خشکسالی واقعی است؛ اينک "چه بايد کرد؟"/ بررسی طرح انتقال آب دریای مازندران به کویر لوت و دشت کویر

  ۱۳۹۳/۰۵/۲۵- علی فراستی: ... بايد نگرش عمومی به تأمين آب را تغيير داد و به فکر ۲۰-۳۰ سال آينده بود که با افزايش جمعيت و تداوم خشکسالی چه راهی بايد پيش گرفت 
 
Ferassati-Ali-1بخش اول: ضرورت موضوع
 
خشکسالی و بحران کمبود آب در ايران از مرز هشدار گذشته و اينک زمان عمل فرا رسيده است. سال هاست مقامات دولتی و کارشناسان و شهروندان مسئول در مورد ابعاد رو به گسترش کمبود آب در ايران هشدار می دهند. آخرين خبر در مورد جيره بندی آب در ۱۲ کلانشهر کشور بود. خشک شدن ۵ درياچه؛ پائين رفتن بستر آب های زيرزمينی در اقصی نقاط کشور؛ خشک شدن آب زاينده رود و چند رودخانه ديگر؛ کاهش سطح ذخيره آب پشت اغلب سدهای کشور؛ تخليه ۶۵ درصد از روستاهای يزد در ۲۵ سال گذشته؛ خالی شدن ۳۰۰ روستا در حاشيه درياچه هامون؛ تامين آب ۵۳۰۰ روستا بوسيله تانکر و گسترش کوير تنها تکرار تراژدی تلخی است که هر روز بيشتر سرزمين ما و ساکنان آنرا به لبه يک فاجعه ملی و زيست محيطی نزديک تر می کند.
 
در کنار تمامی هشدار ها و اعلام خطرها کمتر سخنی از پيدا کردن راه حل برای اين بحران در ميان است. گوئی همه منتظر معجزه ای نشسته اند و يا در بهترين حالت؛ چشم به آسمان دوخته و اميدوارند در زمستان آينده ابرها به رحم آمده و باران فراوانی نصيب زمين تشنه ايران زمين بکند.
 
در چنين شرايطی سازمان های غير انتفاعی که علاقمند به پيگيری اين فاجعه باشند يا وجود خارجی ندارند و يا از نفس افتاده اند؛ وزارتخانه های مسئول تأمين آب آشاميدنی و آب کشاورزی تنها به اعلام هشدار اکتفا می کنند؛ و مجلس شورای اسلامی آنقدر مشغول درگيری های جناحی است که وقت رسيدگی به اين قبيل امور «پيش پا افتاده» را ندارد.
 
مقايسۀ خشکسالی در کاليفرنيا:
 
معضل خشکسالی تنها مختص ايران نيست و اين بحران هم اکنون دامنگير تعدادی از ايالت های غربی آمريکا بخصوص کاليفرنيا شده است. کمبود باران در زمستان ۱۳۹۲ در اين ايالت رکورد شکست تا جائی که بسياری از مزارع در فلات مرکزی کاليفرنيا؛ که بعنوان انبار غله آمريکا شناخته می شود؛ با کمبود شديد آب روبرو شدند و انتظار ميرود متعاقباً قيمت محصولات کشاورزی و حتی گوشت و لبنيات افزايش يابند. همزمان کنگره ايالت کاليفرنيا کميسيون های مختلفی برای پيدا کردن راه حل عاجل برای خشکسالی تشکيل داد و بودجه ای چند ميليارد دلاری برای مقابله با بحران آب اختصاص داده شد. دولت فدرال نيز متعهد شد که اعتبارات فوری جهت مقابله با خشکسالی در اختيار اين ايالت قرار دهد.
 
وزرات آب کاليفرنيا بلافاصله شرايط اعطاء اعتبارات ايالتی برای پروژه هائی که به خودکفائی محلی در تامين آب منجر شود و يا با صرفه جوئی؛ از اتلاف بی رويه آب جلوگيری کند را اعلام کرد و شهرها و استان های مختلف با تهيه طرح های عمرانی دو فوريتی برای دريافت اعتبارات، به رقابت پرداختند.
 
اصلاح نظام مديريت آب؛ تبديل سيستم آبياری منازل؛ باغات؛ پارک ها و مزارع به سيستم آبياری هوشمند؛ بازيافت آب فاضلاب و تصفيه آن در حد آبياری و حتی آشاميدن؛ گسترش لوله های آب بازيافت شده برای مصارف کشاورزی و آبياری باغ ها و پارک ها؛ ايجاد مخاذن کوچک و بزرگ در منازل و ساختمانهای مسکونی و تجاری و موسسات برای ذخيره آب باران در همان ساختمان ها؛ هدايت آب باران از سيلاب ها و مسيل های انتقال سيل در سطح شهر ها به مخا‌ذن برای تصفيه؛ تنها نمونه هائی از طرح هائی بودند که از جانب شهرها و استان های کاليفرنيا و ادرات متعدد آب و نهادهای غير انتفاعی برای دريافت اعتبارات ارائه شدند. شرط تأمين اعتبار اين پروژه ها اين بود که آن پروژه آمادۀ اجرا بوده و ظرف يک يا دو سال به نتيجۀ مورد نظر دست يابند. 
 
افزايش جمعيت و کاهش منابع آب:
 
متأسفانه با مرور روزنامه های چاپ ايران و جستجوی اینترنتی، خبری از اينکه چه اقدامات عملی در حال حاضر برای رفع مشکل بی آبی در ايران در دست اجرا و يا حتی بررسی باشد ديده نمی شود. حل اين مشکل نير امری نيست که يک شبه و يک ماهه قابل اجرا باشد. در شرايطی که سخن از افزايش جمعيت به ۱۵۰ ميليون نفر است؛ هيچ سخنی از چگونگی تأمين آب ۷۵ ميليون نفری که قرار است در آينده به جمعيت کنونی اضافه شوند، ديده نمی شود. باقی ماندن جمعيت فعلی ايران در اين سرزمين بسته به تأمين آب دارد وگرنه همين جمعيت بدليل کوچ دسته جمعی رو به نقصان خواهد گذاشت. مضافاً اگر مشکل تأمين آب حل نشود سرنوشت مناطق کم جمعيت فلات مرکزی و جنوب شرقی ايران و کاهش مستمر جمعيت در انتظار بقيه نقاط کشور خواهد بود.
 
در عالم واقع؛ رسيدن به يک طرح عملی به مطالعات کارشناسی و طراحی و محاسبه و تأمين بودجه نياز دارد و در بهترين حالت ۳ تا ۴ سال وقت نياز است تا يک طرح به مرحلۀ اجرا برسد و همان مدت وقت لازم است تا يک طرح به مرحلۀ بهره برداری برسد.
 
عدم توجه جدی مشکل آب منجر به تنش های اجتماعی خواهد شد که نمونه های آن در تظاهرات مردم در چند نقطه کشور عليه ارسال آب به مناطق ديگر و اعتراض به خشک شدن درياچه ها و رودخانه ها مشاهده شده است. جيره بندی و کمبود گستردۀ آب در تهران و شهرهای بزرگ می تواند سياسی شده و دولت را با مطالبات حداکثری مردم مواجه گرداند. بی توجهی به اين مسئله در کنار حيف و ميل بيت المال و فساد گسترده مالی در نظام بانکی و مؤسسات دولتی؛ که هر روز ابعاد جديدی از آن برای مردم آشکار می شود؛ باعث فرسايش حوصله عمومی و سلب اعتماد به کارآمدی مسئولان حکومتی خواهد گرديد. 
 
در چنين شرايطی است که دلسوزان برای آينده کشور و کارشناسان مستقل راه حل هائی را پيشنهاد می کنند که کمتر مورد توجه جدی مسئولين واقع شده و راهی جز در ميان گذاشتن اين طرح ها و نظرات با افکار عمومی باقی نمی گذارد. مسئله بحران آب، يک مسئله ملی است و تمامی شهروندان ايران عليرغم قوميت؛ مذهب؛ ديدگاه های سياسی و فکری از آن صدمه ديده و متقابلا در بهبود آن شريک هستند.
 
صرفه جوئی خوب است، ولی کافی نيست:
 
نهادهای مسئول در چند سال اخير با افزايش قيمت آب مصرفی و نصيحت مردم به صرفه جوئی تلاش کرده اند با رشد روزافزون اين بحران مقابله کنند، ولی واقعيت اينست که مردم ايران با توجه به امکانات خود نهايت صرفه جوئی را در مصرف آب می کنند. ديگر از حوض های پر از آب در خانه ها و باغ های شهری خبری نيست. سکونت در آپارتمان و رو آوردن به سبک زندگی جمعی نيز در کاهش مصرف آب موثر بوده است. همزمان افزايش شبکۀ فاضلاب شهری به کاهش هدر رفتن آب فاضلاب در چاه های سنتی کمک نموده و بخشی از آب فاضلاب برای مصارف کشاورزی و حتی آشاميدنی تصفيه می شود. آب چاه های سنتی هم برای جبران کمبود آب آشاميدنی و کشاورزی اسخراج می شود و پس از تصفيه به شبکۀ آبرسانی شهری برگردانده می شود. ولی افزايش جمعيت طبعاً به افزايش تقاضا هم منجر شده است.
 
