هادی قدسی: یادآوری

مسبب اصلی نابسامانی ها در کشور، سلطه گرانند

یا حکام لامذهبی که به نام اسلام حکومت می کنند؟

 

دخالت های بیگانگان در امور داخلی ایران ریشه ای تاریخی دارند اما برای کوتاه کردن داستان، این امر را از بعداز انقلاب از نظر می گذرانیم. شاید بد نباشد یادی هم از دوران جنگ جهانی اول و به راه افتادن قحطی و تشدید آن توسط انگلیس در کشورمان که نیمی از جمعیت ایران را طعمه خود کرد داشته باشیم (1). بعد از آن یک یادآوری هم از کودتای 28 مرداد بر ضد انتخاب ملت توسط بازهم انگلیس و آمریکا با دخالت سازمان سیا و برقراری مجدد استبداد در کشور نفت خیزمان بکنیم.

پس از آن کودتا، 25 سال طول کشید تا نسلی نو دوباره به پا خیزد و برضد مهره های وطنی بیگانگان واستبداد آنان انقلاب بهمن 57 را به وجود آورد. سلطه گرانی که دلار را با گرسنگی و خون بی گناهان معامله می کنند نمی توانستند دربرابر این حرکت بزرگ تاریخی ملت ایران بی تفاوت بنشینند زیرا در آن زمان اساس سرمایه داری نفت بود و تمامی برنامه ها و رقابت ها و سیاست های روزمره جهانی برروی این ماده سوزاننده متمرکز بودند. آنان خوب می دانستند که انقلاب، پرخاش عقده های مانده از کودتای 28 مرداد بر ضد سلطه گری است، به این دلیل آنان را سیاستی دیگر می بایست. شعار انقلاب، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود. استقلال و آزادی دو واژه روشنی هستند که برای سلطه گری، حکم بسم الله برای جن را دارند، اما تحت فشار افکار عمومی جهانی در آن زمان، بر ضد آن ارزش ها دیگر نمی توانستند اقدامی خصمانه و علنی صورت دهند. ولیکن با "جمهوری اسلامی" (2) همه کار می توان کرد و با همین ابزار می شد به حساب آزادی و استقلال هم رسیدگی نمود:

1- در مجلس خبرگان که مشغول بررسی پیش نویس قانون اساسی بود و کلمه ای از ولایت فقیه و حضور روحانیان در امور سیاسی در آن نبود، حسن آیت (3) عضو مجلس خبرگان و حزب جمهوری اسلامی و در عین حال عضو حزب زحمت کشان به رهبری مظفر بقائی که در آن زمان در آمریکا سکونت داشت و در کودتا بر ضد حکومت ملی دکتر محمد مصدق نقش داشت و روابطی هم با آیت الله کاشانی داشت، طرح "ولایت فقیه" را به مجلس خبرگان ارائه نمود. روحانیان تشنه قدرت، با عطشی فراوان در تصویب این طرح انگلیسی کوشیدند و با اکثریتی که داشتند سنگ زیر بنای استبداد نوین در کشوررا بنا نهادند.

2- طرح اشغال سفارت آمریکا در تهران که در آن کشور ریخته شد و در ایران به اجرا درآمد. دخالت های آمریکا در ایران بعد از یک وقفه کوتاه، در پی گروگان گیری دوباره فعال شد و تا مرحله ورود نظامی به ایران هم رسید که شکست خورد. اما از نظر سیاسی هم چنان ادامه یافت تا اکتبر سورپرایز را با هم کاری اعضای حزب جمهوری اسلامی  و حزب جمهوری خواه آمریکا به وجود بیاورد. در سایه گروگان گیری، پول های ایران در آمریکا بلوکه شدند و تحریم های اقتصادی اعمال شدند و از همه مصیبت بار تر آماده سازی افکار عمومی مردم آمریکا و اروپا جهت تحریک صدام حسین برای حمله به ایران بود.

3- در اولین انتخابات ریاست جمهوری، ابوالحسن بنی صدر که از آن زمان به "ضد ولایت فقیه" شهرت داشت و از طرف داران دکتر مصدق به حساب می آمد، در دور اول با رای قاطع و بدون تقلب انتخاب شد. این انتخابات به دلیل آزاد بودن آن، محکی بود برای سلطه گران تا به صورتی روشن و بالینی دلیل انقلاب مردم را ردیابی کنند. دلیل آن چیزی جز ادامه ملی شدن نفت، یعنی استقرار استقلال و آزادی در کشور نبود. نتیجه این انتخابات زنگ خطری بود برای آنها، زیرا ملت "ولایت فقیه" انگلیسی را جدی نگرفته و هم چنان به دنبال برقراری استقلال و آزادی بودند. اما دیدیم که جدی نگرفتن این امر و تلاش برای حذف آن از قانون اساسی، چه نتایج مرگ باری را نصیب مردم کرد.

4- می بایست زمینه را برای استقرار استبداد جدید به هر قیمتی فراهم می کردند. نقشه کار روشن است، تضعیف جریان استقلال و آزادی که با رای قاطع مردم برگزیده شده بود از یک سو و تقویت جریان استبداد از سوی دیگر. اما تنها ابزار در دست همان "اسلامی" بودن جمهوری بود. با این که خمینی سرسختانه مخالف دخالت های سلطه گران در کشور بود، اما چاره ای دیگر برای سلطه گران متصور نبود و تنها راه رفع "خطر" استقرار دمکراسی تقویت استبداد مذهبی بود که می بایستی در عین حالی که جریان استبداد تقویت می شد، ایران را ضعیف می کردند تا از آن خطری برای منطقه و تحدیدی برای منافع زرسالاران ایجاد نشود. راه حل را در جنگ و تشویق صدام حسین به حمله به ایران دیدند. در تمامی مدت جنگ، از او حمایت تسلیحاتی و مالی و اطلاعاتی کردند و علنا جنایات او را نظیر به کار گیری سلاح شیمیائی نا دیده می گرفتند و حتی این نوع سلاح های کشتار جمعی را در اختیارش قرار می دادند. در سایه جنگ به هر دو هدف رسیدند. هم استبداد در حاکمیت تثبیت شد و هم دو کشوری که خطری برای اسرائیل به حساب می آمدند از آن موقعیتی که باید در جهان داشته باشند بسیار عقب تر قرار گرفتند.

5- اما برای دوام دائمی استبداد، غرب با مشکل روبرو میباشد. با وجودی که جریان استقلال و آزادی از نظر مالی و تجهیزات بسیار ضعیف است، اما زمینه ای جدی ووسیع بین مردم دارد و برای غرب همچون آتشی زیر خاکستر می باشد. دلیل سانسور وسیع این جریان در رسانه های همگانی شان همین بیمی است که از ملت دارند. اگر فن یارانه ای نبود، هیچ کس در جهان کلمه ای از سوی این جریان به گوشش نمی رسید. همین نوشته حاضر هم در مغز نویسنده مدفون می گشت. دلیل بستن ده ها هزار وبلاگ و سایت در عرض چند ماه در کشور، همین هم کاری نا نوشته بین سلطه گر و مستبد می باشد. با کمی دقت به برنامه های فارسی بیگانه، به خصوص بی بی سی و صدای آمریکا، می توان متوجه شد که خط قرمز آنها "نظام ولایت فقیه" می باشد. اگر گاهی هم به خامنه ای انتقادی هست، حساب "نظام مقدس" جدا می شود. برای نمونه، اصلاح طلبی به نام مجتبی واحدی که هرروز اورا در این رسانه ها می دیدیم، از روزی که گفت تا این نظام هست  هیچ چیز درایران تغییر نخواهد کرد، کم پیدا شده است.

