مقایسه ای بین روش و منش مصدق و بختیار (٦)، از محمد جعفری / مصدق و بختیار و فرصت بدست آمده

jafari mohammad ١٣٩٢/٠٨/١٧- 
 6- مصدق و بختیار و فرصت بدست آمده
 
 مصدق از هر فرصتی که بدست می آمد به نفع ملت ایران آن را بکار گرفت. متأسفانه بختیار در زمان نخست وزیری ظاهریِ خویش، از طریق امضای یادداشت  تفاهم  قراردادهای نظامی که پول آن پرداخت شده بود را لغو کرد و در حقیقت به آمریکائی ها بخشید.(169) قبل از پرداختن به لغو قراردادها از طریق یادداشت تفاهم، در اینجا لازم است که به مسئله ژنرال هویزر که بختیار مدعی است که او را ندیده و نمی شناسد ومأموریتش هم چیز ساده ای بوده است بپردازم. و سپس به مسئله اصلی باز گردم  .
 
هویزر و بختیار:
 
 بختیار در مورد ژنرال هایزر می گوید: « در اوایل ماه ژانویه خبر دار شدم که یک ژنرال آمریکائی به نام هویزر Huyser  در تهران است. او را نه ملاقات کردم و نه در هیچ لحظه ای با او تماسی داشتم، فقط می دانستم که هویزر افسر نیروی هوائی و معاون ژنرال الساندر هیگ است که در آن زمان فرمانده کل نیروهای پیمان اتلانتیک بود. نه اعلیحضرت و نه رئیس ستاد بزرگ، هیچکدام حضور این ژنرال آمریکائی را به من اطلاع نداده بودند...قره باغی فقط به من گفت که با هویزر مذاکراتی داشته است. در این مطلب هم مسئله ای غیر عادی وجود نداشت.» (170)
 
وی در مصاحبه با صدقی ، باز در این مورد می گوید: « فقط به من گزارش دادند که یک همچین ژنرالی آمده است و من هم با پوزخند گفتم مگر اینها کم بودند که این هم آمده است؟ این برای چه آمده است؟ به قره باغی گفتم. گفتم آقای قره باغی جنابعالی می روید و حرفهای حسابی آنها را  می شنوید و اگر می خواهد دخالتی بکند باید بگوئید که دولت سابق نیست. هیچوقت من با او صحبت نکردم. شنیدم که در آمریکا کنفرانسی داده و یک مصاحبه ای کرده اخیراً، هویزر.» (171)
 
کسی که می گوید، نه او رادیده ونه با او صحبت کرده نه  شاه و نه رئیس ستاد بزرگ، هیچکدام حضور این ژنرال را به او اطلاع نداده اند، چطور در مورد بیانیه بی طرفی ارتش که به وسیلۀ فرماندهان ارتش صادر شد، می گوید: « ...ولی من اطمینان دارم که این مدرک، چهار روز قبلا از اینکه صادر بشود، پیش نویس آن را ژنرال هویزر نوشته بود و گذاشته بود و از ایران رفته بود.» (172)
 
شما که به قول خود « نه او را ملاقات کردم و نه در هیچ لحظه ای با او تماسی داشتم »، پس از کجا به ضرس قاطع می گوئید که این مدرک 4 روز قبل ژنرال هویزر نوشته بود ؟ کم و کیف این مسئله کمی دیرتر روشن خواهد شد.
 
 مأموریت هویزر در تهران:
 
 در خلال مراجعه به گزارشهای مختلفی که در مطبوعات آن دوران، در مورد هویزر  منتشر شده است هم مأموریت هویزر در تهران و هم ادعای بختیار که نه او را ملاقات کرده و نه در هیچ لحظه ای با او تماسی داشته و نه می داند برای چه به تهران آمده  آشکار و برملا  می شود:
 
