جمال صفری: اشغال ایران توسط قوای متفقین درجنگ جهانی دوم و سقوط پهلوی اول (۷)

Mosadegh-Mohamed-1خرداد، بمناسبت صد و سیُ و سومین سالگرد تولّد دکترمحمّد مصدّق «زندگینامۀ دکترمحمّد مصدّق»۱۱۷ ) – بخش  هفدهم (

٭آمادگي براي عمليات:

    بلافاصله، طبق مشاغلي كه قبلاً ‌تعيين شده بود، ستوان‌يكم خسروي به وسيله كاميوني كه در تصرف گروه مقاومت بود، مأمور آوردن بنزين و سروان نور بهشت مأمور اسلحه‌خانه براي توزيع اسلحه و مهمات بين درجه‌داران و افراد گروه مقاومت گرديده و به‌منظور آمادگي براي عمليات بعدي مشغول به‌كار شدند.

 اعلاميه «ستاد گروه مقاومت»:

    پس از اين اتفاق‌ها، سروان وثيق تصميم گرفت پس از تبادل نظر با افسران، اعلاميه‌اي تحت عنوان «اعلاميه گروه مقاومت» كه خود قبلاً متن آن‌را تنظيم كرده بود، تكثير و براي اطلاع مردم پايتخت به وسيله هواپيما در شهر منتشر كند. ولي ضمن تجمع و تبادل نظر با افسران، تصميم گرفته شد پيش از اقدام به پخش اعلاميه، يك پرواز اكتشافي در آسمان تهران انجام گيرد. در اجراي اين تصميم استوار شوشتري و استوار سوادكوهي با دو فروند هواپيما به پرواز درآمده و پس از بازگشت و فرود اطلاع دادند كه در شهر خبري نيست، ولي دو زره‌پوش را ديده‌اند كه به‌طرف هنگ در حركتند.

دستور سركوبي مقاومت:

     سروان حميد ناصري و سروان يدالله اميني كه موفق شده بودند صبح همان روز به نحوي از پادگان قلعه‌مرغي خارج شوند و به‌وسيله خودرو كرايه خود را به ستاد جنگ (باشگاه افسران ارتش در خيابان سوم اسفند) برسانند، جريان مقاومت پادگان قلعه مرغي را اطلاع دادند. ستاد جنگ به محض آگاهي از ماجرا، به‌وسيله تلفن با سرلشكر بوذرجمهوري، فرمانده وقت لشكر يكم تماس گرفته و دستور سركوبي مقاومت كنندگان قلعه‌مرغي را صاد كرد و در ضمن به يكان‌ ضدهوايي هم دستور داده شد تا به‌سوي هواپيما‌هاي گروه مقاومت كه در آسمان پايتخت پرواز مي‌كردند تير اندازي شود.

    سرلشكر بوذرجمهري با استحضار از جريان امر و دستور ستاد جنگ، گروهان زره‌پوش لشكر يكم را مأمور سركوبي مقاومت كنندگان قلعه‌مرغي كرد. در اجراي اين مأموريت، سروان انصاري، فرمانده گروهان زره‌پوش به‌منظور درهم شكستني مقاومت با چند زره‌پوش راه قلعه‌مرغي را در پيش گرفت و سرهنگ هوايي محمود خسرواني (برادر سرتيپ خسرواني)، رئيس ستاد وقت نيروي هوايي هم براي نجات برادرش، همراه سروان انصاري حركت كرد.

شكست مقاومت:

    مقاومتي كه ناشي از ناتواني در تسلط بر اعصاب و عكس‌العمل رواني شتا‌ب‌آميز عده‌اي جوان كم‌تجربه، در برخورد با پيشامدهاي نامطلوب بوده و پايه‌اي جز طغيان احساسات نداشته و متكي به نتيجه‌گيري‌هاي سطحي و بي‌منطق از شايعات بي‌اساس باشد و در تصميم‌گيري‌هاي آن تعمق عقل سليم، با برخورداري از اطلاعات موثق و كافي تجزيه و تحليل حقايق و ارزيابي عواقب كار، دخالت نكند، بي‌ترديد، محكوم به‌شكست و چه بسا مصيبت‌بار است. به احتمال قوي اگر گردانندگان مقاومت نافرجام قلعه‌مرغي، پيش از تسليم به احساساتشان، موفق مي‌شدند چند دقيقه‌اي به اصطلاح كلاه خود را قاضي كرده و به‌ياري عقل سليم ابتدا در صدد تحقيق پيرامون صحت و سقم شايعات برآمده و سپس نتايج احتمالي اقدامات آن را پيش‌بيني نموده و به پاسخ منطقي اين پرسش پي‌مي‌بردند كه: «در شرايط موجود، خود و هموطنانشان ناچار در قبال اين‌گونه مقاومت و سرپيچي ممكن است چه تاوان سنگيني را متحمل شوند؟» هرگز حاضر نمي‌شدند كه ضمن يك چنين انتحار بي‌دليل، تخطي بر حريم انضباط نظامي را روا داشته و اين مهم‌ترين اصل سربازي را زيرپا نهاده و نسبت به روح سپاهي‌گري، يعني انضباط، سوءقصد به‌عمل آورند.

    از بررسي وقايع چنين استنباط مي‌شود كه سروان وثيق يعني رهبر گروه مقاومت خود زودتر از ديگران متوجه وضع نابسامان و فرجام نامطلوب مقاومت گرديده است. وقتي‌كه خبر نزديك شدن زره‌پوش‌ها به قلعه مرغي رسيد، گروه مقاومت در صدد تيراندازي عليه آنها برآمد، ولي سروان وثيق براي جلوگيري از اين اقدام خطاب به افسران و افراد اظهار داشت: «رفقا! هدف ما نبرد عليه دشمن است، نه برادر كشي. اينها برادران ما هستند و نبايد به‌طرف برادران هم‌وطن خود شليك كنيم. حالا كه كار به‌اينجا رسيده بهتر است هركس سعي كند تا هرچه زودتر خود را نجات دهد.»

