعی منابع صندوق توسعه ملی. منابعی که از پول نفت ملی به دست آمده و قرار بوده صرف توسعه کشور شود.

اما مردم نمی‌دانند الان چقدر پول توی حساب صندوق وجود دارد؟‌ آیا آن‌طور که گفته می‌شود ۹۱ میلیارد دلار پول توی صندوق وجود دارد یا نه؟ بعید و دور از ذهن است.

مردمی که نمی‌دانند یک میلیارد یورویی که دولت برای مقابله با کرونا برداشته کجا خرج می‌شود. نمی‌دانند دقیقا به چه قیمتی به ریال تبدیل می‌شود؟ اگر ملاک قیمت نیمایی است که این روزها نزدیک به بازار آزاد است، یک میلیارد یورو بین ۱۶ تا ۱۷ هزار میلیارد تومان می‌شود؟‌ چقدر از این پول به حساب صندوق بیمه بیکاری واریز و چقدر در اختیار وزارت بهداشت قرار می‌گیرد؟ حتی اگر صحبت‌های سخنگوی دولت را درست بدانیم و فرض کنیم ۱۲ هزار میلیارد تومان به وزارت بهداشت داده می‌شود، وزارت بهداشت این پول را چه می‌کند؟ چقدر از آن صرف مطالبات انباشته پرسنل می‌شود؟ چقدر صرف تجهیز بیمارستان‌ها و چقدر صرف تولید دارو و تجهیزات می‌شود؟ منابع مورد نیاز برای واردات چطور؟ آیا چیزی به تحقیق و پژوهش می‌رسد؟

البته دولت وعده داده «هزینه‌کرد پول برداشت‌شده از صندوق ملی را طور دقیق و با جزییات اعلام کند.» حتی در این صورت هم باز فقط تکلیف یک میلیارد یورو روشن شده و وضعیت بخش دیگری که حتی حجم آن را دقیق نمی‌دانیم نامشخص است؛ مثلا دو میلیارد یورویی که در اختیار نیروهای مسلح قرار گرفته، کسی درست نمی‌داند کجا و برای چه ضرورتی هزینه شده و می‌شود؟ آیا در زمانی که ایران گرفتار بزرگ‌ترین بحران‌های اقتصادی و سلامتی در تاریخ معاصر است، آیا منابع صندوق توسعه ملی صرف ماجراجویی‌های منطقه‌ای می‌شود؟‌

۵- این‌ها همه در حالی است که چشم‌انداز آینده صندوق هم تیره‌وتار است. نفت در ناپایدارترین وضعیت تاریخی قرار دارد. حتی بدون سقوط نفت هم درآمد ایران از نفت به دلیل تحریم‌ها به نزدیک صفر رسیده بود. معلوم نیست سرنوشت نفت به کجا می‌رسد، اما هر چه شود بعید است که وضعیت تحریم‌های نفتی آمریکا علیه ایران به این زودی تغییر کند.

این یعنی دست‌کم در کوتاه‌مدت غذایی برای این گاو شیرده وجود ندارد. وقتی غذا نباشد طبعا شیری برای دوشیدن نیست

منبع: ایران وایر/ علی رنجی‌پور