ساختن ده ها سد بر رودخانه های کشور نيز کمک شايانی به تأمين آب کشاورزی کرده است، ولی مشکل در توزيع آب و يا صرفه جوئی در مصرف آب نيست، بلکه مشکل اصلی «تأمين آب» است. شرط اساسی خودکفائی در کشاورزی تأمين آب کشاورزان است و با ادامۀ روند گرمايش زمين و خشکسالی؛ چشم انداز تأمين آب با نگرش های پيشين بنظر ناممکن می آيد. به اين دليل بايد نگرش عمومی به تأمين آب را تغيير داد و به فکر ۲۰-۳۰ سال آينده بود که با افزايش جمعيت و تداوم خشکسالی چه راهی بايد پيش گرفت.
 
صحبت از مديريت آب؛ تغيير شيوۀ انتقال آب از کانال های سنتی به کانال های بتونی و تغيير شيوۀ آبياری باغات و مزارع و بازيافت آب فاضلاب بعنوان راه حل کمبود آب مطرح می شوند. همۀ اين شيوه ها بايد مد نظر نهادهای مسئول تأمين و توزيع آب و مصرف کنندگان آب باشند، ولی تأمين دراز مدت آب تنافری با اصل مديريت پيشرفتۀ آب نداشته و بايد دست در دست هم پيش بروند.
 
مسئله گرمايش کرۀ زمين و گسترش خشکسالی:
 
بر اساس يک پروهش جديد که توسط «مرکز فضانوردی آمريکا» انجام گرفته روند گرمايش کرۀ زمين به علت پخش کاربن مونوکسايد (Carbon monoxide) منجر به باران های شديد در برخی نواحی جهان؛ باران های متوسط در برخی ديگر و خشکسالی در نواحی وسيعی از جهان خواهد شد.
 
اين مرکز روند ريزش باران در ۱۴۰ سال گذشته را در مدل کامپيوتری مورد ارزيابی قرار داده و به اين نتجه رسيده است که روند خشکسالی در غرب آسيا و خاورميانه (شامل ۹۰ درصد خاک ايران) رو به تشديد شدن است و همزمان ريزش باران در شبه قارۀ هند رو به افزايش گذاشته است. يکی از کارشناسان سازمان هواشناسی کشور ضمن تأیید اين موضوع اعلام کرد اين خشکسالی ممکن است ۲۵ سال طول و ادامه داشته باشد.
 
يکی از ۱۴۰ نقشۀ روند تغيير شرايط آب و هوای جهان (رنگ آبی: مناطق پر باران ــــــ رنگ قهوه ای: مناطق خشک و کم باران):
                    Ab va Hava-Jahan-1  
 
مشابه همين روند در آمريکا نيز مشاهده شده است. بنا به گزارش اخير کاخ سفيد که در ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۳ منتشر شد هوای آمريکا نسبت به سال ۱۸۹۵ يک درجه سانتيگراد گرم تر شده و امکان گرم تر شدن آن تا دو درجه سانتيگراد ديگر تا پايان قرن بيست و يکم هست. همين گزارش به تغييرات آب و هوای شرق و غرب آمريکا پرداخته و افزايش خشکسالی در غرب آمريکا و افزايش طوفان های سيل آسا در شرق و جنوب آمريکا را از جمله عواقب اين تغييرات بر شمرده است. لازم به ذکر است که هم اکنون متوسط بارندگی در ايران ۲۵۰ ميليمتر در سال است. اين ميزان در حدود يک سوم ميزان متوسط جهانی است. 
 
البته يافته های علمی دانشمندان و متخصصين ديگر کشورها نيز حاکی از تغييرات گسترده شرايط جوی در نقاط مختلف دنياست، به عنوان مثال؛ نتايج بررسی های علمی انجام شده در سطح جهان حاکی از آن است که با نازک شدن لايۀ ازون (Ozone layer) در قطب جنوب، يخ های اين منطقه به سرعت در حال ذوب شدن بوده و در نتيجه سطح آب های آزاد جهان افزايش يافته و بالا خواهد آمد و شرايط جوی جديدی بر کرۀ زمين حاکم خواهد شد.
 
افزايش سطح آب درياها با طمع انسان ها در غصب و خشکاندن دريا ها و مرداب های ساحلی نيز ارتباط دارد. از سال ۱۶۱۲ ميلادی که اولين سدهای خاکی در کشور هلند برای خشک کردن دريا و افزايش زمين های کشاورزی شروع شد تا سال ۲۰۱۴ ميلادی بيش از ۵۰ هزار کيلومتر مربع از سطح درياها بدليل خشک کردن آن و تبديل سطح درياها به مناطق مسکونی شهری و زمين های کشاورزی در بيش از ۵۰ کشور جهان در پنج قاره کاسته شده است.
 
از سوی ديگر نتايج مطالعات مرکز خزر‌شناسی نيز نشان می دهد که آب دريای مازندران نيز در سال های آينده دستکم ۳ تا ۵ متر بالا خواهد آمد و قسمتی از استان‌ های گيلان، مازندران و گلستان را زير آب خواهد برد و لذا برای حل اين مشکل بايد بخشی از آب دريای مازندران را تخليه کرد.
 
«هيأت بين دولتی تغييرات آب و هوائی» وابسته با سازمان ملل متحد در گزارش اخير خود که در ۱۱ فرورين ۱۳۹۳ منتشر کرد نسبت به روند افزايش گرمای کرۀ زمين و تأثير آن بر کمبود آب هشدار داد. اين گزارش خطر تنش های قومی و جنگ و فجابع طبيعی را از تبعات کمبود آب دانسته و از دول عضو درخواست کرده است تا برای کاهش اثرات گازهای گلخانه ای تلاش نمايند. 
 
اين گزارش هشدار داده است که ظرف ۱۰ سال آينده افزايش گرما در برخی مناطق باعث افول شهرها؛ کاهش توليدات و ضايعات غير قابل جبران به زير ساخت های شهری و زيست محيطی خواهد شد.
 
کوير لوت: بخاری کرۀ زمين
 
يکی از تأثيرات منفی گرمايش زمين بصورت گسترش کوير و پراکنده شدن شن های روان در مناطق مجاور و نابودی گياهان و حيات وحش نمودار می شود. روند گرمايش زمين بخصوص در خاورميانه پديده ای است که طی چند هزار سال تداوم داشته ولی اينک سير صعودی پيدا کرده است.
 
بر اساس برخی پژوهش های تاريخی کويرهای ايران تا ۷۰۰۰ سال پيش مملو از آب بوده و تمامی فلات ايران همانند مناطق استوائی پوشيده از درخت بود. هوای اين مناطق معتدل و فصل بارندگی طولانی بود. در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نيز به اين موضوع اشاره شده است: «در سالهای خيلی دور؛ منطقه لوت يک درياچه زنده با زيبائی های طبيعی بوده است. پش از گذشت سال ها اين درياچه ها شروع به تبخير نموده و کوه ها سر برآوردند. محيط زيست به تدريج تغيير شکل و اکولوژی لوت، کاملا دگرگون گرديد.» (گزارش مرکز پژوهش های مجلس - ص ۱۸)
 
بر مبنای برخی داده های تاريخی زلزله ای بسيار شديد فلات مرکزی کنونی ايران را بشدت تکان داد و با فروپاشی کوه های جنوبی درياچه ای که اينک کوير لوت است؛ آب درپاچه با شدت از آن خارج گرديده و باعث طغيان در ممالک همجوار گرديد. اين واقعه در منابع تاريخی چين هم ثبت شده و از آن بصورت تکان های عظيم؛ باران های شديد و سيلی که هرگز پيش از آن مشاهده نشده بود؛ ياد می کنند.
 
اين فاجعه طبيعی بمدت ۲۰ روز ادامه داشت و منجر به تغيير شگرف در محيط زيست خاورميانه و فلات ايران شد. جنگل ها و مراتع حاصلخيز شسته شدند و شکل درياها و درياچه ها تغيير کردند. ممکن است برخی داستان های مذهبی در مورد حضرت نوح و طوفان های بارانی و ساختن کشتی نوح ناظر بر اين واقعۀ طبيعی بوده باشد.
 
تغيير بافت طبيعی خاورميانه پس از اين واقعه بصورت گرم شدن تدريجی هوا؛ تبديل مراتع به صحرا و کوير؛ آب شدن تدريجی يخهای شمال اروپا؛ نازا شدن ابرهای اين منطقه و در نقطه مقابل؛ افزايش بی سابقۀ باران در شبه قاره هند، نمودار شدند. هم اکنون گرمترين نقطۀ کره زمين در منطقه «گندم بريان» واقع در کوير لوت است که دمای آن تا ۷۰ درجه سانتيگراد مي رسد و از آن بعنوان «بخاری کره زمين» هم ياد می کنند.
 
