نقش فرماندهان در رد صلاحیتها – استبدادی تک صدا - سرمایه گذاری سپاه و...:

٭ سران سپاه و مقامات واواک چگونه  به رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی «کمک» کردند:

 

 ☚  روز دوشنبه، در داخل خبرهايي بوده اند. در جلسه اي فرماندهان انتظامي و نظامي و بسيج به خامنه ای گفته اند كه پيشگيري بهتر از درمان است و اگر هاشمي وارد انتخابات شود وضعيت بدتر از 88 خواهد بود و در آن زمان امكان دارد كه قادر نباشيم كشور را آرام سازيم زيرا در اين انتخابات فقر و نداري مردم در روستاها و شهرها و شهرستانها بيشتر شده است و احتمالا همه ميخواهند به هاشمي راي بدهند و در آنصورت يا بايد كشور را به هاشمي و اصلاح طلبان بدهيم يا آن را سركوب كنيم و از سويي ديگر وزارت اطلاعات با اعلام دستگيري گروههاي تروريستي كه قصد وارد كردن كُلت به داخل كشور را از مرزهاي كرمانشاه و سيستان داشته اند به اين مسئله دامن زدند كه اگر اعتراضات رخ دهد ممكن است به نبردهاي مسلحانه بكشد و در نتيجه همه را مجبور كردند به عدم صلاحيت هاشمي براي كانديداتوري رياست جمهوري به بهانه ناتواني راي بدهند در حاليكه به لحاظ ناتواني سعيد جليلي كه يك پايش را از دست داده است ناتوان تر از هاشمي است زيرا شوراي نگهبان يكي از شرايط تاييد صلاحيت را توانايي جسمي عنوان كرده بود. 

 ☚  هاشمی رفسنجانی (به نقل از کلمه 2 خرداد 92) گفته است: در این چند روز گذشته خدمت رهبری هم رفتم و گفتم در انتخابات نامزد نمی شوم تا اگر ایشان فکری درباره کسی در نظر دارند انجام دهند. اشاره کردم، نگفتم نمی آیم. همین یک جمله کافی بود که لشکرکشی سنگینی کنند. پس از آن بود که سیل نامه ها و تلفن ها از نجف، قم و مشهد که همه از مراجع بزرگ بودند برای نامزدی بنده آغاز شد. چطور می توانستم اینقدر مستبد به رای خودم باشم که به آنها و به خصوص این جوانان نه بگویم؟ من خود می دانم نباید می آمدم و در جلسات خصوصی هم گفتم که اینها را از هرکس بهتر می شناسم. یک روز قبل از نامنویسی این تفکر بر من افتاد که دیگر نمی توان در برابر مردم مقاومت. اینکه شخصا چه کردم بماند چون از آن حرف در می آید. پس از ثبت نام تا نیمه شب بیدار ماندم و به شرایط که ما در داخل و بیرون کشور داریم و این آدم هایی که بوق به دست دارند و البته تک تک آنها را با تفکرات و امیالشان می شناسم فکر کردم. 

   به گفته وی در مجلس سنای آمریکا دو طرح خطرناک وجود دارد. منتظر انتخابات بودند که تکلیف روشن شود و گویا از این پس فعال می شوند. می خواهند سیستان و بلوچستان و آذربایجان را تجزیه کنند. بعد هم قرار است اگر اسرائیل به ایران حمله نظامی کرد به او کمک نظامی کنند. شاید جنگ روانی باشد اما به قول علما هر احتمالی برای انسان تکلیف می آورد. به نظرم بدتر از این حتی با سناریو و راه های تخریبی از پیش تعیین شده نمی شد کشور را اداره کرد. با این وضع اگر کسی راضی باشد که مسوولیت بپذیرد باید خیلی از خود ایثار نشان دهد...  نمی خواهم وارد فضای اظهارات و تبلیغات آنها شوم اما نادانی انسان را اذیت می کند. اینها نمی فهمند دارند چه می کنند؟ حتی اگر دشمنی و رقابت هم داشته باشند عقل می گوید که بگذارید بیاید و بعد رسوا کنید. 

    همان تجربه پس از جنگ را با مقداری تغییرات یک فرمول قابل حل است. خارجی ها آن دوره به من می گفتند easy man چون خیلی کم طول کشید که درهای خارج به روی ما باز شد. الان هم می شود آن تجربه را به آسانی انجام داد اما با این تفاوت که مردم آن موقع دلسوز بودند. این همه خصومت و افتراق در جامعه وجود نداشت... 

