در گذشت ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور پیشین ایران در ٨٨ سالگی، از استیفن کینزر در نیویورک تایمز

او کوشید تا در مقابل جریان های اسلام افراطی بایستد، اما پس از آنکه حمایت آیت الله خمینی را از دست داد، از مقام خود حذف شد.
 
Kinzer-Stephen-1 ٩ اکتبر ٢٠٢١- نیویورک تایمز- استیفن کینزر: ابوالحسن بنی صدر که به عنوان اولین رئیس جمهور در جمهوری اسلامی کوشید در مقابل امواج افراطی گری مذهبی بایستد، و ناموفق بود، روز شنبه  ۹ اکتبر در بیمارستان پیتی-سالپتیر (Pitié Salpêtrière) در پاریس درگذشت. وی در زمان مرگ، ۸۸ سال داشت.
 
خانواده آقای بنی صدر، در تارنمای وی، گفته اند که او به دنبال مدتی بیماری، درگذشت.
 
آقای بنی صدر در دورانی رئیس جمهور ایران بود که جمهوری نوپای اسلامی درگیر ٢ بحران بسیار بزرگ خود بود. در ۴ نوامبر ۱۹۷۹ (دانشجویان) مبارز به سفارت آمریکا در تهران حمله کردند، و حدو ١٠ ماه پس از آن، ارتش صدام حسین به ایران تجاوز کرد که منجر به جنگ دهشت انگیزی میان ایران و عراق گشت.
 
رهبر انقلاب، آیت الله خمینی، از این رویداد برای حذف سکولارها، ملی گراها، و همۀ دیگر میانه روها از دولت ایران استفاده کرد. آقای بنی صدر شناخته شده ترین قربانی این سیاست (آقای خمینی) بود.
 
بنی صدر، بلافاصله پس از آن که دیپلمات های آمریکایی به گروگان گرفته شدند، با اشغال گران سفارت دیدار کرد و از آنها خواست، سفارت را ترک کنند. وی به آنها گفت: "شما فکر می کنید که شما آمریکا را به گروگان گرفته اید. چه توهمی! در واقع شما ایران را به گروگان آمریکایی ها درآورده اید".
 
چند ماه پس از آن، منصور فرهنگ، سفیر ایران در سازمان ملل، در اعتراض به خودداری دولت ایران از پایان دادن به بحران گروگان گیری  استعفا داد، و مقاله ای طولانی در نکوهش اشغال سفارت آمریکا نوشت. روزنامه ای مرتبط با آقای بنی صدر (روزنامه انقلاب اسلامی) تنها روزنامه ایران بود که این مقاله را چاپ کرد. 
 
آقای فرهنگ، که پس از آن به استادی علوم سیاسی در کالج بنینگتون (در آمریکا) رسید، از بنی صدر، به عنوانِ "یک مسلمان واقعا آزادیخواه"، یاد می کند.
 
آقای فرهنگ در سال ۲۰۱۳، در مصاحبه ای در این رایطه گفت: "از منظر قدرت ناچیز او در مدت یک سال و نیم ریاست جمهوری، وی بیش از آنکه اداره کنندۀ قدرت باشد، یک موعظه گر و یک معلم بود. از منظر سرشتی و اندیشه ای نیز او نمی توانست به عنوان یک سیاستمدار، در دولتی استبدادی، عمل کند".
 
بنی صدر از ستایشگران محمد مصدق، نخست وزیر ملی گرای ایران در اوایل دهه ۱۹۵۰ میلادی، که با کودتای هدایت شده توسط  سیا سرنگون شد، بود. او کوشید تا جبهۀ ملی، جریان سیاسی مصدقی را احیا کرده و با دمیدن اسلام میانه رو در آن، شکل تازه ای از دولت را در ایران ایجاد نماید.
 
فخرالدین عظیمی، تاریخ شناس ایرانی تبار، در گفتگویی برای این گزارش، گفت: " بنی صدر در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی و پیدایش جبهه ملی دوم بسیار فعال بود و نقش برجسته ای در بخش دانشجویی آن جریان بازی کرد. پس از انقلاب، به عنوان رئیس جمهوری در نامساعدترین شرایط کوشید، با تکیه بر حمایت و حسن نیت خمینی، و نیز محبوبیت خود در میان مردم، مانع از قدرت گرفتن روحانیت شود و یا از سرعت آن بکاهد".
 
"تلاش های او، با توجه به پراکندگی نیروهای سکولار که یا به او تمایل داشتند، و یا بطور بالقوه می توانستند داشته باشند، از یکسو؛ و موفقیت روحانیون در جذب خمینی از سوی دیگر، محکوم به شکست بود. با از دست دادن حمایت خمینی، سرنوشت او محتوم بود".
 
آقای بنی صدر در دوم ماه مارس ۱۹۳۳ در خانواده ای مذهبی و زمیندار در شهر همدان در ایران، که گفته می شود یکی از قدیمی ترین شهرهای جهان است، متولد شد. پس از تحصیل حقوق، معارف اسلامی، و اقتصاد در دانشگاه تهران، به پاریس رفت و سال ها در دانشگاه سوربن به تحصیل ادامه داد. در این دوران او در مبارزات دانشجویی بر علیه رژیم شاه فعالیت می کرد و به رهبری این اعتراضات می پرداخت.
 
تا این لحظه، اطلاعاتی در بارۀ بازماندگان آقای بنی صدر در دست نمی باشد. 
 