   سروان وثيق بدون اينكه منتظر نتيجه و عكس‌العمل حرف‌هايش بشود، بلافاصله رفقايش را در آغوش كشيد و با همه خداحافظي كرده و با عجله جهت فرار به‌سوي يكي از هواپيماها رفت. در اين موقع استوار ابراهيم شوشتري هم كه از ابتدا همفكر و پيرو نظرات سروان وثيق بود، به‌دنبال او جهت پرواز به‌طرف هواپيماي شكاري ديگري حركت كرد.

    بعداز برخاستن هواپيماهاي وثيق و شوشتري، زره‌پوش‌ها تيراندازي به‌سوي قلعه‌مرغي را شروع كردند. سروان وثيق با مشاهده تيراندازي زره‌پوش‌ها، روي يكي از آنها شيرجه رفته و شليك نمود و زره‌پوش را موقتاً مجبور به توقف كرد، ليكن سرانجام نيروي موتوريزه داخل پادگان قلعه‌مرغي گشت و از گروه مقاومت، جمعي دستگير و عده‌اي هم متواري شدند.

سرنوشت گردانندگان گروه مقاومت:

    استوار ابراهيم شوشتري در حوالي طالش به‌علت اتمام سوخت هواپيمايش فرود اجباري كرد و مجروح شده به‌تهران انتقال يافت. سروان وثيق كه محرك و گردانندة اصلي ماجراي قلعه‌مرغي بود، ظاهراً موفق به خروج از مرز ايران گشت. هرچند از سرنوشت او خبر موثقي به‌دست نيامد. ستوان دوم واثق هم از طريق زميني فرار كرده و ناپديد شد و ستوان يكم سجادي نيز از ارتش بركنار و بعد‌ها در راه‌آهن دولتي ايران مشغول كار شد.(18)

ارتش شاهنشاهی ایران در دوران سلطنت رضا شاه پهلوی:

«جنگ جهانی دوم وتجاوز نیروهای نظامی روسیه و انگلیس به ایران»

٭  سوم شهریور 1320  تجاوز در تاریکی شب:

    دریادار اسبق امیر هوشنگ آریان پور در نوشتۀ خود بنام  « ارتش شاهنشاهی ایران در دوران سلطنت رضا شاه پهلوی» فروپاشی ارتش را اینگونه شرح می‌دهد: ( استخراج از كتاب طلوع خورشيد در آبادان نوشته ريچارد استوارت صفحه 107 .Sunrise at Abadan Invasion of Iran , by Richard A . Stewart)

    ساعت چهار بامداد دوشنبه سوم شهريور 1320، دواتومبيل سياه رنگ ، همزمان از سفارتخانه‌هاي انگلستان و شوروي كه در مجاورت يكديگر قرار دارند خارج شدند و در سكوت شب به سوي يك مقصد، خانه علي منصور نخست وزير ايران كه در حوالي پيچ شميران قرار داشت، روان شدند . هردو اتوموبيل در حدود ساعت چهار پانزده دقيقه در برابر خانه نخست وزير توقف كردند . اسميرنوف سفير شوروي از اتومبيل اول و سرريدر بولارد وزير مختار انگليس از اتومبيل دوم پياده شدند و پس از چند دقيقه گفتگو با يكديگر به اتفاق زنگ در خانه نخست وزير را به صدا در آوردند . روزنامه اطلاعات در « يك ربع قرن» جريان اين ملاقات عجيب و غير منتظره و حوادث صبح روز سوم شهريور را چنين توصيف مي كند :

  «ساعت چهار بعد از نيمه شب دوشنبه سوم شهريور 1320 زنگ خبر در خانه نخست وزير كشيده شد. نوكر آقاي منصور در را گشود و در آن دل شب دوهيكل بلند و كوتاه با لباس رسمي ديد . مستخدم چيزي نمي‌فهميد, بالاخره با كمك شوفر اتومبيل به او حالي شد كه اينها سفراي روس و انگليس هستند و كار فوري با آقاي نخست وزير دارند. مستخدم دويد و در اطاق خواب منصور را كوفت و او را بيدار كرد. مطلب را گفت و دستور گرفت آقايان را بداخل راهنمائي كند . در همين موقع اسميرنوف و بولارد با هم وارد عمارت شده و در اطاق كوچكي نخست وزير را با همان حالت خواب آلود ملاقات كردند و يادداشت مشترك دولتين شوروي و انگلستان را تسليم نموده و گفتند در همين موقع قواي روس و انگليس از مرزهاي شمال و جنوب وارد كشور شده‌اند . . . »

    «سفراي روس و انگليس چون دستوري براي مذاكره نداشتند، پس از تسليم يادداشت مشترك خود خداحافظي كرده و رفتند . . . نخست وزير چند لحظه در فكر فرو رفت و بلافاصله تلفن را برداشت و كاخ سعد آباد را گرفت . ولي مطلع شد كه شاه در خواب است و نمي توان مزاحم او شد.    

    صبح دوشنبه حدود ساعت 9 نخست وزير به كاخ سعد آباد رفت و ماوقع را به رضا شاه بيان داشت . . . شاه از اين واقعه ناگهاني غرق بهت و حيرت شد و گفت: «اين قاعده كجاست كه كشوري را غافلگير كنند و شبيخون بزنند؟ مقصودشان چيست ؟ چه مي‌خواهند؟ آنچه را كه به راستي مي‌خواهند بگويند اقدام مي‌كنيم چرا حمله مي‌كنند ؟! . . . »

     «اخبار موحش و جانگدازي از همه جا مي‌رسيد . خبر رسيد قدري بعد از نيمه شب ناوهاي جنگي انگليس به ساحل خرمشهر نزديك شده و با شليك توپ به بندر حمله بردند و ناوهاي ايران را سحر گاه از پاي در آوردند . چند دقيقه بعد خبر رسيد كه سرتيپ بايندر فرمانده نيروي دريايي را كشتند و قواي هندي و انگليسي در بندر پياده شدند . . . چند دقيقه بعد خبر بمباران هوائي اهواز رسيد . در همين موقع خبرهاي موحش ديگري از شمال، حمله به آذربايجان و نقاط مرزي و بمباران‌هاي هوائي واصل گرديد. سربازخانه‌ها هدف قرارداده مي‌شدند. قواي روس و انگليس در شمال و جنوب وغرب به نظاميان ايران حمله مي‌كردند. ترس و وحشت همه مردم را فرا گرفته، قشون خارجي به سرعت پيشرفت مي‌کرد و بسياري از خانواده‌ها از شهر فرار مي‌كردند .»

٭ وقایعی که منجر به حمله متفقین به ایران شدند و روز سوم آبان 1318و پیش بینی رضا شاه:

    رضا شاه در مراسم افتتاح دوره دوازدهم مجلس شوراي ملي، نطقي ايراد كرد كه كاملاً مبين نگراني‌هاي او از عواقب جنگ است. رضا شاه دراين نطق بر بي‌طرفي ايران در جنگ تاكيد كرد و مخصوصاً به علاقه خود براي برقراري روابط دوستانه با همسايه بزرگ شمالي و انعقاد قرارداد جديد بازرگاني با شوروي اشاره نمود . درباره جنگ در اروپا گفت: «چيزي كه باعث تاثر خاطر است وقوع جنگ دراروپاست، كه در اين قسمت هم سياست دولت، بي‌طرفي كامل است. ولي چون دوام جنگ از لحاظ مادي و اقتصادي موجب زيان همه ملل و تهديد تمدن جهان خواهد بود آرزومنديم هر چه زودتر صلح برقرار گردد . . .»

٭ عزل جم و نخست وزیری دکتر متین دفتری:

    رضا شاه پس از ايراد نطق افتتاحيه مجلس ابتدا به ساكن خطاب به دكتر متين دفتري وزير دادگستري گفت كابينه آينده را شما تشكيل بدهيد و به جم نخست وزير، كه از تصميم شاه درباره بر كناري خود غافلگير و حيرت زده شده بود، گفت شما هم وزارت دربار را بر عهده خواهيد گرفت.

    متين دفتري چه از نظر سابقه وزارت و چه از نظر سن انتخاب مناسبي براي نخست وزيري محسوب نمي‌شد. تنها تعبير و تفسيري كه در آن زمان در مورد انتخاب متين دفتري به مقام نخست وزيري به عمل آمد تمايلات آلماني او و آشنائي وي به زبان آلماني بود. چون رضا شاه هم ظاهراً به آلمانها گرايش داشت، انتخاب متين دفتري گام ديگري در راه نزديكي ايران به آلمان هيتلري تلقي مي شد.

     متين دفتري تحصيلات خود را در مدرسه ايران و آلمان تمام كرده بود و گذشته از تسلط به زبان آلماني مدتي هم در سفارت آلمان مستشار بود.

     واقعيت امر اين است كه رضا شاه، متين دفتري را كه مشهور به طرفداري از آلمانيها بود، به خاطر فريب دادن هيتلر به نخست وزيري بر گزيد و به وسيله او در صدد جلوگيري از توافق هيتلر و استالين بر سر ايران يا «فروختن ايران به روسها» برآمد. در اين كار موفق هم شد. زيرا هيتلر پيشنهاد استالين را كه متضمن آزاد گذاشتن دست آلمانيها در اروپا در ازاء پيشروي ارتش سرخ تا سواحل خليج فارس بود نپذيرفت و به ژنرالهاي خود فرمان داد طرح حمله به شوروي را كه به نام رمز"بارباروسا " معروف شد تهيه كنند. در اين ميان انگليسي‌ها به رضا شاه فشار آوردند كه متين دفتري را از كار بر كنار كند و به او قبولاندند كه در اولين فرصت متين دفتري عليه خود او دست به كودتا خواهد زد. رضا شاه تحت تاثير اين گزارشها، يا براي جلب رضايت انگليسي‌ها، روز چهارم تير ماه 1319، ساعت 9 شب، به طور ناگهاني از خوابگاه خود خارج شد. افسر كشيك گارد را احضار و دستور داد نخست وزير را احضار كند. نيم ساعت بعد متين دفتري در مقابل شاه ظاهر گشت و پس از چند تعظيم آماده شنيدن فرمايشات شد. ناگهان رضا شاه عصاي خود را در هوا چرخاند و محكم به كتف راست متين دفتري كوبيد و ضمن نثار فحش و ناسزا گفت پدر سوخته هي بگو خاطر مبارك آسوده باشد! ضربه دوم نيز بر شانه ديگر متين دفتري وارد شد. شاه فرياد كشيد مختار را احضار كنيد . چند دقيقه‌اي طول نكشيد كه سر پاس مختار رئيس شهرباني چون مجسمه بي روحي در مقابل شاه ايستاد. شاه خطاب به مختار گفت اين پدرسوخته را ببر زندان ديگر نخست وزير نيست. مختار با خشونت دست متين دفتري را گرفت و همراه خود به شهرباني برد و او را در يكي از اطاقهاي شهرباني جا داد. فرداي آن روز به دستور رضا شاه دكتر محمد مصدق پدر زن و عموي دكتر متين دفتري بازداشت و به زندان شهرباني انتقال يافت و پس از يازده روز به بيرجند تبعيد گشت . . .

    بعد از بر كناري متين دفتري، رضا شاه يكي از وزيران كابينه متين دفتري را كه چند سال قبل به اتهام اخذ رشوه از يك شركت خارجي از وزارت راه معزول و تحت تعقيب قرار گرفته بود، به نخست وزيري منصوب كرد. نخست وزير جديد علي منصور بود كه به طرفداري از سياست انگليس شهرت داشت و منظور رضا شاه از انتخاب او به مقام نخست وزيري، آشكارا نزديكي به انگليسي‌ها و جلب حمايت آنها در صورت تجاوز روسها بود. با وجود اين، در اوائل دولت منصور، رضا شاه با استفاده از موقعيت ضعيف انگليسي‌ها در جنگ، شركت نفت انگليس و ايران را تحت فشار گذاشت و شركت را وادار كرد حق‌السهم سالانه ايران را از كمتر از دو ميليون ليره به چهار ميليون ليره افزايش دهد. انگليسي‌ها با اكراه و از روي ناچاري در شرايط دشوار جنگي به پرداخت اين پول رضايت دادند و گويا نماينده شركت هنگام تسليم اولين چك پرداختي گفته‌بود: انگليسي‌ها هرگز اين "شانتاژ" اعليحضرت را فراموش نخواهند كرد ( و البته حوادث شهريور 20 نشان داد كه فراموش نكرده اند .)

9 شهريور ماه 1318، آغاز جنگ بین‌المللی دوم:

   رسماً اعلام شد كه جنگ جهاني دوم با حمله ارتش آلمان به بندر "دانتزيك" و كشور لهستان آغاز گشت.

11 شهريور 1318، اعلام بیطرفی ایران:

    دولت ايران با صدور يك بيانيه رسمي تصميم خود را دائر بر حفظ بي‌طرفي ايران در جنگ جهاني دوم به اطلاع عموم رسانيد و وزارت امور خارجه اين تصميم را به سفارتخانه‌هاي دول مختلف جهان در تهران ابلاغ كرد.

11 شهريور 1318 :

    وزارت كشور طي اطلاعيه‌اي به عموم بيگانگاني كه در ايران بسر مي‌بردند اخطار كرد كه از ابراز هر گونه احساسات له يا عليه كشورهاي در حال جنگ اروپا كه منافي بي‌طرفي كشور شاهنشاهي باشد جداً خودداري كنند.

( نفل از روز شمار تاريخ ايران از مشروطه تا انقلاب اسلامي . تاليف باقر عاقلي )

13 شهريور ماه 1318 :

    دولت انگلستان بنادر آلمان را تحت محاصره اقتصادي گرفت و پنج فروند خط دريايي هانزا را در بندر شاهپور به دام انداخت .

6 مهر ماه 1318:

     دولت آلمان با اتحاد جماهير شوروي قراردادي امضا كرد كه بر اساس آن، دولت شوروي اجازه مي‌داد كه كالاهاي آلماني از طريق شوروي به ايران صادر شود .

7 آذر ماه 1318

    دولت شاهنشاهي ايران بمناسبت جلوگيري از حمل كالاهاي خريداري شده ايران از آلمان بوسيله دولت انگلستان رسماً بدان دولت اعتراض كرد . ولي دولت انگلستان اعتراض ايران را وارد ندانسته و گفت چون فروش محصولات آلمان به كشورهاي ديگر باعث ورود ارز خارجي به اين كشور و در نتيجه تقويت بنيه مالي و خريد ادوات جنگي مي‌شود، اقدام به ضبط اموال كشتي‌هائي كه از آلمان به مقصد ايران حركت مي‌كنند كرده‌است. دولت ايران دلايل دولت انگليس را وارد ندانست و عمل دولت انگليس را علاوه بر آن كه موجه و منطقي ندانست، مغاير روابط دوستانه دو كشور دانست.

13 دي ماه 1318

   وزارت جنگ بريتانيا به ارتش هند دستور داد كه لشگري را جهت اعزام و استقرار احتمالي در تاسيسات شركت نفت انگليس و ايران در خليج فارس آماده سازد.

25 دي ماه 1318          

    دولت انگليس به دولت هند دستور داد سه لشگر براي دفاع از مناطق نفت خيز ايران تدارك به بيند.

30 دي ماه 1318          

    به دستور رضا شاه، ارتش به سرعت به احداث رشته استحكاماتي خود در مرزهاي شمالي دست زد و تجهيزات و نفرات آنجا را تكميل نمود.

18 تيرماه 1319، عدم رضایت رضا شاه

    نمايندگان مجلس در كاخ سعد آباد بحضور رضا شاه شرفياب شدند و شاهنشاه نارضائي خود را از طرز كار دستگاه‌هاي دولتي متذكر شد و ضمن بيانات مفصلي فرمود:«صحيح است كه ما متكي به قواي منظم و سياست بي‌طرفي خود هستيم، ولي اين كافي نيست، بلكه بايد كليه افراد كشور براي روزهاي سخت آماده شوند. ملاقات امروز بيشتر براي اظهار عدم رضايت از كار دولت است، هميشه به ما مي‌گويند خاطر مبارك آسوده باشد، در حالي كه جريان روزمره نشان مي‌دهد كه رضايت چنداني نبايد از كارها داشته باشيم .»

    فرمان احضار طبقات احتياط سال 1295 و ذخيره سال 1286 و 1289 و 1291 و 1293 براي آموزش يك ماهه انتشار يافت.

15 دي ماه 1319

    وزير مختار انگلستان در تهران ضمن ملاقات با نخست وزير ايران و ارائه تلگرام وزارت خارجه انگلستان اطلاع داد كه دولت ايتاليا در نظر دارد با هواپيماهاي جنگي خود به آبادان و احتمالاً به ساير نواحي نفت خيز جنوب ايران حمله كند، ازاين‌ر، از دولت ايران تقاضا كرد كه براي جلوگيري از وقوع اين خطر احتياط‌هاي لازم را بعمل آورند و نتايج وخيم چنين اقدامي را به دول محور گوشزد كنند.