بنا به نظر برخی دانشمندان؛ تابش های خورشيدی به کوير لوت منجر به بازتاب امواج مادون قرمز به فضا گشته؛ بخشی از آن تشعشات از اَتمسفر (atmosphère) عبور می کند و قسمتی ديگر توسط گازهای گلخانه ای موجود در اَتمسفر به سطح زمين بازتابيده می شود. بازگشت اين امواج باعث نازا شدن ابرها گرديده و بر شدت خشکسالی می افزايند. يکی از راه های ممانعت از تداوم اين کنش و واکنش حرارتی؛ خاموش کردن «بخاری کوير لوت» از طريق بازگرداندن طبيعت آن به حالت اوليه؛ يعنی تبديل آن به درياچه است. اين طرح مخالفان و موافقانی دارد که هريک برای فوايد و مضرات اين طرح دلايلی ارائه می دهند که به سهم خود قابل تعمق هستند.
 
مروری بر طرح های ارائه شده برای تأمين آب:
 
در ۴۰ سال گذشته طرح های مختلفی برای تأمين آب ايران از طرف کارشناسان دلسوز ارائه شده است، ولی بجز پروژه های سد سازی؛ برنامه ريزی جدی برای تأمين آب اجرا نشده است. بسياری از سدها نيز بدليل کاهش بارندگی؛ افرايش مصرف و ضعف مديريت آب؛ خالی و يا بسيار کمتر از ظرفيت خود آب دارند.
 
تبديل کويرهای مرکزی ايران به درياچه يکی از طرح هايی است که از سال ۱۳۴۵ ميان کارشناسان مطرح شد. اولين طرح توسط مهندس هومان نژاد نوشته شد و به سازمان پژوهش های علمی کشور تحويل داده شد. بر اساس اين طرح بايد بين دريای مازندران و دريای عمان درياچه هائی ايجاد شود تا نهايتاً اين دو دريا بهم متصل گردند. در اين ارتباط سه نقطه پست در مرکز و جنوب شرقی ايران شامل دشت کوير؛ کوير لوت و چاله جازموريان در نظر گرفته شد.
 
پس از انقلاب طرحی توسط آقای مسعود قمی به نخست وزير وقت (مير حسين موسوی) ارائه شد که شامل کانال هائی برای ايجاد ارتباط بين اين دو دريا می شد. اين طرح در زمان دولت های هاشمی رفسنجانی و خاتمی با شرکت ده ها کارشناس و متخصص پيگيری شد.
 
با فروپاشی اتحاد جماهير شوروی و تلاش کشورهای تازه استقلال يافته در آسيای مرکزی و قفقاز برای استخراج و فروش نفت و گاز خود به کشورهای اروپائی و آسيائی؛ موضوع انتقال انرژی فسيلی بعنوان يک چالش بزرگ پيش روی سرمايه گذاران و توليد کنندگان منابع انرژی قرار گرفت. ناپايدار بودن مسير هائی که به نحوی به دخالت روسيه بيانجامد، بعنوان مهم ترين مانع در انتقال منابع فسيلی درآمد، و لذا راه انتقال نفت و گاز از طريق ايران بخصوص برای مصرف کنندگان آسيائی بعنوان مسيری پايدار مورد بررسی قرار گرفت. متأسفانه ضعف دولت ايران در استفاده از موقيعت پيش آمده و بحران های پياپی با ممالک غربی مانع جدی گرفتن اين طرح شد.
 
در سال های ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۶ جمعی متشکل از ۱۳۰ کارشناس و متخصص داخلی مطالعات امکان پذيری مقدماتی احداث آبراه کشتيرانی از دريای عمان و خليج فارس به دريای مازندران را بررسی کرده و گزارشی در ۱۰ جلد تقديم رئيس جمهور وقت کردند که بخشی از طرح ارائه شده ناظر بر راه های تأمين آب فلات مرکزی ايران بود. گزارش نهائی مطالعات در ۵۰۰۰ صفحه تنظيم گشته و شامل بررسی های جامع جغرافيائی؛ زمين شناسی؛ مهندسی و تأثيرات زيست محيطی می شد و گزينه های مختلف ساختن آبراه را مورد بررسی قرار داده بود. اين مطالعات به تأیيد مهندسين مشاور روسی نيز رسيد. مجری اين طرح مقدماتی وزارت جهاد سازندگی وقت و کارفرمای آن دفتر رياست جمهوری بود.
 
در عين حال تعدادی از هموطنان مقيم آمريکا به بهره گيری از توانائی های علمی و تخصصی ايرانيان مقيم اين کشور به مطالعات مقدماتی کارشناسی همت گماردند و با آرزوی سربلندی ايران و ايرانی و استفاده از سود سرشار ترانزيت نفت و گاز برای مردم ايران دو طرح جامع را تدوين کرده و به دولت ايران تحويل دادند. اين طرح ها علاوه بر احداث کانال ترانزيت کالا و نفت بين دريای مازندران و دريای عمان؛ راه حل هائی برای تأمين آب مناطق کويری عرضه کردند.
 
طرح اول به همت آقای فريد سيف؛ مدير شرکت «دوتامپ» و متخصصان اين شرکت در تکزاس و طرح دوم توسط دکتر بديع بديع الزمانی و جمعی از متخصصان ايرانی ساکن کاليفرنيا با عنوان «ايرانرود» در سال ۱۳۷۹ به دولت وقت تحويل داده شد.
 
اين طرح ها مشابهت ها و تفاوت هائی با همديگر داشته و هدف نهائی آنها فراهم کردن امکان انتقال نفت و گاز قفقاز و آسيای مرکزی از طريق خاک ايران؛ ايجاد يک منبع دراز مدت درآمد؛ توسعۀ طبيعی کوير و مناطق محروم مرکز و جنوب شرق کشور؛ رونق اقتصادی سراسر ايران؛ ايجاد مشاغل جديد و تأمين هزينۀ نگهداری و مرمت کانال و درياچه های مسير از طريق دريافت حق تزازيت نفت و گاز و کالا بود. اين طرح های جسورانه در ورای ساختن کانال های ترانزيت؛ عمران و آبادانی همه جانبۀ ايران را هدف قرار داده و با آمار و ارقام؛ امکانپذير بودن آنرا نشان دادند. 
 
بنا به درخواست آقای حسين فدائی آشتيانی؛ نمايندۀ وقت تهران؛ ری و شميرانات در مجلس شورای اسلامی؛ مأموريت «بررسی امکان پذيری اتصال درياهای جنوب و شمال کشور» به مرکز پژوهش های مجلس واگذار شد. دفتر مطالعات زيربنائی وابسته به اين مرکز نتيجۀ بررسی خود را در گزارش ۲۴ صفحه ای در تاريخ آبان ماه ۱۳۸۴ تنظيم کرده و در اختيار دولت و نمايندگان مجلس قرار داد. اين گزارش ضمن تأیيد بسياری از نتايج مطالعات کارشناسی اوليه؛ ادامۀ مطالعات کارشناسی و امکانپذيری را توصيه نموده و تحقق اجرای آنرا با توجه به دانش فنی و مهندسی کشور و استفاده از تجارب ديگر کشورهای جهان ميسر دانست. نويسندگان گزارش احداث يک آبراه کشتيرانی مرکزی در ايران را «از لحاظ فنی امکانپذير و از لحاظ اقتصادی قابل تعمق» دانستند. (گزارش - ص ۲۳)
 
متأسفانه انتشار اين گزارش؛ آنهم ۶ ماه پس از روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد؛ سرنوشتی بهتر از ساير پروژه های عمرانی و تحولات اقتصادی مملک نداشت و به بوتۀ فراموشی سپرده شد. با اينکه درآمد ايران در دوران هشت سالۀ دولت احمدی نژاد از مجموع درآمد نقتی ايران در طول تاريخ استخراج نفت در ايران فراتر رفت، ولی بخش اعظم آن در تاريک خانه های قدرت به هدر رفت. تنها بخش کوچکی از مبالغ ميلياردی اختلاس ها و فساد مالی می توانست نه تنها مطالعات کارشناسی پيشنهاد شده توسط مرکز پژوهش های مجلس را به مراحل تکميلی برساند؛ بلکه قادر بود مقدمات شروع و اجرای آن پروژۀ عظيم را فراهم آورد.
 
تأمين آب بعنوان يک وظيفۀ شهروندی:
 
هم اکنون که مسئلۀ بحران آب از مرحلۀ هشدار گذشته و در حال تبديل شدن به يک بحران اجتماعی است؛ ضرورت توجۀ جدی به اين موضوع در دستور کار ايران دوستان و دلسوزان و شهروندان ايرانی داخل و خارج کشور قرار گرفته است. 
 
اگر دولت ايران و مجلس شورای اسلامی طرحی جدی برای مقابله با بحران آب نداشته و يا اگر داشته هنوز اعلام نکرده است؛ جامعۀ مدنی و شهروندان ايران وظيفۀ خود می دانند که موضوع تأمين آب ايران را بعنوان يک امر حياتی و يک خواست اقتصادی و اجتماعی به مناظرۀ عمومی گذاشته و از طريق رسانه های مستقل؛ کارشناسان و مسئولين امور را به ارائۀ طرح و نقد و سپس بررسی علمی نظرات و پيشهادات مطرح شده دعوت کنند.
 
تأمين آب ايران در وراء ديدگاه های سياسی؛ تعلقات قومی و مذهبی؛ گرايشات جناحی و فلسفی يک ضرورت ملی است و در جهت تحقق آن به يک اجماع ملی نياز است. اگر در قرن بيستم؛ ملی کردن بزرگترين منبع زيرزمينی ايران (نفت) با اجماع ملی محقق شد؛ در قرن بيست و يکم مسئلۀ تأمين آب ايران نيازمند اجماع ملی و مشارکت فعال شهروندان است تا تحقق يابد. اهميت تأمين پايدار آب بيش از ملی کردن نفت است.
 
فقط بياد داشته باشيم که وقت تنگ و خشکسالی رو به گسترش است.
 
بخش دوم: بررسی اجمالی طرحهای پیشنهادی
 
بیست سال پیش مرکز پژوهش های مجلس توصیه به تداوم مطالعات کارشناسی روی طرح ها پیشنهادی داد و این توصیه تا به امروز به مرحلۀ عمل نرسیده است. در این فاصله ۳۰ میلیون نفر به جمعیت ایران افزوده شده و همزمان بطور متوسط ۲۰ درصد از بازندگی کاسته شده است. حالا در شرایطی قرار گرفته ایم که هزاران روستا بدلیل خشکسالی تخلیه شده؛ به بیش از ۵۳۰۰ روستا با تانکر آبرسانی می شود؛ ۵ دریاچه خشک شده؛ و آب در ۱۲ کلانشهر جیره بندی گردیده است. نسل ما چه پاسخی برای نسل بعدی برای بی عملی و این دست و آن دست کردن برای حل مشکل خشکسالی و تأمین آب این سرزمین دارد؟
 
اینک چه باید کرد؟
 
بنظر میرسد که راه حل زیربنائی؛ پایدار و دراز مدت برای حل مشکل خشکسالی در ایران نیازمند مطالعات تکمیلی کارشناسی در تداوم مطالعات انجام گرفته توسط کارشناسان داخلی و ایرانیان مقیم خارج باشد. در این زمینه کارشناسان و متخصصان ایرانی مقیم خارج از کشور آمادگی هرگونه مساعدت و همیاری را داشته و آنرا جزء وظیفه ملی و به منظور خدمت به مردم ایران می دانند.
 
بنظر نگارنده؛ تلفیقی از طرح های تهیه و ارائه شده با تمرکز بر کویر زدائی و مقابله با مشکل گرمایش زمین می تواند بعنوان نقطۀ مرجع برای مناظرۀ عمومی حول بهترین راه حل برای حل مشکل خشکسالی در ایران مورد نقد و بررسی قرار گیرد. طرح تبدیل کویر های مرکزی ایران به آنچه در چند هزار سال قبل بودند؛ یعنی بازگرداندن آب به دریاچه هائی که هزاران سال قبل خشک شدند در عین جسورانه بودن می تواند بعنوان راه حل پایدار در معکوس نمودن روند روزافزون کاهش بارندگی؛ افزایش ابرهای باران زا و تغییر شرایط آب و هوای فلات ایران باشد.
 
در ۴۰ سال گذشته طرح نظرات پیرامون پیگیری این قبیل طرح ها با واکنش عده ای منتقد مواجه می شود که آنرا غیر عملی و خیالپردازانه دانسته و خود نیز طرحی عملی برای حل بحران خشکسالی ارائه نمی دهند. در پاسخ به این دسته از منتقدان باید اشاره ای مختصر به طرح های بزرگ تاریخ بشر کرد که در آغاز با همین قبیل نقدها مواجه شدند، ولی وقتی دانش بشر و عزم عده ای دست بدست هم دادند عملی شده و مورد تحسین قرار گرفتند. ساختن دیوار چین و اهرام مصر جزء پروژه هائی بودند که در زمان خود خیالپردازانه تلقی می شدند.
 
سفر کریستف کلمب به سوی غرب در اقیانوس اطلس برای یافتن راه آبی دیگری به هند با انتقاد بسیاری روبرو شد. ساخت کانال زیر دریای مانش برای اتصال انگلستان به فرانسه اولین بار در سال ۱۸۰۲ میلادی مطرح شد ولی عده ای آنرا به تمسخر گرفته و خیالپردازانه دانستند. همچنین تا ۷۰-۸۰ سال پیش قصد بشر در سفر به فضا و سفر به اعماق دریاها رویائی بیش نبود ولی با اراده بشر محثقق گردید.
 
چگونه می توان مخالفت با اجرای طرحی که تمامی اجزاء آن در علم مهندسی شناخته شده و در قابل اجرا بودنش تردیدی وجود ندارد؛ را توجیه کرد؟
 
دریاچۀ لوت:
 
بنا به مطالعات ماهواره ای مشخص شده است که ترک هایی در کوه های جنوبی کویر لوت وجود دارند که بر اثر زلزله های مهیب ۷۰۰۰ سال پیش بوجود آمده اند. بر اساس گزارش مرکز پژوهش های مجلس «طبق آخرین بررسی های ماهواره ای انجام گرفته توسط شرکت دوتامپ؛ به نظر می رسد آنچه باعث خشک شدن دریاچه لوت در سال های قبل شده است ایجاد ترک هایی است که در لایه های زیرین لوت (احتمالا بر اثر زلزله های شدید) رخ داده و به تدریج سرچشمه های اصلی دریاچه لوت از طریق این شیارها به لایه های زیرین هدایت شده و به سمت دریای عمان سرازیر گشته است. با توجه به تحلیل های انجام شده بر روی اطلاعات ماهواره ای؛ حجم این آب به قدری می باشد که می تواند در صورت نیاز منطقه لوت را در مدت زمان چند سال مجددا به دریاچه تبدیل نماید. با بهره گیری از تجربیات؛ امکانات و تکنولوژی های مدرن که کمپانی دوتامپ در اختیار دارد؛ قادر است ترک های ایجاد شده را در مکان های مناسب ترمیم نماید به نحوی که آب را به سطح لوت بازگرداند.» (گزارش - ص. ۱۹-۲۰)
 
این شکاف ها مانع اصلی ذخیرۀ آب در کویر بوده و باید با استفاده از مواد شیمیائی منبسط شونده در عمق ۲۰۰ تا ۲۵۰ متری زمین پر شوند. از جانب دیگر؛ بر اساس همین بررسی های ماهواره ای مشخص شده است که رودخانه ای در زیر کویر لوت در جریان است که آب کوه های اطراف کویر را به سمت دریای عمان هدایت می کند. 
 
قنات های موجود در حاشیۀ کویر از همین منبع آب بهره می برند. حجم آب جاری در این رودخانۀ زیرزمینی در مطالعات انجام گرفته در سال ۱۳۷۵ خورشیدی برابر ۵/۳ میلیون لیتر در دقیقه در فصل خشک و قریب به ۱۰ برابر آن در فصل بارندگی بوده است. این رودخانه زیرزمینی پس از تأمین آب تالاب جازموریان در منطقه ای واقع در شرق بندر عباس به دریا می ریزد.
 
با توجه به پائین رفتن بستر آب های زیرزمینی در ۲۰ سال اخیر، تخمین زده می شود که هم اکنون جریان آب شیرین در این رود زیرزمینی کاهش یافته و بیشتر از ۲۰۰ هزار لیتر در دقیقه در فصل خشک و یک میلیون لیتر در دقیقه در فصل بارندگی نباشد. این منبع آب شیرین در صورت مسدود کردن ترک های کوه های جنوبی کویر لوت و انحراف آب به سطح زمین می توانند برای تامین آب دریاچه های آتی در محل کویرهای ایران مورد استفاده قرار گیرد.
 
مزایا و مرحله بندی اجرای طرح:
 
از میان طرح های ارائه شده بنظر میرسد که شرکت «دوتامپ» با بهره وری از مدیریت ایرانی و دانش و فن آوری متخصصان و کارشناسان آمریکائی و غیر آمریکائی جامع ترین طرح برای حل مشکل خشکسالی در ایران است و شرکت پیشنهاد دهنده حاضر است با استفاده از سیستم فایننس بین المللی همراه با تضمین اجرائی توسط بانک های سوئیس این طرح را با حداقل هزینه برای مردم ایران به مرحله اجرا بگذارد.
 
بنا به گزارش مرکز پژوهش های مجلس زمان بندی اجرای این طرح «در دو فاز کلی به انجام خواهد رسید و فاز اول که مدت اجرای آن حدود ۵ سال است اصلی ترین فاز این پروژه بوده و شامل احداث کانال و آبگیری کامل آن می باشد. احداث پل های زیرگذر؛ اتوبان و بنادر بارگیری اصلی در این فاز به انجام می رسد. در فاز دوم احداث بنادر تکمیلی و سیستم بارگیری مناسب تر؛ ایجاد شرایط اقتصادی مناسب در منطقه و ایجاد شهرک های مسکونی و تجاری لازم انجام خواهد پذیرفت. این فاز می تواند تا ۲۵ سال بطور تدریجی و در فازهای دو ساله تداوم یابد.» (گزارش – ص. ۱۹)
 
در بررسی نظرات فنی ارائه شده به نکات جالبی می توان اشاره کرد:
 
یکم: این طرح در دو مرحله اجرا خواهد شد: فاز یک در مدت زمان ۳.۵ تا ۵ سال شامل تعمیر ترک های موجود کوه های جنوبی کویر لوت است که باعث فروریختن کوه و خروج آب دریاچه در ۷۰۰۰ سال پیش گردیدند. هزینه اجرای این فاز ۷۶ میلیارد دلار است ولی سرمایه گذاری ایران در این فاز تنها ۱۷ میلیارد دلار خواهد بود و مابقی با فایننس بین المللی تأمین خواهد گردید. تمامی ترک های موجود در مطالعات ماهواره ای قابل شناسائی نیستند و برخی از ترک های ناشناخته پس از انتقال آب به این مناطق شناخته خواهند شد که مجدداً با همان فن آوری قابل تعمیر خواهند بود.
 
