علی شفیعی:ایران نیز مشکل نژاد پرستی دارد

schafiei ali1چند هفته پیش در شهرهای بزرگ بیشمار کشورهای جهان غرب مردم به خیابانها آمدند تا علیه نژاد پرستی اعتراض کنند. دراین زمان، تعداد زیادی از انسانها که در جوامع غربی زندگی میکنند و پوست سیاه و یا پوستی تیره رنگ دارند، تجارب تلخ زندگی روزمره خویش در این جوامع را بخاطر داشتن رنگ پوستی غیر سفید، در رسانه های گروهی بیان و ابراز کردند.

بنابر این، در کشورهای غرب، بعضی از مردم رنگ پوست و شکل و شمایل انسانها دلیل رفتار سوء خود با آنها می‌کنند. این رفتار سوء بخصوص در دستگاههای اداری و امنیتی این کشورها، شکل بسیار زشتی به خود می‌گیرد.

جنبشها در جوامع غربی برضد نژاد پرستی که به قول ابوالحسن بنی صدر « ... امر واقعی مستمر و جهان شمول است ... فرصتی ایجاد کرد برای برآورد و توضیح میزان ویران گری و مرگ آوری نژاد پرستی در سطح هر کشور و در سطح جهان » (1)

نژاد پرستی نه تنها در جوامع غربی، بلکه در تمامی دنیای امروز، امر واقعی استثنائی نیست. خاصه در جوامع غربی، وجود دارد. با وجود داشتن چند قرن تجربه مردمسالاری، که، در آن، اصل برابری همه شهروندان در برابر قانون است، از مهم‌ترین اصلها است، نژاد پرستی « پوشیده » بشدت رواج دارد.

عملاً تقریباً همه آن انسانهایی که تعلق به اکثریت سفید پوست جوامع غربی ندارند، بطور روزمره تبعیض در مورد خود و تحقیر خویش توسط سفید پوستان غربی با گرایش نژاد پرستی را در بیشمار اشکال کوچک و یا بزرگ آن، تجربه میکنند.

در معنای عام نژاد پرستی، فردی که خودآگاه و یا ناخودآگاه، بر حسب پیش داوریهای غلط، بعضی از انسانهای همنوع خویش را فاقد ارزش، انسان دست دوم، و در مقایسه با خود، فرودست میشمارد، او نژاد پرست است. نژاد پرست فردی است که با فکر و رفتار و زبان خویش، همنوع خود را تحقیر میکند، احساسات او را جریحه دار میکند، به او آزار و اذیت روحی و روانی، و گاه نیز تنی میرساند.

حال اگر نژادپرستی در ساختارهای سیاسی و اجتماعی جامعه‌ای استقرار و تکوین یافته باشد، در این جامعه، بطور نظام یافته و مقرر گشته‌ای، مأموران دولت بعضی از شهروندان آن جامعه را بی ارج میشمارند، به آنها توهین میکنند، گاه و بیگاه آنها را کتک میزنند، شکنجه میکنند و به قتل میرسانند.

اینها همه درد و رنجی مزمن و دیرپا است که بنابر نظر درست ابوالحسن بنی صدر « امر واقعی مستمر و جهان شمول است.» بدین معنی که نژاد پرستی با زندگی روزمره میلیاردها انسان در سراسر جهان امروز، بیش از همه در میهن خود ما ایران، ربط مستقیم دارد.

ابتدا ضبط ویدئوی هشت دقیقه و 49 ثانیه ای کشتن جورج فلوید در آمریکا بود که بطور کاملاً روشنی نبرد این مرد سیاهپوست فقیر و بیمار با مرگ را بخاطر تنها جرم اوکه داشتن رنگ پوست سیاه بود را نشان جهانیان داد. این نوار نشان داد که تا چه اندازه نژاد پرستی در فکر و عمل و زبان نه تنها مأموران دولت، بلکه همه دیگر انسانها، زشت و ویرانگر و مرگ آفرین است. علاوه بر آن، نژاد پرستی با چه اشکال گوناگون و متنوعی در زندگی روزمره همه ما انسانها حضور دائمی دارد.

دیدن و شنیدن و خواندن اخبار و اطلاعات در مورد این جنایت دهشتناک مرا بر آن داشت که از خود سئوال کنم، هموطنان ما در ایران تا چه اندازه در چنگال هیولای وحشتناک نژاد پرستی نظام ولایت مطلقه فقیه، در پوشش دین، دست و پا میزنند و عذاب میکشند؟

آیا در زندگی در چهار بعد سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی که رژیم ولایت مطلقه فقیه بر ایران و مردم آن تحمیل کرده است، نژادپرستی از مبانی آن نیست؟ آیا در این رژیم مأموران دولت و جانبداران دیروز و امروز آن، بطور نظام یافته و مقرر گشته‌ای، همنوعان و هموطنان خویش را بی ارج نمیکنند، به آنها توهین نمیکند، گاه و بیگاه آنها را کتک نمیزند، شکنجه نمیکنند و به قتل نمیرسانند؟

البته این امر مسلم است که ایران میهن ما، کشور آمریکا نیست. ولی با این وجود ایران نیز دستکم چه در رژیم پهلوی‌ها و خواه در این چهار دهه در رژیم کنونی بیشمار جورج فلوید های را بخود دیده است و همچنان به خود می‌بیند.

