انتشار اسناد جدید امریکا: تلاش صدام حسین برای اتحاد بختیار اویسی با هدف تضعیف ایران

OveissiBakhtiarSaddamسایت انقلاب اسلامی در هجرت: در ماه نوامبر ۲۰۲۰، وزارت خارجه آمریکا اسناد در باره بحران گروگانگیری را از تاریخ نوامبر ۱۹۷۹ تا سپتامبر ۱۹۸۰، منتشر کرده است. چند سند اختصاص دارد به همکاری های صدام حسین و بخشی از مخالفان انقلاب در تقلای بازسازی دولت وابسته در ایران، نظیر شاپور بختیار، نیروهای وابسته به رژیم شاه سابق، از جمله تیمسار غلامحسین اویسی و بخشی از احزاب کرد از جمله کومله، بقصد آماده کردن زمینه برای حمله عراق به ایران (کودتای نوژه به قصد پاشاندن شیرازه ارتش و جنگ افروزی در سنندج و دیگر نقاط کردستان با هدف مشغول کردن بخشی از قوای مسلح و بازداشتن آنها از دفاع از کشور و رفتن ژرژ براون، وزیر خارجه اسبق انگلستان، به اتفاق شاپور بختیار و اویسی نزد صدام و اطمینان دادن به او که زمینه برای حمله قوای عراق به ایران آماده‌است. بنابر اسناد سری وزارت خارجه انگلستان).

در این سند، از کوشش صدام حسین برای ایجاد اتحاد بین شاپور بختیار و تیمسار غلامحسین اویسی و نگرانی شاپور بختیار از کمک‌های صدام حسین به اویسی، سخن به میان آمده است. طبق این سند شاپور بختیار با بارزان - ابراهيم التكريتي، برادر ناتنی صدام حسین و رئیس سرویسهای مخفی عراق ملاقات داشته است. یکی از برنامه‌های او برای تضعیف رژیم بمب گذاری در خطوط نفتی بوده‌است تا مگر صدور نفت ایران متوقف شود.

یادآور می‌شویم سندی که به تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۵۸، سایت انقلاب اسلامی منتشر کرده بود، به صراحت می‌گفت که دولت عراق، توسط شخص بارزان -براهيم التكريتي با شاپور بختیار و برخی از احزاب کرد، از جمله کومله، در طراحی عملیات نظامی در داخل خاک ایران، همکاری داشته‌است.

تاریخ سند می‌گوید که از فروردین 1359، برای حمله قوای صدام به ایران، زمینه سازی می‌شده است:

 

تاریخ سند ۱۸ آپریل ۱۹۸۰ برابر با ۲۹ فروردین ۱۳۵۹

دفتر بایگانی اسناد تاریخی وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا

مرکز، اسناد تاریخی، روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۷۷-۱۹۸۰، جلد ۱۱، بخش ۱ ایران: بحران گروگانگیری، نوامبر ۱۹۷۹ - سپتامبر ۱۹۸۰

سند ۲۶۰

روابط خارجی ایالات متحده ، ۱۹۷۷-۱۹۸۰ جلد ۱۱ - بخش ۱ : بحران گروگانگیری، نوامبر ۱۹۷۹- سپتامبر ۱۹۸۰

۲۶۰- یادداشت تنظیم شده توسط سیا

واشنگتن ۱۸ آپریل ۱۹۸۰

کشور

ایران - عراق

موضوع

اظهارات نخست وزیر پیشین ایران شاپور بختیار در مورد برنامه‌های خود برای بازگشت به ایران، در سفر اخیر خود به عراق، در مورد مشکلات وی با برنامه‌های ژنرال غلامعلی اویسی و حمایت حسن نزیه از وی (کمتر از ۱ خط طبقه بندی نشده است)

منبع

(کمتر از ۱ و نیم خط طبقه بندی نشده است)

خلاصه:

در ۱۵ آوریل ۱۹۸۰، نخست وزیر پیشین ایران شاپور بختیار به یکی از معتمدین گفت: اکنون تصمیم دارد تا اواخر ماه مه به ایران بازگردد. پس از اصلاح برخی نقص‌ها در برنامه‌های خود، هنگامی که کارکنان او در بغداد سازماندهی بهتری پیدا کنند و زمانی که وی فرصتی برای بحث در مورد همکاری با حسن نزیه، مدیر سابق شرکت نفت ایران، داشته باشد.

