سخنگوی کاخ سفید: امریکا غنی‌سازی اورانیوم را حق ایران نخواهد شناخت اما توافق نهائی می‌تواند غنی‌سازی محدود را دربر بگیرد

  در 4 دسامبر 2013، رویترز گزارش کرده ‌است: امریکا می‌خواهد درباره غنی‌سازی محدود با تهران گفتگو کند و برسر آن به توافق برسند. در 3 دسامبر، برنادت میهن Bernadette Meehan، سخنگوی شورای امنیت ملی امریکا،گفت: توافق نهائی با ایران، شامل توانائی ایران بر غنی سازی اورانیوم خواهد شد. امریکا حق ایران را بر غنی کردن اورانیوم برسمیت نخواهد شناخت اما ما آماده‌ایم، در گفتگوهای نهائی، تنها درباره برنامه غنی سازی بمیزان محدود، گفتگو و با آن موافقت کنیم. این بخاطر آن ‌است که ایرانیان، برای نخستین بار، می‌گویند آماده‌اند محدود کردن میزان غنی‌سازی اورانیوم را بپذیرند

     هرگاه ما برسر همه تدابیری که کنترل کامل فعالیتهای اتمی ایران را ممکن سازند توافق کنیم، می‌توانیم با غنی سازی اورانیوم بمیزان کم و در سطح پائین، موافقت کنیم. او تأکید کرد که موافقت با غنی سازی اورانیوم در حد 3.5 درصد، به ترتیبی که در توافق ژنو آمده ‌است بمعنای قبول حق غنی سازی اورانیوم نیست. آنچه مورد موافقت کشورهای 5+1 قرارگرفته‌است، شناخت یک «حق» نیست. بلکه موافقت با ادامه وضع موجود – مشروط به شروط مندرج در توافق‌نامه – بمدت 6 ماه‌ است. و نیز مهم است خاطر نشان کنم که ایران بازشناخته‌است که پیش از آنکه ما در توافق نهائی، با غنی سازی اورانیوم به میزان محدود و درجه پائین موافقت کنیم، هرآنچه در قطعنامه‌های شورای امنیت آمده ‌است، حل و فصل رضایت آمیزی بجوید

 

انقلاب اسلامی: بدین‌قرار، رژیم قطعنامه‌های شورای امنیت را که ورق پاره و غیر قانونی می‌خواند، اینک تصدیق می‌کند که قانونی هستند.

 

برخی از سناتورها می‌گویند: بجا است سنا مجازاتهای جدید را وضع کند تا اگر ایران توافق را نقض کرد و یا درپایان 6 ماه سراز توافق نهائی پیچید، اعمال گردند. کاخ سفید مخالف است و اصرار دارد تا پایان مهلت 6 ماهه، مجازاتهای جدید وضع نشوند. زیرا هم 5 کشور دیگر و هم ایران وضع مجازاتها را گویای سوءنیت ما خواهند شمرد.

سنجش افکاری که توسط مؤسسه هارت ریسرچ انجام گرفته‌است، می‌گوید 67 درصد امریکائیان مخالف وضع مجازاتهای جدید توسط کنگره، در دوره 6 ماهه، هستند. این اکثریت دو سومی می‌گوید ترجیح می‌دهد به توافق ژنو شانس موفقیت داده شود. تنها 25 درصد مخالف آنند که چنین شانسی به توافق داده شود. سنجش افکار معلوم می‌کند که 34 درصد موافق توافق‌نامه و 22 درصد مخالف آن و 41 درصد نظری ندارندبنابر سنجش افکار دیگری، 63 درصد موافق توافق ژنو و 24 درصد مخالف آنند.  