  روزنامه اطلاعات 17/ دیماه/ 57
 
« منابع رسمی امروز اعلام داشتند، معاون فرماندهی نیروهای مسلح آمریکا در اروپا، برای مذاکره با رهبران نظامی ایران و بحث در باره گرایش آنان به یک دولت غیر نظامی وارد تهران می شود. این منابع گفتند ژنرال ربرت هویزر، ژنرال نیروی هوائی که دیروز وارد تهران شده ممکن است در باره امنیت سلاح های پیشرفته آمریکائی که دولتهای قبلی شاه خریداری کرده اند مذاکره نماید، از جمله این سلاحها موشک فونیکس است که با هواپیمای دی- 14 حمل می شود و 200کیلو متر برد دارد. اما این منابع گفتند مهمترین هدف ژنرال هویزر مذاکره با نظامیان ایران و ارزیابی نحوه گرایش و تمایل آنان به دولت شاپور بختیار است.» (173) 
 
روزنامه اطلاعات 17 دیماه 1357 
 
« واشنگتن ، رویتر- مقامهای آمریکائی عقیده دارند که شاه ایران در زیر فشار مخالفان برای ترک ایران و برای آن که حکومت غیر نظامی فرصت بازگرداندن نظم را بیابد، به زودی از ایران خارج خواهد شد.» (174) 
 
روزنامه اطلاعات 19 دی 57
 
« واشنگتن – خبرگزاری فرانسه – سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا امروز گفت ژنرال ربرت هویزر معاون فرماندهی نیروهای آمرریکا در اروپا، مدت اقامت خود را در تهران تمدید کرده است که ارتش ایران را به پشتیبانی از شاپور بختیار ترغیب کند. ژنرال آمریکائی پنجشنبه گذشته[ یعنی 14 دی 57، ن.] در چهار چوب تلاشهای آمریکا برای پشتیبانی از دولت جدید بختیار و همکاری با وی وارد تهران شده است. سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا امروز بار دیگر پشتیبانی کامل  ایالات متحده را از کابینه جدید ایران تأکید کرد» (175)
 
روزنامه اطلاعات 20 دی 57
 
« واشنگتن – خبرگزاری فرانسه – مشکلاتی که نخست وزیر ایران برای پیداکردن یک وزیر دفاع با آن روبرو شده، واشنگتن را سخت مضطرب می کند و وزارت امور خارجه آمریکا آمریکا پنهان نمی کند که مأموریت ژنرال ربرت هویزر در ایران برای پیدا کردن راه حلی، تمدید شده است. ژنرال آمریکائی به تهران فرستاده شده است تا برخی جنبه های نظامی بحران و سرنوشت برخی قراردادهای فروش سلاحهای آمریکائی به ایران و ارزیابی مجدد نقش ایران را بعنوان ژاندارم خلیج فارس که از جانب خود بختیار نیز محکوم شده است مورد بررسی قرار دهد. ژنرال آمریکائی اکنون بیشتر وقت خود راصرف می کند تا همتایان ایرانی خود را به پشتیبانی از بختیار و یا شرکت در دولت غیر نظامی وی قانع کند.» (176) 
 
روزنامه اطلاعات 20 دیماه 1357 
 
« واشنگتن – خبرگزاری فرانسه – یک منبع آگاه دولتی در واشنگتن اظهار داشت که آمریکا به شاه توصیه کرده است که ایران را ترک کند چرا که حضور او مانع از برقراری آرامش در کشور است. این تصمیم به منظور تلاش برای تقویت دولت غیر نظامی شاپور بختیار و قبولاندن آن به پارلمان گرفته شده است.» (177)
 
روزنامه اطلاعات 21 دی 57
 
« واشنگتن – خبرگزاری فرانسه- ...در پی موافقت ضمنی دولت آمریکا با خروج شاه از کشور نا آرام ایران اینک در آمریکا این پرسش مطح است که در صورت خروج شاه از ایران – حتی برای چند هفته مرخصی و استراحت – ارتش ایران چه واکنشی نشان خواهد داد... ژنرال آمریکائی ربرت هویزر می کوشد احساسات نظامیان ایران را کنترل کند و ژنرالها را به حمایت از بختیار و یا دست کم به عدم مخالفت با او ترغیب نماید و این در حالی است که از 40 هزار آمریکائی هنوز 12 هزار نفرشان در ایران باقی مانده اند.» (178)
 