13 فروردين ماه 1320  

   در عراق يك كودتاي نظامي توسط رشيد عالي گيلاني انجام گرفت. امير عبدالله نايب‌السلطنه جوان آن كشور در سفارت آمريكا در بغداد متحصن شد و از آنجا به پايگاه نيروي هوايي انگليس در حبانيه رفته سپس به بصره منتقل گشت.

   رشيد عالي گيلاني از نخست وزيران سابق عراق بود و با چهار سرهنگ عراقي همدست شده بود. ولي در پس پرده حاج محمد امين‌الحسيني مفتي اعظم فلسطين باعث حركت اين عهده شده بود. رشيد عالي و همكاران وي از طرفداران آلمان محسوب مي‌شدند .

29 فروردين ماه 1320

    قواي انگليس به طرفداري از نايب‌السلطنه فراري عراق وارد بصره شد.

30 ارديبهشت 1320

    وزارت امور خارجه طي يادداشت ديگري كه به سفارت انگليس در تهران تسليم كرد به پرواز يك فروند هواپيماي انگليسي در آسمان مغرب سوسنگرد اعتراض كرد و ضمن اشاره به مذاكرات شفاهي كه قبلاً با وزير مختار انگلستان به عمل آمده بود جداً خواستار شد كه از تكرار تجاوز به آسمان ايران جلوگيري به عمل آيد.

10 خرداد 1320

    رشيد عالي گيلاني و وزيران وي به ايران پناهنده شدند و جنگ عراق پايان يافت.

7 تير ماه 1320 احتمال خطر تجاوز به ایران زیاد است

   خبرگزاري فرانسه از لندن گزارش داد كه به عقيده كارشناسان نظامي انگلستان هدف بعدي هيتلر ايران است كه از اين طريق نيروهاي آلمان را از راه ايران و افغانستان، بسوي هندوستان پيش براند و در ضمن معادن نفت قفقاز و ايران و عراق را نيز تصاحب كند.

9 تير ماه 1320 

    خبرگزاري فرانسه آزاد خبري منتشر ساخت مبني بر اينكه دولت شوروي به ايران با سوء ظن نگريسته و اين كشور را مركزي براي حمله به شوروي مي‌داند.

11 تير ماه 1320

    روزنامه نيوز كرونيكل ( چاپ انگليس ) رضا شاه را به شدت مورد انتقاد قرارداد و وي را وقيح بد گمان بي‌رحم و پول پرست خواند .

14 تير ماه 1320

    خبر گزاري ژاپن به استناد خبرهاي رسيده از آنكارا، رم ، نيويورك، استانبول و برلين گزارش داد كه دولتين انگلستان و شوروي قصد دارند ايران را به صورت منطقه نفوذ خود در آورند و انگلستان نيروهاي خود را از راه ايران به قفقاز بفرستد و مهمات جنگي مورد نياز شوروي را نيز از طريق بندر بوشهر و بندر عباس به شوروي حمل كند. . . متفقين مي‌كوشند كه با وارد ساختن فشار بر ايران اين دولت را ناگزير كنند كه از بي‌طرفي خود دست بردارد. حال آنكه دولت ايران تا كنون در حفظ بي‌طرفي خود كوشا بوده است.

24 تيرماه 1320

    مطبوعات آلمان عليه ايران تبليغات خود را آغاز كردند.

25 تير ماه 1320

    نشريه واشينگتن نيوز گزارش داد كه بنا به اظهار كارشناسان نظامي انگلستان، انتظار می‌رود نيروهاي انگلستان از راه شمال ايران، خود را به مرز شوروي برسانند. متفقين براي گذراندن نيروهاي خود از خاك ايران و تحويل نيازمنديهاي جنگي شوروي به آن كشور پيشنهادي به دولت ايران تسليم خواهند كرد كه اگر مورد موافقت دولت ايران قرار نگيرد اين كشور با عكس‌العمل شديد متفقين روبرو خواهد شد .

28 تير ماه 1320           

    دولتين روس و انگليس طي تذكاري از دولت ايران خواستار شدند نسبت به اخراج آلماني‌ها از ايران اقدام نمايد .

7 مرداد ماه 1320

     وزارت امور خارجه ايران به يادداشت انگلستان و شوروي پاسخ داد و متذكر شد كه با توجه به بي‌طرفي كامل ايران، نگراني آن دو دولت موردي ندارد و وزارت امور خارجه همچنين تذكر داد كه دولت ايران هيچ‌گاه به اتباع خارجي اجازه نخواهد داد كه در امور داخلي ايران مداخله نموده و يا در روابط دوستانه ايران با ساير كشورها اخلال نمايند.

11 مرداد 1320

    روزنامه العالم‌العربي در مقاله‌اي زير عنوان «عراق و اوضاع كنوني ايران و افغانستان»، نوشت كه تهران و كابل به صورت دو مركز خطرناك فعاليت ستون پنجم آلمان براي نفوذ به جمهوري‌هاي قفقاز، تركمنستان و مرزهاي شمالي هندوستان در آمده‌است. با اين وضع براي انگلستان دشوار است كه چشمه‌هاي نفت خود را در اين منطقه در معرض خطر ببيند.

14 مرداد ماه 1320 انگلیسیها آماده حمله به ایران می‌شوند:

    گزارش رسيده حاكي است كه بخشي از نيروهاي لشگر نهم هندي با كشتي وارد بصره شدند .

17 مرداد ماه 1320

   روزنامه الاخبار چاپ قاهره درباره جنگ جهاني دوم و وضع بحراني خاور نزديك و موقعيت حساس ايران مطالبي نگاشته و متذكر شده‌است كه ورود جهانگردان آلماني و غير آلماني به ايران موجب نگراني متفقين شده و به اين جهت اخطاريه‌اي به دولت ايران تسليم كرده‌اند .

