آیا لوکاشنکو، دیکتاتور بلاروس، میتواند به کمک مسکو باز هم بر سر قدرت بماند؟

blarus zananگزارشی از اشپیگل شماره 37 بتاریخ 7 تا 14 ماه سپتامبر

نویسنده: Christian Esch

ترجمه: علی شفیعی

با وجود ادامه تظاهرات عمومی مردم بلاروس شانس لوکاشنکو مستبد در ماندن بر سر قدرت افزایش میابد. پوتین از او پشتیبانی میکند، و مخالفین او با هم در نزاع و اختلاف هستند.

جنبشهای اعتراضی در کشورهای گوناگون مراسم خاص خویش را دارند. در مینسک، بهنگام غروب آفتاب در میدان استقلال این شهر، مراسم اعتراضات عمومی این شکل را دارد:

چندین دو جین خانم تنگاتنگ کنار همدیگر می ایستند. آنان با خواندن سرود، به اینطرف و آنطرف تاب می خورند و لبخند زنان با اعتماد نفس قوی چشم در چشم پلیس مخصوص دیکتاتور می اندازند. پلیسها که صورت خود را با ماسک و اونیفورم سیاه پوشانده اند، مستقیماً در جلو خانم های معترض مستقر گشته اند. ابتدا در نگاه دوم است که میتوان مشاهده کرد: در وسط خانم ها مردها جای گرفته اند و مقصود اصلی همه این سرود خواندن ها و تاب خوردن ها و لبخند زدن ها به پلیس اینست که اگر پلیس به سوی زنان هجوم آورد، از خانم ها در برابر حمله پلیس حفاظت کنند.

پس از نیم ساعت پلیسها خود را عقب میکشند و تظاهر کننده گان با دست زدن و هورا کشیدن دوستانه خویش از آنان سپاسگذاری میکنند. در دیکتاتوری آلکساندر لوکاشنکو برای زنان و مردان قوانین و قواعد گوناگونی وجود دارند.

این روزها شهر مینسک شبیه به شهری جلوه میکند که پس از تظاهرات بزرگ و عظیم هفته های گذشته، بدنبال یافتن تعادلی نو و جدید است. رئیس جمهور لوکاشنکو، پس شکست در انتخاب پر تقلب دوباره خود، خیلی علاقمند است جنبشهای اعتراضی را بشدت سرکوب کند. ولی این جنبشها بسیار قویتر از اراده او هستند.

روز یکشنبه دهها هزار نفر جمعیت از مخالفان او به خیابانها آمدند، روز سه شنبه که روز آغاز ترم جدید دانشگاهها بود، هزاران دانشجو با تظاهرات خویش به مردم معترض پیوستند. جنبش اعتراضی حتی به دبیرستان دانش آموزان نخبه، که پسر کوچک لوکاشنکو نیز امسال در آنجا ثبت نام کرده، سرایت کرده است.

مردم شرکت کننده در جنبشهای اعتراضی امید دارند، رئیس جمهور تقلبی را ساقط کنند. ولی آنها نیز برای اینکار ضعیف هستند. چرا که ترس بار دیگر به مینسک برگشته است. مأموران امنیتی دیکتاتور در لباس شخصی به تظاهر کننده گان به صورت انفرادی هجوم میآورند، آنها را دستگیر میکنند و با خود میبرند. تمامی خبرنگاران مخالف در کشور بلاروس نیز به زندان افتاده اند. مستبدین حاکم خبرنگاران خارجی را نیز از آن کشور اخراج کردند.

هنوز سرانجام شکل گیری تعادل قوا معلوم نیست. ولی دو دلیل وجود دارند که نشان از شانس بهتر لوکاشنکو در این برخورد قوا میدهند. یکی از این دلائل ولادیمر پوتین، رئیس جمهور روسیه است. دلیل دیگر آن نزاع و چند دسته گی در درون خود جنبش اعتراضی است.

پوتین در اواخر ماه آگوست اعلام کرد که عزم به حمایت و پشتیبانی کردن از لوکاشنکو را دارد. او در یک مصاحبه تلویزیونی گفت: بنابر درخواست لوکاشنکو او یک « گردان نظامی جهت حفظ نظم و امنیت » برای بلاروس را آماده کرده که در صورت نیاز اضطراری جهت ایجاد ثبات به کشور همسایه خود گسیل کند.

در حال حاضر تقریباً بطور روزانه مابین مأموران عالی رتبه مسکو و مقامات زیر دست دیکتاتور در مینسک، ملاقات صورت میگیرد. روز چهار شنبه، بهنگام ملاقات وزیر خارجه روسیه، سرگز لاورو، او اخطار داد که گویا صدها نفر از تندروهای تعلیم یافته در اوکراین در حال حاضر در بلاروس اقامت دارند و فعال هستند. روز پنجشنبه نخست وزیر روسیه، میشائل میشوستین، در مینسک با مقامات این کشور ملاقات کرد. ملاقاتی نیز مابین لوکاشنکو و پوتین برنامه ریزی شده است.

سیاست شناس بلاروس، آندره کازاکویچ، میگوید: « سخنان پوتین مبنی بر دخالت دادن نیروهای نظامی در بلاروس، اعلام نجات لوکاشنکو بود. برای نیروهای نخبه حفاظت کننده مستبد، بخصوص در میان نیروهای امنیتی این اعلام بیانگر اینست که: چون روسیه از لوکاشنکو حمایت میکند، در اینصورت او چشم اندازی برای ادامه استقرار حاکمیت خویش در بلاروس دارد.»

نمایان ترین شکل حمایت روسیه در بلاروس را میتوان در تلویزیون دولتی این کشور مشاهده کرد. چونکه از ابتدای شروع قیام مردم بلاروس بخش بزرگی از کارکنان و کارمندان آن به عنوان اعتراض دست از کار کشیدند. این مرکز خبر رسانی در حال حاضر بوسیله ژورنالیست های تلویزیون آر ت روسی اداره میشود. تلویزیون آر ت، یک فرستنده تلویزیونی است که کاری اصلی و تخصص او پراکندن دروغهای تبلیغاتی ( پروپاگاندا) برای دیکتاتوری روسیه است.

ژورنالیستهای این خبر رسانی بتازگی بمثابه اعضا خبرنگار نزدیک به رئیس جمهور، همراه لوکاشنکو بودند. او در مقابل دوربین های در حال فیلمبرداری رو به آنها کرد و گفت: « این امر را درک میکنید که شما در این دوره بسیار سخت تا چه اندازه برای ما اهمیت دارید؟ »

ماریا کولوسنیکوف، ( که این روزها در بلاروس مفقودالاثر شده است: مترجم) یکی از خانم های سرشناس اعتراضات کننده گان فاقد رهبری برای افکار عمومی درون و بیرون بلاروس است. او بتازگی اعلام کرده و میگوید:

« پوتین گفت که لوکاشنکو از او درخواست کمک کرده است. ولی درخواست از قدرتهای خارجی جهت مداخله در امور داخلی کشور بلاروس، طبق قانون این کشور جرم محسوب میشود و قابل تعقیب و مجازات است. به همین دلیل ما از دادستان کل کشور، وزارت داخلی و ک گ ب شکایت از لوکاشنکو خواهیم کرد. علاوه بر آنکه پوتین گفت: اگر مردم جهت اعتراض به خیابانها آمدند، باید به درخواست های آنان گوش داد و بدنبال یافتن سازش بود. ولی لوکاشنکو بجای اینکار در محل اقامت خود با تفنگ کلاشینکوف نمایش قدرت میدهد.»

( سیاست اصلی پوتین، « رئیس جمهور » مادام العمر یا « ولی مطلقه » روسیه که در گذشته شاگرد و بزرگ شده مدرسه ک گ ب روسیه شوروی بوده است. و مقام اداری خویش را در آن نظام سیاسی توتالیتر با جاسوس برای مخوف ترین سازمان امنیت در جهان، در آلمان شرقی آغاز کرد، بسی قابل تأمل است.

او شبه به دوستان خویش در استبداد کنونی ایران، با بازسازی استبداد فراگیر در روسیه، خود را رئیس جمهوری « ابدی » آن کشور میخواند و میداند. در طی مدت 21 سال حاکمیت پوتین یکی از مهمترین سیاستهای او، نجات مستبدین در مقابل جنبشهای مردم کشورهای گوناگون برای استقرار مردم سالاری است. او هم دستگاه سرکوب قوی، هم چماقدار های مجرب، هم نیروی نظامی و سلاحهای جنگی مرگبار قوی، همگی را از ابر قدرت گذشته به ارث برده است. پوتین جهت حفاظت از این میراث آلوده به جنایت و خیانت و فساد، تمامی این ابزار ها را در اختیار مستبدین شکسته خورده در تمامی جهان، از جمله در ایران، میگذارد.

مشکل عظیم کشور ایران و ما ایرانیان این است که روسیه همسایه دیوار به دیوار ما است. کمک و یاری رساندن به مستبدین ایران از جانب روسیه، از دوران تزار تا هم اکنون، قدمتی 300 تا 400 ساله دارد. دوستی و حمایت او از علی خامنه ای تنها بخاطر غارتهای اقتصادی نیست. بلکه پایداری این دوستی بر مبنی و در گرو ادامه حیات استبداد در خود کشور روسیه است.

تجارب جانب داران آزادی و استقلال ایران با این همسایه جهت استقرار سامانه سیاسی مردم سالار در میهن ما ایران و برای ما ایرانیان در آینده نزدیک بسی آموزنده است. در نوشته ای جداگانه در زمانی دیگر به این امر بسیار با اهمیت خواهم پرداخت: مترجم)