طی ۱۳ تا ۱۴ آوریل، بختیار برای گفتگو با رئیس جمهور عراق، صدام حسین، در عراق بود. صدام حسین موافقت کرد که از بختیار حمایت کند، اما در کسب توافق بختیار برای همکاری با ژنرال غلامعلی اویسی، ناموفق بود. عراق از اویسی در تلاش های خود برای سرنگونی آیةالله خمینی با ابزار نظامی حمایت می‌کند. بختیار به دلیل وابستگی‌های گذشته اویسی تمایلی به حمایت از وی ندارد و فکر می کند که طرح اویسی فقط باعث اتحاد جمعیت شهری ایران پشت سر خمینی می‌شود. بختیار به صدام حسین در مورد سپردن نیروهای نظامی به اویسی هشدار داد زیرا این امر ممکن است بهانه‌ای بدست شوروی برای حمله به ایران بدهد. اما صدام حسین این را نادیده گرفت.

او همچنین به بختیار گفت: هر اتفاقی که در ایران بیفتد، عراق نمی‌خواهد ایالات متحده بتواند حضور خود را در آنجا دوباره برقرار کند. بختیار همچنین در مورد پیشرفت برنامه‌های خود اظهار نظر کرد: وی گفت که مبارزات تبلیغاتی و درگیری طرفدارانش با پاسداران به خوبی پیش می‌رود؛ برنامه‌هایی برای خرابکاری ایستگاه‌های پمپاژ نفت و در خطوط محصولات تصفیه شده در حال انجام است. او اسلحه کافی برای هواداران خود دارد، اما در انتقال آنها به تهران مشکل دارد. پایان خلاصه

۱- نخست وزیر پیشین ایران شاپور بختیار اکنون قصد دارد در اواخر ماه مه ۱۹۸۰ به ایران بازگردد. او امیدوار بود که تا پایان ماه آوریل به ایران بازگردد، اما به دلیل چند تحول جدید مجبور شد برنامه های خود را تغییر دهد. قابل توجه است، وی در بررسی برنامه های تهیه شده توسط کارکنان خود، به برخی از کمبودها اشاره کرد که باید قبل از شروع حرکت خود، اصلاح شود. وی همچنین از تأخیرهایی که در سازماندهی کارکنانش در بغداد رخ داده، متأسف است.

۲- بختیار آخر هفته ۱۲ تا ۱۳ آوریل به درخواست رئیس جمهور عراق، صدام حسین، به بغداد رفت و با بارزان ابراهیم التکریتی، برادر ناتنی صدام، چندین گفتگو داشت. همچنین یک ملاقات دو ساعته به تنهایی با صدام در ۱۳ آوریل بعمل آورد. صدام به بختیار گفت که با وجود امتناع بختیار از همکاری با ژنرال غلامعلی اویسی که وی نیز از عراق کمک می‌گیرد، مایل است از او حمایت کند. به گفته بختیار، یکی از دلایل اصلی صدام حسین برای گفتگو با بختیار، تلاش برای دستیابی به نوعی همکاری بین اویسی و بختیار بود. بختیار به دو دلیل اساسی حتی حاضر به فکر کردن در باره همکاری با اویسی نبود: یک دلیل، ارتباط گذشته اویسی با شاه است و دلیل دوم این که بختیار تنها اتکا به راه حل نظامی برای سرنگونی آیةالله روح الله خمینی را قبول ندارد. بختیار به صدام حسین گفت: طرح اویسی عملی نخواهد شد زیرا جمعیت شهری را در پشتیبانی از خمینی متحد خواهد کرد. بختیار به صدام حسین در مورد بکارگیری سربازهای عراقی در حمایت از اویسی هشدار داد. زیرا چنین اقدامی بهانه‌ای برای استقرار شوروی در ایران، را برای شوروی، فراهم خواهد کرد. صدام به بختیار گفت که فکر نمی‌کند احتمال حمله شوروی به ایران زیاد باشد، خصوصاً به دلیل درگیری شدید شوروی در افغانستان.