روزنامه اطلاعات  23 دی 57 
 
« واشنگتن – خبرگزاری آسوشیتدپرس، رویتر و فرانسه سایروس وانس وزیر امور خارجه آمریکا، حمایت خود را از مساعی شاپور بختیار در مورد تشکیل یک کابینه غیر نظامی اعلام کرد و از ارتش و گروه های دیگر خواست که راهی برای همکاری با یکدیگر بیابند... در همین احوال، توماس راس سخنگوی وزارت دفاع آمریکا گفت : " هنوز هیچ پیام رسمی در باره لغو موافقت نامه های خرید تسلیحات آمریکائی، از مقام های ایرانی دریافت نکرده ایم. ایران بزرگترین مشتری تسلیحات آمریکائی است. ایران تا کنون حدود 20 میلیارد دلار اسلحه از آمریکا خریده است. اما بین 10 تا 12 میلیارد از این تسلیحات که از مدرن ترین سلاحها هستند هنوز تحویل ایران نشده است.» (179)
 
روزنامه اطلاعات 23 دی 57 
 
« شاه ایران که زمانی به خاطر کوشش هایش برای حفظ وضع خود از حمایت بی دریغ کارتر برخوردار بود، اعلام کرده است که در نظر دارد برای گذراندن یک دوران استراحت و مرخصی از کشور خارج شود.» (180) 
 
روزنامه اطلاعات  18  بهمن  57
 
« واشنگتن – خبرگزاری  فرانسه -  روز دوشنبه کارتر به اتفاق سایروس وانس وزیر امور خارجه و هارولد براون وزیر دفاع با ژنرال  ربرت هویزر که پس از یک ماه اقامت در تهران به واشنگتن باز گشت گفتگو و تبادل نظر کردند. ژنرال آمریکائی در این مدت با شاپور بختیار و فرماندهان نظامی ایران دیدار و گفتگو کرده است. 
 
سخنگوی وزارت خارج آمریکا پس از این دیدار به خبرنگاران اظهار داشت احمقانه است اگر بگویم مأموریت ژنرال هویزر در تهران کاملاً رضایت بخش بوده است.» (181)
 
با توجه به گزارشهای فوق، مأموریت هویزر در تهران عبارتند از:
 
1- تأمین امنیت سلاحهای پیشرفته آمریکائی در ایران
 
2- ترغیب ارتش به پشتیبانی از شاپور بختیار
 
3- تعیین سرنوشت و لغو برخی از قرادادهای فروش نظامی آمریکا
 
4- فشار بر خروج شاه به منظور تقویت دولت بختیار
 
5-  کنترل احساسات نظامیان ایران و حمایت ژنرالها از بختیار
 
6- گفتگو با ژنرالهای ایران و جلب حمایت آنان از دولت غیر نظامی بختیار
 
تمامی نکات فوق که جزء ماموریت ژنر ال هویزر در تهران بوده،  در گزارشها روزانه منتشر شده است. با توجه به گزارشهای منتشره، بسی جای شگفتی و تعجب است که وقتی مطبوعات کشور بارها از ورود ژنرال هویز و مآموریتها یش به تفصیل که یکی از آن ها حمایت  و پشتیبانی از دولت بختیار و وادارکردن ارتش به حمایت از دولت بختیار است، اطلاع رسانی کرده اند، اما خود بختیار از آن اطلاع نداشته باشد؟  این اطلاعات فاش می گویند که این گفته بختیار 4 سال بعد از وقوع فقط برای فرار از عواقب اعمالی است که مرتکب شده است. در اینجا به طور قطع حق با ژنرال قره باغی است که می گوید: « با توجه به مدارک مذکور مسلم می شود، گفته آقای بختیار در مورد هویزر مانند بقیه اظهارات وی دروغ محض بوده» (182) 
 
از همه مهتر اینکه دقیقاً گزارشی که در واشنگتن منتشر شده، در 15 بهمن که دولت ایران «تصمیم گرفته است که قراردادهای خرید جنگ افزار از آمریکا را به میزان 10 میلیارد دلار لغو کند.» درست همان تاریخی است که بختیار از طریق امضاء  یاداشت تفاهم نامه ای قرار دادها نظامی را لغو کرده است. ابتداء خبر آسوشیتدپرس و سپس لغو قراردادهای نظامی خواهد آمد.
 
