تقی روزبه: نگاه به دو موضوع روز

ruzbeh taghiشیوع وسیع ویروس کرونا در ایران و نقش فاجعه باررژیم

بطورکلی سه رفتارجمهوری اسلامی سبب شد که اکنون ایران پس از چین به دومین کشورجهان در تلفات ویروس کرونا تبدیل شود و انتشارویروس از کنترل خارج گردد: نخست پنهان کاری عامدانه آن برای چندین هفته بجای اطلاع رسانی و اقدامات سریع معطوف به ایزوله کردن کانون های اولیه انتشار، اما رژیم حتی از زدن ماسک و انتشاراخبار توسط خانواده های مصیب دیده و پرستاران و پزشکان ممانعت به عمل آورده است و بدتر از آن عده ای را به دلیل انتشاراخبار و گزارش پیرامون آن به عنوان ایجادترس وهراس بازداشت کرده است. 

در این مورد اخبارموثقی پیرامون شیوع این بیماری قبل از اعلام رسمی آن توسط رژیم  حاکی از آن است که رژیم پس از انتشارخبرمرگ چندین نفر ناگزیر به اعلام دیرهنگام آن شد. همه این ها به معنی ارتکاب به جنایت عامدانه ای است که با هیچ کیفری پاک شدنی نیست. هدف نخست رژیم در این مورد برگزاری باصطلاح پرشکوه بزرگداشت ۲۲ بهمن و «انتصابات» و به گفته خامنه ای حفظ «آبروی نظام» بود. مساله دوم مغازله سیاسی ایران است با چین. رژیم در شرایطی که دولت چین بدلیل عدم اطلاع رسانی به موقع و  نداشتن کفایت و واکنش لازم در آغازکار برای کنترل و پیشگیری زیرفشار افکارعمومی بین المللی قرارداشت، به خیال خود به یاری متحدخویش شتافت تا به او نشان دهد که دوست واقعی او چه کسی است! که ادامه پروازهای ماهان یکی از این خوش رقصی ها بود. طبعا با چنین رویکردی عجیب نیست که در خود ایران هم عامدانه و با کمترین حساسیت با آن برخوردکرده باشد. عامل سوم حاکم شدن نگاه امنیتی بر تمامی امورات کشوری و اجتماعی توسط رژیم است که مطابق آن همه این ها جنگ های روانی و تؤطئه دشمنان تلقی می شوند که باید مقتدرانه در برابرش ایستاد و تسلیم نشد. این پدیده به موازات تسلط نهادهای امنیتی و سپاهی بر شئون و نهادهای رسمی کشور از شخص خامنه ای تا دولت و همه نهادهای ریزودرشت، ابعادجدیدی پیداکرده است. چنان که طائب رئیس اطلاعات سپاه در شورای عالی امنیت ملی صراحتا می گوید نباید قم را که مرکزانتشارآن بوده است قرنطینه کرد و آبروی نظام را برد! و آخونددیگری لمس با واسطه ضریح با دستمال را بی ادبی دانسته است و حتی نرده هائی را که برای ایجاد فاصله بین مردم و ضریح در قم پس از شیوع ویروس نصب شده بود، زیرفشار برچیدند! تمامی رسانه های بویژه مرتبط با سپاه و یا نزدیک به آن از خبرگزاری فارس و تسنیم تا دهها