غرب نمی خواهد دست به ترکیب نظامی بزند که خود را از بانیان آن می داند. تهدید های نظامی اش هم دروغی بیش نیستند زیرا خوب می داند در پی یک حمله نظامی، بار دیگر "خطر" برقراری دمکراسی در ایران به وجود خواهد آمد. سلطه گران، رهبری را در راس این نظام می خواهند نوکر صفت، در حد پادشاهان کشورهای منطقه که حاکمیت سفرای آنها را بپذیرد و یک رئیس جمهور که خود او انتخاب کند و ملت را تحت کنترل کامل حاکمیت نگه دارد. نظام فعلی مستقر در ایران تمامی این خصوصیات را دارد الا این که افراد مورد نظر سلطه گران حاکمیت داشته باشند. اگر اوضاع به همین منوال پیش برود، طولی نخواهد کشید تا سلطه گران به این آرزوی خودشان هم برسند و پیروزی شان بر مردم ایران قطعی شود.


پی نوشت ها: 

1. Majd, Mohammad Gholi. 2003. The Great Famine and Gencide in Persia 1917-1919,

Universitypress of America.

در مقدمه ترجمه توسط معصومه جمشیدی می خوانیم: فصل دوم کتاب با عنوان "قحطی بزرگ سالهای 1919-1917، بررسی اسنادی" به مطالعه قحطی از تاریخ ایران می پردازد که در آن قحطی همرا ه با تاثیرات سوء جنگ جهانی اول در ایران به فاجعه بزرگی بدل شد، و در پی آن هشت تا ده ملیون نفر از جمعیت کشور به کام مرگ فرو رفت. این واقعه زمانی صورت گرفت که ایران در اشغال نظامی انگلیس ها به سر می برد، واین کشور نه تنها تلاشی برای کاهش عواقب قحطی نکرد، بلکه با خرید عمده گندم و مواد غذائی داخلی، کوتاهی در وارد کردن آذوقه از هند و عراق منع واردات مواد غذائی از ایالات متحده و پرداخت نکردن درآمدهای نفتی بر شدت بحران افزود.

2- سلطه گران برای سلطه گری باید اطلاعات کافی و تحقیقات وسیعی در مورد جمعیت ها و ادیان و مرام های مختلف داشته باشند که توسط میسیونر های خود که از قرن ها پیش به کشورهای جهان سوم گسیل می داشتند به دست می آوردند و به کار می بستند. مثلا آگاه بودند که میرزا تقی خان امیرکبیر در پی یک مسئله، نظر شرعی یکی از علمای آن زمان را خواسته بود و او به امیر جواب داده بود "دامنه شرع اقدس وسیع است تا امیر چه اراده کنند". می دانیم خمینی فتوا داد "حفظ حکومت اسلامی از اوجب واجبات است" یعنی تمامی اصول فقه شیعه، اسلام، قرآن و حتا خدا را در خدمت قدرت گرفت و نشان داد که حتی به خدا هم اعتقادی ندارد. به این ترتیب، شناخت آنان از روحانیان از ما بیشتر بود و ما تاوان بی اطلاعی خودمان را می پردازیم.

3- محمد قوچانی در "مهر نامه مرداد ماه 1391 در مورد حسن آیت چنین نوشته است: ......تکلیف آیت با همکلاس سابقش ابوالحسن بنی‌صدر روشن بود. گفته‌اند که آیت از اینکه بنی‌صدر به جای او برای تحصیل به فرانسه بورسیه شد ناراحت بود اما ‌آیت دلیل مهم‌ تری برای مخالفت با بنی‌صدر داشت: او مصدقی و عضو جبهه ملی بود. از بازرگان هم که روشن بود بدش می‌آید اما همسرش می‌گوید: «حتی با اعضای شورای انقلاب هم که آن موقع انتخاب شده بود زیاد موافق نبود. به‌ خصوص از استاد مطهری انتقاد می‌کرد که فقدان سابقه سیاسی و مبارزه این افراد را به عنوان عضو شورای انقلاب به امام پیشنهاد کرده است.

سید حسن آیت با حمایت حزب جمهوری اسلامی به عضویت مجلس خبرگان قانون اساسی درآمد. اولین کار او در این مقام جا انداختن نظریه ولایت فقیه در قانون اساسی بود. اکنون زمان آن بود که آن شکاف تاریخی مشروطه‌خواهی، مشروعه‌خواهی احیا شود.

 

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید