گزارش از ایران: جبهه‌ بندی‌ ها در سپاه و رویارویی‌ های آنها

 چاهی كه خامنه‌ ای در نهايت خود در آن سقوط خواهد كرد و ايران را به لبۀ نابودی خواهد كشاند

 
    خامنه‌ ای، اين روزها وضع خوبی به لحاظ روحی ندارد و دل به جنگ با رئيس جمهور و مردم سپرده و نگران است که مجلس جدید را چگونه مدیریت کند. سال هاست كه به عنوان فرمانده كل قوا، برای حفظ موقعيت خود از گزند نيروهای مسلحی كه ولايت مطلقۀ او را نگاه داشته اند، از بازی ایجاد تفرقه و تضاد ميان آنها استفاده نموده و برای نظارت، از كليۀ سياست های كنترلی بهره می برد.
 
 برای حفظ ولايت مطلقه، او چندين نيروی نظامی و امنيتی را در كنار يكديگر سازماندهی كرده‌ است. چه بسا همین کار موجبات حذف وی را نيز فراهم آورند. زيرا ميان آنها تضاد و اختلاف به حدی است كه او ناچار است هر از چندی جلسه تشکیل دهد تا مگر میان فرماندهان این نیروها، متارکه برقرار کند. از قرار، زمان مصرف تدبیرهای او، به انتها رسيده‌ است. زيرا اینک دستگاهی که او ساخته‌ است، با خطر متلاشی شدن از درون روبرو است.
 
     خامنه‌ ای نيروهای مسلح كشور را با صرف ده‌ ها ميليارد دلار به شكلی سامان داده‌ است که حافظ او، بمثابۀ صاحب اختیار کشور باشند و در همان‌ حال از او فرمان ببرند. و نیز، هر زمان كه ضرور ديد، از يك نيرو جهت سركوب و مهار نيروی ديگر استفاده كند. بنابراین از این مهم غافل مانده‌ است که هرگاه روزی اين نيروها بخواهند در برابر يكديگر صف آرایی نمايند، كشور را صحنۀ جنگ می‌ کنند و بلاي سوريه و سودان و يمن و... را بر سر ايران می‌ آورند.
 
    خامنه‌ ای نيروی ارتش جمهوری اسلامی را در كنار و برابر نيروی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ايران قرار داده‌ است. مقامات ارتش را، یکایک او منصوب می‌ کند و آنها را به ترتیبی بر می‌ گزیند که در برابر یکدیگر قرار بگیرند، و نه به ترتیبی که همکار  یکدیگر باشند. و
 
● نيروی زمينی ارتش را در برابر نيروی زميني سپاه و
 
● نيروی هوايی ارتش را در برابر نيروی هوا و فضای سپاه و
 
● نيروی دريایی ارتش را در برابر نيروی دريایی سپاه  قرار داده‌ است.
 
    نيروی انتظامی و  بسيج و چماقداران را به صورت محسوس، و غير محسوس و نامرئی، برای مهار و سركوب مردم شهرها، در شهرها مستقر، و سپاه را نيز حامی آنها گردانده است.
 
    واواکی‌ ها و اطلاعات سپاه پاسداران و اطلاعات نيروی انتظامی و اطلاعات قوۀ قضائيه و اطلاعات ارتش و اطلاعات بيت رهبری  را نيز روبروی هم قرار داده‌ است، تا بتواند اطلاعات مورد نياز برای جلوگيری از هر اقدام اعتراضی را از پيش بدست آورد و این‌ دستگاه‌ ها همواره دستگاه‌ های جاسوسی او بمانند.
 
    برای روشن‌ تر شدن اختلافات و تضادها، تنها به اختلافات ميان سرداران سپاه پاسداران خواهيم پرداخت، تا نشان دهيم ميان اين تازه به دوران رسيده ها كه تعداد آنها در طول سال های بعد از انقلاب و رشد قارچ مانند، به هزاران سردار ملا و مكلا رسيده، وضعيت به چه صورت است.
 