مورددیگر پراست از مقالات و نوشته های مربوط به «تؤطئه بزرگنمائی» این ویروس «بی آزار»!. آن ها رسما مدعی اند و می نویسند که «کرونا بیش از هر چیزی شبیه به یک ویروس رسانه‌ای تولید شده توسط نخبگان عملیات روانی است!» و یک توطئه بیولوژیک که توسط دولت آمریکا علیه رقیبش چین تولیدشده است. تحت عنوان این گونه عناوین و تم ها این سایت ها پر است از این گونه لاطائلات و فراافکنی ها و فرونهادن وظایف دولت و کل حاکمیت در موردشهروندان. بی تردید چنین رویکردی می تواند به معنی وقوع فاجعه ای انسانی به گفته برخی یک فاجعه ملی با پی آمدهای بسیاروخیم برای سلامتی مردم و جامعه باشد و نشان می دهد که تا چه حدعقلانیت حتی در پائین ترین حدواندازه هایش در نظام ته کشیده و حکم کیمیا را پیداکرده است و باید گفت که براستی با نظام و سردمدارانی پریشان فکر و بیمارگون مواجهیم که حتی گریبان خودشان را نیز گرفته است که نشان دهنده اوج بی مبالاتی و غافلگیری رژیم است. چنین پریشان فکری و مالیخولیا از بیماری های شناخته شده قدرت های مستبد و خودانتصاب است. و این درحالی است که طبق گزارش ها اگر نسبت میزان مرگ نسبت به آلودگی ها میانگین اش در چین و سایرنقاط حدود ۲.۳٪ است، اما این نسبت در ایران به ۱۶٪ می رسد که نشان می دهد بی مبالاتی عمدی رژیم تا همین جا چه فاجعه ای به بارآورده است و هنوزهم یک ارزیابی واقعی از دامنه اشاعه ویروس که شرط لازم برای کنترل آن است وجودندارد. بطوری که دامنه انکار وتوطئه روانی انگاری آن ظاهرا برخی از خوددست اندرکاران رژیم را هم فریفته است، بطوری که خود هم یاوه های عادی بودن اوضاع را جدی گرفته اند، مثل معاون وزیربهداشت و یا قالیباف و رئیس شورای شهر و یا یکی از شهرداران تهران و محمودصادقی و... که بسیاری را هم در معرض آلوده کردن قرارداده اند. فقدان ماسک و نیازهای اولیه و خطری که زندانیان را تهدید می کند و یا پزشکان و پرستارانی که قاقدوسایل پیشگیری لازم هستند در کنارکمبودها و افزایش قیمت ها و کمبودکالاهای لازم در مغازه ها هم اکنون خود به یک معضل تبدیل شده است و این درحالی است که قرارگرفتن نام ایران در لیست اف ای ت اف پس از انجمادلوایح مربوط به آن در شورای تشخیص مصلحت نظام، در کناراین تکثیرویروس کرونا موجب جهش تازه ای در قیمت دلار و افزایش قیمت ها شده است. میزان پنهان کاری و دروغ گوئی رژیم چنان است که صادق زیباکلام فاجعه بحران بی اعتمادی به دولت و رسانه های رسمی را حتی از خودفاجعه انتشارویروس خطرناک تردانسته است.

پی آمدهای فشاراقتصادی شیوع کرونا بر اقتصادبیمار و بحرانی کشور و بویژه بر مردم عادی هم بر کسی پوشیده نیست. یعنی تتمه آن بخش هائی هم که بهردلیل تا کنون توانسته بودند از زیربارسنگین تحریم ها جان سالم به در برند، از جمله مبادلات و معاملات گسترده مرزی با کشورهای همسایه و... لااقل برای مدتی به محاق می روند که بویژه در ماه های پایانی سال این فشارسنگین تر هم می شود. چنان که نه فقط در چین که با پی آمدهای بسیارسنگین همراه بوده است وموجب کاهش نرخ رشدتولیدناخالص آن شده بلکه در ابعادجهانی هم پی آمدهای عظیم اقتصادی چون سقوط بازارهای بورس شده است*...  تنها در فرانسه به عنوان بزرگترین کشورتوریستی تعدادتوریست ها نزدیک به نصف کاهش یافته و بخش مهمی از درآمدآن آب رفته است.

بسیارخوب!. صورت مساله چیست؟ فقط کافی است در نظربگیریم که انتشارخارج از کنترل این فاجعه ربطی به غافلگیری و غفلت و بی اطلاعی رژیم و حتی ضعف کارآمدی آن در مقابله با این بلیه ندارد. بلکه مهمتر از آن چشم بستن و نادیده گرفتن عامدانه خطرشیوع آن با علم و آگاهی از شیوع آن در مراحل اولیه یعنی تقدم مصالح حقیرسیاسی اش بود و حتی به طورموثق می دانیم که مرگ و میرهائی قبل از اعلام رسمی وجودکرونا در آستانه انتخابات صورت گرفته بود و توسط رژیم مسکوت نگهداشته شده بود که بیانگرچیزی جز ترجیح مصالح حقیرنظام انحطاط یافته بر مصالح جامعه نبوده است. در شرایطی که جامعه با چنین ولنگاری های عامدانه دست اندرکاران رژیم و دولت مواجه است که جزارتکاب جنایت نامی دیگر نمی توان به آن داد، راهی جز آن که خود جامعه به میدان بیاید و بفکرخویش باشد و تاحدی که می تواند شبکه های امدادرسانی مستقل پزشکان و پرستاران و... را بوجود بیاورد چه در اختیاردارد؟* هم چنین به جز ایرادفشار و اعتراض به رژیمی که حاضرنشده است وظایف اولیه و بدیهی هردولتی را انجام بدهد و اقدامات بازدارنده  و بهداشتی و پیشگیرانه بدیهی چون اطلاع رسانی و هشدار و مدیریت تردد و قرنطییه کردن موارداولیه و غیره را صورت دهد،‌ چه اهرمی دارد؟. جان کلام آن که تنها راهی که مانده این است که خودجامعه راسا با شبکه سازی های مستقل همیاری ها به دردخود برسد و به موازات آن رژیم را  برای تمرکزلازم حول آن به عنوان اولویت اول سوق دهد. واقعیت آن است که رژیم ایران علیرغم گسترش سرکوب در سراشیبی بحران مشروعیت و فروپاشی اقتدارش بیش از پیش از اداره جامعه و وظایف معمولی یک دولت و کنترل  بحران ها عاجزشده و ناکارآمدی اش به اوج می رسد. چنین وضعی در عین حال به معنی آن است که جامعه ایران تا اطلاع ثانوی در وضعیت اضطراری بسرمی برد و باید سازوکارهای لازم و جدیدی را با بهره گیری از تجارب دیگرکشورها و حمایت های بین المللی  برای عبور از چنین وضعیتی تدارک به بینند و گرنه شاهدهمان هشداری خواهیم شد که تحت عنوان فاجعه ملی از آن یاد می شود.

*- خسارت ۱۳۹ میلیارد دلاری کرونا به ثروتمندان جهان در یک روز!

 

به مناسبت خطرتحویل آسانژ به دولت آمریکا‍*

دولت های خودکامه و هوشمند نوین!

جرم ویکی لیکس: شاخ شدن با پدیده ای بنام دولت های ترازنوین الکترونیک، یا امپریالیسم نوین و هوشمند!

یکی از پایه های هرم قدرت، پنهان کردن تصمیمات اصحاب قدرت است که بنام جامعه و مصلحت آن اما بدون اطلاع آن ها صورت می گیرد؛ بطوری که روح جامعه از آن ها که منشاء بسیاری از جنگ ها و ارتکاب جنایت توسط دولت ها و انداختن انسان ها به جان انسان هاست بی خبراست. یکی از مطالبات نیروهای چپ و رادیکال ازهمان زمان انقلاب اکتبر و جلوتر از آن افشاء تصمیمات و اسنادطبقه بندی شده بورژوازی و طبقات حاکمه اعم از تجاری و نظامی و امنیتی و.... بوده است.

