نادر انتظام: چرا مستبد نمیتواند و نباید توبه کند؟!؛

entezam naderبا نام و یاِد تو توبه پذیر .

در یک صبحِ جمعه ، در اوائل فروردین سال .......... اعلاحضرت عظیم شان ، فرمانروای جهان هستی نیروهای کارگذار هستی را به حضور فرا خواندند و چنین فرمودند :

دیروز گزارش تکمیلیِ کار آفرینش زمین و زمینی ها را دریافت کردم ، با توجه به هدف دار بودن این آفرینش ( بر حق ) ، اراده کردیم تا اولین هیات دولت را برای اداره آن بر گزینیم .

البته قابل تامل هست بدانید که، خانم و آقائی را که اکنون به مقام نخست وزیری بر می گزینیم ( مقام آدمیت و خلافت هم به زن اطلاق میشود و هم به مرد ) آنها قبلا و در زمانی دیگر و مکانی دگر و در حیاتی دگرگونه میزیستند و با توجه به سابقه ، امروز امور حفاظت ،خلاقییت و رشد در زمین ، زمینی که ، هر آنچه در آن هست را برای آنها آفریده ایم به خودشان محول کنیم .

از امروز شما تلاشگران و کارگزاران من در هستی موظف هستید تا از اوامر آنها اطاعت کنید ، زیرا توان پذیرش بار این امانت و اجرای آنرا هیچ کس بجز این زن و شوهر نداشتند .

اعضاء هیات دولت همه آرام و گوش به فرمان نشسته بودند که ناگهان دست وزیر عِرفان برای اجازه طرح سوآل خود ، نظر دیگر حضار را بخود جلب کرد : حضرت باریتعالی ، سوآل من این هست که آیا ما در اجرای اوامر حضرت حق و مخصوصا در تسبیح و حمد و سپاس و ستایش آن بزرگوار کوتاهی کرده ایم ؟ و از طرفی اعلاحضرت مستحضر هستند که این دو موجود ، روزی روزگاری در حضور خود شما دست به اسلحه می برند و چه خونهای نا حقی را بر این زمین زیبا و دوست داشتنی خواهند ریخت ؟! .

خداوندگار هستی ، بدون پرخاشگری و در نهایت آرامش لبخندی بر لب فرمودند ؛ من میدانم آنچه را که شما نمیدانید ، برای دانستن آن نا دانستنی ها تان صبور باشید ، و به اطاعت از آنها عمل کنید ،( سجده کنید ). کارگزاران ، عظمت علم کامل و مطلق آفریدگار را محترم شمردند و اطاعت از این نور چشمی و عزیز دردانه خداوندی را پذیرفتند .

در همین اثناء ، کار گزار دیگری ( شیطان ) به پا شد و گفت ، من هر گز از این موجود اطاعت نه خواهم کرد ! و مخصوصا از این موجود خاکی ؟ زیرا بنا بر طرح آفرینش من از نارم واو از خاک و حتما از او برتر هم هستم و چنین نه خواهم کرد . شیطان عملا نه رو در روی انسان که ، در برابر خداوند قد علم کرد و گفت : حرفش را هم نه زن !! .

چقدر جالبه ، خداوند در همان جلسه معارفه هیات دولت و تعیین نخست وزیران ( این جمع بستن برای آن است که قرآن می خواهد بگوید ، اولا ذات مبارک خداوند می تواند بتنهائی امر به اداره هستی بفرماید و ثانیا ، اهمیت به رسمیت شمردن حقوق طبیعی زن و مرد در اداره زندگی را به هر دوی ما یاد آوری بفرماید ) به این زوج فرمود : نیک بدانید از امروز بذر نفاق ، خود بزرگ بینی ، غرور ، تکبر ، ظلم و بر تری جوئی را در زمین همین موجود شیطان با اعلان جنگ بر علیه من و حقوق مخلوق من بر زمین پاشید ، من با توجه به عشق و محبتی که به شما فرزندان عزیزم دارم ، مادرانه شما را نصیحت می کنم از او پیروی نکنید که، زندگی تان را به آتش قهر و حسادت خود و هم فکرانش خواهند سوخت . به این میوه ممنوعه قدرت طلبی نزدیک نشوید که ، به عذاب دو دنیا گرفتار خواهید شد .

شیطان که، کارش انتقام از انتخاب ٍنا بجای ( بباور شیطانی خودش ) خداوند بود ، آنها را در سر یک بزنگاه به خوردن آن میوه ممنوعه ( نخوت ، غرور ، تکبرو ظلم به خود و دیگران و زندگی جاوید ) دعوت کرد .

در پارئی از ادیان ، باور بر این هست که ، خانم نخست وزیر آقای نخست وزیر را به پیروی از شیطان رجیم بر انکیخت ! اما قرآن می گوید ، نه ، چنین نیست آنها در ابتدای کار با هم مسئولیت اداره زمین را پذیرفتند و با هم از خط قرمز عبور کردند و با هم به خطای خود اعتراف کردند و توبه کردند و چون مجددا عاشقانه رو به مادر عاشقشان آوردند مادر نیز با در آغوش کشیدن آنها خطایشان را بخشید و با چشیدن همین حلاوت و شیرینی نعمت عفو خداوندی بود که ، راه توبه بسوی حق در همیشه تاریخ برای بازگشت کنندگان گشوده ماند اما،

پیروان و رو در رو ایستادگان با خداوند ، و تکذیب کنندگان ولایت رحمت و عاشقانه و بر حق خداوند بر عاشقان او و هستی زیبایش ، به خوردن آن میوه ممنوعه استمرار ورزیدند و با پیروی از ارباب خود درب نعمت خاکی بودن را بر خود بستند و بنا بر شهادت تاریخ هر گز موفق به عذر خواهی از مظلومان نشدند ، و زمانی تلاش کردند تا زبان به توبه بگشایند که ،

موج خروشان اتحاد و همبستگی مظلومان و ایستادگان برای تحقق استقلال ، آزادی و بر پائی یک نظام عدالت اجتماعی پا بر حلقوم مستبد نهاد ، و او که تا چند لحظه قبل از بازگشت بسوی خدا و خلق خدا ، مغرورانه سر باز می زد ، با مشاهده در هم پیچیده شدن نظام سراسر ظلم خود و بقول قرآن " و آن هنگام که جان در حلقومشان میپیچید و آنها خود نظاره گر مرگ خود بودند " خواستند زبان به توبه بگشایند که ، دیگر بسیار دیر شده بود.

مستبد مغرور تلاش کرد با تکذیب ارباب متکبر و مغرور خود به صف نجات یافتگان به پیوندد که، فوران فریاد دریای خروشان یک ملت متحد و بر حق ایستاده با فشار بر حلقوم آن ولایت مطلقه ، فرصت توبه را از او گرفت و به همین دلیل آنها و او هرگز موفق به عذر خواهی و توبه نخواهند شد ، آمین .

و امروز سکوت در برابر حکومت بی نظام ولایت فقیه از هر نوعی بر هر انسان آزاده و عدالت خواه حرام مطلق می باشد . به امید شب و روز همبستگی و نا فرمانی مدنی و دفن استبداد در وطن . دوست تان دارم و تا حصول آزادی و استقلال در دعای خیر من هستید .

تقدیم به پیشگاه مادران و پدران داغدار، من هم بهمراه شما از اینهمه ظلم بیزارم و برایتان آرزوی صبر و استقامت دارم .

نادر انتظام ، سی ام نوامبر ۲۰۱۹ .