دوم: فاز دوم تقریباً ۹ ماه پس از آغاز فاز یک، شروع گردیده و همپای آن پیش خواهد رفت. فعالیت های این فاز شامل ساختن نیروگاه های برق؛ سیستم های جدید آبیاری؛ تصفیه خانه های شیرین کردن آب به منظور تأمین آب آشامیدنی و کشاورزی؛ در شهرهای به فاصله ۲۵۰ کیلومتری کانال ها و دریاچه در محدوده کویر لوت و دشت کویر خواهد بود. تدارک برای فعالیت های گستردۀ کشاورزی؛ پرورش ماهی در دریاچه های جدید؛ مجموعه های صنعتی همچون کارخانه های تولید سیمان و تصفیه و تولید فرآورده های نفتی؛ و قطب های تولیدی را به آن می افزاید.
 
سوم: طرح ایجاد ۳ تا ۵ شهر بزرگ در حاشیۀ دریاچه ها و تأسیس تعدادی کارخانۀ متناسب با نیازهای جاری کشور و هماهنگ به دریاچه های جدید و نهایتاً ایجاد ۲ میلیون شغل مرتبط با مرحلۀ اجرای طرح، از اهداف اجرای این طرح عظیم آبادانی خواهند بود.
                        Daya-Mazandaran-1
این طرح جسورانه بیش از تأمین آب ایران؛ یک طرح گستردۀ آبادانی کشور است که ضمن ایجاد مشاغل پایدار و ایجاد یک منبع درآمد مستمر از طریق ترانزیت کالا و نفت؛ بر تمامی پهنه های اقتصادی ایران تأثیر مثبت بجا گذاشته و موقعیت ژئوپولیتیکی و ژئواکونومیکی ایران در منطقه و جهان را به مدار بسیار برجسته ای ارتقاء خواهد داد. 
 
لازمۀ اجرای موفقیت آمیز این طرح تعهد و پایبندی ایران به قوانین تجاری و سرمایه گذاری بین المللی است، در غیر اینصورت امکان جذب سرمایه های خارجی بوجود نخواهد آمد. جزئیات فنی سرمایه گذاری موضوعی است که باید در آینده و پس از قطعی شدن عزم دولت ایران به اجرای آن، مورد مذاکره و توافق طرفین برسد.
 
انتقال آب دریای مازندران:
 
برای پرکردن دو دریاچه در کویر لوت و دشت کویر نیاز به انتقال آب از دریای مازندران به کویر است. دریای مازندران ۲۶ متر از سطح اقیانوس و دریاهای آزاد پائین تر است. همزمان سطح متوسط کویر لوت تقریبا ۳۰۰ متر از سطح دریاهای آزاد پائین تر است. یعنی برای انتقال آب نیاز به لوله کشی و پمپ نبوده و با احداث یک تونل آبرسانی زیرزمینی از زیر رشته کوه های البرز و به دور از کانون های آتشفشانی؛ می توان این امر را به سرانجام رساند. طول این لوله مطابق با مسیر یابی مناسب، بین ۴۰۰ تا ۴۵۰ کیلومتر خواهد بود. همانگونه که در بالا اشاره رفت؛ بنا به بررسی های کارشناسان آب دریای مازندران در سال های آتی بالا خواهد آمد و از هم اکنون لازم است تمهیداتی اندیشیده شود تا اضافۀ آب قبل از وارد آوردن صدمه به شهرهای ساحلی ایران، تخلیه شود.
 
با بهره برداری از فن آوری تاریخی ایرانیان در ساختن قنات و پیوند آن با فن آوری مدرن در ساختن تونل های انتقال آب می توان آب مورد نیاز پرکردن دریاچه های کویر را تأمین نمود. دانش و فن آوری ساخت تونل با توجه به ساختن هزاران تونل در سراسر جهان و همچنین در ایران وجود دارد. بهترین نمونۀ آن تونل زیر دریای مانش است که انگلستان و فرانسه را به هم متصل می کند. بدین منظور سه تونل به طول ۵۰ کیلومتر برای عبور قطار سریع السیر و عبور خودرو در عمق ۴۰ متری زیر بستر دریا ساخته شدند. این تونل یکی از عجایب هفت گانه دوران معاصر و یکی ار شاهکارهای مهندسی لقب گرفته است.
 
مهندسین ایرانی تجربیات فراوانی در ساختن تونل و سد دارند و به راحتی قادر هستند هشتمین شاهکار مهندسی دوران معاصر را بنام خود ثبت کنند. مسئله مهم در طراحی تونل رعایت سرعت و فشار آب است تا از تخریب تونل به علت اصطکاک با حرکت آب جلوگیری نماید. نظر به اینکه آب دریای مازندران در سواحل حامل برخی آلودگی هاست؛ ضروری است که دریافت آب در مناطقی واقع در عمق دریا و با فاصله از ساحل انجام گیرد تا از ورود آلاینده ها به تونل جلوگیری کند.
 
مساحت کنونی کویر لوت ۵۱ هزار کیلومتر مربع و مساحت دشت کویر (کویر نمک) معادل ۷۷ هزار کیلومتر مربع است. پس از پر شدن کویرها از آب؛ سطح آب دریاچه های پیشنهادی از پائین ترین نقطۀ کوه های جنوبی کویر لوت بالاتر نخواهد آمد، مگر اینکه دیوارهایی شبیه سد در برخی شکاف های کوه ساخته شوند. با محاسبۀ پستی و بلندی های موجود در این کویر ها پیش بینی می شود که عمیق ترین نقطۀ دریاچه در زمان پر شدن بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ متر باشد.
 
کیفیت آب دریای مازندران:
 
هزاران سال قبل دریای مازندران بخشی از اقیانوس بود و آب آنهم به همان درجه حاوی نمک بود. با جدا شدن این بستر آبی از اقیانوس و جاری شدن آب شیرین در آن؛ غلظت نمک آب کاهش یافت. آب دریاچۀ مازندران شیرین نیست، ولی کیفیت آب آن با آب دریاهای آزاد همچون خلیج فارس و دریای عمان بسیار متفاوت است. ترکیب شیمیائی دریای مازندران از نوع منیزیم؛ کلسیم و سولفات است و میزان نمک های محلول آن بین ۱۲ تا ۱۳ گرم در لیتر است که به تقریب یک سوم شوری آب دریاهای آزاد و اقیانوس هاست. شورترین آب آن در خلیج قره بغاز در سواحل ترکمنستان است.
 
آب دریاهای آزاد شور است در حالیکه آب دریای مازندران تلخ است و این تلخی بدلیل ترکیبات سولفوری است. شوری آب دریای مازندران قابل مقایسه با شوری بسیاری از دریاچه های جهان نیست. در عالم مقایسه؛ شوری آب دریاچۀ اورومیه ۲۲۰ گرم در لیتر است (1) در حالیکه شوری آب دریاهای آزاد منجمله آب دریای عمان بین ۳۰ تا ۴۰ گرم در لیتر می رسد. حتی شوری آب دریاچۀ وان در ترکیه بیشتر از دریای مازندران است و شوری آب آن بین ۲۰ تا ۲۵ گرم در لیتر می رسد. همچنین غلظت شوری آب دریاچه های پنجگانۀ شمال آمریکا بین یک تا ۳ گرم در لیتر است و به همین دلیل جزء دریاچه های شیرین محسوب می شوند. علت شیرین بودن آب این دریاچه ها جریان مستمر آب بصورت ورود و خروج آب از آنهاست..
 
بنا به یک پژوهش مشترک پژوهشگران دانشگاه تربیت مدرس؛ مؤسسۀ خاک شناسی ایران و دانشگاه گریفیث استرالیا؛ ترکیب ۵۰-۵۰ آب دریای مازندران و آب شیرین رودخانه ها یا منابع زیرزمینی قابلیت استفاده در کشاورزی را دارد، بدون اینکه نیاز به تصفیه یا شیرین کردن آب دریا باشد. (2)
 
جدا کردن نمک و سایر مواد کانی از آب دریای مازندران سه برابر کمتر از شیرین کردن آب دریاهای آزاد هزینه دارد با این حال هم اکنون در بسیاری از کشورهای جهان نمک زدائی از آب اقیانوس ها بعنوان یکی از منابع اصلی آب آشامیدنی تبدیل شده است و در مجموع چنین کاری به لحاظ اقتصادی برای آن کشورها مقرون به صرفه است. 
 
