علی اصغر حاج سید جوادی - در حمایت از اعلامیه کانون نویسندگان

Hajseidjavadi-Aliasghar۱۳۹۲/۱۲/۰۴- حمایت از کانون نویسندگان ایران در مقابل وزارت ارشاد یا وزارت تفتیش عقاید نظام ولایت مطلقه فقیه وظیفه و تکلیف همه آزادی خواهان و طرفداران حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش است.

به عنوان یکی از قدیمی ترین اعضای موسس کانون نویسندگانی که از دوران سلطنت مطلقه پهلوی تا امروز همواره قربانی جلادان اندیشه و زبان و بیان بوده است، با اعلام حمایت خود از بیانیه کانون نویسندگان در پاسخ به پیشنهاد معاون وزارت تفتیش عقاید نظام ولایت مطلقه از تمامی خواستاران آزادی عقیده و آزادی وجدان مقیم داخل و خارج کشور با توجه به ماده دوم اعلامیه حقوق بشر و بند ششم و بند نهم از اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی، تقاضا دارم که با قلم و بیان خود به دفاع از بیانیه کانون نویسندگان برخیزند زیرا دفاع از کانون نویسندگان واجب عینی است و نه واجب کفایی، زیرا طبق ماده اول اعلامیه جهانی حقوق بشر تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند؛ همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند.

استبداد، به قول فقیه جامع الشرایط دوران انقلاب مشروطیت، میرزای نایینی، اعم از استبداد سیاسی یا استبداد دینی وجود آزادی در وجدان و در قلم و زبان را بر نمی تابد ؛ ملت ایران چه در سی و پنج سال حکومت نظام ولایت مطلقه فقیه و چه در پنجاه و سه سال سلطنت خانواده پهلوی، قلم و زبان و وجدانش تخته بند موازین دینی و خفقان پلیسی بوده است ؛ اکنون که بار دیگر نظام سیاسی در گرداب تازه ای از بن بست ها و مشکلات داخل و خارج درمانده شده، بار دیگر زبان کهنه و سنتی زورمداران شکست خورده که یکی به نعل و یکی به میخ زدن است به کار افتاده که تفاوت بین حرف کاردار وزارت تفتیش عقاید با رییس جمهور خود درباره هنر و هنرمندان از آن جمله است، اولی به کانون می گوید پوست خود را عوض کنید اما جرات بیان کیفیت پوست کانون و شیوه تعویض آن را ندارد و دومی می گوید در هنر و خلاقیت هنری، مرزی وجود ندارد. طبعا حرف نگفته مفتش عقاید این است که در موازین اسلامی، هنر بدون پوست اسلامی وجود ندارد و حرف رییس جمهور این است که ادعاهای روشنفکرانه ذوحیاتینی که من باشم فاقد پشتوانه است.

در غیاب فضای تاریک روشن سیاسی، چرا آزادی خواهان و طرفداران حاکمیت مردمی و حکومت قانون در آزادی عقیده و بیان و قلم، اعم از معلم و استاد و وکیل و دانشجو و پیشه ور و کاسب و کارگر و پزشک و پرستار و زارع پا در میدان صراحت بیان و قلم و قدم برای عبور بدون خشونت برای درهم نوردیدن مرز موازین و قیود بازمانده از مرداب چندین صد ساله فرهنگ استبداد سیاسی و استحمار دینی و استثمار بیگانگان بر نمی دارند؟

دفاع همه جانبه قشرهای اجتماعی ایران از بیانیه کانون نویسندگان در فراسوی همه تنوعات و گرایش های فکری و عقیدتی و اجتماعی خود گامی است در پاسخ به همین پرسش در جهت حرکت جمعی بدون خشونت به سوی آزادی با یک زبان مشترک برای خروج از مرز موازین مصنوعی قدرت طلبان انحصارگرا به سوی حکومت قانون.