ویروس کرونا نابرابریها در سطح جهان را تشدید میکند

corona nabarabarihaقسمتهایی از مقاله مندرج در اشپیگل شماره ۲۳ بتاریخ ۳۰ ماه مای تا ۶ جونی ۲۰۲۰

نویسندگان مقاله: Marc Pitzke, Britta Sandberg, Fritz Schaap, Jörg Schindler

ترجمه: علی شفیعی

نابرابری: ویروس کرونا در پهنه جهان بیشتر به جوامعی ضربه مرگبار زده است که از قبل مبتلا به بیماری مزمنی بودند: این بیماری مزمن شکاف عمیق میان فقرا و ثروتمندان در جامعه است. پاندمی این شکاف عمیق را بشکل دهشتناک تشدید کرده است. در بسیاری از نقاط جهان خشم و عصیان فقرا، که این دو نیز بشدت مسری هستند، افزایش یافته است.

آنزمان که ویروس کرونا خود را در تمامی جهان گسترش میداد، آنزمان که معلوم همگان گشت که بر ضد این ویروس نه واکسن و نه داروی شفا دهنده ای وجود دارد. آنزمان حکایت زیبایی در کشورهای ثروتمند شمال دهان به دهان میگشت. در آمریکا دونالد ترامپ میگفت: « ما همه در این مشکل در کنار و پشتیبان هم هستیم. ». بوریس جونسن در انگلستان نیز همین داستان خیالی را بازگو میکرد. و مادونا خواننده سرشناس آمریکایی در وان حمام خانه خود که پر از گل رُز بود، این قصه را سر داده بود: « برای ویروس کرونا اهمیت ندارد که تو چقدر پول و ثروت داری، تو تا چه اندازه معروف و سرشناس هستی. آنچه که ویروس کرونا را بشدت دلربا کرده، اینست که او در بسیاری از زمینه ها همه انسانها ها را برابر کرده است. »

این ویروس ما انسانها را با هم برابر کرده است؟ ویروس کرونا مابین انسانها برابری و مساوات ایجاد کرده است؟ متأسفانه این حکایت خیلی زیباتر از آن است که حقیقت داشته باشد.

پنج ماه بعد از آنکه سروکله ویروس کرونا پیدا شد، دو ماه پس از آنکه در بزرگترین بخشهای جهان عملاً تمامی مراکز تولید یک شبه از کار افتادند، هر روز بیشتر از روز پیش معلوم میشود که وضعیت کاملاً برعکس حکایات بالا است.

در حال حاضر که بتدریج مردم اجازه دارند از خانه های خویش بیرون آیند، در بسیاری از کشورهای ثروتمند شمال میتوان مشاهده کرد: اکثریت بزرگی از نخبه های پولدار فاز موقتی خانه نشینی را بدون دیدن هیچگونه ضرر و آسیب از سر گذراندند. ملیون ها نفر نه تنها هیچ ضرر مالی ندیدند، بلکه بخاطر وجود و گسترش ویروس کرونا ثروتمند تر هم شدند.

ولی بر عکس، برای اکثریت عظیمی از انسانها بحران کرونا هنوز تا مدتهای زیادی طول خواهد کشید. این افراد کار گرانی هستند که با وجود خطر ویروس در مغازه ها و کارگاههای خویش به کار اشتغال داشتند: از جمله، رانندگان اتوبوس، پزشکان و پرستاران بیمارستان، افرادی که در سوپر مارکت ها کار میکردند. مردم از همه اینها قدردانی کردند و برایشان دست زدند، آنان را « قهرمانان کوچک، ولی بزرگ و گمنام » نامیدند.

آیا وقتی آبها از آسیاب ریخت و حکومتها در کشورهای مرفه شروع به برنامه ریزی برای پس انداز میلیاردها پول یارانه که بیشتر قرضه های دولتی است، کردند تا قرضه های خود را بپردازند، هنوز این کارگران قهرمان خواهند ماند؟

بر این قرضه ها اضافه میشوند، آن کسانیکه مجبور شدند، کار خود را رها کنند. مثل شاغلان در کافه ها و رستوران ها، آشپزها، کارکنان هواپیماهای مسافربری، قطارها و اتوبوسهای جهانگردی، صاحبان مغازه های کوچک و کارگران آنها که هنوز از قطره چکان یارانه های دولتی امرار معاش میکنند و بسیاری از آنان میدانند که بعد از این بطور مداوم به شغل آنان نیازی وجود نخواهد داشت. و آنان نیز چندی بعد به خیل ملیون ها بیکار دیگر خواهند پیوست.

البته آنچه در بالا آمد، در مورد کشورهای مرفه ثروتمند شمال صدق میکند.

اگر نگاهی به کشورهای فقیر جنوب اندازیم، یعنی در کشورهایی که پول بیکاری، دستمزد حداقل، نظامهای پزشکی و اجتماعی کار ساز اصلاً وجود ندارند، متوجه میشویم که ویروس کرونا چه بلای عظیمی بر سر اکثریت بزرگی از مردم این کشورها درآورده است. در اینگونه جوامع نیز آن اقلیت بسیار کوچک از نخبه های ثروتمند، بدون دیدن کوچکترین آسیب و ضرری با ویروس کرونا کنار آمدند.

برای صدها ملیون کارگر روز مزد، معنای قرنطینه و ماندن در خانه اینست که شبها شام برای خوردن ندارند. اگر این خیل عظیم از انسانها بدست ویروس کرونا هلاک نشدند، این امکان وجود دارد که از زور گرسنگی هلاک شوند. از هم اکنون میتوان تصور کرد، آن دو میلیارد انسانی که درآمد روزانه شان کمتر از 3,20 دلار است، پس از کرونا چه وضعیت بدی خواهند داشت.

ولی اینها همه امور تازه ای نیستند. پیش از کرونا نیز ناهنجاری شرایط نابرابر زندگی مردم در غالب کشورهای جهان، راز محرمانه ای نبود. آنچه تازه و جدید است، زنندگی وحشتناک بحران کرونا است. این بحران آزمون بی نظیری در تاریخ گشت. چرا که یک شبه ملیون ها انسان مجبور شدند از کار و شغل خویش دست کشند. و این امر با چه سرعت سرسام آوری نابرابریها در سطح جهان را تشدید کرد.

قبلاً بیشتر صحبت از دو عامل تهدید کننده به مرگ از طریق مبتلا گشتن به ویروس کرونا، در میان بود. یکی داشتن سن بالا و دیگری از پیش مبتلا به بیماریهای مزمن بودن. ولی در حال حاضر عامل سومی نیز به این دو اضافه شده است. این عامل هفته به هفته بیشتر خود را در معرض دید همگان قرار میدهد و آن: مبتلا بودن بیشمار جوامع در جهان به بیماری مزمنی است بنام: نابرابریهای اجتماعی.

تا بحال تقریباً در همه جای جهان بیشترین مرگ و میر ها توسط ویروس کرونا در کشورهایی رخ داده است که شکاف میان فقرا و ثروتمندان عمیق تر از جوامع دیگر است. برای مثال کشور برزیل که نابرابرترین کشور در آمریکای لاتین است، با فاصله بسیار زیاد نسبت به دیگر کشورها بیشترین مبتلا گشته گان به ویروس کرونا را دارد.

همین امر در مورد کشورهای آفریقای جنوبی و ایالات متحده آمریکا، این ابر قدرت جهانی، نیز صدق میکند. در اینگونه کشورها میتوان بخوبی رابطه مابین نابرابریها و ارقام بالای مبتلا شدن به ویروس کرونا و هلاک گشتن را مشاهد کرد. تازه این امر در همه این کشورها و جوامع از منطقه به منطقه، بعضی مواقع از ناحیه به ناحیه با هم تفاوت دارند.

در قاره آسیا نیز نابرابری درآمدها و ثروت اندوزی ها در دهه های گذشته بشکل فاجعه انگیز زیاد شده است، بخصوص در کشور چین که در صدد است، ابر قدرت در جهان گردد و جای آمریکا را بگیرد. در کشورهای اروپای غربی نیز بیشترین نابرابریها در بریتانیای کبیر، اسپانیا و ایتالیا است.