آقای بنی صدر با آقای خمینی، که دوست پدر روحانی وی بود، در دهه ۱۹۷۰ میلادی، ملاقات کرد. آنها پس از تبعید آقای خمینی به پاریس در سال ۱۹۷۸ دوباره به یکدیگر پیوستند.
   
در پی یکی از پرشکوه ترین سرنگونی های سیاسی قرن بیستم میلادی، در ۱۶ ژانویه ۱۹۷۹، شاه از ایران گریخت. دو هفته پس از آن، آیت الله خمینی، که از تبعید انقلاب ایران را هدایت می کرد، به ایران بازگشت. در دولت فراگیری که توسط آیت الله خمینی منصوب شد، با تأیید آیت الله خمینی، بنی صدر به عنوان معاون وزیر دارایی، وزیر دارایی و سپس وزیر امور خارجه خدمت کرد. در انتخابات ریاست جمهوری ۲۵ ژانویه ۱۹۸۰، بنی صدر به راحتی به پیروزی دست یافت. اما آیت الله خمینی اختیار کامل عزل و نصب رئیس جمهور را در قانون اساسی برای خود به تصویب رسانده بود. در هجده ماه پس از آن، او فرود و فراز بنی صدر را هدایت می کرد. 
 
در اولین هفته ها، بنی صدر کوشید تا اندازه ای به نابسامانی های ناشی از سقوط دولت شاه انتظامی ببخشد، اما خیلی زود با بحران گروگان گیری روبرو شد. 
 
او زمانی پس از آن نوشت که "اشغال سفارت آمریکا در کلیت خود، با استراتژی خمینی برای تمرکز کردن به دشمنان خارجی، هم خوانی داشت و در این مقطع بود که ایدۀ حکومت دینی برای وی، تحقق یافتنی شد. وی (خمینی) همچنین پی برد که حال او قادر است هرگاه اراده کند، مردم  را با تهدید به آمریکایی بودن، به سکوت وا دارد. 
 
در فضای زهرآگینِ تهران پس از انقلاب، دشمنان متعددی بر علیه بنی سر بر آوردند. چند تن از همکاران او با اتهام های ساختگی محکوم و اعدام شدند. پس از شروع جنگ عراق، او از سوی غیرنظامیان مسلح مورد انتقاد قرار می گرفت که به عوض تکیه به سپاه پاسداران، بیشتر به نیروهای مسلح ارتش که بازماندگان رژیم شاهنشاهی هستند، تکیه می کند. او در تابستان و پاییز ۱۹۸۰ از دو سانحه هوایی با هلی کوپتر جان سالم بدر برد. 
 
ترکیب بحرانِ گروگان گیری و جنگ با عراق، آنچنان فضای فوق العاده افراطی بوجود آورده بود که یک فرد کت و شلواریِ با سبیلی، چون بنی صدر، شانس بسیار کمی داشت که بتواند دوام بیاورد. در تاریخ ۱۰ ژوئن ۱۹۸۱، آیت الله خمینی او را از فرماندهی کل قوا برکنار کرد. در ۲۱ ژوئن، مجلس به "عدم کفایت سیاسی" بنی صدر و استیضاح او رأی داد و روزی بعد، آقای خمینی آن رأی را امضا کرد. 
 
مجلس، بنی صدر را به اتهام "مخالفت با جمهوری اسلامی، اتحاد با نیروهای ضد انقلابِ وابسته به شرق و غرب، به منظور براندازی سیستم اسلامی، مخالفت مستمر با مجلس شورای اسلامی از ابتدای تشکیل و حتی پیش از تشکیل آن، مداخلۀ آشکار در کار قوۀ قضائیه، عدم درک صحیح از اساسی ترین مواد قانون اساسی، و عدم باور به تفکیک قوا"، محکوم شناخت. 
 
بنی صدر از چند روز پیش از جلسۀ استیضاح در مجلس، به مخفیگاه رفته بود. و شش هفته پس از آن، با یک فروند هواپیمای نیروی هوایی ارتش ایران، که توسط خلبان هواداری هدایت می شد، از ایران گریخت. 
 
برای باقی عمر، بنی صدر همراه همسر و سه فرزندش در پاریس یا حومۀ آن، از جمله در منزل بسیار حفاظت شده ای در شهر ورسای، بسر برد و دربارۀ وطنش نوشت و سخن گفت. هرگاه نسخه ای از کتاب خاطرات خود را به کسی اهدا می کرد، می نوشت، "رئیس جمهور منتخب مردم ایران". 
 
آقای بنی صدر در سال ۱۹۹۷ در دادگاهی در شهر برلین که به قتل یک مخالف دولت ایران در برلین رسیدگی می کرد، شهادت داد. در نهایت دادگاه به این نتیجه رسید که عالی ترین مقامات ایران آن سوء قصد را تصویب کرده بودند.
 
پس از سرکوب معترضین به نتیجۀ انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ میلادی، آقای بنی صدر دولت استبدادی را متهم نمود که "تنها با تکیه به ابزار خشونت و ترور، در قدرت مانده" و هر گونه مشروعیت سیاسی و مذهبی را از دست داده اند.
 
یرواند آبراهامیان، تاریخ شناس، در گفتگویی برای این گزارش گفت:" علیرغم باورمندی او به اسلام، او همواره مخالف حکومت دینی بود. تراژدی بنی صدر، تراژدی تمامی روشنفکران غیر روحانی ایران است که می پنداشتند می توانند، دین را با ملی گرایی پیوند دهند". 
 
منبع: