محمد جعفری : مقایسه مختصری از رفتار و اعمال آقای شرع پسند و اصلاح طلبان

 

jafari mohammadبعد از استقرار دیکتاتوری ولایت  فقیه که جمعیت معتنابهی را به جوخهای اعدام  سپردند و چند برابر آن را به زندانها گسیل کردند و در نتیجه جمعیت عظیم چند میلیونی راهی دیار غربت آواره گشتند و کشور در طول این سی و چند سال به سمت قهقرا و سراشیبی رفته است، دوستی به من گفت: ما شیخ فضل الله نوری را دیدیم، دبنال کاشانی رفتیم، کاشانی را دیدیم دنبال خمینی رفتیم، خمینی را دیدیم دنبال خاتمی رفتیم، حال می خواهیم دوباره  باز گشت به خاتمی و هاشمی رفسنجانی بکنیم. تا به کی ما باید این بازی را ادامه دهیم؟ و از چاله به چاه و یا از این چاله به آن چاله افتابیفتیم ؟ در اینجا جا دارد که یادی آز آقای عبد المجید شرع پسند بکنیم. اعمال ورفتا اصلاح طلبان را به عمل آقای شرع پسند در سال 68 یعنی 22 سال قبل مقایسه کنیم:

 

آقای عبد المجید شرع پسند در تاریخ 11 تیر 68 درست یک ماه بعد از فوت آقای خمینی، از نماینگی مجلس شورای اسلامی استعفا داد. متن استعفای وی بدین شرح است:

 

« سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض تسلیت رحلت حضرت امام. اینجانب عبد المجید شرع پسند ناماینده مردم کرج بدین وسیله استعفای خود را از نمایندگی به دلایل زیر اعلام می کنم:

 

1- نبود زمینه و عدم امنیت، و امکان برای انجام وظایف قانونی نمایندگی که در سوگند نامه اصل 67 قانون اساسی آنها را تعهد نموده ام از جمله مهمترین آنها دفاع از قانون اساسی.

 

2- نگرانی شدید از آینده سیاسی کشور، به علت برخی تغییرات در قانون اساسی و تحولات سیاسی واقع شده و در حال وقوع و تکاثر و تداول قدرت در دست عده ای معدود و حضور تشریفاتی و سطحی مردم  به جای مشارکت عمیق و مؤثر آنان.

 

3- نداشتن پاسخ مناسب و منطقی برای گرانی و تورم و تبعیضهای ناروا و تعلل مسئولین از جهت گیری قاطع و جدی در برابر تکاثر و انباشت سرمایه های کلان باد آورده و نهایتاً نگرانی برای استقلال مملکت.

 

4- وجود ابهامات و سئولات اساسی نسبت به حاکمیت آینده و بلاتکلیفی مردم در حق تعیین سرنوشت خود و نگرانی از اینکه روند موجود منتهی به حاکمیت لیبرالیسم وابسته خواهد شد.

 

5- نداشتن انگیزه و رغبت برای ادامه فعالیت به دلیل عدم مشاهده کمترین مشابهت اصولی بین وضعیت فعلی و حکومت عدل علوی در حدی که حتی آهنگ و جهت حرکت را به سوی آرمانهای بلند تشیع نمی بینم. 

 

  ضمن تقدیم متن استعفا نامه به ریاست محترم مجلس از ایشان درخواست می کنم به موجب ماده 24 آئین نامه داخلی مجلس در اولین جلسه علنی آن را اعلام نموده و طبق آنین نامه این موضوع را در دستور کار یکی از جلسات علنی هفته آینده قرار دهند.» (1) آقای رفسنجانی هم این استعفا را چنین گزارش کرده است:

 

11 تیر 68، « آقای [عبد المجید] شرع پسند نماینده کرج، قبل از دستور متن استعفای خودش را خواند که مضامین ضد انقلابی دارد و رهبری و آینده انقلاب را زیر سئوال برده است. باعث ناراحتی شدید اکثریت نمایندگان شد. من هم عصبانی شدم، ولی عکس العمل نشان ندادم. » و در پاورق همین صفحه  آمده است: « آقای عبد المجید شرع پسند یکی از دو نماینده کرج در مجلس شورای اسلامی،  دلایل استعفای خود را نبود زمینه و عدم امنیت، نگرانی شدید از آینده سیاسی کشور، تداوم قدرت در دست عده ای معدود، حضور سطحی و تشریفاتی مردم در صحنه، وجود ابهامات و سئولات اساسی نسبت به حاکمیت آینده و بلاتکلیفی مردم در حق تعیین سرنوشت، عدم مشاهده کمترین مشابهت اصولی بین وضع فعلی و حکومت عدل علوی و بالاخره عدم انگیزه و رغبت برای ادامه فعالیت توصیف کرد. پس از قرائت متن استعفا نامه آقتای شرع پسند، جلسه متشنج شد و عده ای از نمایندگان به طرفداری او و عده ای دیگر علیه او به شعار دادن پرداختند.» (2)

 

 12 تیر 68، « نماینده طالقان آمد. نامه علمای کرج را آورد که از اقدام آقای شرع پسند اظهار انزجار کرده اند و اجازه خواست که مردم کرج، فردا برای اظهار انزجار مقابل مجلس بیایند. حاجی [ذبیح الله] بخشی حزب الله نیز در همین خصوص فعال شده است» (3).

 

13 تیر 68، « ساعت هفت صبح به مجلس رفتم. آقای مهدی کروبی نایب رئیس مجلس علیه آقای [عبد المجید] شرع پسند صحبت کرد. شرع پسند در جلسه شرکت کرده بود. نمایندگان عصبانی بودند و تهدید کردند که اگر بماند یا او را کتک می زنند و یا جلسه را ترک می کنند. به او پیام دادم که بهتر است نماند؛ گفته بود می ماند. بعد از صحبت تند آقای کروبی و نمایندگان دیگر در نطق های قبل از دستور و شعارهای تند نمایندگان، جلسه را ترک کرد... جمعی از مردم کرج برای اظهار مخالفت با شرع پسند در مقابل مجلس اجتماع کرده بودند. آقای کروبی برای آنها صحبت کرد.» (4)

 

18 تیر 68، « در مورد استعفای شرع پسند رأی گیری کردیم. از 195 نفر حاضر در جلسه، 187 نفر با استعفای او موافقت کردند، دو نفر رأی ممتنع دادند. و بقیه در رأی گیری شرکت نکردند.»(5)

 

حال با توجه به نکات اساسی و مهم استعفای آقای شرع پسند، سئوال اساسی این است  که چرا ما مردم وضعیتی که کشورمان با آن روبرو است، در موقع خود درک نمی کنیم و یا نمی توانیم به فهیمیم که جهت حرکت حکومت به کدام سمت و سو است و باید کشور به سمت سراشیبی وقهقرا و لبه پرتگاه قرار گیرد تا ما بعد از 22 سال تازه  قسمت کوچکی از همان حرفهائی را بزنیم که آقای شرع پسند در 22 سال گذشته با عمل خود و نه حرف، آنرا مطرح کرده است؟

 

آقای شرع پسند 22 سال قبل از نمایندگی مجلی شورای اسلامی به دلایل،

 

الف-   تغییرات در قانون اساسی به سمت تداول و تکاث قدرت ودر نتیجه،

 

ب- تداوم قدرت در دست عده ای معدود،

 

ج- بلاتکلیفی مردم در حق تعیین سرنوشت

 

د- کمترین مشابهت اصولی بین وضعیت فعلی و حکومت عدل علوی.

 

ه- زیر سئوال بردن رهبری و آینده انقلاب. 

 

 ز- جهت گیری اقتصادی، تکاثر و انباشت سرمایه های کلان باد آورده عنی رانت خواری.

 

ج- نبود امنیت لازم برای انجام وظایف قانونی نمایندگی،

 

و... از نمایندگی مجلس شورای اسلامی استعفا داد

 

به نظر اینجانب مسائل و معضلات اساسی کشور نظیر: نبود حق تعیین سرنوشت برای مردم، قانون اساسی قانون قبضه کردن قدرت، مغفول بودن عدالت، انباشت ثروت در دست عده ای خاص، باطل بودن رهبری، و... که آقای شرع پسند در 22 سال قبل درک کرده و فهمیده و با عمل خود به افشای آن پرداخت و از قدرت نمایندگی خود چشم پوشی کرد، آیا با اعمال ورفتا اصلاح طلبان امروزی که به سمت نجات نظام دیکتاتوری ولایت مطلقه هستند، قابل مقایسه است؟  

 

به نظر من تفاوت این دو دیدگاه و نظر را باید در قدرت دوستی و یا سهیم شدن در قدرت جستجو کرد. و الا تجربه در هر دوره ای می گوید: که اگر کسانی فارغ از هوای قدرت پرستی، قدرت دوستی و قدرت را در دست داشتن و یا سهیم شدن در بخشهایی از آن، منافع شخصی و گروهی را نداشته باشند و در پی به دست آوری آزادی، اختیار و داشتن سرنوشت همه مردم به دست خودشان باشند، به موقع حقایق را درک خواهند کرد.

 

 

محمد جعفری    این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

 

 نمایه:

 

1-  لوح مشروح مذاکرات مجلس شورای اسلامی، دوره سه، جلسه 121 تاریخ: 11/4/68.

 

2- سازندگی و بازسازی، هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات سال 1368، ص208.

 

3- همان سند، ص 211.

 

4- همان سند.

 

5-  همان سند، ص 215.