الهه امیرانتظام :هموند گرامی ،جناب آقای دکتر جمشید وحیدای عزیز

elahe amir entezam

نیک میدانید که شخصا همیشه برای جنابعالی احترام خاصی قائل بوده وهستم و ازعلم تخصصی جنابعالی در زمینه حقوق بین الملل همواره بهره برده ام. بنابراین به سختی توانستم، چه بدلیل سن و چه تجربه، خود را راضی نمایم تا این چند خط را جسارتاً برایتان مرقوم نمایم. آقای دکتر عزیز، از آنجاییکه بنده در جوار جنابعالی نه تنها در جبهه ملی ایران سعادت حضور دارم، بلکه در تعداد قابل توجه ا platform های مجازی نیز بطور همزمان عضو میباشیم، بنابراین طبیعی است که بجز post هایی که شخصا و در فضای غیرعمومی ارسال میفرمایید که گاهی هم حامل اشعار شیوایی است، بنده سایرpost های جنابعالی را در گروه های مختلف دیگر نیز رویت مینمایم
 . از آنجایی که در روزهای اخیر، بیش از هر زمان دیگر، مطالب ارسالی جنابعالی به گروههای مختلف موجب تشنج فراوان گردیده و تقریبا اکثریت قریب به یقین از مواضع شدید انتقادی نسبت به جنابعالی برخاسته اند به دو جهت آزرده شدم: توهین به هموند خویش و فراتر از آن توهین غیرمستقیم به جبهه ملی ایران که ”خانه“ معنوی من است! لذا بر خود الزم دانستم که نکاتی را با حسن نیت کامل البته خدمتتان یادآور شوم:
بنده بعنوان یک باورمند قطعی به آزادی اندیشه به جنابعالی حق میدهم که نسبت به هر کسی سمپاتی ویا آنتیپاتی داشته باشید واین احساس را در بایگانی ذهنیت خود آزادانه حفظ نمایید. اما وقتی شما پذیرفته‌ید که عضو یک تشکیلات دیرپا وخوشنام باشید، شاید الزام باشد احترام به باورهای نهادینه شده در ان  را به موازات پذیرش منش و روش و مشی سیاسی آن یک وظیفه تشکیلاتی بدانید زیرا که اینها از رئوس وظایف سازمانی است.
سمپاتی شما نسبت به خاندان پهلوی از صدر تا ذیل آنها هیچ اشکال تکنیکی ندارد. در اندیشه خود آزاد و بی قید هستید. اما وقتی جنابعالی پذیرفته اید که در خدمت تشکیلاتی باشید که هرگز نمیتواند ظلم و جفایی که از سوی نهاد سلطنتی وقت به ناروا بر پیشوای خود دکتر محمد مصدق رفته نه ببخشد و نه فراموش کند زیرا که پر افتخارترین دوره تاریخ میهنمان را بدستور اجانب به فنا داده و این رنسانس در احیای هویت ملی را نه تنها در میان ایرانیان، بلکه در میان مصریها، عراقیها، و بسیاری ازجوامع منطقه را ناتمام گذاشت ، بایستی به گرایشات هموندان خود احترام بگذارید. آزردن احساسات جمعی و مخالف آفرینی کار سهلی است اما جذب حامی و یار گرفتن نیاز به اعمال روشهای دیپلماتیک، خردگرا ، و توجیه‌پذیر دارد
. ارسال بی‌وقفه post های مربوط به خانواده پهلوی در شرایطی که میهن ما در بحرانی ترین دوره خود قرار گرفته و هموطنان ما با شکمهای گرسنه و دلهای دردمند آماده اند که برای بقای میهن خود در برابر استیلای اجنبی با چنگ و دندان بجنگد چه ارزش افزوده‌ای میتواند در برداشته باشد؟ حتی اگر آقای رضا پهلوی، که هیچ گناه نابخشودنی هم انجام نداده تا که منفور یک ملت باشد اما اکنون به دلایلی که پیچیده نیز نمیباشند، دچار دگردیسی شده و به صف جمهوریخواهان سکولار پیوسته است ، اما ما بعنوان اعضای جبهه ملی بایستی واکنشی ممتنع و غیر احساسی نشان دهیم زیرا اساسنامه ارزشمند ما چنین میطلبد !
از سوی دیگر، وقتی آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر مصاحبه مستدلی انجام داده‌اند و مقاله‌ای تحلیلی در مضار توافق نامه ننگین ایران و چین منتشر نموده اند ، آیا خائن نامیدن ایشان حقاً وحقیقتاً موضعگیری عادلانه‌ای است؟ آقای دکتر وحیدای عزیز، بنده شخصاً بر خالف تعدادی از فعالان سیاسی هرگزموافق تبدیل بازیگران صحنه سیاسی کشورمان به بت نبوده ام. انسانهای بزرگی را که چه به میهنم و چه به بشریت خدمت کرده اند بغایت میستایم، از تجاربشان بهره ها میبرم اما نقد آنها را تابو ندانسته و آنرا حتی سازنده میدانم! از دیدگاه من بت سازی به مثابه کور کردن چشمان عقل ماست .