روزنامه اطلاعات  15  بهمن 57
 
 « واشنگتن – آسوشیتدپرس – بنا به گزارشی که در واشنگتن انتشار یافته است دولت ایران که از نظر مالی به دلیل از  دست دادن درآمد  فروش نفت آسیب دیده تصمیم گرفته است که قراردادهای خرید جنگ افزار از آمریکا را به میزان 10 میلیارد دلار لغو کند. روزنامه واشنگتن پست در شماره  یکشنبه (امروز) گزارش داده است که توافق در باره فسخ سفارشهای خرید اسلحه آمریکائی از طرف ایران روز شنبه بین ارش فن مابرود فرستاده نظامی آمریکا و فرماندهان نظامی ایران حاصل شده است و ارزش قراردادهائی که کان لم یکن شناخته خواهند شد بین 9 تا 10 میلیاد دلار است.
 
تامس راس سخنگوی پنتاگون اخیراً گفته بود مذاکرات فن مابرود در ایران احتمالاًسبب خواهد شد که کاهش های قابل ملاحظه ای در سفارشهای ایران برای خرید هواپیما ها و کشتی ها و سایر اقلام جنگ افزارهای آمریکائی حادث شود. اینها سفارشهائی بودند که بوسیله شاه ایران  و قبل از آن که وقوع اعتصابات و آشوب های داخلی در این کشور منجر به تعطیل تولید نفت نفت و بیرون رفتن شخص  شاه از کشورش شود به آمریکا داده شده بود. سخنگوی وزارت دفاع آمریکا قبلاً اظهار داشته بود که ارزش کل سفارشهای ایران برای خرید جنگ افزار آمریکائی بالغ بر  12 میلیارد دلار بوده است. کاهشهائی که اکنون در این سفارشها پیشنهاد شده با دشواری های جاری وضع مالی ایران ارتباط دارد... طبق گزارش واشنگتن پست سفارشهای عمده ای که اکنون تصمیم به فسخ آن ها گرفته شده است شامل موارد مربوط به خرید 160 فروند جت اف 16 ساخت جنرال دینامیکز به ارزش 5/2 میلیارد دلار، 7 فروند هواپیمای پیچیده اخطار هوابرد از محصولات بوئینگ به ارزش 2/1 میلیاد دلار، 2فروند ناو شکن به ارزش 4/1 میلیاد دلار، حدود 20 فروند هواپیمای جنگنده و شناسائی مک دونل داگلاس به ارزش تقریباً 500 ملیون دلارو 400 فروندموشکهای فونیکس به ارزش تقریباً 1 میلیارد دلار است. » (183)
 
قبل از اینکه به لغو قراردادهای نظامی بوسیلۀ امضاء یادداشت تفاهم نامه بپردازم دو نکته دیگر در این قسمت برای روشن شدن وجود دارد:
 
یکم -بر عکس آنچه که دکتر بختیار عنوان کرده است: که این اوست که به شاه گفته، « اعلیحضرت باید مدتی کشور خارج شوند» کاملاً نادرست است زیرا وقتی شاه تصمیم گرفت که با توصیه آمریکائی ها دکتر بختیار را به نخست وزیر منصوب کند، تصمیم به خروج از کشور گرفته بود و علت اساسی که دکتر صدیقی از پذیرش نخست وزیری شاه سر باز زد این بود که شرط صدیقی برای نخست وزیری، ماندنِ شاه در کشور بود، و شاه آن را نپذیرفت. شاه خود می گوید: « اما باید بگویم که دکتر صدیقی تنها ساستمدار مخالفی بود که مصراً از من خواست ایران را ترک نکنم» (184)  . شاه خود بوضوح گفته است « ژنرال هویزر را به اتفاق سفیر آمریکا، آقای سالیوان ملاقات کردم. تنها چیزی که مورد علاقه هر دوی آنها بود، دانستن روز و ساعت حرکت من از ایران بود.» (185)  
 
و در جای دیگر عنوان کرده که، به توصیه  و دستورجرج لرد براون و هویزر تصمیم به خروج از کشور گرفته است. و در خبر ها هم  کاملاً و به طور واضح آمده بود که یکی از مأموریتهای هویزر آماده کردن شاه برای خروج از کشور است.
 
