فرید انصاری دزفولی: افغانستان بیست سال بعد از نگاهی دیگر!

ansari faridبیست سال قبل در سال ۲۰۰۱ آقای جرج بوش پسر به بهانه " استقرار دمکراسی" و " دفاع از حقوق زنان" بهمراه همپیمانان خود به افغانستان حمله نظامی کرد تا حکومت مرتجع و تروریستی طالبان را ساقط کند.

حکومت تروریستی و قرون وسطایی طالبان سرنگون شد و حکومت حامد کرزای به زور اسلحه و بمباران و کمک های مالی و رسانه ای آمریکا و ناتو شکل گرفت. بعد از بیست سال جنگ ارتش آمریکا و نیروهای ناتو در افغانستان همان ابرقدرتی که طالبان را سرنگون ساخت تا از حقوق زنان دفاع کند و دمکراسی را با زور اسلحه در افغانستان مستقر سازد مجبور شد با طالبان نزدیک شود. آمریکا با طالبان وارد مذاکره شد و با آنان پیمان صلح امضاء کرد.

طالبان در عرض دو هفته اکثر شهرها را یکی پس از دیگری بدون کوچکترین مقاومت ارتش و جنگی تصرف نمودند. ارتش بدون مقاومت یا تسلیم شد و یا فرار کرد. آمریکا علیرغم هزینه کردن بیش از ۹۰ میلیارد دلار برای تشکیل و آموزش ارتشی قوی و مدرن در افغانستان نیز ناکام ماند، و آن ارتش خیلی زود سقوط کرد. فروپاشی ارتش، و دولت اشرف غنی و فرار او نشان دهنده وضعیت آشفته و هرج و مرج حاکم در افغانستان و رها شدن آن کشور است.

دیروز یکشنبه ۱۵ اوت طالبانی که بیست سال پیش با حمله نظامی آمریکا سرنگون شد به آسانی و راحتی وارد کابل شد و اشرف غنی رئیس جمهور دست نشانده پا به فرار گذاشت.

فروپاشی ارتش و دولت افغانستان نیاز به تحقیق و تجزیه و تحلیل زیادی ندارد. تمام ارتش‌های دست نشانده که توسط نیروهای متجاوز و بیگانه تاسیس می شوند به سرنوشت مشابهی دچار شده‌اند؛ حکومت های مزدور و سرسپرده به بیگانگان و ارتش های پوشالی ساخته شده توسط آنان سرنوشتی جز این ندارند. آنچه بر همگان روشن شد این است، حکومتی که با حمله نظامی و زور اسلحه بیگانگان تاسیس شود به شدت لرزان و پوشالی است و به راحتی فرو می پاشد چون پایه ملی و مردمی ندارد.

حکومت رضا شاه که انگلیس آوردش و انگلیس بردش. ارتش ساخته شده توسط انگلیس به محض ورود ارتش های بیگانه در شهریور ۱۳۲۰ در عرض سه ساعت از هم پاشیده شد و از بنیان متلاشی و ویران گردید. بطوریکه فرماندهان ارتش مخفی شدند و سربازان را از پادگان‌ها مرخص کردند. خود رضا شاه به سفارت انگلیس پناهنده شد که سفیر انگلیس او را نپذیرفت.

حکومت محمد رضا شاه همینکه آمریکا دست از حمایت اش برداشت زود سرنگون شد و ارتش بزرگ ارتشتاران شاهنشاه آریامهر متلاشی گردید و خود شاهنشاه آریامهر با یک اشاره آمریکا از ایران خارج شد. سلسله پهلوی از آنجائیکه از طریق کودتا تاسیس شده بودند فاقد پایگاه مردمی بودند.

این را اضافه کنم همان ارتش شاهنشاهی که دکترین حاکم بر آن محافظت از سلطنت و منافع آن بود، زمانیکه به ارتش ملی و مردمی تبدیل شد علیرغم خیانت و تلاش های آخوندهای حاکم در متلاشی کردن آن در جنگ ایران و عراق به فرماندهی بنی صدر چنان از مام وطن دفاع کرد که حماسه آفرید.

ارتشی که آمریکا بعد از حمله نظامی به عراق و سرنگونی صدام تشکیل داد. علیرغم مجهز بودن به سلاح پیشرفته نتوانست در مقابل حمله ۱۵۰۰ داعشی به موصل و دیگر مناطق عراق کوچکترین مقاومتی از خود نشان دهد و ارتش ۲۰ هزار نفری موصل و اطرافش پا به فرار گذاشتند.