۳- آنچه بختیار را بیشتر در بحث خود با صدام حسین تحت تأثیر قرار داد، ترس تقریباً غیر منطقی وی از خمینی بود. وی به ویژه نگران این بود که خمینی در میان شیعیان عراق چه کاری ممکن است انجام یا نتواند انجام دهد.

۴- در بحث درباره دخالت قدرت بزرگ در ایران، صدام حسین گفت كه یكی از فواید انقلاب در ایران این بود كه آمریكایی ها مجبور شدند کاملاً از ایران خارج شوند. رئیس جمهور عراق اظهار کرد که این یک پیشرفت مثبت است و امیدوار است که ایالات متحده نتواند با قدرت به ایران بازگردد. (کمتر از ۱ خط از طبقه بندی خارج نشده است)

تفسیر: صدام حسین هر فرصتی که برای ایالات متحده برای دستیابی به جایگاه خود در ایران فراهم کند را به چشم نارضایتی خواهد دید. بختیار با صدام حسین در مورد مزایای حضور آمریکا در خارج از ایران اختلاف نظر داشت. بختیار استدلال کرد که برای مقابله با تهدید شوروی در منطقه، حضور ابرقدرت لازم است، و اشاره کرد که در حالی که عراق هیچ مرز مشترکی با اتحاد جماهیر شوروی ندارد، ایران ۲۰۰۰ کیلومتر مرز مشترک با شوروی و همچنین با افغانستان مرز دارد. بختیار گفت، با توجه به این وضعیت، ایران باید برای محافظت از استقلال خود گام بردارد. وی اشاره كرد كه بیرون راندن آمریكایی‌ها چقدر آسان بود و اظهار داشت که با میزان درگیری مشابه با شوروی، خلاص شدن ایران از شر شوروی، كار سختی خواهد بود.

۵- علی‌رغم گفتگوی بختیار با صدام حسین، بختیار همچنان نگران است که با ژنرال اویسی و آرزوی او برای تلاش برای براندازی نظامی رژیم خمینی، چه کند. بختیار می‌گوید اویسی، ضروری می‌داند که قبل از ورود سیاستمداران به موضوع، تصمیم نظامی گرفته شود. بختیار نگران میزان حمایتی است که اویسی از عراقی‌ها می‌گیرد و دلیل اصلی کمک نظامی عراق به اویسی این است که عراق اویسی را متقاعد می‌‌یابد. زیرا دیدگاه او با دیدگاه عراق در مورد ایران منطبق است. (کمتر از ۱ خط طبقه بندی نشده است). تفسیر (کمتر از ۲ خط طبقه بندی نشده است). در ۱۱ آوریل، اویسی در مرز عراق و ایران بود و وضعیت را ارزیابی می‌کرد. گفته می‌شود وی همچنین با سردار جاف رهبر قبیله کرد گفتگو کرده است. هنگامی که او به مرز رفت، نیروهای وفادار به اویسی دوازده پست مرزی متروکه ایران را اشغال کردند. اویسی تا حدود ۱۶ آوریل در عراق می‌ماند و تلاش می‌کند تعیین کند که آیا نیروهایش می‌توانند منطقه قابل توجهی از عملیات را در داخل ایران انجام دهند یا خیر. پس از آن به فرانسه بازمی‌گردد.

۶- بختیار در مورد تلاشهای جنبش خود اظهار داشت كه بخشی از برنامه وی در حال حاضر عملیاتی شده و به ثمر می‌نشیند. اشاره وی به کارزار تبلیغاتی بود که هم اکنون توسط دو رادیوی تحت کنترل وی، جریان دارد. برآن افزوده می‌شود درگیریها که بین طرفدارانش و پاسداران ایران انجام می‌شود. بختیار با اشاره به موفقیت در مبارزات تبلیغاتی رو به رشد خود، خاطرنشان کرد که در رسانه‌های ایران مورد حمله روزافزون قرار می‌گیرد. او معتقد است که این نشانه آن است که پیام وی انتشار پیدا می‌کند. او نوارهایی را به ایران فرستاده است که در آنجا کپی و در سطح کشور توزیع می‌شود. بختیار گفت که دوست دارد بیشتر مورد حمایت علنی کشورهای غربی قرار گیرد. او در تلاش است تا حمایت بیشتری از گروه های لیبرال اروپایی بدست آورد. او قصد دارد در ۲۲ آوریل در بروکسل یک نشست عمومی انجام دهد که توسط یک گروه سیاسی لیبرال پشتیبانی می‌شود. وی همچنین تصمیم دارد در اواخر آوریل با رهبر حزب سوسیالیست آلمان غربی ویلی برانت در استراسبورگ دیدار کند.