     در زير مجموعه فرماندهی كل قوا، ستاد فرماندهی ای وجود دارد كه فرماندهی آن را به حسن فيروزآبادی، البته سرلشكر، واگذارده است كه با برخی از سرداران، از جمله محمد علی جعفری فرماندۀ كل سپاه پاسداران و همچنين سردار يدالله جوانی مشاور نمايندۀ ولی فقيه در سپاه پاسداران و مدير نشریۀ جوان و نيز سردار محمدرضا نقدی فرماندۀ سازمان بسيج، رو در رو است. اختلافات آنها  گاهی اوقات علنی می شود.
 
به عنوان نمونه، سردار سرلشكر محمد علی جعفری فرماندۀ کل سپاه پاسداران، روز شنبه اول مهر۱۳۹۱ طی یک کنفرانس خبری که به بهانه سالروز شروع جنگ هشت سالۀ ایران و عراق برگزار شد، وقوع جنگ با اسرائیل را قطعی دانسته و گفته بود: "تهديدات آنها تنها ثابت می كند كه دشمنی آنها با اسلام و انقلاب، جدی است و نهايتاً اين دشمنی ها به درگيری فيزيكی ختم خواهد شد". محمدعلی جعفری با بیان اینکه "جنگ رخ خواهد داد، اما اينكه كجا و كی باشد، معلوم نيست"، تأکید کرده بود: "اين اتفاق بالاخره رخ خواهد داد؛ چراكه انقلاب با اين شتاب كه به سمت اهدافش حركت می كند، برای آنها قابل تحمل نيست، و بالاخره روزی شرايط جنگی را بوجود خواهند آورد. حتی اگر عقلانيت هم به خرج داده شود، اما اين حادثه رخ می دهد".
 
     بعد از سخنان سردار سرلشكر محمد علی جعفری، سردار سرلشكر بسيجی، حسن فیروزآبادی، در ۱۷ مهر ماه ۱۳۹۱گفت: "برخی افراد به‌گونه‌ ای صحبت می‌ کنند که این تصور در بین مردم ایجاد می‌ شود که گویی می‌ خواهد جنگ شود؛ در حالی که این نوع حرف زدن «اشتباه» است. وقتی یک فرمانده نظامی حرف می‌ زند، «باید بداند» که از صحبت او برداشت سیاسی و امنیتی می‌ شود و در صحبت کردن خود باید اینگونه مسائل را محاسبه کند".
 
● خامنه‌ ای جانشينی خود در سپاه پاسداران را به علی سعيدی داده‌ است. او از كسانی است كه در بارۀ «هلال شيعی» (همان کمر بند سبز یا شیعۀ مرکب از ایران و عراق و سوریه و لبنان) سخنرانی هایی کرده‌ است. و در جريان كودتای انتخاباتی سال ۸۸، انجام آنرا توسط نيروهای سپاه علنی کرد. البته سردار سرلشكر جعفری در سخنرانی ديگری فاش گفته بود که کار، کار سپاه بود. در كنارِ سعیدی، ذوالنور يار مصباح يزدی و سردار يدالله جوانی به عنوان مشاور قرار دارند..
 
● فرماندهی كل سپاه پاسداران را به سرلشكر محمد علی جعفری داده‌ است و او با بخش های مختلف سپاه، مشكل دارد 
 
● رياست سازمان اطلاعات سپاه پاسداران را به سردار حسين طائب داده‌ است كه با فرماندۀ كل سپاه پاسداران اختلاف دارد و به او اعتناء نمی‌ کند. به گونه ای كه جعفری از رهبری خواسته‌ است اين سازمان را بار ديگر به معاونت تبديل كند تا بتوان آنرا كنترل نمود. علت درخواست سردار جعفری از رهبری این است كه به دستور طائب در دفتر كار برخی مسئولان امنيتی، شنود كار گذاشته شده بود.
 
● فرماندهی سازمان بسيج سپاه پاسداران را به  سردار محمد رضا نقدی داده‌ است كه با سردار جعفری و فيروزآبادي و...، در اختلاف می باشد.
 
● معاون جعفری، سردار حسين همدانی، در جريان سركوب مردم در كودتای انتخاباتی سال ۸۸، به جمع آوری چاقو كشان و اوباش و آماده سازی آنها جهت حمله به مردم در عاشورای همان سال مشغول بود. بنابر دلايلی كه هنوز نامشخص هستند، در سوريه، با او تسویه حساب شد و به قتل رسيد. مرگ او، مانند مرگ مشكوك احمد كاظم، فرماندۀ نيروی زمينی سپاه، بر اثر سقوط هواپيما، بود.
 
● سردار سرلشكر فيروذ آبادی در چند نوبت از سردار جوانی و سردار نقدی بابت انتشار مطالب خلاف واقع در نشرياتِ زير نظر خود، انتقاد كرده و خواستار جلوگيری از انتشار اينگونه مطالب شده ‌است. وی در ارديبهشت ماه سال ۹۳ چنين گفته‌ است:
 
به گزارش فرارو، روز گذشته رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در سخنانی بی‌ سابقه از برخی رسانه‌ ها به خاطر انتشار اخبار «تفرقه انگیز»، «شایعه» و  «تهمت» بی‌ مبنا، انتقادکرد و گفت: "من خطی و سیاسی عرض نمی‌ کنم، حتی رسانه‌ هایی که به نوعی به نیروهای مسلح مرتبط اند، خطا می‌ کنند. برابر مشی و منویات رهبری حرکت نمی‌ کنند، باید روش‌ شان را اصلاح کنند، والا ما با آنها برخورد می‌ کنیم. رهبری فرمودند که از دولت حمایت کنید، به پیشرفت کشور کمک کنید، هرکس هر جا هست، همان‌ جا را بسازد، انتقادِ مخرب نکنید، هو و جنجال نکنید، آرامش جامعه را بهم نزنید. خوب، اینها اصولی است که سیاسیون و رسانه‌ ها باید به آن عمل کنند".
 
    فیروز آبادی همچنین با دفاع تمام قد از حسن روحانی گفت: "ما باید به این رئیس‌ جمهور افتخار و شکرگزار وجود ایشان باشیم و باید همۀ همت‌ مان را بگذاریم در پشتیبانی دولت که بتواند در این شرایط حساس، کشتی کشور را پیش ببرد".
 
● فرماندهی سپاه قدس سپاه پاسداران را به سردار سرلشكر قاسم سليمانی داده كه او هم رابطۀ خوبی با سردار سرلشكر محمد علی جعفری ندارد
 
در مهرماه ۱۳۹۱، حجت الاسلام علی شیرازی در گفتگویی با هفته نامۀ ۹ دی، متعلق به حمید رسایی از اعضای فعلی مجلس، اختلافات میان این دو را تکذیب کرد.
 
گفتنی است كه شيرازی از نزديكان مصباح يزدی می باشد كه در سپاه قدس نقش نمايندۀ «مقام معظم رهبری» را بر عهده دارد.
 
     نمایندۀ خامنه‌ ای در نیروی قدس سپاه دربارۀ اختلافات این دو فرمانده ارشد سپاه گفته بود: "سردار سلیمانی نیروی آقای عزیز جعفری است، آقای عزیز جعفری، فرماندۀ نیروی زمینی بوده است و آقای سلیمانی فرماندۀ لشگر ثارالله یا فرماندۀ نیروی جنوب. بچه های جنگ، یک ارادتی نسبت به همدیگر دارند، این ارادت قلبی است که فکر کنم تا قبر و بعد از قبر هم ادامه دارد ... آقای عزیز جعفری فرمانده است، گرچه فرماندۀ دوران جنگ، بحث بالا و پایین نیست. یک علقه‌ ای ایجاد کرده است بین افراد. همین امروز سردار سلیمانی می گوید و هفتۀ گذشته هم ایشان گفت که سردار جعفری اگر نکته‌ ای بگوید، ما باید تبعیت کنیم. بله، رابطۀ ایشان با مقام معظم رهبری قوی است، ولی دلیل نمی‌ شود فرماندۀ سپاه اگر چیزی را گفت، تبعیت نکند، و این تبعیت و علاقه وجود دارد و علاقه، طرفینی است. هم آقای عزیز جعفری به آقای سلیمانی ارادت دارد، و هم آقای سلیمانی به ایشان... به هر حال بعضی‌ ها وجود دارند که می‌ خواهند این افراد را تضعیف کنند، تا سپاه و نیروی قدس را تضعیف کنند که البته با این حرف ها اختلافی بوجود نخواهد آمد".
 
     شيرازي نمی خواهد بگويد هنگامی كه سردار محمد علی جعفری در مورد جنگ با اسرائيل گفته بود: " ...جمهوری اسلامی روز به روز دارد قوی‌ تر می‌شود. خوب، وقتی اسرائیل خودش را در معرض نابودی می‌ بیند، دست و پا می‌ زند. کار احمقانه هم سهل است و دست به یک جنگی می زند که حداقل بتواند یک نیشی به ایران بزند".
 
     در مخالفت با اظهارات او، سردار فيروزآبادی و سردار سليمانی و  سردار جزايری و حتی محمود احمدی نژاد، اظهارات کردند.
 
● فرماندهی هوا و فضای سپاه پاسداران را به امير علی حاجی زاده واگذارده است كه به جانشين فرماندهی كل سپاه پاسداران، یعنی سردار سرتيپ حسين سلامی نزديك‌ تر است تا سردار جعفری و اين هر دو سردار، به همراه سردار غيب پرور، معروفند به سرداران سرب داغی (سرداران سرب داغ، به سردارانی گفته می شود كه شعار می دادند اگر  بازرسان  آژانس بین‌ المللی انرژی اتمی بخواهند از منطقۀ پارچين ديدن كنند، جواب آن‌ ها را با سرب داغ خواهيم داد!)
 
● فرماندهی نيروی دريایی سپاه را به سردار علی فدوی داده كه به سردار فيروز آبادی نزديك‌ تر است، تا سردار محمد علی جعفری
 
و...
 
     خلاصه در فرماندهی سپاه  بلبشويی است كه شخص خامنه‌ ای در سال گذشته و به هنگام نزديك شدن به زمان نوشيدن جام زهر تسلیم (امضای قرارداد وین)، مجبور شد از سردارانی چون سرلشكر محسن رضایی و سرلشكر رحيم صفوی بخواهد برای كنترل سپاه، بار ديگر به سپاه باز گردند .
 
     دير زمانی است كه اختلافات سرداران سپاه مشهود تر شده‌ است. با توجه به گفته‌ ها و عملكرد، در سپاه، دو گروه مقابل يكديگر قرار گرفته اند:
 
٭ جبهۀ  اول، گروه جنگ طلبان و افراطيون:
 
       اعضای این جبهه، مرکب از  گروهی از سرداران سپاه هستند. متشكل از عده‌ ای فرماندۀ دوران جنگ و برخی سرداران جنگ نديده‌ ای است كه به هر شكل برای از دست ندادن قدرت، خود را همه كارۀ نظام می دانند و خود را آلت فعل خامنه‌ ای می‌ نمایانند و هر چه او بگويد به مانند طوطی تكرار می كنند؛ تا شايد موقعیت و قدرت خود را حفظ کنند.
 
    اين گروه می داند که خامنه‌ ای از هر فرد يا گروهی تا زمانی حمايت می كند كه به او نياز داشته باشد، و بعد از انجام مأموريت و تمام شدن تاريخ مصرف به مانند دستمال كهنه‌ ای به دور شان می‌ اندازد. از اینرو، خود را جانبدار تکلیف محوری می‌ دانند و چنان عمل می‌ کنند که خامنه‌ ای همواره به آنها احتیاج داشته‌ باشد.
 
     یادآور می‌ شود که  همين گروه از سرداران سپاه هستند كه هر چند سيد علی خامنه‌ ای را ولی مطلقه می دانند، اما برای سپاه، شان و مرتبت علی حده، قائل هستند. در گذشته،  برای موقعیت اول بخشیدن به سپاه در سلسله مراتب قدرت، با تهديد به اسلحه، هم مقام ولايت را از آن خامنه‌ ای کردند، و هم به او مقام مرجعيت بخشیدند. و چون می‌ دانند قدرتمدار عوامل پدید آورندۀ موقعیت خود را از میان می‌ برد، پس به ترتیبی عمل می‌ کنند که حذف نشوند و خامنه‌ ای به آنها محتاج بماند. از جمله، در نزاع بر سر قدرت، همواره ضد طرفی قرار می‌ گیرند که با «رهبر» زاویه پیدا کند. از اینرو، اين گروه همواره ضد «اصلاح طلبان» و دیگر کسانی بوده‌ اند که با خامنه‌ ای زوایه پیدا کرده‌ اند. از اینرو، با آنکه خامنه‌ ای جهت حفظ مقام خود، تن به خوردن جام زهر موافقت با قرارداد وین (برجام) داد، اعضای این گروه اين «نرمش قهرمانانه» را برنتافتند و کاسۀ داغ‌ تر از آش شده‌ اند. زيرا به خوبی می دانند قوت گرفتن رقیب در درون نظام، آنچه را که بطور غير قانونی بدست آورده‌ اند، و نیز موقعیت خود را هم، از دست می‌ دهند. به اتکای این گروه است که خامنه‌ ای «برجام ستیز» شد، تا مگر بباوراند او تن به نوشیدن جام زهر نداده‌ است.
 
    گفتنی است كه اين دسته از فرماندهان سپاه به دو شكل ملبس به لباس نظامی و نيز لباس شخصی، اقدامات مورد نظر را انجام می دهند. به روش کارشان در آینده می‌ پردازیم. در اینجا یادآور می‌ شویم که اين گروه از فرماندهان سپاه معتقدند كه
 
۱- در جريان پذيرش قطعنامه ۵۹۸، برخی از مقام‌ ها خيانت كرده و امام را مجبور به نوشيدن جام زهر ساخته‌ اند؛
 
۲- جنگ هشت ساله می بايد ادامه می‌ یافت و آن عده که امام را فريب داده و سبب پایان جنگ شدند، خطاکارند؛
 
۳- دولت بازرگان و بني صدر را خائن می دانند و منتظری را ساده لوح و خاتمی را فتنه گر، و هاشمی را جزء ساكتين. و حسن روحانی را هم خط بنی صدر می‌ دانند. از کودتای خرداد ۶۰، مقایسه با بنی‌ صدر، امری مستمر شده‌ است؛
 
۴- معتقد به صدور انقلاب به ديگر كشورها هستند. بنابراين دخالت مستقيم در بحران های ديگر كشورها را ضرور می بينند؛
 
۵- از كلیۀ توان جهت رویارویی با غیر خودی‌ های درون رژیم، استفاده می کنند و با هر تحولي در كشور، مخالف می باشند؛
 
۶- در مورد توافق وین، معتقدند، مانند دوران امام خمينی، عده‌ ای به خامنه‌ ای فشار آوردند تا مگر او را مجبور به نوشیدن جام زهر شکست و تسلیم کنند؛
 
۷- با هر اقدامی كه منجر به ايجاد آرامش در كشور و دور شدن از بحران گردد، به شدت مخالف هستند. چراکه موقعیت‌ های اعضای این گروه و نیز سپاه، فرآوردۀ بحران‌ ها (گروگان‌گیری و جنگ و بحران اتمی و حالا بحران جنگ در منطقه) هستند. ادامۀ وضعیت نیز نیاز به بحران دارد. به همين دليل هر زمان كه متوجه می شوند مسئولان كشور در حال حل مسئله‌ ای هستند، درجا، با پرتاب موشك يا نمايش شهر موشكی، چوب لای چرخ مسئولان می‌ گذارند؛
 
۸- به هيچ وجه حاضر به پذيرش حق حاکمیت و رأی مردم، وقتی عمل به حق است و دولت منبعث از حق مردم نيستند و در برابر آن می‌ ایستند؛  
 
۹- معتقد به بردن مردم به بهشت، با استفاده از شلاق، و حامی سياست النصر بالرعب هستند؛
 
۱۰- همۀ غير خودی ها را خائن، و خود را با آنها در جنگ می‌ دانند
 
٭ افراد عضو دو گروه مستقر در اين جبهه را می توان به شرح زير معرفی نمود:
 
۱- گروه اول، سردارانی هستند كه در حال حاضر در سپاه مصدر فرماندهی‌ ها هستند: سردار سرلشكر جعفری،  سردار امير علی حاجی زاده، سردار حسين سلامی، سردار محمد خاكپور، سردار يدالله جوانی، سردار محمد رضا مقدم فر، سردار محمد رضا نقدی، سردار حسين رمضانی، سردار محمد جعفر اسدی، سردار علی فضلی، سردار علی زاهدی، سردار سيد محمد مير لوحی، سردار مرتضی صفاری، سردار رضا سراج، سردار عبدالله ضيغمی (مشفق)، سردار اسماعيل قاآنی،سردار غلامرضا جعفری، سردار غيب پرور، سردار رمضان شريف، سردار احمدی مقدم، سردار اشتری، سردار محمد حسين رادان، سردار جمال آبرومند و ....
 
۲- گروه دوم، مرکب از سردارانی است که هم نظر با گروه اول هستند. البته اختلافاتی نيز با آنها دارند. این افراد، در لباس غير نظامی، مشغول به بحران سازی هستند. این‌ ها نیز تحت نظر و فرماندهی خامنه‌ ای عمل می كنند. البته به شكلی ديگر و عبارتند از: سردار حسين الله كرم، سردار عبدالمجيد محتشم (عبداللهی)، سردار محمد اسماعيل كوثری، سردار پرويز سروری، سردار حسين فدایی، سردار عليرضا زاكانی، سردار صفار هرندی، سردار محمد رمضانی، سردار محمد جعفری، سردار سعيد قاسمی، سردار محمد باقر ذوالقدر، سردار حقيقت پور، سردار نوباوه، سردار امين شريعتی، سردار مسعود ده نمكی، سردار كريمی قدوسی، سردار ضرغامی، و...
 
     سرداران عضو این دو گروه، عموماُ، در امور مختلف اقتصادی دستی پر دارند. به قول معروف جا نماز را آويخته‌ اند و رو به سوی دنيا كرده اند. اما در تظاهر جانماز آب می‌ كشند. فرزندان آنها عموماً در تهران و كشورهای ديگر از وضعيت خوب مالی برخوردارند. به همين دليل سعی می كنند كه آب گل آلودی كه آنها می توانند از آن به خوبی ماهی صيد كنند، صاف نگردد. یعنی برجام به شکست بیانجامد.
 
٭ جبهۀ دوم، جبهۀ موافقان «برجام»:
 
     اعضای این جبهه از فرماندهان بلند پایۀ دوران جنگ می باشند كه خامنه‌ ای به آنها اعتماد زيادی دارد و آنها را برای روز مبادا نگاه داشته است.
 
     از آنجا كه سياست‌ های خامنه‌ ای دوپهلو است و در ماجرای توافق هسته‌ ای نيز از همين سياست استفاده و خود را وسط نگاه داشته‌ است، اگر موفقیت حاصل شد، این جبهه عامل موفقیت خوانده می‌ شود و موفقیت به نام او ثبت می‌‌ شود، و اگر شکست حاصل شد، خود را مخالف مذاکره و توافق با امریکا بخواند و جبهۀ اول را پیش بکشد. دليل اينكه هر از چندی از برجام حمايت می كند و در جا، موشك دورپیما «آزمایش» می شود، پیروی از این سياست است.
 
    به هنگام نزديك شدن زمان نوشيدن جام زهر، او اين احتمال را می داد كه عده‌ ای از سرداران افراطی بخواهند مشكلاتی برای مقام وی ايجاد نمايند (مانند ذوالقدر) و ... لذا برای كنترل اين نيروهای خودسر و دارای مقام، فرمان بازگشت سردارانی چون رحيم صفوی و محسن رضایی به سپاه را صادر کرد.
 
     اعضای این جبهه بر خلاف افراد جبهۀ اول، در طول سال های بعد از جنگ، به اين نتيجه رسيده اند كه
 
۱- پذيرش قطعنامه ۵۹۸  ضرورت داشت.  
 
     سردار حسين علایی در سرزنش مخالفان پذيرش قطعنامه، می گويد: آنان که با پذیرش این قطع نامه مخالفت کردند، حتی یک روز جنگ را ندیدند و فوقش تنها اهواز را دیدند. وقتی ابتکار عمل دست ما باشد، این ما هستیم که تصمیم می گیریم چه کار کنیم. او، با حضور در خبرآنلاین، با اشاره به تفاوت تصمیم سازان و مصلحت‌ ها گفت: اگر قطعنامه ۵۹۸ را ۶ ماه زودتر می‌ پذیرفتیم، بهتر بود: ما در شرایطی که ناچار بودیم، قطعنامه را پذیرفتیم. در بارۀ همين موضوع، شمخانی و رضایی و ...  هم، نظر مشابهی اظهار کرده‌ اند.
 
۲- با جنگ و درگيری نمی توان انقلاب را حفظ نمود.
 
۳- برای حفظ كشور بايد از درگير شدن در جنگ‌ های منطقه‌ ای خودداری كرد
 
۴- برای ايجاد آرامش در كشور، حاضر به توافق با كشورهای ديگر هستند
 
۵- تا حدی معتقد به قدرت مردم و حضور آنها می باشند.
 
۶- در جريان برجام با آن موافق بوده و از آن حمايت می كنند.
 
۷- در شرايط فعلی از دولت حسن روحانی حمايت می كنند.
 
۸- تلاش دارند تا از بحران آفرينی در كشور خودداری شود.
 
۹- هر چند با برخی مواضع بازرگان، بنی صدر،  خاتمی، حسن روحانی و ... مشكل دارند، اما آنها را خائن نمی خوانند.
 
۱۰- برخی از آنها رابطۀ نزديكی با سيد حسن خمينی، هاشمی، و حتی خاتمی دارند.
 
٭ افراد اين جبهه نيز مانند جبهۀ اول به دو گروه تقسيم می شوند:
 
 ● گروه اول را افرادی تشکیل می‌ دهند كه هم اكنون صاحب مقاماتی هستند كه خامنه‌ ای به آنها داده‌ است و تا حدی كليدی هستند. اعضای اين گروه از وزن بالایی برخوردارند، زيرا چهره هایی هستند كه تا حدی در ميان مقامات نظامی و سياسی شناخته شده می باشند و حرف آنها تا حدی خريدار دارد و عبارتند از: سردار سرلشكر (دريادار) علی شمخانی (دبير شورای عالی امنيت ملی كه در جريان تأييد برجام از سوی نمايندگان مجلس تلاش بسيار کرد)، سردار سرلشكر محسن رضایی، سردار سر لشكر رحيم صفوی، سردار سرلشكر حسن فيروزآبادی، سردار سرلشكر غلامعلی رشيد، سردار سرلشكر قاسم سليمانی، سردار حسين علایی، سردار حسين دهقان، سردار وحيدی و ...
 
● افراد گروه دوم کسانی هستند كه از يك سو، می توان آنها را  عضو جبهه‌ ای ديگر دانست و از سوی دیگر، به دليل حمايت از افرادی چون حسن روحانی، حسن خمينی، هاشمی و خاتمی و بعضاً مير حسين موسوی و كروبی، می توان اعضای همين جبهه‌ شان دانست. اینان عموماً در سال ۸۸ از سپاه يا رانده، و يا مجبور به استعفا شده‌ اند. به هر حال در خارج از سپاه به كار مشغولند. از آن جمله‌ اند سردار محسن رشيد، سردار غلامعلی رجایی، سردار محمد باقر بختيار، سردار مهدی كيانی، سردار محمد مقدم، سردار محمد سليمانی، سردار علی صنيع خان و ...
 
     برخی از اینان، در دوران كودتای انتخاباتی به زندان نيز محكوم شدند و برخی از آنها در حال حاضر در جمعيت ايثارگران اصلاح طلب عضویت دارند. 

 


در این رابطه