فرید انصاری دزفولی: حقیقتی که ظریف در نوار نگفت؟!

ansari farid

موضوع جنجالی این روزها نوار ظریف است. بسیاری در پی این می باشند که چه کس و کسانی این نوار را افشا کرده اند و آنرا درز داده اند و یا اینکه هدف از لو دادن آن چیست؟. جمهوری اسلامی بجای بحث در مورد محتوای نوار و صحت و سقم محتوای آن، مثل همیشه همچون جانی دالر بدنبال قاتلی است تا او را سلاخی کند. با پیشرفت تکنولوژی امروز شنود یک مصاحبه و یک جلسه کار مشکلی نیست. اطلاعات سپاه و نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی و حتی موساد به راحتی می توانند مصاحبه را شنود کرده باشند و آنرا لو داده باشند.

از نظر من مهم محتوای نوار می باشد و حقیقتی که در آن توسط ظریف گفته نشده است.

نظام سیاسی هر جامعه ای پدیده ای مستقل نیست، بلکه با نظام اجتماعی آن جامعه در ارتباط مستقیم است. نظام سیاسی حاکم بر ایران تاریخا متکی به نیروهای نظامی بوده است‌ وهمواره نظامیان در غارت ثروت کشور و راهزنی شریک حاکمان بوده اند.

ایران بعد از پایان امپراتوری ساسانیان همواره مورد تاخت و تاز بیگانگان و بیگانه پرستان بوده است.

هر بار طایفه ای و قبیله ای راهزن بخشی از سرزمین ایران را زیر سلطه خود درآورده است. راهزنان با تصور غارت به حکومت رسیدند و هر موسس سلسله ای اول غارتگر و راهزن بوده و بعد از کسب قدرت نظامی و مالی قدرت سیاسی را هم کسب نموده و بدست آورده اند. خصوصیت همه آنان راهزنی و کشتار بوده است. هر خرکچی که هوس حکومت کرده، خران خود را فروخته اسب خریده و با بیست نفر راهزن دیگر که با خودش فرق زیادی نداشته اند راه می افتاده اند به شهری از شهرهای ایران حمله می کردند و اموال شهر را به غارت می بردند. دزدان شهر هم به راهزنان می پیوستند و به شهری دیگر حمله می کردند تا بخشی از ایران را تصرف کنند و زیر سلطه خود درآورند افرادی که دور غارتگران فاتح جمع می شدند یک انگیزه بیشتر نداشتند و آن هم هر چه زودتر به ثروتی و مقامی برسند. سلجوقیان و غزنویان و خوارزمشاهیان و .. این چنین در ایران به قدرت رسیدند.

حالا هم

بجای خرکچی ها و قاطرچی ها، روضه خوان ها و آخوندهای با عمامه و بی عمامه ایران را اشغال کرده اند و همچون غارتگران راهزن در ایران حکومت می کنند و ثروت و دارائی کشور را به یغما برده اند. اکنون از برکت وطن فروشی حاکمان نظام مطلقه ولایت فقیه، ایران شده محل تاخت و تاز اسرائیل و روسیه و چین و آمریکا و عربستان و انگلیس. هر بیگانه ای هر چه می خواهد و هر وقت اراده کند هر کاری که دوست دارد انجام می دهد.

صاحب هر مملکتی مردم آن مملکت می باشند. مملکتی که بی صاحب شد سرنوشتی چون این ندارد. بحمدالله تا دلتان بخواهد ایرانی وطن فروش یافت می شود. چه در درون حکومتگران و چه برون حکومتگران، بسیاری وطن فروش شده اند. این یکی از محصولات پر رونق جمهوری اسلامی است.

در دوران قاجار وطن فروشان یا انگلوفیل و یا روسوفیل بود‌ند. حالا از برکت اسلام ناب محمدی انواع و اقسام وطن فروش داریم که عمده آنان عبارتند از: روسوفیل و آمریکانو فیل و چینو فیل و اسرائیل فیل و انگلوفیل می باشند. انان هر کاری که می خواهند در ایران انجام می دهند و بسادگی و ارزان جاسوس می خرند. موساد راحت در سپاه لانه می کند. به گفته ظریف سردار بی وطنی چون سلیمانی گماشته پوتین می شود و جواد لاریجانی خود را به انگلیس می فروشد و قس الهذا. این نوع بی وطنان فراوان یافت می شوند. فکر نکنیم وطن فروشان فقط حکومتی می باشند. در درون اپوزیسیون هم بخاطر یک مشت دلار از امثال ترامپ می خواهند که ایران را بمباران کنند. بنازم به جمهوری اسلامی که چه تحویل داده است.

