نادر انتظام: حجاب ، بزرگترین مکانیسم از رشد ماندگی ملت ایران

entezam nader 20062014بنام دانای آشکار و نهان .

حجاب ، ( پرده ، دیوار ، روپوش، جدا کننده ، حائل ، پنهان کننده ، و ... ) .

 بنظر این قلم ، بزرگ ترین مکانیسم از رشد ماندگی ملت ما ، حجابی ست که ما در پس آن آزادی  و رشد خود را تکذیب میکنیم .

تلاش خواهم کرد ،  پرده این حجاب را در دو زمان و از دو منظر بالا برم .  پرده اول ، افتخار به نظام شاهنشاهی پاک سرشت و بی عیب و نقص ، از کورش تا پایان سلطه پهلوی است  ! . و پرده دوم ، نزول نعمت سراسر رحمت اسلام ناب محمدی میباشد  !.

1-  از زمان اقتدار ایران بر نیمی از جهان ، سطوری در لابلای صفحات تاریخ ، و نقوشی بر سنگ تراش های تخت جمشید و دیگر مکان های آن زمان  ، بیش در دسترس ما نیست .

ایران شناسان گفتند و نوشتند که در آن  زمان و در این سر زمین نه بر گفتاری و نه بر کرداری و نه بر  پنداری ، پوششی سایه نمی افکند . چیزی در پس پرده ریا و دروغ پنهان نمی ماند  ؟!. حجاب ممنوع بود ! گفتند :

دیروز، نه سر نیزه حاکم ، در کوچه و بازار و نه شلاق عالِم  در ملاء عام ؟ بر گُرده آن قوم  فرود نمی آمد ، ارمغان  اعتبار سلطه ایران بر نیمی از جهان  به پاس آزادی ملت و درایت شاهان بود . نه اربابی و نه رعییتی ، همه با هم متساوی الحقوق  !.

 در جهان عاری از تقوی و اخلاق ، و آزادی ،  دیروزی ها در پس حکومت پس پریروزی ها ، آنچه که فرمودند بگوئید و بنویسید !! بر طبق اوامر ملوکانه ؟  گفتند و نوشتند ! صحت و سقم این گفتار و نوشتار  در پرده ابهام تاریخ دفن است ، گر چه شاید امروز  ما را از عیان آن  سودی نبخشد ، اما آیا بهتر نیست بدانیم که  ؛ تکرار در حجاب ماندن  هر حقی ، بر رشد ذهنی آن ملت  ، اثری فاجعه بار خواهد گذاشت ؟ .  آیا با پس زدن این پرده  ، حقیقت بهتر بر ما آشکار نمیگردد ؟ .  تا منصفانه تر  در پیشگاه قضاوت بنشینیم ؟ .  این نه بدان معناست که من  هم تاریخ دانم و هم توان تکذیب تاریخ را دارم . هیچ کدام .

 اما نیک میدانم که ؛  در پس پرده حجاب ، آنجا که آزادی را زندانی کرده اند ! هر قصیده ، نا حقی را نیز میتوان سرود ! به ویژه ، زمانی که آزادی خود یک قربانی است . آنجا که در زیر چادر مصلحت ، حقیقت را به مسلخ می برند  و سکوت انسان مسئول ، میشود کف زدنهائی برای قاتل . این پرده پوشی های ناروا در لابلای تمامی سطور صفحات  تاریخِ  به اصطلاح پر افتخار ما همیشه بوده و هست .  پرده ئی که از آگاهی  هر حق و نا حقی ، بین ما حائل است . همه چیز برای ما در حجاب هست . حتی برداشتن حجاب و گذاشتن حجاب نیز .

بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ،و  اندر پس جنایات آن دسته از روحانیت وابسته  به استبداد ،  پاره ئی از هموطنان نازنین من  برای بد جلوه دادن اسلام  ( هر اسلامی ) در بوق و کرنای فریب نسل حاضر می نوازند که ؛ ایران هر گز به هیچ کشوری حمله نکرده !! ، و بر عکس ،همیشه مورد تجاوز نیز قرار گرفته ، مخصوصا ، تجاوز اعراب مسلمان در ۱۴۰۰ سال قبل ؟؟!! . و  مفتخرند که، کشور گشائی های شاهان ما تجاوز نیز  نبوده !! . ( بقول آقای بوش  پدر،   برای توجیه حمله به عراق متجاوز به کویت " ما برا ی  اشاعه صلح و دمکراسی انسان میکشیم  " ) !!!. البته ، آن خبر نگاری که پرده از حجاب این جنایت برداشت از  CNNاخراج شد ! .

حجاب ، کتمان حق ، پرده پوشی ، آنهم برای انتقام ؟ این است فرهنگی که ما مفتخرا به آن مینازیم ؟ .هنوز خون چشم هائی را که شاه نادر بر سر راه فتح کشور هند از همنوعان هندی ما بدر آورد خشک نشده .

هموطن گرامی ، کشور گشائی های هموطنان نازنیِن تشنه قدرت دیروز من، با قربون و  صدقه ، بنشین و بفرما همراه بود ؟ . اگر آن کشور گشائی ها تجاوز نبود ، پس به خدمت گیری ، دو و نیم ملیون سرباز ؟  چکمه پوش ؟، سر نیزه بدست ؟، گوش بفرمان  ؟،  برای  چه بود ؟  دعوت کشور های همسایه از ما  برای صرف شام ؟ .

چقدر کشنده است که ، هر دو طرف  ، حق را در پس پرده  ناحق و در حجاب  کتمان حقیقت میپوشانند . آن یکی میگوید : سربازان ایرانی به هر سرزمینی که برای کشور ( گشائی ) میرفتند ، مستقبلین آن سر زمین تحت اشغال ؟  با گشاده روئی هر چه تمام تر به سربازان ما خوش آمد میگفتند !! . حجاب ، رو پوشی ، کتمان حقیقت ، همه این ها بلائیست که در طول تاریخ ،  ذهن ما را از حقیقت به دور داشته و میدارد .

 نیک بدانید که ؛ ماهم کشور گشائی کردیم ، خون ناحق ریختیم ، سر ها بریدیم ، به نوامیس همسایگانمان تجاوز کردیم ، چون قدرت داشتیم ، و چون تمامی مخبرین زمان و مکان بنده و برده ما بودند ، امر فرمودیم که ؛ بر وفق مراد بنوسید !.

 نه ، عزیز برادر،  یورش و هجوم های همسایگان ما به ایران در پس فردای سقوط سلسله های حاکم ما ،  از نا روائی  هائی بود که شاهان ما بر آنها به هنگام قدرت روا داشتند ، آمدند ،  انتقام خون به ناحق ریخته فرزندانشان را از ما بگیرند .

 دیگر نمیخواهم از آن روزگار بنویسم ، به تاریخ در ( دیدمان  ) نگاه کنید ، در پس بر اندازی هر حکومتی ، سرها ی بی گناه هموطنان ما بدست شاهان مستبد ما و با شمشیر امنیه و آجان خودمان از تن فرزندان ما  جدا شد . زنهای پاکدامنی مورد تجاوز قرار گرفتند ، کودکان بی شماری یتیم شدند و در کوچه و بازار بی تقوائی برای فروش ،  چوب حراج بر لبانشان فرود آوردند ، از بیرون کشیدن چشم های بینائی  ، کوه ساختند . پدرانی فرزندانشان را سر بریدند ، فرزندانی برای تصاحب تاج و تخت پدر ،  دِشنهِ ، تشنه قدرت را  بر سینه پدر نشاندند و سینه مادر بریدند !!. تا شاه شدند . این است  گذشته ئی که در پس پرده حجاب فریب نقل میشود . آن مسلم که تاریخ سرفرازِ فرهنگ بالنده ایران بزرگ  ، یکی از پدیده های غیر قابل تکذیب میباشد ، و هر ایرانی وطن جان باید به بزرگی آن،  قامت خود  استوار بدارد. اما بیان نیمی از حقیقت و یا وارونه جلوه دادن حق ، تیشه به ریشه آن فرهنگ زدن است.

2- و اما ،  حجاب خفقان آور تر دیگر که ، امروز بر فرهنگ فکری این ملت  ماتم زده سایه شوم افکنده .  بیان وارونه جلوه دادن آن اسلام رشد  ، که به معنای مطلق کلمه بیانگر بیان آزادیست  میباشد . اسلامی که در اصول راهنمای خود ( قرآن )  به صراحت هر چه تمام تر  در شوره زار ، علم و معرفت سر زمین حجاز به بشریت اعلام کرد که  " انسان در چشم و دل  خدای این بیان ، کرامت دارد ، انسـان  در انتخاب دین خود مختار است ، آزادی جزئی از حقوق ذاتی  انسان هست . 

هموطن گرامی ، در پس هزاران سال خستگی ملت ایران از آن همه کتمان حقیقت ، و محصور بودن در پس دیوار ( حجاب ) استبداد ، سه اصل رشد را به بشریت عرضه کرد  ، استقلال ، آزادی ، اسلام رشد با جمهور مردم .

جهان معاصر حد اقل تا کنون این سه پدیده رشد را در هیچ مکتبی تواما  رؤیت نکرده بود . جهان از طرح این نسخه نجات مبهوط شده بود  ( آنها که فراموش کرده اند ،یکبار دیگر آن شعار را مرور کنند )  در آن زمان  ، این بیان ، حتی در حد یک شعار ،  نشانگر بزرگی ارتفاع شعور ملت ایران را می نمود . منصفین تاریخ معاصر همگان بر این باورند که ؛ ارائه این طرح تنها از ملت بزرگی بنام ایرانی بر می آمد .

چه شد ؟ .که  حجاب شوم تری بر تفکر رشد این ملت  سایه افکند  ؟! . و باز هم  سرنوشت آن طرح خوشبختی  ، یک ملت را به ورطه نابودی کشید . چرا ؟

بر آنانی که روحانیت و عمل کرد ( حد اقل بخش دست اندر کار ) پیش از انقلاب را می شناخت بود ، تا قبل از پیروزی انقلاب ، بدون حب و بغض از هر طرف  پرده این حجاب شوم و مسموم را بر دِ رد و با بالا زدن و افشا کردن و شناساندن این بخش از روحانیت ،  به این ملت بگوید که ؛

 ارتفاع دید این جماعت تا نوک بینی شان بیش نیست ، گذشته شان  حاکی از این هست که ؛ این جماعت از هیچ فهم رهبری در دنیای آزاد امروز  بر خوردار نیست . اینان برای بقای خود هر مطاعی را حراج خواهند کرد . حتی دین را و ایران را.

 گفتند تا دیروز ( ۲۱ بهمن ۵۷ ) اجازه گفتن و نوشتن نداشتیم !! چرا روز بعد و یا ماه بعد این جماعت را نشناساندید ؟ . فرمودند : " اسلام همه چیز دارد ؟ " یکنفر نپرسید  کدام اسلام ؟ . راستش را بخواهید خودمان هم این اسلام را نمی شناختیم  ، ا ما ،آیا این روحانیت را هم کسی نمی شناخت ؟! .  گرچه گذشته ، فرار کرده ، اما امروز پوشاندن روی حق ، از هر طرف فاجعه دیگری ببار آورده ، مرگ اخلاق  در جامعه ایرانی ، چه در درون کشور و چه در برون ؟!.

بیرونی ها ، از ابتدای این هجرت ، سه  شعار را پیشه کردند : "  همه بدبختی های ما از اسلام هست !! . ایرانی ، با ایرانی کار نکن ، و یاد باد دوران طلائی سلطنت ؟؟ !!. اشاعه و پذیرش این سه فریب یعنی مرگ ( اخلاق ) . مرگ اخلاق ربطی به درون و برون کشور ندارد ، مرگ ، مرگ است ، مخصوصا مرگ اخلاق .

 درونی ها  نیز ، عقب افتاده ترین و متحجر ترین ( دین حجازِ جاهلیت زده )  را هر روز بر ذهن اعتقادی و اندیشه  این ملت باریدند ، و  گفتند ، این عین اسلام ناب محمدی است  و (  مصلحت نظام )  را جای گزین حقیقت دین کردند  !!. و  ارمغان این فاجعه هم مرگ ( اخلاق ) را ببار آورد .  راستش را بخواهی ؟ شعار هر دو ، دو روی یک سکه است !! . 

 و ، حجاب ، پوشاندن روی حق ، پرده پوشی ، سر بریدن حق  ، از هر سو،  شد ، مکانیسم از رشد ماندگی این ملت  و عدم حصول آزادی !! . 

بر اسلام  شناسان  دیروز ایران بود تا ، بگویند و بنویسند که چرا ، من در عزای پسرم ، قبل از این که درد جان سوز خودم را بیان کنم ، حتمی در یک خود زنی ایمانی و فرهنگی باید با یک خیرش ابتدائی سری به کربلا بزنم و بیان غم از دست رفته خودم را در زیر حجاب  شهادت علی اکبرِ  حسین ( ع ) پنهان ؟! ...... من نیک میدانم که هیچ انسان آزاده ئی در هیچ جای این زمین با عمل نا جوانمردانه و ضد بشری یزید ابن معاویه ( لعنت خدا بر روان منحوسش باد ) همراهی ندارد .

 اما خود زنی هم حدی دارد. به طرح غم نامه  ضد شادی و ضد رشدی را که تحت عنوان عزاداری ، حتی در ماه نزول قرآن ؟؟!!  بر ذهن ملت ما باریدند  نگاه کنید ،  نیمی از ۱۲ ماه سال در آن کشور مصیبت زده  ما عزاست !! .

شما تصور میکنید بر پائی چندین هزار( بنا )  بنام امام زاده ؟! برای عقب  نگهداشتن  یک ملت نیست ؟ . آیا هر گز فکر کرده اید که  چرا ؟ شما با هر مَحرم و یا نامَحرمی میتوانید به هر کدام از این به اصطلاح امام زاده ها بروید  ؟  و هیچ ماموری هم کمترین سوآل  از پیوند شما  با هم ، را نکند ؟!! اما  برای تماشای یک مسابقه فوتبال به همراه خانواده ات  ، هر گز !! . چرا ؟ چون شادی آفرین هست ؟ . چون خانواده تو لیاقت شرکت در شادی ترا ندارند !! . مردی که بدون خانواده اش به هر مکانی برود !!. مرد نیست . اگر برای آنها احترامی قائل هستی تو هم در خانه بنشین ، عرصه که بر این ها تنگ شد ،میفرستند به دنبالت .

میدانستید که ؛  چرا بنا بر قول خودشان ، امروز مساجد از نماز گذار خالیست ؟  و غمکده های شرک ، همه مملو از یک ملت در بند حجاب فریب میباشد ؟؟ . هرگز به عمق این فاجعه فکر کرده اید ؟؟. به این عقب ماندگی ،  میگوئید دین !!؟.

خفت از این بالا تر که از یک ملت دعوت کنند که فردا در فلان میدان برای تماشای بدار آویختن یکی  از بچه های هم محلییتان  تشریف بیاورید !!! فقط فراموش نکنید که ، از پذیرائی  خانوادهِ  شرمسار و ننگین معدو م ؟ معضوریم ؟! . ضمنا بچه ها را فراموش نکنید ! زیرا نسل آینده باید به برتری ما و خواری خودش ،  از هم اکنون خو بگیرد !! .  آنقدر این جنایتِ در حضور را تکرار کردند تا ،  برای این ملت در حجاب ،  اعدام یک ایرانی ، آنهم در ملاء عام شد تفریح و تماشای یک فیلم زنده !. ای لعنت بر داعش .هر نوعش و در هر کجای این زمین .

میدانستی که  ؛  از فردای انقلاب ،  چه نیک مردان و نیک زنانی در این سرزمین فریاد زدند . سربر دار دادند . زیر سر نیزه حکومت و بنا بر  فتوا ی حاکم شرع  زیر شلاق ،  جان سپردند . و عده ای به ناچار راه هجرت کشنده اجباری را در پیش گرفتند  : که، آزادی را به مسلخ میبرند ! فاجعه حجاب مستولی بر مطبوعات ، بر قلم و بر زبان در راه هست . و   توی هم وطن  محبوس در چمبره  ( حجاب )  مکررا  ،هر روز بین بد و بد تر،  بد ترین را انتخاب ، و گفتی که این آخرین بار خواهد بود !  آنها میگفتند نظام ، تو میشنیدی که ؛ کشور در خطر است ؟!. و هر روز برمزار تاریخ شکوهمندت  !! نشستی . و بیاد دست های از تن جدا شده دیگری گریستن دت ، ای لعنت بر ابن زید و و همراهانش  در هر زمان ، کیست که  به جوانمردی عباس احترام نگذارد ، اما ،  آیا در تمامی ایران تنها یک آزاده ، خدا وکیلی فقط یک آزاده در راه اعتلای این ملت دست که هیچ ، سر بر دار نداده است  ؟؟ به  آخرین عکس های  عباس امیر انتظام در بستر نگاه کرده اید ؟ این جنایت گریه ندارد ؟ .چند نفرتان به ملاقاتش رفتید ؟ .

هموطن گرامی ،  این بار عمق فاجعه این نا آگاهی را به جائی رساندند ، که تو ، خود و با دستهای خویش ، بزرگترین سرمایه زندگی گذشته ، حال و آینده ات را یک جا ، و در پس بلند ترین دیوار ( حجاب )  و در عمیق ترین دره  سقوط ، آن را به مسلخ ببری !! 

 میدانی چه پرنده سعادت و رشد و خوشبختی را تشنه لب  سر میبّری ؟ . میدانی کدامین گوهر گرانبها و غیر قابل بر گشت را می شکنی ؟ میدانی چه مادران و خواهران ایرانی  در عزای عزیزان و  جگر گوشه  گان خود دق کردند و  مردند ؟ میدانی چه جوانمردانی در زیر سنگین ترین و سخت ترین شکنجه های دشمن لب به خیانت نگشودند تا این زیباترین و با ارزش ترین هدیه برای تو باقی بماند ؟  میدانی که چه کسانی آه یک توبه را بر دل این رژیم گذاشته اند ؟ اگر ۵۰۰ نفر از شما شمع در یک دست ، و شاخه گلی در دست دیگر ، در نهایت ادب وسکوت هر روز به سراغشان بروی  ، حصار این حصر لعنتی را خواهی شکست ، آنها  که امروز چنین نکنند ، فردا دوششان ،  شرمسار حمل جنازه این شیران در بند خواهد بود .

خواهر و برادر عزیز تر از جانم ، آن بزرگترین هدیه تاریخ ، برای رشد و خوشبختی یک ملت ( اخلاق ) است . اخلاق را نیز در پس پرده  فریب  سر میبرند  .نظام مقدس جمهوری اسلامی در بین کشور های جهان از لحاظ بی دینی رتبه ۱۶۷ را به خود اختصاص داده ! .

این  بار در یک حجاب سیاه تری ( اخلاق ) تورا نیز  به مسلخ میبرند . به هوش باش ، اگر  تا دیروز بهانه ات این بود که نمیدانستم ؟! . امروز کسانی هستند که ، دنیای بی اخلاقی را یک جا سه  طلاقه  کرده اند ، و بدون هیچ مصلحت اندیشی و ترس از عمله استبداد ،   به خود ، به تو ، و به نسل آینده میگویند و براشان مینویسند که :

بزرگ ترین  مکانیسم از رشد ماندگی انسان ، و  در مرکز آن ملت بسیار عزیز ایران ، محصور بودن در زیر این چادر سیه روزی ( حجاب ) است و بس .

و اکنون ،  تو خود بنگر که در حصار کدامین حجاب محصوری ؟!. پس  با بکار گیری خرد ( عقل آزاد )  خود ، دیوار بشکن . دیوار بشکن . زمان در گذر است .

 اما این بار بهوش باش که خرد انسان ، نیاز مند به اصول راهنماست و آن مسلم که اصول راهنمای عقل و یا خرد انسان باور اوست ، و این بار ، بیاد داشته باش که ،  باور انسان هر چه از شرک آزاد تر ، مطمئنا پیروز تر خواهد بود .  

نیک میدانی ، هنوز کسانی هستند که ، ایران تو و ترا بسیار دوست میدارند ، و کمترین هدید برای رفع این حصر ، و برون رفت از این  حجاب  چند هزار ساله ، تقدیم جانشان هست که ، بسیاری تقدیم کردند و ( ماندند ) که یادشان گرا می باد . بسیاری هم ،  همین امروز در سیاه چال های استبداد زیر شکنجه ، لب به خیانت نمی گشایند  تا تو بمانی . سلام بر صبرشان .

واقعا که ،  صبرشان افزون و استقامتشان مبارک و حقشان بر ما حلال .

حتمی میدانی ، امانت دارانی هستند که ، صادقانه میگویند و مینویسند ،  میگویند و مینویسند   که؛ حجاب در تمامی شئون آن ،  تنها مکانیسم از رشد ماندگی این ملت هست .

 این بار ، بیا قلم را بر دوش قدم بگذاریم و همگی بنویسیم و بگوئیم  و آنقدر تکرار کنیم تا ، ایران و فرهنگ ایرانی و ملت ایران برای همیشه تاریخ ، رفع و دفع حجاب ، در تمامی شئون زندگی را تمرین کند .انشاالله .

شما میتوانید این مقاله و دیگر نوشتار این شکسته قلم را در سایت آزاد انقلاب اسلامی در هجرت ،و  سایت  nader entezam .comمطالعه فرمائید .

آمریکا ، هفتم سپتامبر ۲۰۱۴ .نادر انتظام .