۷- با افزایش کارزار تبلیغاتی وی، بختیار مرحله بعدی طرح را آغاز خواهد کرد که مربوط به خرابکاری در حمل و نقل محصولات نفتی تصفیه شده است. بختیار مشاوره متخصصانی را کسب کرده است که می‌گویند ایستگاه های پمپاژ در خطوط لوله محصولات تصفیه شده بسیار آسیب پذیر هستند. زیرا ایران قطعات و تخصصی برای تعمیر آنها ندارد. طرفداران بختیار در حال برنامه ریزی برای منفجر کردن برخی از این ایستگاه های پمپاژ هستند. مقادیر زیادی مواد منفجره قبلاً به ایران ارسال شده است. بختیار گفت که صدام حسین به او گفت شرکتهای بزرگ نفتی تصور می‌کنند عملیات خرابکاری در نفت ایران انجام خواهد شد. در نتیجه، ژاپنی‌ها و چند شرکت نفتی غربی در حال حاضر به عراق نزدیک شده اند و خواستار افزایش برداشت نفت خام هستند. رهبر عراقی گفت عراق فروش نفت خود را افزایش داده و خواستار پرداخت حق بیمه برای این افزایش ها است.

۸- بختیار ادعا می‌کند که تعداد کافی اسلحه برای طرفداران خود دارد. یک مشکل این است که او دارای تعداد نسبتاً زیادی اسلحه در منطقه بصره، از جمله AK-47، اسلحه، RPG و نارنجک است که دوست دارد با کشتی به تهران برود. سرکوب های کنونی در کردستان و خوزستان حمل اسلحه را برای گروه وی دشوار می‌کند. آنها اکنون در تلاشند قاچاق اسلحه ها را به جنوب بلوچستان انجام دهند و سپس آنها را از آنجا به تهران منتقل کنند.

۹- دلیل دیگر تأخیر در بازگشت بختیار به ایران این است که وی اخیراً از حمایت حسن نزیه، رئیس سابق شرکت ملی نفت ایران (NIOC) برخوردار شده‌است. بختیار می‌خواهد زمان بیشتری را به برنامه ریزی و گفتگو با نزیه اختصاص دهد که امیدوار است به زودی با او ملاقات کند. (کمتر از ۱ خط از طبقه بندی خارج نشده است). تفسیر (کمتر از 2 خط از طبقه بندی خارج نشده است). حسن نزیه و گروهش پیشنهاد حمایت از بختیار را داده اند. عبدالرحمن برومند، زمانی وابسته نزدیک نخست وزیر سابق ایران مهدی بازرگان، و در حال حاضر واسطه ای بین بختیار و چهره های خارج از جبهه ملی است، در حال بحث و گفتگو با اعضای گروه نزیه در مورد چگونگی بهترین سازماندهی است.

۱۰- ACQ: (کمتر از ۱ خط از طبقه بندی خارج نشده است)

۱۱- (کمتر از 2 خط از طبقه بندی خارج نشده است)

۱۲- واشنگتن دیسم: برای دولت اختصاصی مدیر، INR به DIA اختصاصی برای مدیر، DIA.