عمق هرج و مرج و بی نظمی و فروپاشیدگی جمهوری اسلامی را می بینید. شیرازه امور به کل از‌ هم‌ پاشیده و سنگ روی سنگ بند نمی شود.

کنترل اوضاع از دست حکومت خارج شده است، طوری شده که مجلس شورای اسلامی به لانه جاسوسی موساد مبدل شده است.

انتشار نوار ظریف حکایت از آشفتگی و هرج و مرج خارج از اندازه حکومتی دارد که شیرازه اش از هم پاشیده که نه دری دارد و نه پیکری. اوضاع چنان بلبشو است که بقول معروف سگ صاحبش را نمی شناسد. هر باندی و هر کسی ساز خود را می زند‌ و مملکت ملوک الطوایفی نشده است بلکه باندی شده است. هر باندی قصبه ای و شهری یا قطعه ای یا وزارتی و یا استانی را اشغال و تسخیر کرده است. اشغالگران جمهوری اسلامی از ابتدا به ایران نگاه ملک تسخیر شده داشته اند که باید اموال و ثروت آنرا به غنیمت گرفت.

نوار ظریف چیز جدیدی که اهل سیاست نگفته باشد و ننوشته باشند و اکثر مردم ندانسته باشند نداشت. اهمیت اش این بود که دانستنی ها و گفته های روزانه مردم را یک مسئول حکومتی بیان می کند و بر دانش و اطلاعات مردم صحه می گذارد. ظریف در نوار می گوید جمهوری اسلامی استقلال ندارد و افسارش در دست بیگانگان است.

اما ظریف یک حقیقت را از مردم پنهان می دارد و نمی گوید که رهبری میدان در دست کیست؟!. او بارها و بارها از میدان و سلطه میدان بر همه امور سخن می گوید ولی نمی گوید رهبر میدان کیست و چه کسی بر میدان فرمان می راند. اتکاء رهبر میدان بیشتر به کدام قدرت اجنبی است.

او بجز تملق گویی چاپلوسانه سخنی از علی خامنه‌ای نمی گوید. ظریف از علی خامنه‌ای بعنوان دیپلماتی برجسته نام می برد. برجستگی او همینقدر است که ملک و ملت را به روز سیاه نشانده و ایران را به مرز نابودی کشانده است.

کیست که نداند مملکت را دولت نه چندان پنهان سپاه و بیت رهبری اداره می کند. کیست که نداند افسار روحانی و ظریف و وزرا و وکلا در دست دولت پنهان یا به قول ظریف میدان نیست و نبوده است. کیست که نداند رییس جمهور و وزرا حکم پادو و گماشته دولت پنهان و مجری اوامر سید علی خامنه ای نیستند. تدارکاتچی خاتمی یادمان که نرفته است.

کیست که نداند از تنشی که بعد از گروگانگیری سفارت آمریکا بین ایران و آمریکا بوحود آمده است تا به امروز دیگر کشورها بخصوص چین و روسیه نفع نبرده اند و نمی برند. کیست که نداند ایران وسیله معامله و رقابت های منطقه ای بین قدرت های منطقه ای و جهانی نشده است.

کیست که نداند اگر زمان قدیم ایران جولانگاه بغداد و غزنین بود امروز ایران جولانگاه چین و روسیه نشده است و این دو قدرت در ایران یکه تازی نمی کنند چون جمهوری اسلامی خاک بر سر و مفلوک شده است و بخاطر ادامه حیات مجبور می باشد به بیگانگان تکیه زند. چون در درون نه پایه ای دارد و نه مشروعیتی، و مردم می خواهند که سر به تن جمهوری اسلامی و علی خامنه ای نباشد.