ولی در کامنتهای اخیر دیده شد که متاسفانه جنابعالی ایشان را خائن خوانده اید. آیا بنظر خودتان این قضاوت جفاکارانه نیست؟ و کمی غیر قابل باورتر هم واکنش جنابعالی است در برابر مخالفین خود در گروه! که آنها را تهدید به دادگاهی کردن نموده اید؟ جنابعالی واقعا کسی را که مخالف نظر شما باشد حقیقتاً به دادگاه فرا خواهید خواند؟ از شخصیت آرام و صلحجوی شما چنین واکنش هایی بعید بنظر میرسد!؟
برگردیم به موضوع بیانیه بسیار فصیح و توجیه کننده اخیر آقای دکتر بنی صدر در مورد امضای خیانت نامه حاکمیت نظام با کشور غیر قابل اعتماد چین. جنابعالی آقای بنی صدر را خائن خواندید ولی آیا بینی و بین الحق شما سند و مدرک علیه ایشان در دست دارید که نشانگر خیانت ایشان به میهن و ملت ما باشد؟ دکتر بنی صدر خود روزی عضو جبهه ملی ایران نبودند؟ آیا در روز 25 خرداد 60 که آقای خمینی مهر ارتداد را بر پیشاپی پاک جبهه ملی ایران زد جبهه در صدد حمایت از ریاست جمهوری بنی صدر نبود؟ آیا اگر دکتر بنی صدر خائن بود به این سرنوشت ناروا دچار میشد یا اینکه در عوض ذوب در ولایت شده و اکنون خود و نوادگانش از سفره بی‌صاحب وگسترده آقایان تا اطلاع ثانوی مانند سایر انقلابیون وقت منتفع میشدند؟ اگر خائن بود میتوانست بگریزد ودر گوشه‌ای از جهان مانند کانادا، مأمن فعلی مفسدین اقتصادی، دور از هیاهو زندگی راحتی را در پیش بگیرد. اما ایشان خود یک قربانی زنده نظامی است که از خط اصلی خود بناگاه خارج شد و مسیر را مصادره کرد تا میهن ما را به ناکجاآباد سوق دهد!
آیا طی این سالها واقعا شاهد زندگی بسیار ساده ایشان نبوده ایم که تمام وقت شبانه روز خود را وقف خواندن و نوشتن نموده تا تحلیل های خود را در دغدغه های بی پایان ذهنی خود کانالیزه نماید؟ دغدغه های که نیستند جز در باب آینده میهن و ملت رنجدیده ما طی چهار دهه بحران فرسایشی !؟؟ آیا حضور ایشان و شهادت تاریخی شان در دادگاه میکونوس بعنوان نماد ابدی شهامت ایشان در تاریخ ثبت نگردیده است؟؟
آقای دکتر وحیدای عزیز، از روی تجربه شخصی و زندگی با یک مبارز خستگی ناپذیر عاشق باید بگویم برای یک فرد ملی که پیرو مکتب مصدق بزرگ است، میهن دوستی وحفاظت از منافع ملی و تمامیت ارضی خط قرمز و پاشنه آشیل اوست. حتی ارجحتر از نفسی که برای بقای خود لاجرم بدان نیاز دارد. از آنسو خائن خواندن چنین فردی برابر است با ویران کردن غیر مسئولانه ذهنیت و ”انهدام“سرشت پاک و آمال مقدس او!؟
 آقای دکتر وحیدای عزیز، فضای مجازی فضای بیرحمی است! بایستی مسئولانه در آن ورود نمود. نسل جوان ما نیز متاسفانه آن قید و بندهای اخلاقی را در برابر بزرگان خود خیلی نیاموخته اند و هزار بار متاسفانه تر اینکه گاه و بیگاه عصبیت بر آنها مستولی میگردد و گاهی متوجه حفظ حریمها و حرمتها نیستند! بنابراین، این روا نیست که جنابعالی بدون توجه به گرایشات (بخوانید تعصبات اعضای گروهی که در آن عضو هستید) مطالبی را به اشتراک بگذارید که تهیبج احساس نموده، آنها را تحریک نماید و خدای ناکرده هم حرمت شخصیت شما شکسته شود، که در حال حاضر در شاخص ترین رکن جبهه ملی ایران یعنی هیئت رهبری- اجرایی عهده دار انجام وظایفی هستید، و هم لطماتی به ماهیت و پیشینه پر افتخار جبهه ملی ایران وارد آید.
اگر کامنت ها را در گروههای مختلف مطالعه بفرمایید متوجه خواهید شد که مصاف اعضای گروهها با جنابعالی گاهی همراه طعنه نسبت به جبهه ملی ایران است . ناگفته مسجل است که از نسل بنده گرفته نا نسلهای جوانتر از شخصیتهای فرهیخته هیئت رهبری- اجرایی و نیز بزرگان شورای مرکزی انتظار دریافت تحلیلها و مقاالت تخصصی در زمینه معضلات روز داریم. تحولات متناقض سریعاً در حال شکل گیری هستند وهمه ما مکلف هستیم تمام هم وغم و انرژی خود را در راستای نگارش تحلیلهای روشنگرانه و ورود به مباحث چالش برانگیز کانالیزه کنیم.
برگردان کردن مطالب تکراری، گاهی کذب و حتی سبک، که مرتباً در فضای مجازی در حال چرخش هستند دردی از ما دوا نمیکند. البته مطالب حساس و قابل تاملی هم هستند که به اشتراک گذاشتن آنها واجب است زیرا که محرکی هستند برای چالشهای فکری و تبادل نظرات سازنده. امید است دیگر شاهد توهین و تحقیر انسانها در بحثهای تاسف آور درون گروهی از یک طرف و از طرف دیگر تحریک احساسات دیگران با نوشتن مطالبی که در وضعیت موجود هیچ ارزش افزوده‌ای در این شرایط وانفسا ندارد، نباشیم، چه با آنهایی که موافقیم و چه با آنهایی مخالفیم، زیرا با اعمال چنین رفتارهایی فقط آب به آسیاب دشمن میریزیم که هدفش همانا بی ارزش کردن ارزشهای اخلاقی و فرهنگی یک ملت بزرگ در بیش از چهار دهه تلاش بی امان بوده است!
! با ارادت و احترام، الهه امیرانتظام