محمد شوری: مرفهین با درد، خریداران پیش فروش نفت ملت!

shoori mohamadمرفهین با درد خریداران پیش فروش نفت خواهند بود،همان هایی که توسط نظام ولایت فقیه قد کشیدند! 

سیدعلی خامنه ای که بیش از 30سال است متکلم الوحده است و همه راه به او ختم می شود زمانی( پنجم اردیبهشت1359 ) در خطبه نمازجمعه گفته بود:

[درمساله روابط مابا آمریکا و تهدیدی که اروپا نسبت به این موضوع می کند ببینیم کی برنده است کی بازنده است...دو استفاده بزرگ با این قطع رابطه،ازدست دشمن ما خواهد رفت:نفت مابه آن ها  نخواهد رسید.امروز مطبوعات اروپا و آمریکا علیرغم همه سروصدای پرهیجانی که دولتمردان آن ها براه انداخته اندحاکی از نیاز و ضعف دولت های مغرب به ما و به نفت مایعنی ذخیره حیاتی ماست.اولا این ماده حیاتی گیرشان نمی آید.امروز دنیا به نفت ما کمال احتیاج رادارد. همچنانی که یکبار دیگرهم گفتم فقط نفت ماهم نیست.باید بدانندکه نفت خلیج فارس خیلی دیگر آسان به دنیای غرب نخواهد رسید.و برادران مسلمان ما درحاشیه خلیج فارس نخواهند گذاشت که این نفت سلاحی علیه مابشود.(نقل ازکتاب درمکتب جمعه،ج2،ص123)].

اما اینطور نشد!

ایضا آقای خامنه ای (درزمانی که رئیس جمهوربود) گفته است:

[...ودرداخل هم زمانی که دولت مرحوم شهیدرجایی عزیزمان اعلام کردبرای بودجه سال60 تولیدرابه2/5میلیون بشکه خواهدرساند،یک عده ای_که بعد وابستگی آن هابرای همه مردم آشکارشد_فریادبرآوردندکه شما چرانفت می فروشید؟آن هانفت رااز6/5میلیون بشکه به1/5 میلیون بشکه نرسانده بودند،آن هاکنارازگودبودند،اماحالاکه می دیدنددولت برای ادامه کشورو برای سازندگی آن احتیاج به درآمدداردواین درآمدبافروش نفت به این میزان که نسبت به روزهای قدیمی بسیارکم است،با صحنه ساری درمجلس ونوشته های خودجنجال راه انداختندکه دولت تصمیم داردفروش نفت رابه 2/5میلیون بشکه برسانداین جزئی ازتوطئه جهانی بوده واز طرفی شرکت های بزرگ خارجی راوادارمی کردندکه ازمانفت نخرندوازاین طرف درداخل توطئه می کردندکه ماقادربه فروش نفت نیستیم...این ها همه توطئه بود و دشمن با تدبیر این را تعقیب می کرد و ما امروز از این جهت در مضیقه نیستیم و بحمدالله تولید نفت ما بسیارخوب است و نیز خواهد شد.از لحاظ مشتری در مضیقه نیستیم.آن ها حیله گری کردند و توطئه چیدند تا نفت ما را از دورخارج کنند... (نقل از روزنامه جمهوری اسلامی25آبان 1360)].

و نفت از دور خارج شد. چون با تفکر اقتصاد فقاهتی نمی شود ممکلت را اداره کرد؛در دوره ای هاشمی رفسنجانی (در خطبه نماز جمعه(گفته بود:

[باهمین رساله های موجود،با همین احکام اولیه اسلام،بدون نیازبه توسل به احکام ثانویه، بدون نیاز به حق حکومتی،اگر اسلام را اجازه بدهند ما درست اجرا بکنیم،ما دراین مملکت دیگر محتاج نخواهیم داشت.ما در این مملکت فقیر به آن معنی نخواهیم داشت.نیازمند نخواهیم داشت. (ششم اسفند1361نقل ازکتاب در مکتب جمعه،ج.6ص3  )].