   اورشلیم پست (4 دسامبر 2013) گزارش می‌کند که نتان یاهو به موساد دستور داده‌است مدارک نقش توافق ژنو توسط ایران را بیابد

    ماه‌ها است که گزارش می‌شود حکومت اوباما و قدرتهای غربی آماده‌اند، در قرارداد نهائی، با غنی سازی اورانیوم توسط ایران، بمیزان کاملاً محدود، موافقت کنند. سخنان میهن تصدیق صحت آن گزارشها است.

اسرائیل مخالف است که در توافق نهائی، با ایران اجازه غنی سازی اورانیوم، ولو به پائین درجه، داده شود. زیرا تأسیسات اتمی ایران برجا می‌مانند و به ایران امکان استفاده از فرصت برای تولید بمب اتمی را می‌دهند

 

اگر 6 ماه بعد توافق نهائی انجام نگرفت، توافق‌نامه ژنو، تمدید می‌شود؟:

 

   در 11 آذر 92، کیهان از قول اندیشکده آمریکایی بلفر، آورده‌است: توافق نهایی با ایران برای برنامه غنی‌سازی دشوار است. پیش‌بینی می‌شود توافق‌نامه 6 ماهه فعلی به یک توافق موقت دیگر منتهی شود و محدودیت‌های جدیدی را از ایران بخواهد

  گری سیمور (هماهنگ‌کننده سابق تسلیحاتی کاخ سفید و مدیر اجرایی تحقیقات در اندیشکده بلفر هاروارد) در تحلیل اندیشکده بلفر خاطرنشان می‌کند: هدف از توافق مقدماتی ژنو ایجاد زمان و مجال سیاسی برای مذاکره بر سر یک توافق نهایی در مدت شش ماه است. اما ایران و 1+5 همچنان در مورد موضوع اصلی مذاکرات بسیار دور از هم هستند. موضوع اصلی عبارت از این است که آیا ایران به عنوان بخشی از برنامه هسته‌ای «صلح‌آمیز» می‌تواند ظرفیت غنی‌سازی را داشته باشد یا خیر. از آنجا که این موضوع بسیار اختلاف‌برانگیز و بغرنج است، بعید است که حل و فصل نهایی موضوع در شش ماه به دست آید. در عوض، به منظور زنده نگاه داشتن این فرایند و جلوگیری از پیامدهای بن‌بست یا شکست دیپلماسی، گروه 1+5 و ایران احتمالا یک توافق موقتی دیگر را نهایی می‌کنند که مذاکرات برای توافق نهایی را تمدید خواهد کرد و می‌توان امیدوار بود که این توافق (موقتی) شامل محدودیت‌های بیشتر بر برنامه هسته‌ای ایران در ازای کاهش بیشتر تحریم‌ها باشد. این احتمالا بهترین نتیجه‌ای است که دیپلماسی می‌تواند عرضه کند.

     به هر حال برای غرب توافقی موقتی که برخی جنبه‌های مهم برنامه هسته‌ای ایران را کند یا متوقف می‌کند، به توافق نکردن ترجیح دارد. اما دورنمای ایجاد شرایط لازم برای مذاکره بر سر یک توافق فراگیر در مدت شش‌ماه چیست؟ اگر سطح کنونی تحریم‌ها برای مجبور کردن ایران به کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای کافی نیست، به نظر بعید می‌رسد که کاهش تحریم‌ها طبق توافق شش‌ماهه برای تغییر بنیادین محاسبات ایران کافی باشد. اما اگر 1+5 قادر باشد تحریم‌های باقی مانده را در مدت مذاکرات شش‌ماه حفظ کند و اگر ایران باور داشته باشد که 1+5 تمایل دارد و قادر است تحریم‌های کاهش یافته را در صورت نرسیدن به توافق نهایی مجددا برقرار سازد و تحریم‌های بیشتری نیز وضع کند، در این صورت بیشتر محتمل است که ایران درخواست‌ها برای محدودیت‌ بیشتر بر برنامه‌ هسته‌ای خود را بپذیرد.