این جمله سپهبد ربیعی که « هویزر شاه را مثل یک موش به خارج از کشور پرتاب کرد» (186)، در دفاعیتش در دادگاه مشهور است و شاه خود نیز آن را در کتاب پاسخ به تاریخ  می گوید اینکه مأموریت هویزر چه بود؟ « تنها چیزی که می توانم بگویم اینست که ربیعی فرمانده نیروی هوائی ایران طی " محاکمه" اش به "قضات" گفت: " ژنرال هویزر شاه را مثل یک موش به خارج از کشور پرتاب کرد » (187) 
 
دوم -  وقتی در تاریخ 28 دی ماه 1357 از دکتر بختیار سئوال می شود که: « تا چه اندازه تصمیمات فرماندهان نظامی و در شهرهای مختلف با صلاحدید شما گرفته شده است؟»  وی چنین پاسخ می دهد: «احدی در ارتش از فرماندهان  داخلی و خارجی بدون نظر من حق تصمیم گیری ندارد.» (188) « احدی در ارتش از فرماندهان داخلی و خارجی بدون نظر من حق تصمیم گیری ندارد.». این جمله کاملاً معنادار است. اگر دکتر بختیار ارتش ایران را مستقل می دانست و اگر در ارتش ایران فرماندهان خارجی نبودند، چه نیازی به گفتنِ « از فرماندهان  داخلی و خارجی »  داشت؟ این جمله دقیقاً ناظر بر وجود فرماندهان آمریکائی و ژنرال هویزر است که از دهان دکتر بختیار جاری شده، و اطمینان به ارتشیان و دیگران که بدانند وظیفه هویزر از جمله جلب حمایت ارتشیان و حمایت آنها از نخست وزیری بختیار، است.  
 
   گرچه دکتر بختیار در مورد هویزر خود را به تجاهل زده و می گوید. «.. او را نه ملاقات کردم و نه در هیچ لحظه ای با او تماسی داشتم، فقط می دانستم که هویزر افسر نیروی هوائی و معاون ژنرال الساندر هیگ است که در آن زمان فرمانده کل نیروهای پیمان اتلانتیک بود. نه اعلیحضرت و نه رئیس ستاد بزرگ، هیچکدام حضور این ژنرال آمریکائی را به من اطلاع نداده بودند.» (189)  یا « فقط به من گزارش دادند که یک همچین ژنرالی آمده است و من هم با پوزخند گفتم مگر اینها کم بودند که این هم آمده است؟ این برای چه آمده است؟ به قره باغی گفتم. گفتم آقای قره باغی جنابعالی می روید و حرفهای حسابی آنها را  می شنوید و اگر می خواهد دخالتی بکند باید بگوئید که دولت سابق نیست. هیچوقت من با او صحبت نکردم.» (190)  
 
شاه بر عکس بختیار،می گوید: «... ژنرال هویز ، شخصیت کوچکی نبود،...مسافرتهای ژنرال هویز به ایران جنبه تشریفاتی نداشت و او برای دیدار با فرماندهان قوای مسلح ایران که یکی از کشورهای عضو پیمان مرکزی بود، به ایران می آمد. رفت و آمد ژنرال هویزر همواره از چند هفته قبل برنامه ریزی می شد. ولی این بار جنبه ای اسرار آمیز داشت » (191). در ارتش ایران اداره مستشاری، مستشاران نظامی وجود داشت که در تاریخی که هویزر به ایران آمد، 12 هزار نفر بودند. و در هر یک از نیروهای سه گانه زمینی، هوائی، و دریائی ایران یک ژنرال که سمت مستشاری و در حقیقت سمت فرماندهی داشتند، وجود داشت و فرماندهان ایرانی از آنها شنوائی داشتند  و الا اگر به غیر از این بود، چرا باید، ژنرال هویزرمستقماً  و بدون اطلاع قبلی و فرمانده کل قوا، با ژنرالهای ایران کمیته تشکیل دهد و بدون خبر دادن به شاه که سمت فرمادهی کل قوا را داشت با آن ها به رتق و فتق مسائل بپردازد.     
 