آیا این امور تنها یک تصادف شوم هستند؟

نه، در اینگونه کشورها این روزها مشکل اساسی و اصلی مردم تهیدست اینست: چگونه یک خانواده هشت نفری در یک خانه بسیار کوچک در محله های فقیر نشین در حاشیه شهرهای بزرگ، قادر است فاصله اجتماعی در خانه و بیرون از خانه خود را حفظ کند؟ چگونه انسانهای ساکن در این نواحی میتوانند شکم فرزندان خویش را سیر کنند، وقتی فروشندگان مواد خوراکی در کنار خیابانها همه بسته اند و خرید در سوپر مارکت ها هم برای آنان گران تمام میشود؟ چگونه میتوان از طریق دستفروشی در کنار خیابانها که این ایام دیگر وجود ندارد، نان بخور و نمیری برای خود و خانواده خویش فراهم کرد؟

در گزارش جدید بانک جهانی آمده است، امسال بخاطر افزایش نابرابریها در سطح جهان بایستی بر روی بالا رفتن 40 تا 60 ملیون انسان که زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند، بیش از گذشته، حساب کرد. معنای فقر مطلق اینست: هر انسان که با درآمد روزانه ای کمتر از 1,90 دلار مجبور باشد زندگی کند. حتی صندوق پول بین الملل هم بتازگی اخطار داده که در پهنه جهان شکاف میان فقرا و ثروتمندان بخاطر گسترش ویروس کرونا عمیقتر از گذشته گشته است.

این همه فقر که در این اثنا افسار گسیخته نیز گشته است، مواد منفجره اجتماعی و سیاسی عظیمی را ببار خواهد آورد. بخصوص حکومتهای کشورهای ثروتمند شمال بایستی بر روی اوج گرفتن خشم و عصیان مردم فقیر جهان، در نتیجه موج عظیم پناهندگان و آوره گان گرسنه در دنیا که بسوی آنان خواهند آمد، حساب باز کنند.

علاوه بر اینها، همه آن کسانیکه تا بحال از شرّ ویروس کرونا جان و مالشان در امان مانده، باید بدانند: علیه نا آرامی ها و عصیان های سیاسی و اجتماعی هیچکس قادر نیست مصونیت بدست آورد. حتی قدرتمند ترین و ثروتمند ترین افراد و کشورها.

در اخبار آمده است، در ماههای گذشته در نواحی ثروتمند نشین نیویورک، از ساکنان خود خالی شده است. چرا که بیش از چهل درصد ساکنان آن منطقه در باغهای سبز و زیبای منازل و خانه های دوم و سوم خویش منتظر نشسته اند تا ویروس کرونا برود.

ولی آنها در همه جا با استقبال و آغوش باز مردم آن نواحی و همسایه های خویش مواجه نشدند. در هامپتونس همسایه های خشمگین علیه فراری های کرونا که از مغازه های آن نواحی کوهی از مواد خوراکی را میخرند و در ویلا های خویش انبار میکنند، برخورد سختی کردند. ترس مردم آنجا بیشتر ناشی از این امر میشود که این ثروتمندان ویروس کرونا را با خود به آنجا برند و به مردم آن نواحی سرایت دهند. روزنامه نیویورک پست در مورد این نزاع و برخورد مطلبی تحت عنوان « جنگ فراگیر طبقاتی » نوشت.

امر فوق نشان میدهد که فاصله طبقاتی در آمریکا چه مواد منفجره سیاسی و اجتماعی عظیمی را سبب گشته و خواهد گشت. ( خشم و عصیان سیاهپوستان و سفید پوستان در آمریکا و حتی اروپا در این روزها بخاطر کشتن مرد سیاه پوست بدست پلیس امریکا، بیشتر از هر چیز دیگر نشانگر عصیان و اعتراض به نابرابریهای عظیم موجود در آمریکای ترامپ و اروپای دست ساخت نئولیبرالها است: مترجم)

امروز ثروت 20 خانواده از پولدار ترین افراد آمریکایی به اندازه نیمی از جمعیت مردم فقیر آمریکا است. بنابر داده های فدرال رسرو چهل درصد از مردم آمریکا، اگر بطور ناگهانی اتفاق بدی برایش افتاد و مجبور شوند 400 دلار پول خرج کنند، امکان داشتن این مقدار پول را ندارند.

تازه این ارقام و داده های بالا همگی به قبل از کرونا تعلق دارند.

دانشمند علم تندرستی از انگلستان، ریچارد ویل کینسون، مینویسد: « آمریکای ترامپ در زمینه نابرابریها به چنان حد و اندازه ای رسیده است که دیگر غیره قابل برگشت است. نتیجه اینکار تغییرات عظیم سیاسی خواهد گشت. یکی از علائم کاملاً قابل مشاهده واکنش نسبت به پاندمی، همین افزایش شدید فروش سلاحهای دستی در خود آمریکا است. »

ویل کینسون و همکار او خانم کاته پیکت ده سال پیش کتابی جنجال آمیز با نام « The Spirit Level » نوشتند. آنها در این کتاب جامعه شنا سی اثرات اپیدمی مردم کشورهای متعددی را در نیمه قرن بیستم شناسائی و با یکدیگر مقایسه کردند.

نتایج حاصل گشته از این پژوهش اینها هستند:

هر اندازه توزیع نا برابر درآمدها و ثروتها در جامعه ای بیشتر باشد، عملاً بهمان اندازه تمامی مشکلات تندرستی و ناهنجاریهای اجتماعی در اینگونه کشورها بیشتر میشود. حتی در مناطق و نواحی درون هر کشور که نابرابریها زیاد هستند، بیشتر از جاهای دیگر ساکنان آنجا به بیماریهای روانی، اعتیاد به مواد مخدر و خطر خودکشی بالائی دچار میشوند.

علاوه بر اینها انسانهای ساکن در اینگونه کشورها بیشتر مشکل چاقی و یا لاغری بیمارگونه، بیماریهای قلبی و تنفسی، یعنی آندسته از امراض که در اپیدمی کنونی نقش عمده ای را بازی میکنند.

دو دانشمند فوق در کتاب خود مینویسند: « کشورهایی که در آنها نابرابریها زیاد هستند، تقریباً همیشه برای تندرستی مردم خویش جامعه های نا سالمی نیز هستند. »

در اینصورت جای تعجب نیست که در کشورهایی که نیروی دفاعی بدن مردم ضعیف است، ویروس کرونا بیشترین مبتلایان به خود و مرگ و میر را سبب میگردد. و در درون اینگونه کشورها نیز ویروس کرونا بیشترین آسیبها را غالباً به مردم فقیر آنجا وارد میکند.

نکته بسیار مهم این است: در بیشتر کشورهای جهان، افراد نخبه ثروتمند و متموّل در آن جوامع بودند که ویروس کرونا را از طریق مسافرتهای جهانگردی خویش، بخصوص در اروپا، با خود به وطنشان وارد کردند. خانم پزشکی از هندوستان در تیویتر خود نوشت:

« ویروس مسری خطرناک کرونا را آدمهای ثروتمند بوسیله تفریح جهانگردی خود به کشورهای خودشان به همراه آوردند. و حالا این ویروس ملیون ها آدم فقیر را به کشتن میدهد. »

به همین دلیل نیز در آرژانتین و اوروگوای مردم ویروس کرونا را « طاعون پول داران و ثروتمندان متکبّر« مینامند.

در کشورهای آمریکای لاتین وضعیت سیاسی و اجتماعی مردم بشدت بد و نابسامان است. برای مثال آرژانتین مجدّداً در حال ورشکستگی است، ونزوئلا در راه رسیدن به « دولتی فقیر و حاشیه نشین » در جهان گشته است. ( دقیقاً شبیه به وطن خود ما ایرانیان که نظام ولایت مطلقه فقیه ایران و مردم آن را چنان فقیر و بیچاره کرده که حاشیه نشین جهان کنونی شده است. مترجم )

در اکوادور، شیلی، بلیوی، کلمبیا در سال گذشته بیش از همه جوانان این کشورها بودند که به خیابانها ریختند و علیه نابرابریهای اجتماعی جنبشهای اعتراضی کردند. ( در ایران نیز عین همین شد و در آینده نیز بیشتر خواهد شد: مترجم)

همزمان زندگی روزمره همه مردم قاره آفریقا در این خلاصه شده است که آنان تنها مبتلا گشتن به ویروسهای خطرناک و مرگبار را میشناسند. مردم این کشورها بایستی با مالاریا، ایذر، ابولا و بتازگی کرونا کنار آیند تا بتوانند ادامه حیات دهند.

بنابر داده های بانک جهانی، کشور آفریقای جنوبی نابرابرترین کشور در جهان است. تنها ده درصد از ثروتمند ترین افراد این کشور، صاحب سه چهارم ثروت و تملکات موجود در آنجا هستند. از پایان یافتن نظم آپارتای 26 سال میگذرد. ولی شکاف عظیم نابرابریها میان سیاهان فقیر و سفید های ثروتمند نه تنها هنوز وجود دارد، بلکه با آمدن کرونا این شکاف عمیق تر نیز گشته است.