21 مرداد 1320

    كنسولگري ايران در بيروت طي گزارشي كه به تهران فرستاد متذكر شد كه اطلاعات رسيده در باره تيرگي روابط تهران – لندن مورد تجزيه و تحليل مطبوعات شوروي قرار گرفته و امكان حمله انگلستان و شوروي را به ايران پيش بيني كرده‌اند. روزنامه‌هاي مزبور نوشته‌اند كه به احتمال قوي نيروهاي انگلستان از دو جبهه عراق و هندوستان به ايران حمله خواهند كرد و نيروهاي شوروي نيز بعلت نزديكي تهران به مرز شوروي، پايتخت ايران را هدف خود قرار خواهند داد .

27 مرداد 1320

    روزنامه اوريان در مقاله‌اي زيرعنوان «ايران در گرداب حوادث» توجه دولت ايران را به خطري كه عمليات آلماني‌ها در آسياي ميانه بوجود آورده جلب نموده و متذكر شده‌است كه انگلستان همانطور كه چند سال قبل با مداخله جدي پادگان خود در بوشهر( منظور جنگ اول جهاني است ) خطر آلمان را از خليج فارس بر طرف كرد، اجازه نخواهد داد كه چنين خطري بار ديگر تجديد شود.

28 مرداد 1320

    خبرگزاري‌هاي خارجي اطلاع دادند كه نيروهاي مختلط انگليسي و هندي در مرزهاي غربي ايران در خاك عراق متمركز شده‌اند.همچنين نيروهاي ارتش سرخ در پشت خطوط مرزي ايران در قفقاز به حال آماده باش در آمده‌اند.

( نقل از كتاب پاسخ به تاريخ نوشته محمد رضا شاه پهلوي. صفحه 50 )

     ملك فاروق، كه من خواهرش را به همسري اختيار كرده بودم، از طريق سفير مصر در ايران به من اطلاع داد كه نقل و انتقالاتي در قواي بريتانيا در دست انجام است و چه بسا كه هدف آنان حمله به ايران باشد.

    من فوراً پدرم را در جريان گذاشتم و او به وزير مختار ما، در لندن، آقاي مقدم دستور داد كه در مورد هدفهاي انگلستان، دقيقاً تحقيق و نتيجه را گزارش كند.

در مقابل این اعلام خطرها، دولت ایران چه اقداماتی را انجام می‌دهد؟

1 - در محافل نظامي گفته شد كه به دستور ستاد ارتش ايران هزار و هفتاد و دو تن از افسران ايراني به نقاط مرزي فرستاده شده اند. علاوه بر اين چندين ستون نظامي براي تقويت قواي سرحدي به مرزها اعزام گشته‌اند تا دولت ايران با اين تدابير احتياطي بي‌طرفي خود را بهر قيمت حفظ كند .

29 مرداد 1320 رضا شاه هشدار می‌دهد

2 - مراسم اعطاي گواهينامه‌هاي بيش از يك هزار فارغ‌التحصيلان دانشكده افسري در قرارگاه تابستاني اين دانشكده و در حضور اعليحضرت رضا شاه برگزار شد . شاهنشاه بدين مناسبت طي بياناتي فرمودند :

   «شايد بعضي‌ها پيش خودشان تصور كنند كه امسال از يك ماه مرخصي معمول دانشكده محروم شده اند. ولي البته بعد كه علل و جهات آن‌را فهميدند تصور مي‌كنم حس فداكاريشان تحريك شود. بيش از اين لازم نيست توجه شما را به وظايف عمومي و موقعيت مخصوص امروز جلب كنم و همين قدر مي گويم كه لازم است ارتش و افسران ارتش كمال توجه را به بحران اوضاع داشته باشند» .

31مرداد ماه 1320

3 - رضا شاه دستور داد كليه اتباع آلماني كه بوجودشان احتياج نيست از ايران اخراج شوند .

(در کتاب «تاريخ دريانوردي ايرانيان و نيروي دريايي ايران»، به نوشته دريابد فرج‌الله رسائي، در صفحه 450 چنین آمده است):

4 -  «. . . انگليسي‌ها از رضا شاه خواستند كه دفاع از تاسيسات نفتي را بعهده بگيرند. رضا شاه پاسخ منفي دادند و بلافاصله فرمودند كه ناو شاهنشاهي پلنگ حفاظت از پالايشگاه را بعهده بگيرد و چندين آتشبار ضد هوائي نيز در اطراف جزيره آبادان مستقر شد . در اين ضمن يك واحد نيروي زميني شاهنشاهي مركب از چهار هزار نفر براي تقويت قواي مرزي به جنوب اعزام شد كه شادروان دريادار بايندر علاوه بر فرماندهي نيروي در يايي جنوب فرماندهي اين واحد را هم به عهده داشت .»

(در صفحه 454 همان کتاب.)

     ناو شاهنشاهي پلنگ به فرماندهي شادروان ناخدا ميلانيان براي حفاظت پالايشگاه آبادان در كنار يكي از اسكله‌هاي اين بندر پهلو گرفته بود . در شب واقعه كه ناوهاي دشمن بر ما يورش آوردند، يك ناو انگليسي بنام شورهام Shoreham وارد آبهاي آبادان شد و در نزديكي ناو شاهنشاهي پلنگ پهلو گرفت. [ در کشور مقام مسئولی پیدا نمی‌شود تا پی ببرد به چه علتی یک ناو جنگی انگلیسی در آن موقعیت بحرانی و حساس وارد آبهای ایران شده و در وسط شط‌العرب لنگر انداخته است؟!] در اين مواقع معمولاً رسم بر اين است كه فرمانده ناو ارشد آجودانش را بديدار فرمانده ناو ديگر مي‌فرستد و بعد فرمانده آن ناو بديدن همكار ارشد خود مي‌رود و آنگاه فرمانده ارشد هم به بازديد ناو او مي‌رود.« روز دوم شهريور بود كه آجودان ناخداي انگليسي به ديدن ناخدا ميلانيان رفت و ناخدا ميلانيان پس از بازديد از فرمانده انگليسي و انجام تشريفات وقتي تصميم به مراجعت گرفت فرمانده ناو انگليسي به او گفت : «امروز وقت نيست فردا اول وقت به بازديد شما خواهم آمد».

