جمال صفری : فساد و غارت در دوران پهلوی اول (9 ) – بخش دهم

mosadegh mohammad 19022015بمناسبت صد و سیُ و دومین سالگرد تولّد دکترمحمّد مصدّق «زندگینامۀ دکترمحمّد مصدّق» (110 )

 

بنیاد پهلوی   (بعد از انقلاب اسلامی : بنیاد علوی ):

     بنیاد پهلوی از بنیادهای مهمّ اقتصادی، فرهنگی وابسته به دربار پهلوی (بعد از انقلاب اسلامی : بنیاد علوی ) بود. پس از آنکه رضاشاه پهلوی (حک : 1304ـ1320 ش ) ناچار به استعفا شد و از ایران تبعید گردید، موج اعتراض و نارضایتی علیه روشهای غاصبانۀ وی و فریاد دادخواهی برای بازپس گرفتن اموال و املاکی که در زمان او تصاحب شده بود، برخاست. کار به مجلس و مطبوعات کشید (برای نمونه رجوع کنید به صورت مذاکرات مجلس شورای ملّی ، دورۀ دوازدهم قانونگذاری ، ج 2، ص 777ـ 778؛ ترکمان ، ص 101ـ 114). محمدرضا پهلوی (حک : 1320ـ1357 ش ) در نخستین اقدامات خود برای جلوگیری از اوج گرفتن اعتراضات، و احتمالاً به توصیۀ محمدعلی فروغی، در جلسۀ سی‌ام شهریور، تمام املاک، مستغلات و کارخانجاتی را که از طریق پدرش به نام وی شده بود، به دولت واگذارکرد تا در عمران و آبادانی کشور و امورخیریه صرف شود. و اگر کسانی باشند که نسبت به املاک، ادعای غبنی داشته باشند، پس از رسیدگی به شکایت آنها، از محل همین املاک رفع ادّعا بشود ( سالنامۀ پارس ، بخش 1، ص 115). امّا بعد از گذشت 7 سال، حکومت لایحه‌ای به مجلس فرستاد که براساس آن بسیاری از آن املاک و مستغلات به مالکیت محمدرضا پهلوی بازمی گشت . این لایحه در 20 تیر 1328 در یک مادّۀ واحده به این ترتیب تصویب شد که اموال مزبور به نام «موقوفۀ خاندان پهلوی » نامیده و عواید ناشی از این داراییها صرف امور خیریه شود. محمدرضا پهلوی دستور تأسیس «سازمان املاک و مستغلات پهلوی » را جهت ادارۀ داراییهای مذکور صادر کرد ( گاهنامۀ پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی، ج1، ص 569 ـ570، 595؛ دایرۀ المعارف فارسی ، ذیل «پهلوی ، بنیاد»).

    در دوران نهضت ملی‌ایران، محمدرضا پهلوی، درآمدهای املاک و مستغلات را خرج توطئه‌ها برضد حکومت ملی مصدق می‌کرد. و چون این رویه خائنانه را مصدق آشکار گرداند و از شاه خواست که املاک و مستغلات را به دولت انتقال دهد، برای باردوم، آنها به دولت منتقل شدند. بعد از کودتای 28 مرداد 1332، محمد رضا پهلوی املاک و مستغلات را، یکبار دیگر،  به خود بازگرداند.

    در 1337 ش، به فرمان وی «بنیاد پهلوی » تأسیس شد و بخشی از مایملک شاه از مهمانخانه‌ها، سهام کارخانه‌ها، شرکتها و بانکها در اختیار این بنیاد قرار گرفت . این بنیاد جایگزین «سازمان املاک و مستغلات پهلوی » شد و در مهر 1340، شاه فرمان وقف دارایی بنیاد پهلوی به امور خیریه را صادر کرد ( ایرانشهر ، ج 2، ص 181؛ آوری ، ج 3، ص 152؛ بنیاد پهلوی ، ص 11). علاوه بر اینها، مبالغ هنگفتی از درآمد نفت ، به صورت اعتبارات بانکی ، در اختیار بنیاد پهلوی قرار گرفت. گرچه اهداف این بنیاد، خیرخواهانه، از جمله توسعۀ آموزش و پرورش، اعطای بورس تحصیلی و از این قبیل کارها، عنوان می‌شد (بنیاد پهلوی ، ص 7)، این بنیاد با داشتن 207 مؤسسۀ اقتصادی از قبیل شرکتهای ساختمانی، معدنی، کشاورزی، بیمه و بانک و هتلها و کازینوها (قمارخانه ها) و کاباره‌ها و مراکز فساد، سلامت نظام اقتصادی را برهم می‌زد و زمینۀ انحطاط اجتماعی و اخلاقی را به وجود می‌آورد (مدنی ، ج 2، ص 212ـ213؛ بنیاد پهلوی ، ص 20ـ21؛ نجاتی ، ج 1، ص 491ـ493؛ ابتهاج ، ج 2، ص 550).

    محمّدرضا پهلوی، در آخرین ماههای سلطنتش، همزمان با اوج گیری انقلاب اسلامی، کلیۀ املاک اختصاصی خود را به بنیاد پهلوی انتقال داد. پس از پیروزی انقلاب، این بنیاد، به «بنیاد علوی » تغییر نام یافت و سرپرست آن در اسفند 1357 از سوی نخست وزیر دولت موقت ، منصوب شد. با تصویب قانون ملی شدن بانکها و شرکتهای بیمه و بازرگانی در خرداد 1358، سهام بنیاد پهلوی در بانکها و شرکتهای ملی شده به تملک دولت درآمد. بعد از تأسیس «بنیاد مستضعفان » و ایجاد سازمانهای تخصصی آن، بخشهای مختلف بنیاد علوی، مانند کارخانه ها و هتلها به سازمانهای تابعۀ بنیاد مزبور انتقال یافت و فقط املاک بنیاد پهلوی همچنان در اختیار بنیاد علوی ماند. سپس طبق حکم دادگاههای ویژۀ اصل 49 قانون اساسی، در بهمن 1374، کلیۀ اموال و املاک بنیاد علوی به مالکیت «بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی * » درآمد و این حکم به سازمان ثبت اسناد و املاک ابلاغ شد. از آن تاریخ ، بنیاد علوی تنها با نام حقوقیِ «بنیاد علوی » باقی ماند و شرکت خدمات مهندسی و شهرسازی علوی ، از شرکتهای تابعۀ بنیاد مستضعفان ، با همکاری کارکنان بنیاد علوی ، تصدی فروش آن املاک را به وکالت از سوی بنیاد مستضعفان برعهده گرفت . کار این شرکت ، واگذاری عرصۀ املاک ، با شرایط سهل ، به کسانی است که مالک اعیانی آنها هستند (کاویانی ، مصاحبۀ مورخ 7 بهمن 1377).

منابع : پیتر آوری ، تاریخ معاصر ایران از کودتای 28 مرداد 1332 تا اصلاحات ارضی ، ترجمۀ محمد رفیعی مهرآبادی ، ج 3، تهران 1368ش؛ ابوالحسن ابتهاج ، خاطرات ابوالحسن ابتهاج ، چاپ علیرضا عروضی، تهران 1371 ش ؛ ایرانشهر، تهران: کمیسیون ملی یونسکو در ایران، 1342ـ1343 ش ؛ بنیاد پهلوی ، کارنامۀ بنیاد پهلوی، تهران 1346 ش ؛ محمد ترکمان ، «نگاهی به اموال منقول و غیرمنقول رضاشاه »، در تاریخ معاصر ایران : مجموعۀ مقالات ، کتاب هفتم ، تهران : مؤسسۀ پژوهش و مطالعات فرهنگی ، 1374 ش ؛ دایرة‌المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب، تهران 1345ـ1374 ش ؛ سالنامۀ پارس ، سال 17 (1321 ش )؛ احمد کاویانی، شرکت خدمات مهندسی و شهرسازی علوی، تهران، مصاحبه، 7 بهمن 1377؛ گاهنامۀ پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی: فهرست روزبروز وقایع سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی ایران از 3 اسفند 2479 تا 30 اسفند 2535 ، ] تهران 1355 ش [ ؛ جلال الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران ، قم 1361ـ 1362 ش ؛ غلامرضا نجاتی، تاریخ سیاسی بیست و پنج سالۀ ایران : از کودتا تا انقلاب ، تهران 1371 ش ؛

منبع: بنیاد دائرة المعارف اسلامی-  نویسنده منیژه ربیعی

http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=1951

بنیاد پهلوی، بنیاد علوی. میراث‌خواری استبدادی:

    حسن نادری، تحت عنوان «  بنیاد پهلوی، بنیاد علوی، میراث‌خواری استبدادی»  در باره دوبنیاد « پهلوی  - علوی» می‌نویسد: از دیر باز وضعیت حقوقی و فردی یک همبود ایرانی در گرو ساختار سیاسی ـ اقتصادی فرادستی نظامها بوده و اصطلاح ارباب رعیتی چه در مفهوم متداول در حوزه روستائی و چه در حوزه جغرافیای شهری در پهنای ایران گسترده بود. اگر حوزه تقسیم اقتدار اقتصادی فقط در بخشهای گوناگون صنعتی، کشاورزی و بانکداری را در نظر بگیریم، سایه دو قطب اقتدار سیاسی و مذهبی با عناوین مختلف در همه جا و در" همزیستی مسالمت آمیز" به دفاع از مصلوب مالکیت بودن مردم ادامه حیات داشتند. اما این " همزیستی مسالمت آمیز" همانند رقابتهای بین المللی منجر به از صحنه خارج شدن یکی و انحصار دیگری می‌شود. در کشورمان ایران بعد از روی کار آمدن رضا شاه پهلوی، این " خاندان" در "تلاش شبانه روزی" و ریختن "عرق جبین" درفاصله 16 ساله ثروتهای هنگفتی را، در زمینه های گونان اقتصادی، بدست آورد. از جمله در خطه مازندران، در آن سالها، قبل از عروج رضا شاه به قدرت، زحمت کشان و مستمندان با امید به فردای بهتر و با رنج شبانه روزی، شروع به آباد کردن جنگلها، مراتع و مردابهای لم‌یزرع برای کشت کشاورزی و باغات کردند. اما با تقویت اقتدار قدر قدرت رضا شاه پهلوی و سر باز گشودن حرص و ولع سیری ناپذیر، به مازندران سفر می‌کند و با کمک قداران و چاپلوسان دست به سینه به خانه‌ها و آلاچیقهای روستائیان حمله و سندی رابرای هر یک از آنها تحریر کردند. عده‌ای از مالکان و خرده مالکان را به جرم مخالفت با رضا شاه دستگیرمی‌کردند. آنها، در قبال سپردن قباله، آزاد و به تبعید فرستاده می‌شدند. آن عده از کسانی که مالک یک قطعه زمین بودند که برای معاش هم کفاف نمی‌کرد، وزارت مالیه و امنیه روش دیگری را برای خلع ید در پیش می‌گرفتند. من یکی ازاین اسناد را در سالهای 50 دیدم ـ خود این مسئله که چه علتی مرا به رویت این سند کشاند در حوصله این نوشته نیست ـ این "قباله نامه " با این جمله شروع می‌شد: اینجانب جان نثار دارای دو هکتار زمین شالیزار و مرکبات در منطقه ... بوده و آن‌را به اعلیحضرت ... تقدیم نمودم... در پایان یک امضاء جعلی و اثر انگشت. از مرحومه مادرم جویای قضیه شدم. او گفت ما بی‌سواد بودیم و مزدوران و اوباشان رضا خان با ضرب و شتم ما را خلع ید کردند. اما برای تداوم پیوند ارباب و رعیتی، صاحبان خلع شده در قبال پرداخت حق مال‌الاجاره به اشکال مختلف پولی و یا مالی بصورت شلتوک( برنج پوست نشده) ادای وظیفه و به کار وزندگی بر روی ملک مشاع ادامه می‌دادند. با سقوط رضا شاه در شهریور 1320 و تفویض قدرت به محمد رضا شاه پهلوی، امید می‌رفت تا احقاق حقوق شود و حق به حقدار برسد. این انتظاراما براحتی و میل " خاندان" انجام نشد و سر انجام مردم با اعتراضات خواستار دفع ید از اموال غصب شده خود نه تنها در مازندران بلکه در دیگر استانها شدند. محمد رضا شاه هم زیر این فشار بجای برگرداندن املاک به صاحبان اصلی، به دولت واگذار کرد تا عواید حاصله در امور "خیریه و عمران " خرج شود. محمد رضا پهلوی و دستیاران و سینه چاکان او می‌دانستند که با اینکار پس از فروکش کردن اعتراضات و تحکیم پایه‌های قدرت، می‌توانند، باردیگر، آن املاک و مستغلات را به تملک "خاندان" درآورند. این راه‌کار را بهتر از دیدند که املاک و مستغلات را برای همیشه به صاحبان اصلی واگذارند. اما مجلس در سال 1328 با کمک نمایندگان نزدیک به دربار به شگرد جدیدی دست زد. آن این بود که با تصویب لایحه‌ای اموال واگذار شده به دولت را نه بنام خاندان پهلوی بلکه با نام " موقوفه خاندان پهلوی" به شاه بازگرداند تا اداره و در آمدهای حاصله از آن‌را در امور " خیریه" هزینه کند.

    محمد رضا شاه پهلوی هم با حکم ملوکانه خود، دستور تاسیس " سازمان املاک و مستغلات پهلوی"را صادر و در سال 1337 یعنی 5 سال پس از کودتای 1332 و، بحبوبحه سرکوب و خفقان، دستور تاسیس " بنیاد پهلوی" بجای سازمان فوق را جهت اداره اموال و در آمدها صادر نمود. این‌بار اما میزان دارائیهای بنیاد فقط به زمینهای مازندران محدود نمیشد بلکه در اقصاء نقاط کشور مهمانخانه ها،سهام بانکها، شرکتها و کارخانه‌ها در ایران و سپس در خارج از کشور را هم در بر می‌گرفت.

    با اوجگیری انقلاب و نامیدن آقای شاهپور بختیار به نخست وزیری، دولت او لایحه‌ای را دایر بر برگرداندن اموال بنیاد پهلوی به دولت به مجلس ارائه نمود و استدلالش این بود که این بنیاد خود منبع فساد است. با پیروزی انقلاب و دستیابی طیف جدیدی از راه رسیده به قدرت و حرص و آز در بچنگ آوردن اموال به تاراج رفته مردم توسط پهلوی، خود به شگردی دیگر دست زدند و بنیاد پهلوی را به " بنیاد علوی" تغییر نام‌دادند. اما با شگرد اسلامی، دولت موقت هم با تصویب قانون ملی شدن شرکتها، کارخانه‌ها، بانکهای وابسته به پهلوی و وابستگان، همه اموال به تملک دولت و نظام جدید در آمد. سپس مالکیت و اداره آنها به " بنیاد مستضعفان" انتقال یافت. اما بخش املاک "بنیاد پهلوی "در اختیار "بنیاد علوی" قرار گرفت و در سال 1374 همه اموال و املاک " بنیاد علوی" به مالکیت " بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی"در آمد. یک تقسیم وظایف و غنایم در این دو بنیاد اخیر صورت گرفت. " بنیاد علوی" در خارج از کشور به امورِ میراث رسیده از بنیاد پهلوی در خارج از کشور میپردازد و بنیاد مستضعفان هم فعالیتهای خود را دردخل و تصرف املاک مردم مصادره شده از زمان پهلوی در داخل کشور و صرف در آمدهای حاصله را در اشاعه اسلام فقاهتی می‌پردازد. همان‌طورکه محسن رفیق دوست (پول دوست) رئیس سابق بنیاد مستضعفان می‌گوید: اختیار اموال بنیاد در دست ولی فقیه است اما در فعالیتهای اقتصادی نقشی ندارد. او در مصاحبه‌ای بدون اشاره به مصادره به زور بزرگترین واحدها و مراکز اقتصادی سودآور کشور، به پرسشها پاسخ می‌گوید. بخشی از پرسش و پاسخ در ذیل آمده‌است

● برخی‌ها می‌گویند بنیاد 30 درصد فعالیت اقتصادی کشور را در اختیار دارد...

٭ من فکر نمی‌کنم که سه در هزار هم باشد.

● شما گردش کار مملکت را چقدر می‌دانید؟

٭ نمی‌دانم. چند صد هزار میلیارد. بنیاد همین چند وقت پیش که به اصطلاح مجمع داشتیم، 9 هزار و هفتصد میلیارد تومان گردش کارش در یک سال بود.

● عملکردش سود آور است دیگر؟

٭ بله. خیلی سود کمی هم دارد.

● الان بیشتر در کدام بخش‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند؟

٭ بنیاد عملاً در جاهایی می‌رود که مثلاً‌ ایرانسل شرکت کرده است. کارخانه برق در جاهایی که دولت درخواست می‌کند می‌سازد. یا هنوز هم پروژه آزاد راه تهران - شمال را با دولت کشتی می‌گیرند.

● چرا کشتی‌ می‌گیرند؟

٭ چون خیلی تغییرات کرده است، دو تا فاز اول و آخر یعنی یک و چهار انجام می‌شود، فاز 2 و سه هم مشکل است ...

● در مراودات اقتصادی خارج از ایران که مثلاً ممکن است بخش خصوصی بخواهد به خاطر تحریم‌ها نتواند اقدام کند، ...

٭ من ندیدم خارج از کشور کار کند. من عضو هیات امنای بنیاد هستم. در گزارشات‌ ندیده‌ام با خارج از کشور کار کنند.

● یعنی سرمایه‌گذاری‌های ....

٭ با کارهای عمرانی در خارج از کشور شرکت می‌کنند.

● پروژه مشترک عمرانی؟

٭ بله. در پاکستان یا آفریقا یا ونزوئلا بنیاد هم مثل بقیه می‌رود و شرکت می‌کند. آنها منعی ندارد. بقیه هم می‌روند. از کشورهای دیگر هم می‌روند. ولی اینکه مثلاً سرمایه‌گذاری بکنند در خارج از کشور خیر. نه در ایران سرمایه‌گذاری می‌کند.

● درآمدش را خرج چه چیزی می‌کند؟ یعنی سود بنیاد به مستضعفان می‌رسد؟

٭ یک بخش عمده‌ای اش بخش محرومیت زدایی است.

● پس این اعداد و درآمدهایش کم....

٭ 700-800 هزار است

● آنچنان به چشم نمی‌آید...

٭ به زودی شاید بازدهی بنیاد بیشتر شود. چون خیلی کارهای بزرگ در دست دارد.

● مردم برنده یا مالک اصلی بنیاد هنوز حساب می‌شوند یا نه؟

٭ بله.

● واقعاً اینطوری است؟

٭ بله.

● خب می‌شود به مردم به شکل سهامی واگذار شود شبیه سهام عدالت...

٭ این را باید از آقا سئوال کرد.

● خودتان چه فکر می‌کنید؟ اگر اینطور بود شفاف‌تر نمی‌شد؟

٭ اولاً تقریباً خیلی از جاهایی که داشته و می‌شده این کار را بکند، این کار را کرده است. یعنی بانک سینا، الان سهم بنیاد در این بانک زیر 30 درصد آمده‌است. همینطور بیمه سینا. یکی از کارخانه ها هم همینطوروسهامش را در بورس فروخته‌است. این کار را دارد انجام می‌دهد. ولی حتی مثلاً‌ نیروگاه‌هایی که در حال ساخت دارد، در برنامه‌اش این‌است که سهامش را به مردم واگذار کند. اما مقام‌معظم رهبری تصمیم گیر اصلی است.

● سهامی که واگذار می‌کنند پول در عوض می‌گیرند..

٭ مجانی بدهد؟

● به هر حال بنیاد دارایی دارد. در دارایی‌های بنیاد چه کسانی سهیم هستند؟ مردم که سهیم نیستند؟

٭ مال مردم است.

● اگر مال مردم است شکل سهام نمی‌تواند....

٭ ببینید. ما در مملکت دو تا بحث داریم. یک بحث دولت داریم. یک بحث حکومت داریم.همین الان من از شما سئوال می‌کنم. کالای قاچاق که می‌گیرند، کجا می‌رود؟ می‌دانید؟

● آخرش در بازار فروخته می‌شود دیگر.....

٭ نه دولت می گیرد.

● به کی‌ می‌دهند؟

٭ پولش را هرجایی که آقا دستور بدهد، می‌دهند. چون اموال بلاوارث، بلامالک و مشکوک‌المالک همه اینها در نظام اسلامی در اختیار حاکم است. حاکم است که می‌گوید که این پول را چه کار کنند. الان چند سال است که در مملکت ما با همت آقای قرائتی یکی از احکام تعطیل شده اسلام،‌احیا شد یعنی زکوة

● حالا درباره بنیاد صحبت کنیم.

٭ اجازه دهید. این زکوة را چه می‌کنند؟ اقا دستور می‌دهند که زیر نظر کمیته امداد در همانجایی که زکوة می‌دهند، به مصارفش برسد. قانونش هم همین است. همانجا هر چقدر که مردم محل لازم دارند بسازند. بنیاد هم از اموال حکومت است. یعنی نه مال دولت است. نه مال ملت نه مال شخص آقا. از اموال حکومت است. اختیار اموال حکومت مثل اموال قاچاق و اموال مشکوک‌المالک در اختیار ولی فقیه است. ایشان دستور می‌دهند.

● در کشورهایی مثل سوریه و فلسطین که منافع ایران در خارج از کشور ... یعنی اینکه فعالیت‌های بنیاد برای کمک به دولت بشار اسد و ....

٭ اصلا بنیاد در آنجاها نیست. بنیاد خارج از ایران نیست. دولت ایران است. بله وقتی ما همان اوایل پیروزی انقلاب و آزادی خرمشهر و اشغال لبنان لشکر کشیدیم و رفتیم لبنان، من یکی از مسوولین اصلی‌اش بودم. بعد که امام متوجه شد گفت که برگردید و آن عده‌ای که باید بمانند، بمانند و لبنانی‌ها را آموزش دهند. بله. حزب‌الله پیدا شده از سپاه است. هر چند الان خیلی خودش را از ما جدا کرده است و در دنیا شاید یکی از خوش‌نام ترین افراد در دنیای عرب است. لذا بله این کمک‌ها را سپاه می‌کند اما بنیاد که اصلا در این عوالم نیست. ولی در داخل کشور ماموریت‌های زیادی را انجام می‌دهد. من وقتی رئیس بنیاد بودم آقا گفتند که بروید در نقاط محروم مدرسه بسازید. یک جایی هست به نام بازوفت. یک منطقه‌ای است در چهار محال و بختیاری که من رفتم آنجا یک مجتمع آموزشی ساختم. با خوابگاه. با خانه معلم.

    آسید علی خامنه‌ای رهبر " فقیر" جمهوری اسلامی هم در تاکید حرفهای رفیق دوست ، به طلاب و اساتید حوزه علمیه قم می‌گوید:

«در حوزه‌ها هزینه‌هایى وجود دارد که جز با کمک بیت‌المال مسلمین و کمک دولتها امکان ندارد آن هزینه‌ها تحقق پیدا کند. دولت‌ها موظفند این هزینه‌ها را بدهند، دخالتى هم نباید بکنند. بسیارى از مدارس مهم در شهرهاى گوناگون به وسیله امرا و سلاطین و بزرگان ساخته شده...حوزه پشتیبانى‌هاى گوناگون را از سوى نظام می‌پذیرد، با عزت و با مناعت. این پشتیبانى‌هایى که امروز نظام از حوزه‌هاى علمیه می‌کند و باید هم بکند و باید هم بیشتر بشود، اینها وظایفى است که دارد. فقط هم پشتیبانى مادى نیست".

    به راستی تامین هزینه120 دلار در ماه برای 4 هزار طلبه در زینبیه سوریه یک ضرورت ملی است یا تامین 8 میلیون هموطن در زیر خط فقرمطلق؟

    آری براي هزینه کردن به در آمد نیاز است. همانطوریکه میدانیم اگر روحانیت قبل از انقلاب اسلامی 1357 در قدرت سیاسی شرکت نداشت اما با باج خواهی از شاهان و تصرف اموال و مستغلات در اشکال "اوقاف"، انتصاب اموال به فلان امام و امامزاده و انحصار خطبه عقد و ثبت اسناد و غیره در انتظار به قدرت نشستن بود. با انقلاب و دست اندازی به اموال بنیاد پهلوی دیگر رقیبی برای خود نمی‌بیند. از فردای انقلاب همان روش محمد رضا شاه پهلوی را در پیش گرفته‌است. املاک را بنام بنیاد علوی مصادره کرد. بعنوان یک نمونه کوچک، در خطه مازندران شروع به فروش زمینهای تصاحب شده زمان پهلوی به صاحبان اصلی نمود. در شهرهای مختلف به قیمتهای مختلف. اینک وضعیت طوریست که اگر وارثی بخواهد خانه پدری و اجدادی خود ر ا باز سازی کند عملی نیست. براي ساختمان اگر احتیاج به وام داشتی ابتدا نباز به اجازه از شهرداری داری و شهرداری هم تقاضای سند می‌کند. براي سند باید به بنیاد علوی و مستضعفان مراجعه کنی. بعبارتی باید بنا بر نرخ روزتحمیلی بنیاد بمیزان 60 درصد قیمت هر متر مربع به حساب بنیاد واریز کنی. اگر امکان مالی نداشتی بطور استثناء بانک به تو با نرخ 7 درصد سود وام میدهد. از این نرخ بهتر نمیتوانی پیدا کنی و آقایان هم عجله دارند تا همه چیز را نقد کنند. بازار کسب و کار خوابیده است. فعلا همه چیز مسکوت است. تا در فرصت مناسب، آسید علی خامنه‌ای فرمان نهائی را صادرکند. اما تا آن موقع مردمان اکثر شهرهای خطه مازندران در سر در گمی بسر می‌برند. در مورد یک نمونه از آن‌، می‌توان به گزارش جمهوری اسلامی ایران(ایرنا) استناد کرد:

    مسئولان، مشکل اوقافی و بنیاد علوی بودن اراضی مان را مشخص کنند. تاریخ 11.101390

نوشهر - شماری از اهالی شهرستان نور با بیان اینكه بخش زیادی از زمین‌های منطقه اوقافی و جز املاك بیناد علوی است، گفتند: این مشكل، اهالی را در انجام بسیاری از امور نظیر گرفتن سند زمین و ساخت و سازهای مسكن با مشكل جدی مواجه كرده‌است.

   نایب رییس شورای اسلامی شهر"رویان" از توابع شهرستان نور در این باره به خبرنگار ایرنا گفت: تمام زمین‌های شهر رویان متعلق به بنیاد علوی است و یک شهروند نمی‌تواند براي بنای مسکونی یا زمین خودش سند تهیه کند. او افزود: شهروندان اگر بخواهند سند زمین بگیرند باید به میزان قیمت زمین، وجه به حساب بنیاد علوی بپردازند. وی اظهار داشت :با توجه به این كه مردم چندین نسل مالك زمین بودند، چرا باید اكنون زمین‌ها را با قیمت زیاد از بیناد علوی بخرند، در حالی كه این سیاست اصولی نیست و از توان آنان خارج است؟ صرف 60 درصد قیمت زمین شخصی برای گرفتن استعلام از بنیاد علوی با اهداف این نهاد مردمی در تعارض است. رییس شورای شهر رویان نیز گفت: توسعه شهر رویان به دلیل بنیادی بودن زمین‌های این شهر، به رغم فعالیت 55 ساله شهرداری، با كندی صورت می‌گیرد. او افزود: به همین علت سرمایه گذاران نیز رغبتی به سرمایه گذاری در زمین‌های فاقد سند و یا متعلق به بنیاد علوی ندارند. او می‌گوید: بیشتر متقاضیان پولشان را صرف دریافت سند زمین از بنیاد علوی می كنند و توانی برای آنان جهت انجام امور دیگر باقی نمی‌ماند. او خواستار اتخاذ تدابیر اصولی براي رفع مشکل زمین‌های این منطقه شد. رییس شورای شهر" ایزد شهر" در خصوص بنیادعلوی و موقوفی بودن این شهر گفت: ما منكر وقف نیستیم و قصد لطمه زدن به اعتقادات مردم را هم نداریم، ولی خواستار اجرای حدود وقف نامه هستیم نه كمتر نه بیشتر. او افزود: در 150 سال پیش ایزده یك روستا كوچك بود، اكنون به شهر تبدیل شده‌است كه موقوفه بودن همه محدوده این شهر مشكلاتی را برای شهروندان ایجاد كرده‌است.

    رییس اداره منابع طبیعی شهرستان نور هم به موقوفی بودن مناطق جنگلی روستای "افراسیاب كلا" این منطقه اشاره كرد و گفت: مشخص نبودن محدوده وقف باعث شده مناطقی از عرصه‌های جنگلی را هم موقوفی اعلام كنند. او در ادامه می‌گوید: این در حالی است كه این عرصه‌ها شخصی نبوده و امكان وقف برای اشخاص فراهم نیست.

    شهردار چمستان به ایرنا گفت: موقوفی بودن بخش عظیمی از محدوده چمستان باعث خسارات زیادی به شهرداری و شهرستان شده‌است.

    وی افزود: موقوفی بودن شهرك صنعتی در چمستان باعث توقف كار تولید شده و حتی بر تداوم كار و فعالیت ساخت و سازها در این شهرك اثر گذاشته است.

    بخشدارچمستان نیز به ایرنا گفت: 27 روستای این بخش مشكل اوقافی دارند كه باعث شده مردم به ساخت و ساز غیر مجاز رو بیاورند. او افزود: اخذ مبالغ هنگفت بابت ارزش زمین و یا اجاره بها در قبال پاسخ به استعلام از نهادهای مربوط ، موجب شده مردم به ساخت غیر مجاز روی آورند.

    وی خواستار بازنگری اوقافی بودن زمین‌های منطقه ازسوی مسوولان امر شد. فرماندار شهرستان نورهم خواستار تشکیل کار گروهی مرکب از نمایندگان دستگاهها و مردم جهت مشخص شدن حدود دقیق موقوفات در این شهرستان شد. وی به خبرنگار ایرنا گفت: مشخص نبودن حدود موقوفات باعث ساخت و ساز غیر مجاز شده‌است و امكان سرمایه گذاری را به واسطه عدم امكان اخذ سند با مشكل مواجه كردهاست. او درادامه می‌گوید موقوفی بودن زمین‌های نور باعث عدم پرداخت تسهیلات به سرمایه گذاران و واحد‌های تولیدی و عدم صدور سند شده كه این مشكل در شهرك صنعتی واحد‌های تولیدی را به تعطیلی كشانده‌است. فرماندار نور گفت: مشكلات موقوفی بودن باعث خساراتی به مردم در احداث بنا شد به طوری كه حجم وسیعی از مراجعات مردمی را این‌گونه شكواییه‌ها تشكیل می‌دهد. احمد ناطق نوری، نماینده مردم نور و محمود آباد در مجلس شورای اسلامی تعیین حدود وقف نامه‌ها را ضروری دانست و گفت: این وقف نامه‌ها كلی است و باید ریشه جغرافیایی آنها را مشخص كرد. وی افزود: رهبر معظم انقلاب طی دستوری، امر به احسن كردن موقوفات داشتند و با انجام این مهم بسیاری از مشكلات شهرستان حل می‌شود. او ادامه داد: بر اساس نظر رهبری، انفال قابل وقف نیست و حتی در خصوص دانشگاه آزاد همین مشکل را داشتیم كه فرمودند.

    ناطق نوری گفت: در شهرستان نور مناطق جنگلی و ساحلی كه جزء انفال هستند، موقوفی اعلام شده‌است كه از اساس باطل است. وی اضافه كرد: اداره اوقاف و امورخیریه فقط به نام منطق انگشت می‌گذارد، در حالی كه وقف اولیه غیر از آنچه كه الان مد نظر است، بوده و اكنون وسعت شهرها و روستاها صد برابر شده‌است. اوخواستار مشخص شدن حدود دقیق موقوفات شد. او گفت: نباید با تنگ نظری مردم را به ارزشهای دینی و مذهبی بدبین کرد و مسئول هستیم تا حدود را مشخص کرده، تعیین تکلیف کنیم.

    لازم به ذکر است که تا کنون در این دوران سی وسه ساله نظام اسلامی، بخشی از زمینهای مصلوب‌المالکیت به صاحبان اصلی، در قبال اخاذی، سند داده شده‌است.اما فقط در بخش کلارستاق یعنی حوزۀ جغرافیائی چالوس، نوشهر حدود 15 میلیون متر مربع تا تعیین تکلیف، باوجود نارضایتی مردم و نداشتن امکانات مالی، واگذار نشدند. در دیگر شهرهای مازندران مثل نور، بهشهر، قائم شهر... وضع بمراتب ناگوارتر است.

    اعلیحضرتا شما کاشتید ما می‌خوریم. لطفا به آقازاده و شورای سلطنت ایمیل بفرستید تا مبلغ "44" میلیارد دلار را به حساب شورای سلطانی ولایت مطلقه فقیه واریز نمایند. با سپاس و امید دیدار. تهران، ا ز طرف مقام معظم رهبری، آسید علی خامنه‌ای.

حسن نادری- 6 اکتبر 2012 ـ 16 آبان 1391

منبع: کار آنلاین