« علاوه بر اینکه دولت ایران عضو پیمان مرکزی ( سنتو) (192) بود، یک قراداد دو جانبۀ جداگانه نیز با دولت آمریکا داشت، که به موجب آن دولت آمریکا متعهد شده بود، در مقابل هر نوع خطر و تهدید کمونیسم در منطقه به کشور ایران کمک، و از استقلال و تمامیت ایران دفاع نماید؛ اعم از اینکه خطر خارجی باشد یا داخلی.» (193) ایران از یکطرف از طریق سنتو به پیمان آتلانتیک شمالی وصل می شد و از طرف دیگر با آمریکا قرارداد دفاعی دو جانبه داشت. و نظامیان آمریکائی در ایران از مصونیت قضائی برخوردار بودند. و بی جهت نبود که ربیعی  گفت، « هویزر شاه را مثل یک موش به خارج از کشور پرتاب کرد» .  و اینکه بختیار در مورد ژنرال هویزر خود را به تجاهل زده  شاید می خواهد این مسئله را بپوشاند، که « آمریکا با تغییر بزرگی در سیاست خود نسبت به شاه ایران، آشکارا اعلام کرد که شاه ایران باید  هرچه زودتر کشور را ترک کند تا به حکومت غیر نظامیان شانس پایان بحران داده شود. آمریکا همچنین از نیروهای مسلح ایران خواست از حکومت غیر نظامی ایران حمایت کنند .» (194) و نیز بتواند   وانمود کند که شاه به صرفِ شخصیتِ خودِ وی، او را نخست وزیر کرده است و نه توصیه آمریکائی ها.  
 
 لغو قرارداد اسلحه:
 
 متأسفانه بختیار در زمان نخست وزیری ظاهریِ خویش، از طریق امضای یادداشت  تفاهم  قراردادهای نظامی که پول آن پرداخت شده بود را لغو کرد و در حقیقت به آمریکائی ها بخشید. وی در هیچ جا و حتی در سه  مطلبِ « یکرنگی، مصاحبه با ضیاء صدقی و 37 روز پس از 37 سال»، به خیال اینکه  این قراردادها و لغو آن آفتابی نخواهد شد، چیزی از آن بروز نداده است. تنها در « 37 روز پس از 37 سال»، وقتی از او سئوال می شود که آیا در مدت نخست وزیری با سفیر آمریکا ملاقاتی داشته است ؟ به سختی و غیر مستقیم به لغو قراردادهای اسلحه  اشاره می کند و می گوید: «... وقتی من با صراحت و قاطعیت این صحبت را کردم، سفیر آمریکا گفت مسئله این است که اگر شما خودتان بتوانید راهی با آنها برای حل مشکلات پیدا بکنید البته مفید خواهد بود. بعد صحبت از این جریان منحرف شد و مسائل عادی مثل تعداد آمریکائی ها که در ایران بوده اند، چند نفر رفته اند، چند نفر مانده اند و مسائلی مربوط به اسلحه هائی که ما سفارش داده ایم که شاید به نظر من دیگر برای ما قابل پرداخت نباشد و بعضی قرادادهائی که قطعی نشده شاید من تأیید نکنم. از این قبیل مسائل با هم صحبت کردیم.» (195)
 
اسناد سفارت آمریکا در مورد کم و کیف قراردادهای فسخ شده اسلحه های آمریکا چنین گزارش می کند:
 
1- «تقریباٌ قراردادهای 7 میلیارد دلاری برای خرید سلاح توسط دولت بختیار فسخ شد...قرادادهای مهمی که منحل شدند شامل قراداد جنگنده های F/16 ، هواپیماهای پیشرفته آواکس و.. ایران اساساً بایستی بجرم فسخ و انحلال  قراردادهایش مقادیری پول را متناوباً بپردازد...» (196) 
 
2- «قرارداد های پایگاه های هسته ای برق به ارزش 2/5 میلیارد تا 3 میلیارد دلار اخیراً توسط دولت بختیار فسخ شد.» (197) 
 
آقای دکتر یزدی وزیر امور خارجه دولت موقت، به هنگام بحث در مورد حل مسئله گروگانهای آمرکائی در مجلس در سال 59، برای اولین بار از فسخ قرادادها پرده برداشت.و اعلان کرد:
 