 

از چه زمان تشدید نابرابریها و شکاف عمیق میان فقرا و ثروتمندان در سطح جهان آغاز گردید؟

ویروس کرونا به جهانی حمله ور شد که در آن مناسبات میان فقرا و ثروتمندان از قبل افسار گسیخته شده بود. در اوایل دهه هشتاد مسیحی آنزمان که رونالد ریگان در آمریکا و ماگارت تاچر در انگلستان زمام امور را در دست گرفتند، روند نابرابریها در تمامی جهان شدت گرفت.

با آمدن این دو رهبر سیاسی بازار مرام نئولیبرالیسم رونق خاصی به خود گرفت. ریگان و تاچر با دستور عمل های سیاست اقتصادی خویش میدان نبردی ویرانگر را در سطح جهان آغاز کردند:

  • زدودن قواعد مهار کننده از بانکها و مؤسسات پولی، یعنی گسیخته گشتن افسار سرمایه داری در پهنه زمان و مکان.
  • بسیاری از دولتها بنیادهای اقتصادی و اجتماعی خویش را خصوصی کردند. و آنها را در اختیار کسانی قرار دادند که هدفشان سود حداکثر با هزینه بسیار کمتر بود.
  • سندیکاهای کارگری را به زانو درآوردند و با دستکاری در قوانین مابین کارگران و کارفرما ها، به نفع صاحبان سرمایه کردند
  • و بیش از همه دست بازارهای پولی را جهت چپاول هر چه بیشتر اموال مردم باز گذاشتند.

در نتیجه این سیاستهای اقتصادی شکاف میان اقشار صاحب امتیاز در بالا ی جامعه و مردم ناچار و پر از هراس از بیکاری در پائین جوامع را عمیق و عمیقتر کردند. تا جائیکه بحران مالی ده سال پیش وجود پیدا کرد. حتی این بحران هم قادر نگشت هیچ تغییری در نابرابریها را سبب گردد.

از آغاز دهه هشتاد مسیحی بود که بنابر محاسبات بنیاد خیریه اوکسفام Oxfam تعداد افراد میلیارد در سطح جهان دوبرابر گشته است. بنابر همین محاسبه به مجموعه ثروت های این افراد روزانه 2,5 میلیارد دلار اضافه میشود.

و بر عکس آن، دارایی های نیمی از مردم جهان تنها در سال 2018 حدود 11 درصد کاهش یافته است. با این اوضاع بد مالی مردم فقر در جهان، کار ویروس کرونا خیلی راحت و آسان گشته است.

در تاریخ بشریت پاندمی های بزرگ همیشه در زمانی بو جود آمدند و بیشمار از انسانها را به هلاکت رساندند که نابرابریهای اجتماعی به اوج خود رسیده بودند. در اینصورت مانع شدن از تکرار پاندمی دیگری نیاز به دولت مردانی دارد که مبارزه با نابرابریها را بمثابه وظیفه خویش درک کنند. البته ادای این وظیفه بیش از همه نیاز به لیاقت و شایستگی و حسن اخلاق دارد.

یادآوری مترجم: هم نسل انقلاب و هم تمامی آزادیخواهان ایرانی و هم مستبدین حاکم بر ایران همگی میدانند که هدف اصلی گروگانگیری در سفارت آمریکا در چهل سال پیش بستن قرار و مدارهای پنهانی نزدیکان خمینی و حزب جمهوریخواه در آمریکا بود تا که ریگان در آمریکا به ریاست جمهوری رسد. خوانندگان کنجکاو و علاقمند در این مورد میتوانند به سه جلد کتاب « سیاست آمریکا در ایران » نوشته ابوالحسن بنی صدر رجوع کنند تا بیشتر به کم و کیف این خیانت بزرگ به مردم ایران و انقلاب و اسلام پی برند. ابوالحسن بنی صدر بعد از آنکه ریگان رئیس جمهور آمریکا گشت، گفت و نوشت:

« اسباب چینی خمینی و اطرافیان او جهت به رئیس جمهور شدن ریگان در آمریکا، جنایت در حق بشریت بود. »

این روزها این جنایت بیشتر از هر زمان دیگر قابل رویت است.