    نباید ضربه ای متوجه نظام شود. یکی از ضروری ترین کارها این بود که حماسه سیاسی رهبری محقق شود که نشد و مقدمه حماسه اقتصادی بود.

انقلاب اسلامی: او می گوید و با صراحت که خامنه ای می خواهد آدم خود را از صندوق بیرون بیاورد. نزد او رفته و گفته است نامزد نمی شود اما نگفته است نمی آید، همین سبب شده است برضد او لشگر کشی سنگین کنند. چون سخن را به خامنه ای گفته است، پس لشگر کشی را هم او کرده است. او خامنه ای و دستیاران او را نادان می خواند و تصریح می کند بدتر از این مدیریت که خامنه ای می کند، تصور کردنی نیست. حتی اگر از روی برنامه بنا بود کشور را خراب کنند، بیشتر از این خرابی ببار نمی آورد. پیش تر، خطاب به استانداران گفته بود خامنه ای را او رهبر کرده است، اینک ناگزیر است تصدیق کند که یک نادان و ویرانگری را «رهبر» کرده است.

 

 ☚  در 1 خرداد 92، فاطمه هاشمی، دختر هاشمی رفسنجانی گفته است: صبح مراجعه کردند و فشار وارد کردند که پدرم انصراف بدهد. پدرم گفت: انصراف نمی دهم، من نمی توانم به مردم خیانت بدهم.

 ☚  در 2 خرداد 92، سحام نيوز خبر داده است: يکی از طلاب حوزه قم، به خبرنگار سحام گفت که سيد حسن خمينی در زمانی که خبر رد صلاحيت هاشمی را در قم شنيد، بلافاصله با دفتر رهبری تماس گرفت و از اين رخداد ابراز ناراحتی نمود.

   همچنين برخی از علمای برجسته، اعتراض خود را با وی درميان گذاشته و او اين اعتراض ها را در ديدار روز گذشته خود با رهبری، به وی منتقل نموده است. سيد حسن خمينی همچنين مراتب نگرانی اش را نسبت به محو جمهوريت از نظام به اطلاع رهبرجمهوری اسلامی رسانده است.

 

انقلاب اسلامی: دیدار حسن خمینی با خامنه ای تکذیب شد.

 

   نوه بنيانگذار جمهوری اسلامی در راستای علنی کردن اعتراض خود، ظهر ديروز نامه ای خطاب به آقای هاشمی نوشت و در آن مراتب اعتراض خود را نسبت به کسانی که زير عبای رهبر جمهوری اسلامی به دنبال قلع و قمع نمودن نيروهای اصيل انقلاب هستند، بيان نمود. او نوشت: «خبر غير قابل باور عدم احراز صلاحيت جنابعالی در نامزدی انتخابات رياست جمهوری دل همه علاقمندان به شما و بخشی عظيم از دلبستگان به امام عظيم الشأن و دوستداران رهبری معظم انقلاب را بدرد آورد».

    بنا به اين گزارش همچنين، آيات عظام وحيد، صانعی، جوادی آملی و صافی گلپايگانی نگرانی خود را نسبت به حذف جمهوريت کشور اعلام کردند.

    بنا بر اين گزارش، شنيده شده رهبر جمهوری اسلامی هم در مقابل فشارها و اعتراض ها، گفته اند که بنای دخالت در کار شورای نگهبان را ندارند.

سحام پيشتر گزارش داده بود که آقای هاشمی در سخنانی از عدم اطمينان رهبری به وی سخن گفته بود و ادامه سخنان خود، هاشمی گفته بود: «من نيز به ايشان اعتماد ندارم».

 

انقلاب اسلامی: همراه شدن خمینی زدائی با جمهوری زدائی، گویای این واقعیت است که میراث ولایت مطلقه فقیه از آن خامنه ای می شود که ضد کامل «ولایت باجمهور مردم است» است. در حقیقت، جمهوریت زدائی را خمینی خود آغاز کرد و ولایت مطلقه فقیه را نیز او بانی شد. پس خامنه ای کار او است که کامل می کند. کامل کردن این کار ملازمه دارد با حذف دستیاران خمینی و کوتاه کردن دست روحانیان از قدرت و فراهم آوردن اسباب ایجاد «سلسله خامنه ای.

نشریه انقلاب اسلامی شماره ۸۲۹ از ۱۳ تا ۲۷ اردیبهشت