اوضاع افغانستان؛ درسی که باید از صدور "دموکراسی" گرفت

Afghanistan koodakan

حمله‌های انتحاری یازده سپتامبر ۲۰۰۱ به ایالات متحده زیان مالی رساند، اما أوضاع بسیاری از کشورها را دگرگون ساخت. دستاورد این حمله‌ها برای آمریکا و هم‌پیمانانش، از جمله دولت افغانستان و آلمان چیست؟

هنوز صحنه برخورد هواپیماهای مسافربری به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک در اذهان بسیاری از شهروندان جهان زنده است و به نظر می‌رسد که پیامدهای این حادثه تروریستی در بخشی از کره خاکی پایان‌ناپذیر است.

شمار قربانیان حمله‌های انتحاری با چهار هواپیما در روز یازده سپتامبر ۲۰۰۱، با احتساب ۱۹ هواپیماربا، دوهزار و ۹۹۳ نفر اعلام شده است اما بسیاری از تحلیلگران تاکید می‌ورزند که باید صدها هزار قربانی پیامدهای این حادثه را هم به این تعداد افزود.

هواپیماربایان ۱۵ شهروند عربستان سعودی، دو شهروند امارات عربی متحده، یک شهروند مصر و یک لبنانی بودند، که گفته شد همگی با شبکه تروریستی القاعده همکاری می‌کرده‌اند.

با وجود این جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور وقت ایالات متحده دستور حمله به أفغانستان را صادر کرد، زیرا طالبان که آن زمان در أفغانستان حکومت می‌کرد، به عنوان پشتیبان اصلی القاعده معرفی شده بود.

پس از مدت کوتاهی رژیم طالبان سقوط کرد و أفغانستان به کشوری "آزاد" تبدیل شد، کشوری که قرار بود نمونه‌ای باشد برای پروژه بزرگ "دموکراسی در خاورمیانه" که از جانب دولت بوش، به‌ویژه وزیر خارجه‌اش کاندولیزا رایس تبلیغ می‌شد.

در أفغانستان میلیون‌ها کودک امکان آموزش در مدارس را یافتند، بحث پیرامون برابری جنسیتی بالا گرفت و در قانون اساسی جدید این کشور، برابری حقوقی تمامی شهروندان ثبت شد.

 

از نظر اقتصادی هم با تزریق میلیاردها دلار از جانب ایالات متحده و هم‌پیمانانش اوضاع افغانستان دگرگون شد و صدها شرکت و سازمان بین‌المللی بازسازی این کشور جنگ‌زده را آغاز کردند.

حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ قرار بود گام دوم "دموکراتیزه‌کردن" خاورمیانه باشد، اما نتیجه معکوس داد. پیامدهای ظاهری این حمله ویرانی عراق، ایجاد گروه‌های تروریستی بزرگ و کوچک و آماده‌سازی زمینه برای دخالت کشورهای خارجی، از جمله جمهوری اسلامی ایران در جنگ عراق بود.

بازگشت به عقب

بر أساس برخی گزارش‌های موثق، ایالات متحده تنها طی ده سال نخست حضور خود در أین دو کشور بیش از سه هزار میلیارد دلار هزینه کرد اما در زمینه امنیت و ثبات در منطقه، موفقیتی حاصل نشد.

نتیجه اینکه، آمریکا و هم‌پیمانانش در سال ۲۰۱۴ بخشی از نیروهای خود را از أفغانستان خارج کردند و کمک‌های خود به این کشور را کاهش دادند.

این اقدام باعث تضعیف اقتصادی و نظامی دولت مرکزی افغانستان شد و برای طالبان و حامیانش امکان رشد را فراهم ساخت.

اکنون، ۱۹ سال پس از حمله‌های یازده سپتامبر، طالبان برای کسب قدرت در أفغانستان دورخیز برداشته و کم نیستند تحلیلگرانی که هشدار می‌دهند، این گروه اسلام‌گرای افراطی به محض شرکت در ائتلاف حکومتی رقیبان خود را به‌سرعت از دور خارج می‌سازد و ِ"خلافت اسلامی" خود را احیا می‌کند.

صلح به هر قیمتی؟

برخی از تحلیلگران بر این نظرند که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مصمم است، تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری در نوامبر سال جاری صلح میان دولت مرکزی أفغانستان و گروه طالبان را به هر قیمتی شده جلو ببرد و موفقیتی را که در میانجی‌گری میان اسرائیل و امارات متحده عربی کسب کرد، بار دیگر تجربه کند.

مذاکرات صلح میان طالبان و ایالات متحده از سال گذشته میلادی به‌طور جدی آغاز شد و به موازات آن حمله‌ها از جانب هر دو طرف ادامه داشت.

بر اساس گزارش فرماندهی مرکزی نیروی هوایی ایالات متحده، حمله‌های هوایی این کشور به مناطق گوناگون أفغانستان نسبت به دوران پیش از ترامپ افزایش چشمگیری یافته است. گفته می‌شود که تنها در سال ۲۰۱۹ نزدیک به هفت‌هزار و ۵۰۰ بمب آمریکایی به "اهدافی" در افغانستان اصابت کرده است.

حمله‌های هوایی با شدت مشابهی در سال جاری هم ادامه داشت. بنا بر آمار سازمان ملل در شش ماه نخست سال جاری میلادی دست‌کم یک‌هزار و ۲۸۲ غیرنظامی در افغانستان کشته شده‌اند. ۳۴۰ تن از قربانیان کودک بودند.

در این مدت، تا امروز، همواره بر ایجاد صلح و ثبات در این کشور تاکید شده است.

بامداد امروز (یازده سپتامبر، ۲۱ شهریور) دفتر ریاست جمهوری افغانستان اعلام کرد، هیئت مذاکره‌کننده دولتی برای ملاقات با نمایندگان طالبان عازم دوحه پایتخت قطر می‌شود.

زلمی ‌خلیل‌زاد، نماینده ویژه آمریکا در أمور أفغانستان هم برای همین منظور وارد قطر شد و وزارت خارجه آمریكا گروه طالبان و دولت افغانستان را فراخواند، از این "فرصت تاریخی صلح" حداکثر بهره را ببرند.

 

نقش آلمان

نتایج مذاکرات می‌تواند به شراکت طالبان در دولت آینده أفغانستان بیانجامد. در این صورت ارزیابی بازرس کل پیشین ارتش آلمان، هارالد کویات، درست از آب درمی‌آید.

او در یک مصاحبه مطبوعاتی به مناسبت دهمین حمله آمریکا به أفغانستان گفته بود، مشارکت ارتش آلمان در جنگ أفغانستان تنها برای اعلام همبستگی با آمریکا بود، «اما اگر هدف آن ایجاد ثبات در یک کشور و یک منطقه بوده باشد، این مأموریت شکست خورده است.»

فریتس فلگن‌تروی، کارشناس نظامی حزب سوسیال دموکرات آلمان هم اوایل اوت سال جاری گفت: «أفغانستان هنوز به یک کشور دموکراتیک قانون‌مدار تبدیل نشده است».

او تصریح کرد که در این کشور حقوق بشر نقض می‌شود و فساد اداری به سطوح دولتی هم رخنه کرده است.

در این راستا برلین هم با واشنگتن همراه بوده است. هزینه‌ای که آلمان تاکنون در جنگ أفغانستان پرداخته هم چشمگیر است: جان ۶۰ سرباز و دست‌کم ۱۲ میلیارد یورو کمک مالی.  

 

منبع: دویچه وله