  « آمريکايی ها در همان ‏روزيکه آقای خمينی، مرحوم مهندس بازرگان را به نخست وزيری منصوب کرد، با آقای بختيار طی امضاء ياد داشت تفاهم نامه ای، ‏بعضی از قراردادهای نظامی را لغو می کنند و می گويند که در آن حساب تنخواه گردان  ٩ ميليارد دلار بوده است و آقای دکتر يزدی می ‏گويد معلوم نيست ٩ ميليارد دلار مابقی را چگونه سمبل کرده اند.» (198) وی توضیح می دهد: « تازه تکليف آن ٩ ميليارد دلار که خودشان گفته اند در آن حساب است مشخص نشده است.»  (199)   
 
‏ به گزارش دکتر يزدی آمريکايی ها چهار ناو شکن به ايران فروخته اند به مبلغ ٣ ميليارد و خورده ای که پولش پرداخت شده، اما ‏ناوشکنها به ايران تحويل نشده است. علاوه بر ناوشکنها، هواپيماهای اف - 16 و هواپيمای ردياب آواکس ايران خريداری کرده بود که آن ‏را هم تحويل ندادند.‏(200)  
 
از طريق امضاء يادداشت تفاهم قراردادها را لغوکرده اند و در حقيقت قراردادها يک طرفه لغو شده است چون دولتی و يا مجلسی که ‏قانونا ً نمايندگی ملت را داشته باشد در روز ١٤ و‏١۵‏ بهمن وجود نداشته است و تمام جهان بر اين امر واقف و به لحاظ حقوقی چنين ‏يادداشت تفاهم فاقد مشروعيت حقوقی و بين المللی است و حتی طبق عهدنامه ١٩٦٩ وين : «چنانچه قراردادهای بين المللی تحت فشار ‏منعقد شوند، بي اعتبار می باشند.» تا چه رسد به امضاء يادداشت تفاهمی که در حالت خلع و نبود هيچ دولتی امضاء می شود با وجود همه ‏اينها بنا به گفته آقای دکتر يزدی پولهائي که بابت قراردادهايی که آمريکايی ها يکجانبه لغو کرده اند، داده شده است نه تنها بر نگردانده ‏بلکه بابت لغو قرارداد - چهار ناو شکن ذکر شده که مبلغ ٣ ميليارد و خورده ای پولش پرداخت شده- مبلغ ‏۵00 مليون دلار ايران را جريمه ‏کرده اند.‏(201)
 
با وجودی که بختیار برخی از قرادادهای فروش نظامی را طی امضاء یادداشت تفاهمی با همان ژنرال هویزری که قسمتی از مأموریتش لغو برخی از قرادادهای نظامی است، امضاء کرده، به شجاعت و جسارت، 4 سال بعد از وقوع می گوید:  نه ملاقات کرده و نه در هیچ لحظه ای با او تماسی داشته، و نه اعلیحضرت و نه رئیس ستاد بزرگ، هیچکدام حضور این ژنرال آمریکائی را به وی اطلاع نداده بودند.(202) البته بختیار، خود می گوید : «... که ایرانی، یک خاصیتی دارد که خیلی بی انصاف است و یک خاصیت دیگر هم دارد که خیلی پررو است.» (203)
 
با این همه ضد و نقیض گوئی و خلاف حقیقت گفتن  فکر نمی کنید که جمله فوق برازنده شخص بختیار می تواند باشد. ؟ وقتی بختیار برای عوام فریبی و اغوای دیگران وانمود می کند که پیرو سیاست دکتر محمد مصدق است، آیا در جائی سراغ می توان گرفت که مصدق چنین گفتار و اعمالی داشته و یا دروغی به ملت ایران گفته باشد ؟
 
نمایه یادداشت:
 
  169- گروگان گیری و جانشینان انقلاب، محمد جعفری،ص291-290 و اطلاعات، یکشنبه 15 بهمن 1357، ص2.
 
 170- یکرنگی، شاپور بختیار، ترجمه: مهشید امیر شاهی، ص 204و205 .
 
 171-   در مصاحبه با ضیاء صدقی، نوار چهارم، ص 11.  
 
172- سی و هفت روز پس از سی و هفت سال، دکتر شاپور بختیار،انتشارت رادیو ایران، ص 58.
 
 173- اطلاعات، 17 دیماه 1357،شماره 15753، ص8 مذاکرات سران نظامی ایران و آمریکا در تهران شروع شد.
 
174- اطلاعات، 17 دیماه 1357،شماره 15753، ص8 مذاکرات سران نظامی ایران و آمریکا در تهران شروع شد
 
  175- اطلاعات، 19 دیماه 1357، شماره 15755، ص اول و8، ژنرال آمریکائی برای جلب حمایت فرماندهان نظامی از بختیار تلاش می کند.
 
176 - اطلاعات، 20 دیماه 1357، شماره 15756، ص 8،  مشکل تعیین وزیر دفاع ایران، آمریکا را مضطرب کرده است.
 
177 - اطلاعات، 20 دیماه 1357، شماره 15756، ص 2، موافقت آمریکا با خروج شاه.
 
 178- اطلاعات، 21 دیماه 1357، شماره 15757، ص 2. 
 
 179- اطلاعات، 23 دیماه 1357، شماره 15758، ص 8.  آمریکا از ارتش خواست از بختیار حمایت کند.
 
180 - اطلاعات، 23 دیماه 1357، شماره 15758، ص 8.  آمریکا از ارتش خواست از بختیار حمایت کند.
 
 181-  اطلاعات، 18  بهمن1357، شماره 15779، ص 8. آمریکا بختیار را دولت می شناسد.
 
  182- اعترافات ژنرال، خاطرات ارتشبد قره باغی، ص 135.
 
  183- اطلاعات، یکشنبه 15 بهمن 1357، شماره 15776، ص 2. لغو قراردادهای خرید اسلحه از ایران. 
 
184- پاسخ به تارخ، محمد رضا پهلوی، ص 267.
 
 185- پاسخ به تارخ، محمد رضا پهلوی، ص  273. 
 
 186- روزنامه اطالاعات، شماره 15828، 23 فروردین 58.
 
  187- پاسخ به تارخ، محمد رضا پهلوی، ص 274 .
 
 188- اطلاعات، 28 دی، شماره 15763،ص8.  
 
 189- یکرنگی، شاپور بختیار، ترجمه: مهشید امیر شاهی، ص 204و205 .
 
190-  در مصاحبه با ضیاء صدقی، نوار چهارم، ص 11.   
 
191- پاسخ به تارخ، محمد رضا پهلوی، ص 272.
 
  192- پیمان سنتو: قرار داد نظامی بین ایران، پاکستان، ترکیه، انگلستان با شرکت آمریکا است.
 
193- اعترافات ژنرال قره باغی، خاطرات ارتشبد عباس قره باقی، ص 138.
 
194- اعترافات ژنرال قره باغی، خاطرات ارتشبد عباس قره باقی، ص 139.
 
 195-  سی و هفت روز پس از سی و هفت سال، دکتر شاپور بختیار،انتشارت رادیو ایران، ص 47.
 
 196- اسناد لانۀ جاسوسی آمریکا شمارۀ 1تا6، ص  462، سند شمارۀ  9، تاریخ 16 فوریه 1979 برابر 27/11/57  ، متن انگلیسی همین سند، در همین کتاب، ص551. توجه با متن انگلیسی در کتاب مقابله شود.
 
 197- همان سند، ص 465، متن انگلیسی همین سند، در همین کتاب، ص548و547.  
 
 198- گروگانگیری و جانشینان انقلاب، از: محمد جعفری، ص 289و2290؛ به نقل از‏ کيهان، سه شنبه ١٣ آبان ‏59، شماره ١١١٣٣، ص٣ گزارش مجلس. ‏
 
  199-  همان سند‏
 
   200- همان سند‏
 
‏ 201- همان سند‏  ‏
 
  202- یکرنگی، شاپور بختیار، ترجمه: مهشید امیر شاهی، ص 204و205 .
 
 203-  در مصاحبه با ضیاء صدقی، نوار چهارم، ص 18.