سندرم آسپرگر با ویژگی عام صداقت و دروغ نپذیری/ ٣ دسامبر روز جهانی افراد با معلولیت

Thunberg-Greta-1 دویچه وله فارسی: اگر پروفایل اینستاگرام گرتا تونبرگ را نگاه کنید، می‌بینید او خود را یک فعال اقلیمی و محیط زیستی با سندروم اسپرگر [Asperger syndrome] معرفی می‌ کند و این ویژگی را "خارق‌ العاده" می‌ داند. آیا عموم مردم درک درست یا مثبتی از این نشانگان دارند؟
 
آیا عموم مردم شناخت یا تلقی واقع‌بینانه‌ای از سندروم آسپرگر دارند؟ کسانی چون گرتا تونبرگ، کنشگر جوان سوئدی، بدون پرده پوشی از ابتلا به این "اختلال" صحبت می‌کنند و آن را حتی مزیت می‌نامند. اما آیا می‌توان نتیجه گرفت که افکار عمومی هم این سندروم را می‌شناسد و بدون پیش‌داوری با افراد مبتلا روبرو می‌شود؟ 
 
واقعیت آن است که محبوبیت گرتا تونبرگ باعث آشنایی بیشتر مردم با اختلال آسپرگر یا تفاهم با او نشده، بلکه تونبرگ به همین دلیل مدام مورد توهین قرار می‌گیرد. مثلا بسیاری او را فردی متظاهر، خودشیفته و غیرقابل تحمل می‌دانند.
 
جامعه "افراد دارای اوتیسم" در آلمان، سندروم آسپرگر را گونه‌ای اختلال پیچیده و چند وجهی رشد عصبی می‌داند که بر خلاف اشکال مختلف اوتیسم، بر هوش و زبان تاثیر نمی‌گذارد.
 
نخستین علائم سندروم آسپرگر در سه سالگی بروز پیدا می‌کنند. افراد مبتلا، در ارتباط با دیگران مشکل دارند و حضور یا تمرکز در محیط‌های شلوغ برایشان دشوار است. تفاوت اصلی آنها با دیگران، در نحوه پردازش محرک‌هاست؛ هیچ ساز و کار و فیلتری ندارند که بتوان به کمک آن، روی چیز خاصی درنگ کرد و  حواشی را نادیده گرفت.
 
الیزا کارو، دختر جوان مبتلا به آسپرگر می‌گوید همه چیز را به صورت هم‌زمان و یک‌سان درک و دریافت می‌کند: «مغز من به همه محرک‌ها اولویتی یکسان می‌دهد. هیچ مکانیسمی برای پردازش داده‌ها و دسته‌بندی آنها وجود ندارد که از طریق آن بتوانم به شکل خودکار و به میل خود، روی نکات لازم توجه و تمرکز کنم.»
 
آندریاس کروئنبرگ، موسس مجله "درک اوتیسم" نیز در تشریح دنیای ذهنی خودش مثال شاخصی می‌زند. او به"دویچلند فونک" می‌گوید: «ممکن است وقتی با شما در یک کافه صحبت می‌کنم، همه چیزهایی را که در اطراف اتفاق می‌افتد، اعم از صدای قهوه‌ساز، مکالمه مشتریان ده میز عقب‌ تر، عبور ماشین‌ ها و رهگذران از پشت شیشه، همه و همه را یک سان ببینم و بشنوم. همه چیز همان‌قدر واضح و قابل توجه است که چهره و حرف‌های شما که روبروی من هستید.»
 
علائم و نشانه‌های آسپرگر:
 
این که ذهن شما، وقایع، رفتارها و پدیده‌ها را از صافی باید ها و نبایدها نمی‌گذراند، عیب و نقصان است یا مزیت؟ افراد مبتلا به اوتیسم آسپرگر به این سوال، جواب دوم را می‌دهند.  آنها مهارت‌های خاصی دارند، عموما به دلیل تشخیص سریع اشتباهات و کمبودها، کمال‌گرا هستند. چیزی به نام دروغ نمی‌ شناسند و آن چه را درست می‌ دانند با صراحت بیان می‌ کنند. می‌ توان گفت، صداقت در آنها یک ویژگی عام است.
 
کلیشه رایج در باره افراد مبتلا به نشانگان اسپرگر این است که آنها فاقد احساسات هستند و بیشتر به یک ماشین شبیه‌ اند.
 
الیزا کارو این برداشت قالبی را رد می‌ کند و می‌ گوید: «درست برعکس. این دیگران هستند که عدالت را فدای مصالح دیگر می‌ کنند.» گرتا تونبرگ هم در گفتگو با اشپیگل، سندروم آسپرگر را یک عامل کمکی در فعالیت‌ های خودش دانسته  است: «وگرنه مثل بقیه جوان‌ ها و نوجوان‌ ها زندگی می‌ کردم.»
 
