ویکیلیکس/ وقتی زندانیان سیاسی زمان شاه، شکنجه گران خود را معلمان وطندوست خطاب می کردند!

GolsorkhiDadga7 اسفند 1392 - سایت انقلاب اسلامی: ویکیلیکس مکاتبات وزارت امور خارجه امریکا در زمان وزارت خارجه کیسینجر را منتشر کرده است. ریچارد هِلمز سفیر امریکا در ایران بود. برای آگاهی خوانندگان بخشهای جالب این اسناد را درج می کنیم. همینطور که در این سند ملاحظه می کنید، زبان و عملکرد استبداد یکی است. اگر در زمان خمینی و جلادش، اسدالله لاجوردی، زندانیان سیاسی وادار به ستایش دانشگاه اوین می شدند، در زمان شاه هم زندانیان باید شکنجه گرشان را معلمان وطندوست خطاب می کردند و باز اگر در استبداد رژیم ولایت فقیه، زندانیان سیاسی و مخالفین، سرسپرده دشمنان خارجی عنوان می شوند، در زمان شاه نیز همین اتهام واهی به زندانیان سیاسی نسبت داده می شد.

 

گزارش هِلمز در 10 ژانویه 1974 (20 دی 1352)

 

خلاصه: 9 ژانویه پس از چهار روز محاکمه، دادگاه نظامی به این نتیجه رسید که هر 12 نفر به توطئه برای ربودن و ترور شاه و خانواده سلطنتی متهم هستند. هفت نفر به اعدام، دو نفر به پنج سال زندان و سه نفر به سه سال زندان محکوم شدند. در دفاعیه، متهمان که همه متعلق به طبقه روشنفکر ایران بودند، یکدیگر را متهم می کردند و ستایش برای به نتیجه رسیدن انقلاب شاه و مردم و رفتار محبت آمیز نیروهای امنیتی و درخواست عفو ملوکانه مشهود بود. مانند دادگاههای قبلی، متهمین اجازه نیافتند که عملیات خویش را توجیه فلسفی کنند، ولی برخلاف موردهای قبلی، دادستانی سعی نکرد رابطه بین توطئه گران و عراقی ها و کشورهای خارجی دشمن ایران نشان دهد.

پایان خلاصه.

1- بعد از دادگاه کوتاه 4 روزه، دادگاه نظامی حکم محکومیت علیه 12 نفر که متهم به ربودن و ترور شاه و خانواده سلطنتی بوده اند، را صادر کرد. احکام به این ترتیب هستند:

1- طیفور بطایی، اعدام. 2- خسرو گلسرخی، اعدام. 3- منوچهر مقدم سلیمی، اعدام. 4- کرامت الله دانشیان، اعدام. 5- عباس علی سماکار، اعدام. 6- محمد رضا علامه زاده، اعدام. 7- رحمت الله جمشیدی، اعدام. 8- مریم اتحادیه، 5 سال. 9- مرتضی سیاهپوش، 5 سال. 10- شکوه فرهنگ، سه سال. 11- ابراهیم فرهنگ، سه سال. 12- فرهاد قیصری، سه سال.

2- دفاعیه متهمین این ویژگی را داشت که همدیگر را به داشتن مسئولیت متهم می کردند اما طبق گزارشهای منتشر شده، هیچکدام نپذیرفتند که قصد صدمه زدن به شهبانو یا ولیعهد را داشته اند. خانم فرهنگ مدعی شد که کاملا با مقامات همکاری کرده است و سعی شد همه مسئولیت روی گلسرخی و سلیمی گذاشته شود که در زمان برملا شدن توطئه در زندان بوده اند. همه متهمین به غیر از گلسرخی و دانشیان که نپذیرفنند باور به مارکسیسم لنینیسم را رها کنند و از عملیات و باورهای خود توبه کنند، تقاضای عفو سلطنتی کردند و سلطنت و عملکردهای شاه و انقلاب شاه و مردم را تحسین کردند. اتفاق جدید (در جریان محاکمه) ستایش متهمین از رفتار ملایم و از همدردی نیروهای امنیتی بود که از آنها تصویر معلمانی وطن دوست ارائه شد، نه شکنجه گر.

3- دادگاه همانند عملکردهای قبلی اجازه نداد که متهمین از دادگاه بعنوان تریبونی برای ابراز عقایدشان استفاده کنند و با همه اتهامات به عنوان اتهامات جنائی و نه سیاسی برخورد کرد. دادستان در رفتاری اندکی متفاوت با گذشته، جز از طریق عبارات سر پوشیده ای چون "دشمن" و"شیطان هایی که اذهان را به بازی می گیرند" کوشش چندانی برای برقراری ارتباط میان متهمین و دشمنان خارجی ایران به عمل نیاورد.

توضیح: دادگاه از این نظر جالب بود که اولین جریان ضد دولتی بود که در آن همه متهمین متعلق به طبقه روشنفکری ایران هستند. سرعت دادگاه بنظر می آید، بدین خاطر است که تمام این جریان را با حداقل خجالت و سروصدا به پایان برساند. این امر نیز معنی دار است که دادگاه زمانی برگذار شد که شاه در خارج از کشور بود.   

هِلمز

محرمانه


در این رابطه