اما اکنون نظام ولایت فقیه به جای آن که در ساختار سیاسی چرخه قدرت و توزیع عادلانه ثروت تغییر بنیادی دهد-که نمی دهد چون نمی تواند زیرا که خودش باید برود-در یک دور باطل و سیکل معیوب چشم به آینده ای دوخته که شاید معجزه شود،معحزه ای که هیچگاه دراین 42سال رخ نداد و در یک چرخش معیوب از دفع افسد به فاسد، نظام ولایت فقیه را در چنبره فساد به دام انداخت! و از جمله پیش فروش نفت که به عنوان «خبرخوش» مدت ها آن را در بوق و کرنا قرار داده و قرار است عملیاتی شود.

«عباس عبدی» - تئوریسین اصلاح طلب،فردی که در تمام فصول مطبوعات می تواند بنویسد!-در یادداشتی با عنوان «دفاع سیاسی از پیش‌فروش نفت»نوشت: [عده‌ای مخالف هستند که این پیش‌فروش آینده است. کاملاً هم درست است ولی عیب آن چیست؟ حتماً عیبی دارد، ولی آیا راه دیگری پیشنهاد دارید؟ آنان که شهر را پیش‌ فروش، و پول‌هایش را اتلاف کردند، چگونه می‌توانند به این پیش‌فروش اعتراض کنند؟].

و در توجیه فرمالیسیون اقتصادی نظام ولایت فقیه چنین توضیح می دهد:

[از میان دو راه موجود، یعنی استقراض از بانک مرکزی و یا استقراض از مردم، به طور قطع، هم منطق اقتصادی و هم منطق سیاسی حکم به برتری روش دوم می‌دهد. زیرا استقراض از بانک مرکزی ممکن است فنر تورم را از اینکه هست بیشتر باز و حتی رها کند و دچار تورم‌های وحشتناک شویم. ضمن اینکه تورم به معنای دقیق کلمه؛برداشتن پول زور از جیب همه مردم است که دولت هیچ تعهدی در برابر بازپرداخت آن قبول نمی‌کند و دود آن نیز بیشتر به چشم اقشار متوسط و ضعیف‌تر می‌رود.در حالی که فروش اوراق قرضه یا هر اسم دیگر و پیش‌فروش نفت مانع از رشد تورم می‌شود و سود معقول آن به جیب کسانی می‌رود که با سرمایه خود در عبور از این وضع مشارکت کرده‌اند.].

اما آیا واقعا سود معقول این پیش فروش به جیب مردم می رود؟

عباس عبدی بدون اشاره به ساختار اقتصادی کشور که بیش از 60درصد سرمایه، ثروت و پول نفت را در اختیار سرمایه داران ولی فقیه(خامنه ای) یا همان مرفهین با درد قرار داده  است، اقدام دولت در پیش فروش نفت را وام دار کردن دولت بعدی-که احتمالا از اصولگرایان است- می داند ومی نویسد:

[ از این رو استقراض از بانک مرکزی ساختار سیاسی مطلوب اصول‌گرایان تندرو را بازتولید می‌کند. حتی اگر به قیمت فقر و فلاکت مردم بیشتری تمام شود. آنان می‌خواهند دولت بعدی به مردم بدهکار نباشد یا به معنای دقیق وابسته به مردم نباشد، بلکه نتایج تحریم‌ها را دولت فعلی از طریق افزایش تورم متحمل شود و دست خودشان برای بازی بازدرآمدهای احتمالی نفت در آینده باز باشد].

واقعیت این است که بخش های اقتصادی که در همین قانون اساسی با عناوین دولتی، تعاونی و خصوصی تدوین شده هیچگاه در جایگاه واقعی خود قرار نگرفتند. و تمام اقتصاد کشور همان شد که هاشمی رفسنجانی زمانی در خطبه های نماز جمعه گفت:

[آیا اسلام نظام و سیستم اقتصادی دارد یا ندارد؟...بله دارد. و بهترین نوع اقتصاد را هم دارد. امروز در دنیا سه سیستم اقتصادی مهم وجود دارد: کاپیتالیسم یا سرمایه داری و سوسیالیسم که اوجش کمونیسم است و اقتصاد مختلط؛ به قول خودشان[میکسداکونومی]که معجونی از سرمایه داری و سوسیالیسم است... بسیاری از کشورها اقتصاد مختلط دارند. یعنی هم دولت است و هم بخش خصوصی. اسلام را نه می توانیم بگوئیم سرمایه داری،نه می توانیم بگوئیم سوسیالیسم و نه می توانیم بگوئیم به این معنای موجود [میکسداکونومی]. البته همانطور که می دانید ما در قانون اساسی بخش خصوصی داریم،بخش تعاونی هم داریم، بخش دولتی هم داریم و یک چیزی غیر از این ها هم داریم.(2بهمن1360،نقل ازکتاب درمکتب جمعه،ج4،ص 199) ].

«این یک چیزی غیر از این ها هم داریم!» همان به اصطلاح «اقتصاد خصولتی» است که نظام ولایت فقیه در اداره ی کشور ارزانی افراد و نهادهایی کرد که به ولایت فقیه ارادت داشتند و با ریاکاری و حُقه بازی و شارلاتانی و نفوذ تبدیل به مرفهین بادرد شدند!

بنیاد مستضعفان،آستان قدس رضوی، قرارگاه خاتم الانبیا،و مانند آن از جمله نهادهای حقوقی هستند که مرفهین با درد و باصطلاح »خودی» ها از نردبان آن بالا رفته و کاخ ها ساختند.

و به وفور افراد حقیقی فاسد و وابسته به همین نهادهای حقوقی که در اختیار ولایت فقیه(خامنه ای) است؛(که برای قربانی نشدن بالادستی ها،برخی هم قربانی شدند).اکبرطبری ها (معاون صادق لاریجانی رئیس پیش قوه قضائیه)مدیران بانک ها(از جمله،رئیس فراری بانک مرکری)،بانک های باصطلاح خصوصی و قرض الحسنه،(که یک به یک با ورشکستگی و بالاکشیدن پول مردم،دولت مجبور شد از جیب ملت بدهی بخشی از مردم که خواهان سود بیشتر بودند را بدهد!)افراد حقیقی «سپاه» و «واجا»و «ناجا» و مانند آن که تحت پوشش ثبت و تاسیس  شرکت  و قس علیهذا...اکنون  تبدیل به غول اقتصادی شده اند، بوجود آمدند. این ها هستند که می توانند پیش فروشی نفت را بخرند و به جیبب بزنند!! نه مردم عادی و قشر متوسط که درحال حاضر در ورطه فقر غوطه ور است!

از اول انقلاب شعار اقتصاد بدون نفت دادند.به این سخنان هاشمی رفسنجانی در خطبه نماز جمعه توجه کنید:

[امروز مانع اساسی برای حرکت مسلمین، فقط عربستان سعودی است. به خداقسم غیر از آن کسی نیست (تکبیر نمازگزاران). سوریه پیشنهاد می کند باباجون بیائید با ما همکاری کنید.نفت ندهید به این آمریکا. نفت ندهید به این فرانسه. نفت ندهید به این انگلیس. یک قدری به این ها نفت ندهید. این ها در مقابل دهان کجی می کنند. می گویند ما نفت را ارزان هم می کنیم. یعنی همین حالا گفته باز نفت باید چند سنت ارزان بشود. خوب این یعنی چه؟ خود آمریکا هم اگر در عربستان زندگی می کرد این مقدار رو نداشت که با این صراحت دهان کجی به مسلمان ها بکند. خوب آمریکا مقصر است. اسرائیل مقصر است و ما می دانیم این ها بدون نفت نمی توانند زندگی بکنند. و ما بدون نفت می توانیم زندگی کنیم. ایران درسه سال بعد از انقلاب با حداقل نفت زندگی کرده و داریم عادت می کنیم و شاید یک روزی برسد بتوانیم بدون نفت هم زندگی بکنیم.(نقل ازکتاب درمکتب جمعه،ج4،ص 222)].

اما شرط اصلی یک اقتصاد پویا و نسبتا سالم این است که درهای توسعه سیاسی را باز کنیم.

شرط اصلی اقتصاد بدون نفت  وجود یک دولت ملی و دمکراتیک (که برامده از اراده جعمی همه مردم باشد)، است.

و در امتداد و هم عرض آن، توزیع برابر پول و سود حاصل از فروش نفت است که نباید در حساب بانکی دولت و حاکمیت  واریز شود. آن ها نباید هیچگونه مالکیت و حق تصرف در آن را داشته باشند.باید درامد نفت  در حساب های مردم واریز شود! در واقع یک شرکت سهامی عام که هیات مدیرش با مکانیزمی فنی و حقوقی از سوی مردم انتخاب می شود، اداره این شرکت را بدست گرفته و در جایی که لازم باشد از پول نفت بخشی از بودجه دولت را با اما و اگرها و شرایطی تامین کند!

از زمان ملی شدن نفت توسط دکتر محمد مصدق تا امروز، چرخه نفت بکام ملت نیست. واقعیت این است که نفت هیچگاه به معنای واقعی«ملی»نشد؛ چون درآمد آن صرف ملت نمی شود؛اگرمی شد سرتاسر ایران گلستان بود!

اما در عوض ملت ماسال هاست که نفتی شده است.بوی نفت مُشامش را آزار می دهد و هر آن امکان دارد با جَرقه کبریتی در وسط معرکه نفت،به آتش نفت بسوزد!

مسلما تا زمانی که پول نفت در یک شرکت«سهامی عام»بطور مساوی به حساب مردم واریز نشود،و تا دولت«مسلوب الاختیار»نشود و اجازه نیابد هر گونه که بخواهد خرج کند،نفت نیز ملی نشده است.البته چیزی بنام صندوق ذخیره ارزی هست که اختیارش دست ولی فقیه (خامنه ای) است.هرجا که بخواهد و مشاورینش توصیه کنند هزینه می کند!!

و این مهم هم منوط به توزیع قدرت، یعنی توسعه سیاسی است.

توسعه اقتصادی بدون توسعه سیاسی چنانچه پیش رود(کاری که رژیم پهلوی انجام داد و همان روند هم به سقوط وی سیر سعودی داد!)علاوه بر فاصله طبقاتی منجر به قدرت استبدادی و قد کشیدن افراد فاسد می شود و می بینیم شده است. و مرفهین بادرد «مانور تجمل» می دهند! همان  توصیه ای که هاشمی رفسنجانی پس از پایان و خاتمه جنگ کردو گفت: اکنون نوبت مانور تجمل است!

و به جای آن که برای برون رفت از ورطه سقوط و یا باصطلاح سرعت دادن به اصلاحات، تز بدهیم که به جای پست ریاست جمهوری،پست نخست وریری احیا شود، غش در معامله نکنیم، و به فریب دیگری برای ادامه حیات متوسل نشویم. رئیس حمهوری همان حکم تدارکاتچی ولی فقیه را دارد که زمانی  رئیس جمهور اصلاح طلبان جناب خاتمی گفته بود.

و برخی به تشبیه پردازی پرداخته و می گویند می شود با سیستم ولایت فقیه به دمکراسی رسید!!

کدام دمکراسی؟ وقتی همه چیز و قوانین از بالا نازل می شود و به  آن جنبه ربوبیّت می دهند-که جای هیچ ان قلتی هم نمی گذارد- و تنها قرائت  و حکم و فتوای ولی فقیه معتبر است، چگونه می شود احزاب داشت؟و رسانه آزاد؟ که در آن همه حرف ها شنیده شود و درست ترین آن در ویترین آزادی  قرار گیرد و همه حق انتخاب داشته باشند؟! و انتخابات هم با همین صراط، راه طی شده به دمکراسی را برود!؟

بیست و ششم مردادنود و نه

محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)

 

t.me/shourimohammad