ازآنفولانزای اسپانیایی تا کرونای چینی; ابراهیم ملکی

malekie

یکی ازمرگبار ترین ویروسهایی که جهان آن را تجربه کرده ویروس معروف به آنفولانزای اسپانیایی است که با آماری حدود ۱۰۰ میلیون نفر قربانی،   بیش از جنگ جهانی اول قربانی گرفت . درجنگ جهانی بیش از ده میلیون نظامی و هفت میلیون غیرنظامی کشته وبیست میلیون مجروح تخمین زده شده ولی ویروس آنفولانزا پانصد میلیون انسان را تحت تاثیر خود قرار داد، یعنی یک سوم مردم جهان ، و آنفولانزای اسپانیایی درچنین شرایطی به ایران رسید ودرتمامی کشور گسترش یافت،بسیار کشتار کرد وکمبود کفن پیدا شد وبیشترین آمار تلفات را بم وکرمان به خود اختصاص دادند. ابعاد دقیق کشتار این بیماری که در گیرودارجنگ جهانی اول بود به روشنی معلوم نیست وعلت اینکه این آنفولانزا به آنفولانزای اسپانیایی شهرت یافت سانسور وعدم گزارش به موقع فرانسه، بریتانیا وآلمان بود . چرا که این کشور ها در وضعیت جنگی  بودند واسپانیا که درجنگ بی طرف بود آزادانه تر گزارش داد. به همین جهت اسپانیایی لقب گرفت. درایران روشن نیست، اما نوشته اند که بخاطر قحطی وآلودگی آب واعتیاد وفقدان امکانات بهداشتی وپزشکی درایران تشدید این بیماری مضاعف وبیشترین آمار تلفات درجهان را به خود اختصاص داد. جنگ واشغال قوای خارجی، خشکسالی واحتکار ودولت نا کارآمد وفاسد وتوسعه نیافته درآن برهه جان میلیونها ایرانی را گرفت.
محمد علی جمالزاده باعنوان سه سوار ترسناک وضعیت ایران را در زمان جنگ جهانی اول ، این طور توصیف می‌کند:
"جنگ اول جهانی در آستانه اتمام بود که در دل شبی تاریک و هولناک سه سوار ترسناک که هر کدام شمشیر و شلاقی به بر داشتند به آرامی از دیوارهای شهر عبور کردند و به آن وارد شدند.
یک سوار نامش قحطی، دیگری آنفولانزای اسپانیایی و آخری وبا بود. طبقات فقیر، پیر و جوان، همچون برگ پائیزی در برابر حمله این سواران بی‌رحم فرو می‌ریختند.
هیچ غذایی پیدا نمی‌شد، مردم مجبور بودند هرچه را که می توانستند بجوند و بخورند. به زودی گربه و سگ و کلاغ را نمی‌شد یافت. حتی موش‌ها نسلشان بر افتاده بود.
برگ، علف و ریشه گیاه را مانند نان و گوشت معامله می‌کردند. در هر گوشه و کنار، اجساد مردگان بی‌کس و کار پراکنده بود. بعد از مدتی مردم به خوردن گوشت مردگان روی آوردندو کسروی هم می‌‎نویسد "در سال ۱۳۳۶ (۱۲۹۷ شمسی) که جنگ جهانگیر در میان می‌بود و گرانی نیز پیش آمد و می‌توان گفت سه یک مردم را نابود گردانید، در آن سال من در تبریز بودم و آشکارا می‌دیدم که بیشتر توانگران دست بینوایان را نمی‌گرفتند، خویشان و همسایگانشان از گرسنگی می‌مردند، پروا نمی‌داشتند. مردگان از بی‌کفنی روی زمین می‌ماندند، به روی خود نمی‌آوردند. بسیاری از آنان گندم یا خواروبار که می‌داشتند نهان کرده به بهای بسیار گرانی فروخته پول می‌اندوختند، که درفصل بهار که راه کربلا باز می شود به کربلا مشرف شوند در این میان تنها کاری که رواج می داشت بزم‌های روضه‌خوانی برپا بود وعلت شیوع این بیماری را وجود لامذهب ها وزنان بدحجاب ودرنتیجه غضب الهی می پنداشتند.
ودرنهایت با تلاش دانشمندان وپزشکان پس از یک دهه واکسن این ویروس را کشف کردند وامروزه هم دانشمندان یقینا به زودی این بیماری را شناخته و واکسن آن را کشف خواهند نمود وجهان را ازنگرانی نجات خواهند داد وتنها راه مقابله با این ویروس نوظهور کرونا جلب اعتماد است.چرا که این ویروس هیچ مرز کشور، منطقه وقومیت و دین و مذهب و مرام و  مسلکی را نمی شناسد وهمه انسانها را نشانه گرفته است. بدترین درد عدم صداقت، دروغگویی وپرده پوشی است که باعث بی اعتمادی ملت از دولت می شودوحاکمانی که ملت را به خودی وغیر خودی تقسیم کنند نخواهند توانست به خوبی با این ویروس نوظهور مقابله نمایند.
شرط اول موفقیت دولتمردان درکنترل  ومهار وجلوگیری ازعدم گسترش این ویروس صداقت
‌واعتماد است.
ابراهیم ملکی ۱۰ اسفند ۹۸
Envoyé depuis Yahoo Mail pour Android


در این رابطه