ذخیرۀ آب دریای مازندران:
 
در حال حاضر ۱۳۰ رودخانۀ بزرگ و گوچک به دریای مازندران منتهی می شوند که بزرگترین و پر آب ترین آنها رودخانۀ ولگاست که نزدیک به ۸۰ درصد آب آنرا تأمین می کند. مساحت دریای مازندران ۳۷۱ هزار کیلومتر مربع و ذخیره آب آن ۷۸۲۰۰ کیلومتر مکعب است. در مقام مقایسه؛ ذخیرۀ آب دریای مازندران سه و نیم برابر ذخیره آب پنچ دریاچۀ بزرگ در شمال آمریکاست.
 
دریای مازندران از طریق ولگا و همچنین کانال ولگا- دان که مجهز به حوضچه های تنظیم سطح آب و برقراری هم ترازی آب است؛ بطور غیر مستقیم به دریای بالتیک و دریای سیاه ارتباط دارد، ولی این کانال ها در فصل زمستان قابل کشتیرانی نیستند. به وسیلۀ این کانال ها حجم ورود آب به دریای مازندران قابل کنترل است و می توان کمبود احتمالی آب را با ورود آب بیشتر تأمین نمود.
 
در سال های ۱۳۵۰ خورشیدی دولت اتحاد جماهیر شوروی، اقدام به یک تغییر بزرگ در جغرافیای دریای مازندران کرد که در فضای بین المللی آن دوران مورد توجه و اعتراض ایران (بعنوان تنها شریک دریای مازندران در آن دوران) و نهادهای بین المللی قرار نگرفت و آن بستن سد بر روی باتلاق بزرگ واقع در شرق دریای مازندران بود که هم اکنون جزئی از خاک ترکمنستان است. این اقدام با هدف افزایش سطح آب و تأمین عمق مورد نیاز برای کشیترانی در مناطق شمالی دریا صورت گرفت. با این عمل باتلاق مورد نظر خشک شده و ضایعات جبران ناپذیری به محیط زیست سواحل شرقی دریا وارد آمد.
 
آب ولگا شیرین و سرد است؛ این آب در نواحی شمالی دریای مازندران باعث کاهش غلظت نمک شده و در بخش جنوبی وارد سطوح زیرین آب می شود که خنک تر و دارای غلظت نمک بیشتری است. نظر به اینکه این دریاچه راه خروجی ندارد، آب موجود در آن تبخیر شده و باعث تلخی و افزایش شوری آن می شود. در مقام مقایسه میتوان به پنج دریاچه ای که در مرز آمریکا و کانادا واقع شده اند اشاره نمود که این پنچ دریاچه با هم مرتبط بوده ولی دارای یک راه خروجی هستند که آبشار نیاگارا در مسیر یکی از راه های خروجی واقع شده و آب خروجی این دریاچه ها در ایالت نیویورک جاری شده و نهایتاً به اقیانوس اطلس سرازیر می شود.
 
استفاده از آب دریای خزر برای پرکردن دریاچه های مورد نظر در کویر های ایران هیچ خطر زیست محیطی برای دریای خزر ایجاد نمی کند، بدین دلیل که آب مورد نیاز به مرور و طی قریب به دو سال تأمین خواهد شد. مضافاً؛ این پروژه قابلیت مهار و هدایت آب جاری در رودخانه های زیرزمینی واقع در لایه های تحتانی کویر را دارد که هم اکنون به دریای عمان می ریزد. با هدایت این آب به دریاچه های آتی، می توان از یک منبع آب شیرین برای پرکردن آب دریاچه نیز بهره بود.
 
از قبل قابل پیش بینی است که بخش مهمی از آب وارد شده تبخیر خواهد گردید تا اینکه رطوبت موجود در فضای فلات مرکزی ایران افزایش یافته و ابرهای باران زا در آن پدید آیند. با شروع بارندگی؛ آب مورد نیاز مناطق مرکزی ایران تأمین گردیده و بسترهای زیرزمینی مجدداً پر خواهند شد. تداوم بارندگی نهایتاً به تأمین آب شیرین دریاچه ها کمک خواهد نمود، در عین حالیکه کانال انتقال آب از دریای مازندران پس از پر شدن دریاچه ها تنها در صورت کاهش سطح آب دریاچه ها و بعنوان یک منبع ذخیره مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
 
ویژگی ها و فواید اجرای طرح:
 
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس به برخی ویژگی ها و فواید اجرای این طرح پرداخته است، منجمله:
 
«توسعۀ کشاورزی؛ شیلات و ایجاد مراکز صنعتی و همچنین اشتغال دوران ساخت و بهره برداری؛ از پیامدهای مطلوب و بالقوۀ طرح می باشند که توزیع جمعیت و منابع را به صورت متعادل تر به دنبال خواهد داشت». (ص ۸)
 
کانال های این مسیر «دارای عرض ۲۰۰ متر و عمق ۲۷ تا ۳۱ متر خواهد بود که عرض آن در طول مسیر با توجه به ویژگی های منطقه به میزان ۱۵۰ تا ۲۵۰ متر تغییر می کند. این ابعاد به کشتی های نفتکش ۳۰۰ هزار تنی اجازه ورود به کانال را خواهد داد. پیش بینی اولیه، بیانگر این است که روزانه تا ۱۰ میلیون بشکه نفت خام؛ ۱۰ تا ۲۰ میلیون گالن فرآورده های نفتی و حدود ۵ تا ۱۰ میلیون تن کالا از این کانال تردد خواهد نمود.» (گزارش؛ ص. ۱۹)
 
با ساختن کانال های تزانزیت کالا؛ به لحاظ ظرفیت کشتیرانی این کانال قابلیت عبور کشتی های باری و نفت کش تا ظرفیت ۳۰۰۰ تن را داشته و به لحاط حجم حمل و نقل؛ ظرفیت انتقال دو میلیون تا ۷۰ میلیون تن کالا و سوخت فسیلی را در سال بر اساس عرض و عمق کالا خواهد داشت. (ص. ۱۰)
 
اجرای این طرح «این امکان را ایجاد می کند که مناطق مستعد رشد و دارای منابع زیرزمینی ایران مرکزی که در یک بن بست جغرافیائی واقع شده اند از طریق اتصال به آبراه، در چرخۀ اقتصادی داخلی و بین المللی قرار گیرند» (ص ۱۱)
 
«نتایج و پیآمدهای سیاسی و امنیتی ناشی ار اجرای طرح در عرصه های بین المللی و تثبیت موقعیت استراتژیک ایران با ایجاد راه ترانزیت از اهمیت ویژه ای برخوردار است.» (ص. ۸)
 
«ایجاد اشتغال؛ درآمد؛ زنده کردن زندگی طبیعی جدید در حدود یک چهارم از خاک های (ایران) و از همه مهمتر؛ کنترل انتقال حجم قابل ملاحظه ای از نفت توسط ایران؛ شرایط اقتصادی و سیاسی ایران را کاملاً دگرگون خواهد کرد.» (ص. ۲۰)
 
در صفحۀ ۲۲ گزارش به چند امتیاز دیگر اجرای این طرح می پردازد: فراهم آوردن نزدیک به ۲ میلیون شغل در ایران؛ تولید و دستیابی به آب آشامیدنی؛ فراهم کردن آبرسانی و مبارزه با خشکسالی؛ بهبود بخشیدن محیط زیست و وضع آب و هوا در بخش خشک و کویری خاور ایران؛ پدید آوردن بندر آزاد در میانۀ ایران و شکوفائی بازرگانی؛ گسترش چشمگیر دریانوردی و صنعت کشتی سازی.
 
به لحاظ اقتصادی، کاهش تورم با بکارگیری و هدایت نقدینگی سرگردان به این پروژۀ عمرانی؛ ایجاد تعادل و آرامش در اقتصاد؛ ؛ فروش اوراق قرضۀ ملی و تخصیص درصدی از درآمد نفت به این پروژه را می توان از دیگر فوائد اقتصادی این پروژه نام برد.
 
پرورش ماهی:
 
دریای خزر میزبان یکی از ارزشمندترین ذخایر ماهی های گران بها در دنیاست! در سواحل جنوبی دریای خزر و رودخانه های منتهی به این سواحل بیش از ۷۸ گونه و ۴۸ زیر گونه از ۱۷ خانوادۀ آبزیان شناسایی شده که ماهیان خاویاری این دریاچه از شهرت جهانی برخوردارند و ۹۰ درصد خاویار دنیا از ماهیان خاویاری این دریا استخراج می شود. حتی در دریاچۀ ارومیه با غلظت شوری ۲۰ برابر دریای خزر، گونه های ماهی معروف به سخت پوستان در آن زندگی می کنند. در مجموع ۲۶ گونه ماهی در دریاچۀ اورومیه زیست می کنند.
 
آب دریاچه های آتی در محل کویرهای فعلی ایران، مکان مناسبی برای پرورش انواع ماهی هاست و می تواند یک منبع لایزال تأمین مواد غذایی برای مردم ایران شود. حتی اگر کیفیت آب آن همانند آب دریای مازندران باقی یماند، قابلیت پرورش ماهی های مشابه در آن موجود خواهد داشت.
 
آزمایشی برای مبارزه با فساد مالی:
 
در صورت تمایل افکار عمومی به اجرای این طرح و موافقت مجلس و دولت؛ این پروژه را می توان بعنوان بزرگترین پروژه بخش خصوصی در تاریخ ایران قلمداد کرد. موفقیت این طرح مشروط به عدم دخالت دولت و نهادهای شبه دولتی در مرحلۀ اجرای طرح و دور نگاه داشتن کانون های رانت خواری و فساد اقتصادی از آنست. اساساً سرمایه داران خارجی تنها در شرایطی در کشورهای در حال توسعه سرمایه گذاری می کنند که از دخالت دولت و نهادهای نظامی و شبه نظامی و کانون های رشوه خوار آسوده خاطر باشند.
 
شفافیت در مبادلات ارزی و هزینه کردن سرمایه ها تحت نظر حسابداران بیطرف بین المللی یکی از شروط موفقیت طرحی با این ابعاد عظیم است. این پروژه می تواند آزمایش بزرگی برای دولت ایران باشد تا نشان دهد چه حد به نقش آفرینی بخش خصوصی اعتقاد دارد و خواهان خارج شدن از نقش پیمانکار و قرار گرفتن در نقش هماهنگ کننده و نظارت کننده بوده و همزمان چقدر در مبارزه با فساد و رانت خواری و رشوه خواری جدی است. 
 
با گرفتن ضمانت بانکی در تضمین اجرای موفقیت آمیز طرح، خطری متوجه مردم ایران نخواهد بود و دولت ایران بعنوان نمایندۀ مردم می تواند شرایط خود را برای اجرای موفقیت آمیز طرح پیشنهاد کرده و با سرمایه گذاران مذاکره کند. پیمانکار آمادگی دارد که موفقیت این طرح را با ضمانت های قوی بانکی که توسط بانک های سوئیسی ارائه می شوند، تضمین کند. در این حالت هیچ دغدغه و نگرانی ای برای صدمه به منافع ملی وجود نخواهد داشت و در صورت عدم موفقیت طرح؛ دولت ایران می تواند تمامی ضمانت های مالی را مطالبه کند.
 
خشک کردن سواحل:
 
ساختن دریاچه های مصنوعی برای پرورش ماهی؛ ذخیره آب و یا تفریح پدیده ای شناخته شده است همانگونه که خشک کردن آب دریا ها و دریاجه ها و بستر رودخانه ها م مرداب ها برای کشاورزی و یا توسعه شهر ها امری رایج در بسیار از کشورهای جهان بوده است و این روند کماکان ادامه خواهد داشت. 
 
از سال ۱۶۱۲ میلادی که ساکنان هلند برای توسعه زمین های کشاورزی خود به خشک کردن باتلاق های ساحلی اقدام کردند بیش از ۵۰ هزار کیلومتر مربع از سطح اب دریاهای آزاد و دریاچه ها در کشورهای مختلف جهان در هر پنج قاره خشک شده است. روند خشک کردن باتلاق ها و سواحل دریاها کماکان ادامه دارد و آخرین آن در پروژه نخل در شهر دوبی اجرا شد. مشابه همین طرح قرار است در سواحل باکو در دریای مازندران اجرا شود.
 
مطمئنا عده ای با اجرای چنین پروژه هائی مخالف هستند ولی واقعیت زندگی شهرنشینی و نیاز بشر به ایجاد مناطق جدید سکونت و گردشگری به منظور تامین رفاه ساکنان آن مناطق روندی است که ادامه داشته و متوقف نخواهد شد.
 
تجربۀ ایجاد دریاچه های مصنوعی:
 
دریاچه های مصنوعی در ممالک دیگر و حتی دریاچه هایی که بر حسب اتفاق ایجاد شده اند، صحت این ادعا را ثابت می کند. برای نمونه می توان از دریاچۀ سالتون در جنوب ایالت کالیفرنیا نام برد. دریاچۀ سالتون در نزدیک شهر سان دیاگو و در مجاورت مرز آمریکا با مکزیک، یکی از نمونه های قابل ذکر است. 
 
این دریاچه بر اثر شکستن یک کانال آبرسانی در سال ۱۹۰۵ ایجاد شد. این کانال، آب مورد نیاز مزارع و شهرهای جنوب کالیفرنیا را از رودخانۀ کلرادو واقع در مرز بین ایالات کالیفرنیا و آریزونا تأمین می کرد و در آن سال بدلیل بارندگی شدید؛ آب زیادی به کانال جاری شد که باعث شکستن چند دیوارۀ کانال شده و آب به جلگۀ سالتون؛ که یک گودال بزرگ زراعی بود سرازیر گردید. تلاش مهندسین برای مهار آب و مسدود کردن آب به نتیجه ای نرسید و لذا تمام جلگه و حفره های موجود در آن پر از آب شد. هم اکنون مساحت این دریاچه ۹۷۰ کیلومتر مربع بوده و عمیق ترین نقطۀ آن ۱۶ متر است. 
 
به مرور این دریاچه بصورت یک جاذبۀ گردشگری و سپس محل سکونت دائمی عده ای از مردم تبدیل شد و هم اکنون شهری در کنار آن بنا گردیده که اضافه بر امکانات گردشگری؛ همچون قایقرانی و اسکی روی آب و شنا؛ امکان پروش ماهی و تأمین آب مزارع اطراف خود را نیز فراهم کرده و تبدیل به یک قطب اقتصادی و تفریحی شده است.
 
اگر این اتفاق میمون رخ نداده بود، شاید کسی به فکر ایجاد دریاچه در آن منطقه نمی افتاد، ولی با چنین پیش آمدی ضمن تغییر مثبت محیط زیست؛ منافع زیادی نصیب ساکنان اطراف آن شد. آیا می توان همین سناریو را در کویر ایران پیاده کرد؟
 
کانال نیکاراگوئه: تحقق یک رویا
 
روز ۱۶ تیرماه ۱۳۹۳ آقای دانیال اورتگا؛ رئیس جمهور چپ گرای نیکاراگوئه قرارداد ساخت یک کانال کشتیرانی را با آقای وانگ جینگ؛ مدیر شرکت سرمایه گذاری چینی به امضاء رساند. بر اساس این قرارداد کانالی به طول ۲۷۸ کیلومتر دو اقیانوس اطلس و آرام را از طریق خاک نیگاراگوئه متصل می کند که قابلیت عبور کشتی های عظیم باربری را خواهد داشت. این کانال در آینده رقیب کانال پاناما خواهد شد که ظرفیت محدودی برای عبور کشتی های باربری دارد. این کانال از بندر «پونتا گوردا» در دریای کارائیب شروع شده و پس از عبور از ارتفاعات، به دریاچۀ نیکاراگوئه متصل گردیده و سپس کانال دیگری از این دریاچه به دهانۀ رودخانه «بریتو» ساخته خواهد شد که کشتی ها را به اقیانوس آرام هدایت کند. عرض کانال بین ۲۳۰ تا ۵۲۰ متر متغییر خواهد بود و عمق آن نزدیک به ۲۸ متر می رسد.
 
هزینۀ ساخت این کانال ۴۰ میلیارد دلار است که تماماً توسط فاینانس بین المللی توسط بانک ها و سرمایه گذاران کشورهای مختلف منجمله چین و آمریکا تأمین خواهد گردید. قرار است عملیات ساختمانی این پروژه در آذر ماه ۱۳۹۳ آغاز شده و پیش بینی می شود که تا سال ۱۳۹۷ به بهره برداری برسد.
 
رویای ساختن این کانال به دوران حاکمیت اسپانیا بر آمریکای مرکزی در قرن ۱۷ میلادی بر می گردد؛ زمانیکه بررسی های اولیه برای ساختن آبراهی به منظور متصل کردن اقیانوس آرام به اقیانوس مورد بررسی مهندسان اسپانیولی قرار گرفت. در سال ۱۲۰۴ هجری شمسی (۱۸۲۵ میلادی) دولت تازه تأسیس جمهوری فدرال آمریکای مرکزی مطالعات اولیۀ کارشناسی ساخت کانال را به انجام رساند و از دولت آمریکا برای اجرای آن دعوت بعمل آورد که به دلایل متعدد سیاسی عملی نشد. در اواخر قرن ۱۹ میلادی فرانسه اقدام به ساختن کانال پاناما نمود، ولی نتوانست آنرا تکمیل کند و لذا آمریکا کلیۀ حقوق شرکت فرانسوی را خرید و آنرا به اتمام رساند. کانال پاناما مجموعاً ۳۵ سال طول کشیده و در سال ۱١۹۳ خورشیدی گشوده شد. دولت پاناما قرار است در روز ۲۴ مرداد ۱۳۹۳ (۱۵ اوت ۲۰۱۴) جشن صدمین سال افتتاح کانال را برگزار کند.
 
در سال ۱۳۰۸ خورشیدی (۱۹۲۹ میلادی) دولت آمریکا هزینۀ مطالعات تکمیلی و نقشه برداری مسیر کانال را پرداخت نمود و ۳۰۰ مهندس و نقشه بردار ظرف دو سال نقشه برداری را تکمیل نمودند. در دوران جنگ جهانی دوم مجدداً ضرورت ساخت این کانال در دستور کار قرار گرفت، ولی با پایان جنگ، این ضرورت فراموش شد. در سال ۱۳۷۸ خورشیدی (۱۹۹۹ میلادی) مجلس ملی نیکاراگوئه طرح اعطاء امتیاز ساخت کانال را با اکثریت آراء به تصویب رساند. در سال ۱۳۸۳ (۲۰۰۴ میلادی) دولت این کشور طرح ساختن کانالی که ظرفیت عبور کشتی های ۲۵۰ هزار تنی را داشته باشند در دستور کار قرار داد و رئیس جمهور وقت از سرمایه گذاران بین المللی برای اجرای آن دعوت نمود. این موضوع مورد مخالفت برخی طرفداران محیط زیست قرار گرفت.
 
در ۵ مرداد ۱۳۹۱، دولت نیکاراگوئه هزینۀ ۷۲۰ هزار دلاری انجام مطالعات نهائی کارشناسی ساخت کانال را به یک کنسرسیوم مهندسی بین المللی واگذار کرد و سپس در ۴ مهرماه ۱۳۹۱ تفاهمنامه ای با یک شرکت جدید التاسیس چینی برای ساختن کانال به امضاء رساند. این شرکت بلافاصله فاز طراحی پروژۀ کانال را آغاز نمود و پس از تصویب طرح توسط دولت و مجلس نیکاراگوئه، قرار داد ساخت کانال را به امضاء رساند. مجلس قانونگذاری نیکاراگوئه در ۲۰ خرداد ۱۳۹۲ پروژۀ پیشنهادی را به تصویب رساند. سه روز بعد مجلس ملی این کشور لایحۀ اعطاء امتیاز را به تصویب رساند و دو روز بعد رئیس جمهور و رئیس شرکت چینی، قرارداد اعطاء امتیاز را به امضاء رساندند.
 
ساخت این کانال باعث رونق اقتصادی نیکاراگوئه در دوران ساخت و بهره برداری خواهد شد. پیش بینی می شود که بیش از یک میلیون شغل در دوران ساخت، و ۱.۵ میلیون شغل در دوران بهره برداری به بازار کار این کشور اضافه گردد. تحقق این پروژه و درآمد حاصل از ترانزیت کالا باعث دوبرابر شدن درآمد سرانۀ این کشور فقیر خواهد گردید.
 
اینک کشوری فقیر با ۶ میلیون نفر جمعیت قادر گشته به رویای ۳۰۰ سالۀ خود جامۀ عمل پوشانده و دروازۀ رفاه و آسایش دراز مدت را برای مردم خود به ارمغان بیاورد. آیا ایران با ۷۸ میلیون جمعیت و ده ها میلیارد دلار درآمد سالانۀ نفت و گاز و برخوردار بودن از میلیون ها متخصص در داخل و خارج کشور قادر است پروژۀ عظیم آبیاری و آبادانی خود را محقق کند؟ 
 
دغدغه های محیط زیستی:
 
تابحال هر موقع صحبت از طرحی به منظور تبدیل کویر های ایران به دریاچه و یا انتقال آب دریاهای آزاد و دریای مازندران به دیگر مناطق ایران و کویر مطرح شده، عده ای به مخالفت با آن برخاسته و اجرای آنرا مضر به محیط زیست می دانند. استدلال این گروه بر این منطق استوار است که انتقال آب از حوزه ای به حوزۀ دیگر دستکاری در نظام هیدرولوژیکی طبیعت است و نباید اجرا شود. مدیران و کارمندان سازمان محیط زیست کشور نیز اغلب جزو همین دسته هستند.
 
بنظر نگارنده؛ منظور اصلی از حفاظت از محیط زیست، تأمین رفاه و سلامتی شهروندان ساکن بر آن سرزمین است. در شرایطی که رفاه مردم بدلیل کمبود روزافزون آب به خطر افتاده و آیندۀ این سرزمین در شرایط کمبود آب در هاله ای از ابهام قرار گرفته است؛ مخالفت با طرح هایی که به منظور تأمین آب و تضمین حیات در سرزمین ایران هست، معنایی بجز کشاندن کشور به ورطۀ خشکسالی گسترده تر و افزودن به سطح کویر ها و خشک شدن دریاچه ها و رودخانه های بیشتر ندارد. 
 
انتقال آب از یک حوزه به حوزۀ دیگر در تمام طول تاریخ تمدن بشر جریان داشته است: هزاران کیلومتر قنات های ایران که آب بستر های زیرزمینی را از نقطه ای به نقطه دیگر منتقل می کردند نمونۀ گویای این قبیل طرح های عمرانی است. قنات ها علاوه بر انتقال آب باعث رونق کشاورزی و صنعت در بسیاری شهرهای ایران شدند که بدون آب متروک می شدند. حدود ۲۵۰۰ سال پیش داریوش کبیر دستور ساختن کانالی بین دریای سرخ و رود نیل را داد که نقش کانال سوئز کنونی را ایفاء می کرد و خشایار شاه دستور ساختن کانال آتوس در یونان را داد.
 
قناتی در نزدیک اصفهان:
 
کانال های عظیم آبرسانی که در زمان امپراطوری روم ساخته شد باعث شکوفائی این امپراطوری و آبادانی شهرهای این امپراطوری گردید. هم اکنون ۷۰ درصد آب مصرفی کلانشهر لوس آنجلس از طریق ۳ کانال مختلف از مناطقی واقع در ۴۰۰ تا ۸۰۰ کیلومتری این شهر تأمین می شود و همین موضوع باعث شکوفائی شهر لوس آنجلس گردید وگرنه جمعیت ۱۲ میلیونی این کلانشهر سالها قبل با مشکل کمبود آب مواجه شده بودند.
 
پروژه های موفق آبرسانی به کویرهای مرکزی ایالت کالیفرنیا و به صحرای لیبی برای توسعۀ کشاورزی تنها دو نمونه موفق از تبدیل کویر به مزارع سودآور در یکصد سال اخیر هستند. صدها نمونه از همین گونه طرح های موفقیت آمیز در سراسر جهان وجود دارند که مورد حمایت مردم ساکن بر آن سرزمین ها و فعالان محیط زیست بوده اند.
 
وظیفه کارشناسان و دانشمندان محیط زیست یافتن راهکارهای مناسب برای کاستن از آثار و صدمات پیش بینی نشدۀ تغییرات هیدرولوژیکی در مناطق آبرسانی است. کسانیکه با این قبیل طرح ها مخالفت می کنند، خوبست دلایل مستدل علمی خود را که توسط مؤسسات معتبر علمی و پژوهشی تهیه و تأیید شده را ارائه دهند تا مورد نقد قرار گیرند. اغلب مخالفت ها بیش از آنکه دارای پشتوانه علمی باشند، متکی بر برداشت های شخصی و دیدگاه های سلیقه ای هستند. 
 
آیا این واقعیت که هوای ایران همواره به سمت گرم شدن است، غیر قابل انکار است؟
 
آیا این واقعیت که بارندگی در ایران کاهش یافته و بسیاری از رودخانه ها؛ دریاچه ها و بستر آب های زیرزمینی خشک شده و یا در حال خشک شدن هستند، غیر قابل انکار هستند؟
 
آیا این واقعیت که کویر های ایران در حال پیشروی بوده و مناطق مرکزی و جنوب شرقی کشور به مرور خالی از سکنه می شوند، غیر قابل انکار است؟
 
آیا این واقعیت که کویر های ایران در گذشته دریاچه بوده اند، غیر قابل انکار است؟
 
پس چه اشکالی در بازگرداندن آب به کویرهای ایران وجود دارد و حتی در بدترین حالت؛ چه چیزی از دست می رود؟
 
پرش جسورانه:
 
کویر ها در شرایط کنونی نفعی برای مردم ایران ندارند، جز آنکه عده ای گردشگر چند روزی را در آن سیر و سیاحت کنند. حتی اگر آمار گردشگری در کویر را با آمار گردشگری در استان های گیلان و مازندران و گلستان مقایسه کنیم، متوجه می شویم که حتی از جنبۀ گردشگری نیز این مناطق جزو مقاصد گردشگری ۹۹.۹ درصد مردم ایران نیستند. اما درصورت تبدیل این مناطق به دریاچه و کاشت درخت های مناسب و جنگل کاری؛ همین مناطق می توانند به جاذبه های گردشگری تبدیل شده و اضافه بر تأمین آب مناطق مرکزی و تأمین آب بسترهای زیرزمینی، به محل سکونت میلیون ها نفر از شهروندان ایران تبدیل شده و تعادل جمعیتی در کشور ایجاد کنند.
 
جامعه و اقتصاد ایران نیازمند یک تنش عظیم و یک پرش جسورانه است تا شکوفا شده و تمامی ظرفیت های خود را آشکار ساخته و بهره ور سازد.
 
اهمیت تأمین آب ایران در قرن بیست و یکم، بیش از اهمیت ملی کردن نفت در قرن بیستم است. اینک مصدقی لازم است که حول این موضوع اجماع ملی ایجاد کرده و عظیم ترین پروژۀ آبیاری و آبادانی ایران را محقق کند.
 
علی فراستی، عضو هیات علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا 
 
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
 
ــــــــــــــــــــــــــــــ
 
 
 
 
منبع: گویا نیوز