    واشنگتن و متحدانش برای حفظ فشار باید اثبات کنند که می‌توانند تحریم‌های باقی مانده را اجرا کنند از جمله اینکه کشورها و شرکتهایی را که درصدد بهره‌برداری از سست شدن تحریم‌ها باشند مورد تحریم قرار دهند. واشنگتن و شریکانش باید همچنین تهدید کنند که اگر ایران خواسته‌های آنها را رد کند از مذاکرات خارج خواهند شد. کنگره آمریکا می‌تواند با اعلام حمایت از تحریم‌های بیشتر پس از شش‌ماه در صورت عدم پیشرفت کافی در مسیر توافق نهایی، به تقویت تهدید علیه ایران کمک کند.

کیهان 13 آذر 92، درباره توافق ژنو نوشته است: متنی که توافق ژنو در آن پدید آمد به یک معنا از خود متن توافق مهم‌تر است یا دست‌کم به همان میزان اهمیت دارد. بیانیه ژنو در واقع توافق هست و نیست. ظاهرا توافق است اما در باطن، بیان رمزآلود یک روند است؛ روندی که بیشتر به تک و پاتک شبیه است و به احتمال قریب به یقین ادامه پیدا خواهد کرد. بیانیه ژنو حتی آتش‌بس موقت هم نیست چرا که بوی زورگویی و تعدی‌ و تکبر می‌دهد؛ همان گونه که برخی مضامین فریبکارانه و مبهم آن حکایت از بی‌صداقتی دارد. خوش‌بینانه‌ترین احتمال آن است که این توافق اگر از سوی آمریکا و غرب نقض نشود، 6 ماه دیگر تمدید شود اما دو چالش اصلی یعنی محترم شمردن حق تصریح شده ایران در معاهده NPT (غنی‌سازی و چرخه سوخت هسته‌ای) و لغو تحریم‌های غیرقانونی وضع شده به بهانه همین موضوع سر جای خود باقی بماند.
  
سابقه بیانیه ژنو به بیانیه‌های 1382 و 1389تهران بازمی‌گردد. البته در باب آینده‌پژوهشی و غایت‌شناسی توافق ژنو حتما باید به این پرسش گریزناپذیر پاسخ گفت که چرا دو توافق تهران (به فاصله 7 سال) و نیز توافق‌های پاریس و بروکسل به سرانجام نرسیدند و بنا براین چه تضمینی برای توافق سوم وجود دارد؟ برای هویت ملی و روح جمعی ایرانیان اهمیت دارد که بدانند چرا جماعتی آلوده به فتنه سال 88، توافق به مراتب متعادل‌تر سال 89 را ترکمانچای دانستند- و البته برخی از نمایندگان آنها پنهانی از غرب خواستند با ایران توافق نکند و بر فشار اقتصادی بیفزاید تا شاید معادلات در ایران به هم بخورد- اما توافقی به مراتب ضعیف‌تر و نامتوازن‌تر را توافق بزرگ قرن، بزرگترین دستاورد چند دهه گذشته و بالاتر از نهضت ملی کردن نفت معرفی می‌کنند؟ سؤال مهمی است که چرا از دید این حلقه سیاسی بدکاره نباید غرب 3 سال پیش با ایران توافق می‌کرد، حق غنی‌سازی ایران را به رسمیت می‌شناخت و مبادله سوخت 20 درصد با اورانیوم 3/5 درصد را می‌پذیرفت؟ و چرا به تصریح گزارش 21 مهر 1388 لس‌آنجلس‌تایمز نمایندگان همین جریان به دولت آمریکا مشورت دادند که اکنون وقت کاهش تحریم‌ها یا تدریجی کردن آن نیست بلکه باید تحریم‌ها را «به شکل فلج‌کننده و نه واکسن‌گونه تشدید کرد»؟

نشریه انقلاب اسلامی در هجرت ۸۴۳ از ۲۴ آذر تا ۸ دی


در این رابطه