 

 

FOREIGN RELATIONS OF THE UNITED STATES, 1977–1980, VOLUME XI, PART 1, IRAN: HOSTAGE CRISIS, NOVEMBER 1979–SEPTEMBER 1980

260. Intelligence Cable Prepared in the Central Intelligence Agency1

Washington, April 18, 1980

COUNTRY

  • Iran/Iraq

SUBJECT

  • Former Iranian Prime Minister Shahpour Bakhtiar’s comments on his plans to return to Iran, on his recent visit to Iraq, on his problems with General Gholam Ali Oveisi’s plans, and on his support from Hassan Nazih [less than 1 line not declassified]

SOURCE

  • [1½ lines not declassified]

Summary: On 15 April 1980, former Iranian Prime Minister Shahpour Bakhtiar told a confidant that he now plans to return to Iran towards the end of May once some deficiencies in his plans have been corrected, once his staff in Baghdad is better organized and once he has had an opportunity to hold discussions on cooperation with former Iranian Oil Company Director Hassan Nazih. During 13–14 April, Bakhtiar was in Iraq for discussions with Iraqi President Saddam Husayn. Saddam Husayn agreed to support Bakhtiar, but was unsuccessful in getting Bakhtiar to agree to cooperate with General Gholam Ali Oveisi. Iraq is supporting Oveisi in his efforts to overthrow Ayatollah Khomeini by military means. Bakhtiar is reluctant to support Oveisi because of Oveisi’s past associations and because he thinks Oveisi’s plan will only cause the urban Iranian population to unite behind Khomeini. Bakhtiar warned Saddam Husayn about providing troops to Oveisi because it might give the Soviets cause to move into Iran, but Saddam Husayn discounted this. He also told Bakhtiar, whatever happens in Iran, Iraq does not want the U.S. to be able to reestablish its presence there. Bakhtiar also commented on the progress of his own plans: He said that his propaganda campaign and clashes of his supporters with Pasdarans are going well, that plans are underway to sabotage pumping stations on refined products lines, and that he has enough arms for his supporters, but is having trouble getting them to Tehran. End summary.

1. Former Iranian Prime Minister Shahpour Bakhtiar now plans to return to Iran in the latter part of May 1980. He had hoped to return to Iran by the end of April, but was forced to change his plans because of several new developments. Notably, in reviewing the plans drawn up by his staff, he noted some deficiencies which must be corrected prior to launching his movement. He is also disappointed at the delays that have occurred in getting his staff in Baghdad organized.

2. Bakhtiar went to Baghdad at Iraqi President Saddam Husayn’s request the weekend of 12–13 April and had numerous discussions with Barzan Ibrahim Al-Tikriti, Saddam’s half-brother, as well as a two-hour meeting alone with Saddam on 13 April. Saddam told Bakhtiar that he was willing to support him despite Bakhtiar’s refusal to cooperate with General Gholam Ali Oveisi who is also receiving Iraqi aid. According to Bakhtiar, one of the primary reasons Saddam Husayn wanted to talk to Bakhtiar was to try to obtain some form of cooperation between Oveisi and Bakhtiar. Bakhtiar refused to even consider cooperation with Oveisi for two basic reasons: One reason is Oveisi’s past association with the Shah and the second is that Bakhtiar does not accept Oveisi’s relying solely on a military solution to overthrow Ayatollah Ruhollah Khomeini. Bakhtiar told Saddam Husayn that Oveisi’s plan will not work because it will unite the urban population behind Khomeini. Bakhtiar warned Saddam Husayn about committing any Iraqi soldiers in support of Oveisi as such a commitment would provide the Soviets the option of moving into Iran. Saddam told Bakhtiar that he did not think there was much chance of the Soviets actually invading Iran, particularly because of the already heavy Soviet involvement in Afghanistan.

3. What impressed Bakhtiar most about his discussion with Saddam Husayn was Husayn’s almost irrational fear of Khomeini. He was particularly concerned about what Khomeini might or might not be able to do among the Iraqi Shia.

4. In discussing big power involvement in Iran, Saddam Husayn said that one benefit of the revolution in Iran was that the Americans had been forced to withdraw in toto. The Iraqi President thought this was a positive development and he hopes the U.S. will not be able to get back into Iran in strength. ([less than 1 line not declassified] comment: Saddam Husayn would look with disfavor on the evolvement of any situation which provides the U.S. the opportunity of regaining a foothold in Iran.) Bakhtiar disagreed with Saddam Husayn about the benefits of keeping a U.S. presence out of Iran. Bakhtiar argued that a big power presence is needed to counter the Soviet threat in the region, pointing out that while Iraq has no common border with the USSR, Iran has 2,000 kilometers of common border with the Soviets as well as bordering on Afghanistan. Given this situation, Bakhtiar, said, Iran must take steps to protect its independence. He pointed out how easy it was to kick out the Americans and commented given the same degree of Soviet involvement, Iran would have a difficult time getting rid of the Soviets.

5. In spite of Bakhtiar’s conversation with Saddam Husayn, Bakhtiar remains concerned about what to do with General Oveisi, and his desire to attempt to overthrow the Khomeini regime militarily. Oveisi, Bakhtiar says, considers it essential that a military decision be obtained before the politicians move in. Bakhtiar is concerned at the amount of support that Oveisi is getting from the Iraqis who find Oveisi’s arguments persuasive mainly because they fit in with the Iraqi view of Iran. ([less than 1 line not declassified]. Comment: [2 lines not declassified]) On 11 April, Oveisi was on the Iraqi-Iranian border assessing the situation. Reportedly he also conferred with Kurdish tribal leader Sardar Jaf. When he went up to the border, forces loyal to Oveisi occupied twelve deserted Iranian border posts. Oveisi will stay in Iraq until circa 16 April trying to determine whether it will be possible for his forces to carve out a substantial area of operations inside Iran, whereupon he will return to France.

6. Commenting on his own movement’s efforts, Bakhtiar said that part of his plan is already in operation and bearing fruit. He was referring to the propaganda campaign currently being conducted by two radios under his control and clashes between his supporters and the Iranian Pasdarans. In noting the success of his growing propaganda campaign, Bakhtiar pointed out that he is coming under increasing attack in the Iranian media. He believes this is an indication that his message is getting through. He has sent tapes back to Iran where they are copied and distributed throughout the country. Bakhtiar said that he would like to see more public relations support from Western countries. He is attempting to generate more support from liberal European groups. He plans a public appearance on 22 April in Brussels which is being supported by a liberal political group. He also plans to meet with West German Socialist Party leader Willy Brandt in Strasbourg at the end of April.

7. As his propaganda campaign increases, Bakhtiar will begin the next phase of the plan which will be to sabotage the transportation of refined oil products. Bakhtiar has obtained the advice of experts who say that the pumping stations on refined products pipelines are very vulnerable as Iran does not have the spare parts and expertise to repair them. Bakhtiar’s supporters are planning now to blow up some of these pumping stations. Large amounts of explosives have already been sent to Iran. Bakhtiar said that Saddam Husayn told him the major oil companies assume there will be sabotage operations against Iranian oil. As a result, Iraq has already been approached by the Japanese and several Western oil companies asking for increased liftings of crude. The Iraqi leader said Iraq has increased its sales of oil and is demanding a premium for these increases.

8. Bakhtiar claims he has a sufficient number of arms for his supporters. One problem though is that he has a fairly large quantity of arms in the Basra area, including AK–47’s, rifles, RPG’s, and grenades, that he would like to ship to Tehran. Current crackdowns in Kurdistan and Khuzestan are making the shipment of arms difficult for his group. They are now trying to smuggle the arms to southern Baluchistan and then move them from there to Tehran.

9. Another reason Bakhtiar is delaying his return to Iran is that he just recently obtained the support of former National Iranian Oil Company (NIOC) head Hassan Nazih. Bakhtiar wants to devote more time to planning and discussions with Nazih whom he hopes to meet with soon. ([less than 1 line not declassified] Comment: [2 lines not declassified] Hassan Nazih and his group have offered to support Bakhtiar. Abdal Rahman Boroumand, at one time a close associate of former Iranian Prime Minister Mehdi Bazargan, and currently an intermediary between Bakhtiar and non-national front figures, is holding discussions with members of Nazih’s group on how best to organize.)

10. ACQ: [less than 1 line not declassified]

11. [2 lines not declassified]

12. Washington Dissem: To State Exclusive for the Director, INR. To DIA Exclusive for the Director, DIA.

  1. 1.Source: Carter Library, National Security Affairs, Material, Cables File, Box 93, Iran, 4/18/80. Secret; Specat; [handling restriction not declassified]; Exclusive. Sent to the Department of State, JCS/DIA, the White House Situation Room, the NSC Staff, and the CIA Office of Current Operations.