تونبرگ یک بار در توییتر نوشته است: «من آسپرگر دارم و این بدان معناست که گاهی اوقات کمی نسبت به هنجار ها متفاوت هستم. ولی– در شرایط مناس - متفاوت بودن، می‌ تواند خارق‌ العاده باشد.»
 
فراد مبتلا به سندروم اسپرگر از دید دیگران، "عجیب و غریب" به نظر می‌ رسند؛ تنها به این دلیل که مطابق انتظارات اجتماعی رفتار نمی‌ کنند و با معیارهای قراردادی و مرسوم انطباق ندارند.
 
آنها می توانند بسیاری از کارها را بهتر از کسانی انجام دهند که تحت تأثیر احساسات یا محرک‌ های بیرونی هستند. وقتی آنها به چیزی علاقمند باشند، تمرکز، حوصله و سرسختی بیشتری به نسبت میانگین دیگران نشان می‌ دهند. شمار زیادی از آنها "نبوغ زمینه‌ ای" دارند. یک نمونه برجسته، استفان ویلت‌ شایر، هنرمند بریتانیایی است که می‌ تواند کل یک شهر را با یک بار مشاهده، از حافظه دوباره ترسیم کند.
 
ویلت‌ شایر به همین دلیل به "دوربین زنده" شهرت یافته است. وقتی برای تهیه‌ فیلمی مستند، ۴۵ دقیقه سوار بر هلیکوپتر بر فراز شهر رم چرخید، نقشه رم را بعد از پرواز با جزئیات کامل، روی سطحی پنج متری پیاده کرد. تک تک پنجره‌ ها و تیرهای برق با واقعیت تطبیق داشتند. ویلت شایر در کودکی و تا هفت سالگی، به ندرت حرف می‌ زد.
 
افراد مبتلا به سندروم ‌آسپرگر معمولاً به شدت روی علائق معینی، متمرکز می‌ شوند و سبک خود را در لباس پوشیدن، آداب معاشرت و نشست و برخاست دارند. آنها روابط اجتماعی ضعیف، رفتارهای وسواسی و تکراری، خویشتن محوری، تفکر منطقی و استعداد آموختن زبان‌ های مختلف را دارند و متقابلاً در  فعالیت‌ های حرکتی یا ورزشی، کند هستند.
 
حقوق توان خواهان و جهان پساکرونا:
 
حدود ۱۵ درصد جمعیت جهان در اشکال و درجات مختلفی به معلولیت دچارند. معلولیت لایه‌ ها و جلوه‌ های آشکار و پنهانی دارد، اما عموماً جنبه‌ های مرئی و ملموس، چون نقص عضو، ناتوانی حرکتی، ویلچرنشینی، نابینایی یا ناشنوایی، شاخص‌ های آن تلقی می‌ شوند.
 
احترام به تفاوت‌ ها و پذيرش اشخاص دارای معلوليت، به عنوان بخشی از تنوع انسانی و بشری، یکی از بندهای کنوانسیون جهانی حقوق معلولان است که در سال ۲۰۰۶ تصویب شد. شکل امروزین جوامع انسانی اقتضا می‌ کند که معلولیت، نه با گرایش "هنجار/ ناهنجار"، بلکه بر اساس میزان مشارکت در زندگی اجتماعی، تعریف شود.
 
سوم دسامبر روز جهانی افراد دارای معلولیت است و سازمان ملل برای این روز در سال ۲۰۲۱ شعار "مشارکت در ایجاد جهان پایدار پسا کرونا" را تعیین کرده است. 
 
در بیانیۀ این سازمان آمده که برآورده کردن نیازها و حقوق معلولان، شرط اساسی توسعه پایدار، صلح و امنیت و عملی شدن سند ۲۰۳۰ است. سازمان ملل می‌ گوید، احقاق حقوق افراد دارای معلولیت، به عدالت و حقوق بشر محدود نمی‌ شود، بلکه یک سرمایه گذاری برای آینده‌ ای مشترک است: «بحران جهانی کووید-۱۹، نابرابری‌ ها را عمیق‌ تر از قبل کرده و میزان محرومیت‌ ها را آشکارتر. افراد دارای معلولیت از محروم‌ ترین گروه‌ های اجتماعی هستند و از نظر تلفات جانی نیز در زمره آسیب‌ پذیرترین قشر در این بحران».
 
دبیرکل سازمان ملل می‌ گوید، حتی در شرایط عادی هم افراد دارای معلولیت به مراقبت‌ های بهداشتی، آموزش، اشتغال و مشارکت‌ های مختلف اجتماعی، کمتر دسترسی دارند: «باید به رویکردی یکپارچه دست یافت تا اطمینان یابیم افراد دارای معلولیت در روزگار کنونی و پسا کرونا دچار تبعیض نباشند و عقب نمانند.»