این هم حکومت دست نشانده افغانستان که ۲۰ سال قبل توسط آمریکا بنا گذاشته شد و با ارتش ساخت آمریکا و مجهز بودن به آخرین سلاح ها و مهمات مدرن و فوق مدرن بدون کوچکترین مقاومتی در برابر طالبان یا فرار کردند یا تسلیم طالبان شدند. این نوع ارتش ها ارتش ملی نیستند و تنها برای نگهبانی و محافظت از لشگر اشغالگر و منافع و مصالح حیاتی آنان شکل می گیرند، پوشالی می باشند و حکم مترسک را دارند. چون پوشالی می باشند زود محو و نابود می گردند.

طالبان بدون داشتن ارتش و اسلحه پیشرفته ای با دمپایی و دوچرخه به سهولت توانستند بدون کوچکترین مقاومتی از ارتش و نیروهای مسلح افغانستان، کل افغانستان را بی دردسر تصرف کنند. حکومتگران فاسد، تبهکار، دزد و مزدور و وابسته به آمریکا و قدرت‌های بیگانه به محض اینکه اربابان از آنها رو برگرداندند مردم را به حال خود رها کردند و اکثرا پا به فرار گذاشتند و افغانستان را به طالبان از خود جنایتکارتر واگذار کردند.

همین حکومت اسلامی از کرزی تا غنی از غنی تا عبدالله عبدالله. از او تا ژنرال دوستم. از ژنرال دوستم تا اسماعیل خان هراتی و از اسماعیل خان تا عطا محمد نور و .... انقدر دزد و تبهکار بودند که در نابودی افغانستان دست کمی از طالبان نداشته و ندارند. همین ها بودند که در بیست سال اخیر با فرقه گرائی و قوم گرائی افغانستان را فلج کردند و امکان شکل گیری یک حکومت کارآمد و لایق را از بین بردند. البته پول‌های قطر و عربستان و هدایت و کمک ژنرالهای پاکستان و حمایت چین و روسیه و ایران و ترکیه از طالبان در تقویت طالبان ‌و توافق آمریکا با طالبان و فرار مفتضحانه شبانه ارتش آمریکا و نیروهای ناتو از افغانستان دلگرمی بزرگی برای طالبان بود.

پیشروی طالبان و تسخیر کابل توسط آنان نشان از قدرت طالبان ندارد که در واقع این شکست آمریکا است. آمریکا بعد از کشته شدن ۲۵۰۰ سربازش در افغانستان و هزینه کردن یک تریلیون دلار و کشتن دهها هزار افغانی بعد از ۲۰ سال عین انگلیس و اتحاد جماهیر شوروی با خفت و خواری پا به فرار گذاشت و کشور افغانستان و مردمش را دو دستی در ظرف طلایی تقدیم یک نیروی قرون وسطایی و جمود و ضد زن و ضد انسان و ضد ابنای بشر کرد.آمریکا شکست بزرگی در افغانستان متحمل شد.

آمریکا که می خواست بعد از بیست سال اشغال افغانستان با سرافکندگی با طالبان پیمان صلح و دوستی منعقد کند، چرا بیست سال قبل چنین نکرد و مانع کشتن این همه انسان و نابودی این همه ثروت و سرمایه نشد؟!.

آن‌موقع که گفته شد راه حل افغانستان حمله نظامی و اشغال نیست که آموزش و بالا بردن سطح آگاهی و فرهنگی آن مردم است بسیاری ایراد می گرفتند که شما مخالف سرنگونی طالبان و القاعده و استقرار دمکراسی در افعانستان می باشید.

بیست سال بعد نتیجه دمکراسی در افغانستان و خاورمیانه بزرگ را دیدیم. دمکراسی یک فرهنگ است تا ملتی آن فرهنگ را نیاموزد نمی تواند به دمکراسی برسد.

دمکراسی با توپ و تانگ وارد کشوری نمی شود. آنهم کشوری چون افعانستان که تاروپودش مذهبی و خرافاتی و خرافات اندیشی است.

بازگشت طالبان به قدرت بار دیگر نشان داد که هیچ کشوری با حمله نظامی بیگانگان آزاد نمی شود و به دمکراسی دست نمی یابد. زیرا دمکراسی از پایین ساخته می‌شود و نه از بالا انهم توسط بیگانگان زورپرست و ضد بشر.