   آن شب قريب صد نفر از افسران و ملوانان و ديگر كاركنان ناو پلنگ نيز بي‌خبر از همه جا به خواب رفتند. سحر گاه شوم و خونين سوم شهريور، فرمانده ناو « شورهام» با نهايت ناجوانمردي آتش توپ هايش را بر وي ناو شاهنشاهي پلنگ كه كاركنان و سرنشينان آن بخواب فرو رفته بودند گشود و آن‌را با همه سرنشينانش در زير آب مدفون ساخت .

( درصفحه 459 همان کتاب)

5 – يك روز قبل از واقعه شهريور 1320 پاسدار اسكله نيروي دريايي در اروند رود اطلاع داد كه يك كشتي جنگي از سمت آبادان به طرف بصره در حركت است . اين كشتي يك ناو انگليسي بنام يارا Yarra و جزو نيروي دريايي انگليس در خليج فارس بود . پرچم فرماندهي ناو داراي دو ستاره و معلوم بود كه حامل يك امير البحر انگليسي مي‌باشد. طبق معمول هنگام عبور ناو مزبور از مقابل محوطه نيروي دريايي احترامات مرسوم رد و بدل شد و ناو انگليسي آرام آرام از دهانه كارون گذشته و عازم بصره گشت. [ یک گاف بزرگ دیگر توسط مقامات مسئول نیروی دریایی شاهنشاهی! این ناو جنگی به بصره نرفت بلکه در جلوی پایگاه نیروی دریایی و در محل برخورد رودخانه کارون با شط العرب، به فاصله 500 متری از سرزمین ایران لنگر انداخت تا با خیال راحت خود را برای حمله روز بعد و نابودی نیروی دریایی شاهنشاهی آماده نماید!]

6 - در همان روز يعني در روز دوم شهريور كسب اطلاع شد كه در حوالي بصره نيروي نظامي انگليس بر روي اروند رود پلي از شناورهاي لاستيكي براي عبور دادن وسائط نقليه موتوري زده‌اند. [ گاف سوم!] مفاد اين گزارش باطلاع فرمانده نيروي دريايي جنوب، دريادار بايندر رسانيده شد و ايشان دستور دادند چگونگي امر بررسي گردد. [چگونگی کدام امر بررسی گردد ؟! عده‌ای نظامی هندی و انگلیسی از کشور عراق با نصب پلی شناور خیال ورود به خاک ایران را دارند؛ رضا شاه چندی قبل، بالغ بر 4000 نظامی برای پیشگیری به آن منطقه اعزام کرده بود، یعنی پیش بینی کرده بود که در آن منطقه ممکن است اتفاقی رخ دهد. حال فرمانده نیروی دریایی بعوض صدور فرمان آماده باش ومطلع کردن رضا شاه و ستاد ارتش و جلوگیری از استقرار پل شناور دستور رسیدگی صادر می‌کند!؟]

(درصفحات 450- 452 همان کتاب) آمده‌است که نیروی دریایی آمادگی جنگی ندارد:

7 - «. . . دستور داده شد كه ناو شاهنشاهي سيمرغ به فرماندهي ناوسروان جعفر فزوني و ناو شاهنشاهي شهباز به فرماندهي ناو سروان فرج‌الله رسائي ضمن حفاظت از تاسيسات نفتي مراقب 8 فروند كشتي‌هاي پناهنده آلماني و ايتاليائي باشند. ولي چون كليه ناوهاي ايراني از ايتاليا خريداري شده بودند و بعلت بروز جنگ، دو سال بود كه نمي‌توانستند وسائل يدكي از ايتاليا وارد كنند و اين براي ناوهائي كه بيش از 12 سال از عمرشان مي‌گذشت ضربه بزرگي بود و در نتيجه آمادگي رزمي ناوها بطور قابل ملاحظه‌اي پائين آمده بود . . . در بندر شاهپور ناوهاي سيمرغ و شهباز بين 5 كشتي آلماني و 3 كشتي ايتاليائي كه هر يك به فاصله يك مايل از يكديگر لنگر انداخته بودند قرار داشتند. در ساعت چهار بامداد سوم شهريور، 16 ناو مجهز انگليسي و استراليائي وارد لنگر گاه بندر شاهپور شده و براي تصرف كشتي‌هاي آلماني و ايتاليائي و ناوهاي جنگي ايران وارد مبارزه شدند. در همان لحظات اول، دو كشتي آلماني و سه كشتي ايتاليائي بدست كاركنانشان منفجر شدند وفقط سه كشتي آلماني سالم بدست دشمن افتادند. ناوهاي ايراني كه مواد منفجره براي انهدام ناوها نداشتند، [ چگونه ممکن است ناوی که در ماموریت جنگی است مهمات بهمراه خود نداشته باشد!؟ ضمناً برای غرق ناو کافی بود والوهای زیر ناو بنام ( Sea Cocks) را باز می‌کردند، با ورود آب بداخل ناو در مدتی کوتاه ناو غرق می‌شد.] تصميم گرفتند با استفاده از بنزين ناوها را منفجر نمايند ولي ناگهان خود را در محاصره سربازان انگليسي ديدند. [ سربازان انگلیسی با چتر نجات بر روی ناوهای ایران فرود نیامدند، بلکه از راه دریا با کشتی و یا قایقهای مخصوص وارد ناو شده اند، چگونه ممکن است این قایقها به ناو نزدیک شده و ناویانی که در روی عرشه مشغول نگهبانی بودند از نزدیک شدن دشمن با خبر نشوند؟!] و از آنجائي كه ناوهاي ايراني بارها براي تعميرات ساليانه به تعميرگاههايشان رفته بودند از اين رو بخوبي از همه سوراخ و سنبه‌ها خبر داشتند . بطوريكه بلافاصله پس از تصرف كشتي نقاط حساس آن‌را اشغال كردند . . . از سوي ديگر، نيروهاي پياده انگليس نيز در ساحل پياده شدند و تازه ما به مفهوم واقعي نطق چهار روز پيش چرچيل كه گفته بود: « براي كمك به شوروي چاره‌اي نداريم جزاينكه از طريق خاور ميانه وارد شويم پي برديم ». [ نویسنده وقایع خود تصدیق کرده‌است که از چند روز قبل از حمله قریب‌الوقوع انگلیسی‌ها مطلع بوده اند! پس چرا خود را آماده نبرد نکرده بودند !؟]

(درصفحه 458 همان کتاب) آمده است که 4000 سرباز تسلیم می‌شوند:

در پل نو ( مرز بين ايران و عراق در شمال خرمشهر) تمام افراد، (4000 نفر) تفنگ‌هاي خود را زمين گذاشته و پرچم سفيدي در دست يكي از آنها بود. سروان عبدي هم در كنار افرادي كه بوسيله سربازان هندي محاصره شده بودند ايستاده بود. تمام افراد را سوار كاميون كرده و بسمت بصره روان شدند.

 

    (داود اميني در كتاب " از سوم تا بيست و پنجم شهريور " در مورد سوم شهريور چنين مي‌نويسد) :

   «اخطاري كه نمايندگان دو دولت بصورت يادداشتي به نخست وزير وقت دادند خيلي مهم بود . سرنوشت كشور دچار بزرگترين پيش آمدها شده و ممكن بود اركان دولت و كاخ فرمانروائي زمامداران وقت با سرعت غير قابل وصفي واژگون شود . بالاخره جنگ كار خودش را كرده و به سرزمين ايران نيز سرايت نموده بود. بمب افكنهاي بيگانه در آسمان كشور پيدا شده و واحدهاي زره پوش از مرز ها گذشته و بطرف شهرهاي مهم در حركت و روان بودند.

    آقاي منصور ( نخست وزير ) خبر وحشت آوري شنيده و مجبور بود بدون درنگ شاه را كه در تمام امور مملكت دخالت و با اقتدار كامل به همه كارها رسيدگي مي‌نمود، از چگونگي اين پيش آمد بس مهم مطلع گرداند و خيلي زود بود و بايستي مدتي تامل و حوصله و شكيبائي بخرج داد تا هوا كاملاً روشن شود و شاه از خواب خوش برخاسته و صبحانه خود را صرف كند وگرنه با شنيدن اين خبر غير مترقبه سخت عصباني شده و نخواهد توانست بر اوضاع آشفته مربوط شده و مهام كار را بدست گيرد.

    يكساعت و نيم در انتظار بودن و دقيقه شماري كردن و با حالت عصباني و اضطراب قدم زدن آنهم در موقعي كه بهيچوجه خبري از اوضاع دور دست كشور بدست نيست و اطلاع نداشتن از اينكه در نقاط دور دست، در مرزها، در شهرهاي نزديك سر حد چه وقايعي رخ مي‌دهد و سرنوشت كشور چه خواهد شد واقعاً خيلي مشکل و طاقت فرسا است.

   علي منصور سخت نگران و مشوش بود. زيرا بخوبي متوجه بود كه سرنوشت كشور و ميليونها نفوس آن دچار خطر بزرگي شده‌است. خطري كه تنها در نتيجه عدم توجه و سهل‌انگاري فرمانرواي مملكت رخ داده‌است.

     بالاخره حالت انتظار پايان يافته و منصور در حالي كه يادداشتهاي دو دولت را در دست داشت از منزل خارج و بطرف سعد آباد حركت نمود .

    آقاي منصور جلو درب بزرگ كاخ سعد آباد از اتومبيل پياده شده و راه دفتر مخصوص را پيش گرفت تا اطلاع حاصل كند كه آيا شاه از خواب بيدار شده است يا نه. ولي در سر پيچ يكي از خيابانها با شاه كه زير يكرشته درختهاي تنومند و سبز و خرم مشغول قدم زدن و تفكر بود، تصادف نمود. پس از تعظيم بسوي شخص اول كشور پيش رفت. شاه از حضور غير مترقبه، زودتر از موقع، شتاب و عجله و رنگ پريدگي او دريافت كه بامداد سوم شهريور ماه مانند همه صبحگاهان دوره فرمانروائي جنبه عادي و معمولي ندارد و بايستي حادثه مهمي رخ داده باشد. به اين مناسبت، با عجله تمام سئوال كرد: «ها مگر چه شده ؟ چرا رنگت پريده است ؟ اتفاق بدي افتاده است؟ »

   نخست وزير پس از كمي تامل و رفع تشنج و نگراني ظاهري خود، پاسخ داد : «بلي قربان، اتفاق بدي روي داده‌است. ساعت چهار بعد از نيمه شب بوسيله نمايندگان دو دولت اتحاد جماهير شوروي و انگليس دو يادداشت به خدمتگذار داده شده‌است و بطور خلاصه حاكي از عبور واحدهاي جنگي دو دولت به خاك ماست.»

    شاه از شنيدن اين سخن سخت نگران شده و در بهت و حيرت فرو رفت. شايد پيش خود فكر مي‌كرد كه چرا با درخواستهاي دو كشور همسايه كه هميشه روابط دوستانه و نزديك با ايران داشتند، موافقت نكرده است . . . »