جولیان آسانژ یکی از نمادهای افشاگر و بنام اسنادطبقه بندی شده بویژه پیرامون اسرارمربوط به جنایت های جنگی توسط بزرگترین دولت جهان بوده است با وفاداری به اصل عمیقا دموکراتیک و انسانی ضرورت آگاهی شهروندان از آن چیزی است که در پشت پرده بنام جامعه جریان دارد. این یک حق همگانی است و بدلیل همین تابوشکنی شجاعانه و برملاسازی اسرارامنیتی دولت ها سال هاست که سخت مغضوب دست اندرکاران قدرت قرارگرفته و به انواع بهانه ها با همکاری شماری از دولت ها ازسوئد و اکوادور بخصوص انگلیس وآمریکا، سالهاست که تحت شدیدترین فشارها و پیگردها و از جمله زندان انفرادی قرارگرفته است که بسیاری از وکلا آن را مصداق شکنجه می دانند ... و اکنون مدت هاست که درخواست استرداداو توسط آمریکا و صدور حکم احتمالی ۱۷۵ سال زندان شمیشرداموکلوسی است که دولت آمریکا آن را برفرازسرروزنامه نگاران و کنشگران و افشاگران نافرمان برافراشته است؛ که در صورت تحویل به آمریکا برای او در نظرگرفته اند تا هیچ کس جرئت نکند که به خط قرمزاسنادطبقه بندی شده بورژوازی و صاحبان قدرت نگاهی بیاندازد... تا آن ها بتوانند با خیال آسوده تر و بدور از نظارت شهروندان به جنایت هایشان ادامه بدهند... و البته اگر خود خواستند پس از گذشت چندین نسل و بی خاصیت شدن آن ها به شکل قطره چکانی و گزینشی گوشه هائی از آن را پخش کنند یا حتی نکنند. به عنوان مثال چنان که می دانیم هنوز هم دولت آمریکا همه اسرارکودتای ۲۸ مرداد را انتشارنداده است. یا همانطور که اخیرا در کمال شگفتنی معلوم شد - و به یمن تلاش برخی روزنامه نگاران- که دولت آمریکا با همکاری آلمان و سوئیس (با دریافت رمزهای دستگاه های مخابره و شنودی که وسیعا توسط دیگردولت ها خریداری می شده است) و خریدوکنترل شرکت سوئیسی توسط آژانس جاسوسی سیا، بیش از ۵۰ سال به مکالمات و گفتگوهای دیگر دولت ها و بسیاری از شرکت ها و یا موسساتی که آن ها را می خریده اند دسترسی داشته و پنهانی ترین اسرارآن ها را در سطوح بسیارپنهانی شنود می کرده است که در کل تاریخ بشر چنان جاسوسی بی سابقه بوده است. بی گمان اکنون هم جاسوسی وشنودجهان به اشکال نوین تر آن هم با توجه به پیشرفت های تکنیکی جدید و نفوذشبکه های مجازی حتی از سطح دولت ها و شخصیت های سیاسی فراتر رفته و تقریبا همه شهروندان جهان را شامل می شود. هیچ حدومرزی نمی شناسد از زندگی خصوصی و سلایق افراد تا عرصه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی .. و نظارت و کنترل همه چیز.... با ابعادبیشتری و با اهداف مشخص تری ادامه دارد که می توان از آن به عنوان دولت های خودکامه و نوین الکترونیکی و توسط قدرت های بزرگ به عنوان امپریالیسم طرازنوین نام برد. این دولت های استبدادالکترونیک و امپریالیسم نوین فقط جنبه امنیتی و نظامی ندارد بلکه با مانیتورینگ و زیرنظرقراردادن همه وجوه زندگی تک تک شهروندان جامعه نه فقط درخدمت رونق و فروش انواع سوداگری و سودافزائی و افزایش قدرت رقابت و یا اهداف امنیتی و نظامی قراردارند، بلکه فراتر از آن ها در خدمت شکل دادن به امیال و اندیشه ها و کنشگری انسان ها در خدمت اهداف شوم و سودجویانه نیزقراردارند. اگر در نظربگیریم که بخش مهمی از برتری و سلطه صاحبان قدرت و ثروت برپایه اشراف آن ها بر اطلاعات اعلام نشده و تصمیم گیری در پشت پرده حول آن ها و پیشدستی براساس آنهاست،‌ آن گاه معلوم ی شود که دست یابی به موقع و موازی جوامع بشری به آن ها تا چه حد می تواند در بهم زدن برتری و ابتکاریک جانبه قدرت ها موثرباشد. دولت ها و طبقات حاکمه همواره خواهان اطلاعات زنده و لاجرم پنهان نگهداشته شده برای خود و مرده و از حیزانتفاع افتاده برای مردم و شهروندان عادی هستند. تغییرچنین معادله ای یکی از عرصه های مهم مبارزه علیه مناسبات قدرت مبتنی بر سلطه است. پیدانیش ویکی لیکس یکی از بزنگاههای مهمی است که خاطرنشان می کند حق اگاهی از همه تصمیمات پشت پرده صاحبان قدرت یکی از محورهای منشورنوین حقوق بشراست

مقاله زیر تحت عنوان ویکی لیکس و روح زمانه که حدودده سال پیش نگاشته شده است به همین مساله و تهدیداتی است که علیه آن جریان دارد

تقی روزبه ۲۵ فوریه ۲۰۲۰

http://taghi-roozbeh.blogspot.com/2010/12/blog-post.html?m=1


در این رابطه