حال زمان آن رسیده که ما ایرانیان با خود به بحث و گفتگو بنشینیم و این سئوالها را برای خود طرح کنیم:

چه انواع گوناگون زمینه های روانشناسی و جامعه شناسی در جامعه ایران دیروز و امروز بایستی وجود داشته باشند، تا چنین اعمالی، چون کشتن هموطنان خویش در خیابانهای شهرهای ایران در ابتدا جلو چشم شاهدان عینی، و سپس ضبط شده آنها در برابر دید جهانیان، امکان پذیر باشد؟ ( برای مثال کشتن ندا، دخترجوان ایرانی در خیابان بدست عوامل رژیم، در جنبش اعتراضی سالهای 88 و 98)

امر بسیار چشمگیر در جنبش‌های اعتراضی این چند هفته اخیر نیز بود: افکار عمومی مردم جهان بتازگی چشمی بینا و گوشی شنوا برای دیدن و شنیدن و شناسائی و تشخیص پیش بیماری روانی - اجتماعی نژاد پرستی در درون جوامع خویش و دیگر جوامع جهان را پیدا کرده است. ابوالحسن بنی صدر، درست میگوید که « جامعه جهانی بتدریج، ولی خیلی کند و آهسته وجدان به حقوق پیدا می‌کند»

آنطور که محققین جنبشهای اعتراضی بیان میکنند: در همه جوامع انسانی، لحظاتی وجود دارند که در آنها، صبر و طاقت چندین ساله مردم بخاطر بیشمار نابسامانی‌ها که نظامهای سیاسی موجد آنها هستند، به پایان میرسد و فریاد اعتراض مردم همانند انفجار بمبی بسیار قوی بلند می‌شود.

از جنبه روانشناسی فردی و اجتماعی، مردم منتظر دریافت جرقه‌ای هستند تا عقل های سلیم و احساسات ظریف همگانی به یکباره شعله ور گردند. با دو مثال، یکی از کشورهای غربی و دیگری از درون میهن خودمان ایران، امر روانشناختی فوق را بیشتر توضیح دهم:

پدیده گرتا:

گرتا تونبرگ Greta Thunberg دختر جوان شاگرد دبیرستان در ماه آگوست سال 2018، آن زمان او پانزده سال داشت، تصمیم گرفت، پس از تعطیلات تابستانی در آغاز شروع سال تحصیلی مدارس در سوئد، دست به اعتصاب بزند. او در روزهای جمعه به مدرسه نرفت و در وسط میدان مونتورگت، مابین مجلس نمایندگان مردم سوئد و قصر شاهی در استوکهلم، پایتخت کشور سوئد، با این قصد که توجه مردم شهر را به بی‌تفاوتی سیاستمداران نسبت به مفاد قرارداد کنفرانس پاریس علیه بالا رفتن گرمای زمین، جلب کند، به خط خویش عنوان « اعتصاب مدرسه برای حفظ آب و هوا » ( بزبان سوئدیSkolstrejk för Klimatet ) را نوشت و پلاکارت کرد و در دست گرفت و نشست. از آن پس تا هم اکنون، همه روزهای جمعه همانجا، گرتا را با شعاری که خود نوشته‌است و در دست دارد، میتوان دید.

در طی زمانی بسیار کوتاه، تعداد زیادی از هم سنن‌ها و شاگردان مدارس، در ابتدا در کشور سوئد و سپس بتدریج در سراسر جهان غرب به جنبش اعتراضی علیه گرم شدن جو کره زمین پیوستند. امروزه جنبش اعتراضی که مبتکر آن گرتا تونبرگ است، با نام Fridays For Future افکار عمومی مردم جهان را بخود جلب کرده است. این شعار بجز در کشورهای استبدادی مثل ایران، در تمامی میدانهای بزرگ دیگر شهرهای جهان هر روز جمعه با اجتماع بزرگی از شاگردان مدارس و دیگر افراد که به آنان می پیوندند، قابل مشاهده است.

گرتا تونبرگ، متولد سال 2003 است. او هنوز شانزده ساله نشده بود که برای گرمای زمین دست به اعتصاب زد. در این اثنا او زبان اراده نسل نوجوان و جوان در همه جای جهان گشته است. نسلی که در حال و آینده با پیامدهای دهشتناک گرم شدن کره زمین در اثر نارسایی سیاست محیط زیستی دولتها در همه کشورهای جهان، بایستی زندگی کند.

جامعه شناسان محقق آلمانی که در مورد جوانان و گرایشهای سیاسی آنان پژوهش میکنند، نسل امروز را « نسل گرتا » مینامند. نسلی که بشدت با جنون مدرنیسم مصرف انبوه نسل پیش از خود، یعنی پدران و مادران خویش، مخالف است.

گرتا با سخنرانی‌های خویش به وجدان به حقوق همه انسانها تکانی سخت میدهد. قصد او این است که مردم جهان را از خواب غفلت از حق حیات خویش که بستگی تام به حق طبیعت و دیگر حقوق پنجگانه انسان ( مدون شده توسط ابوالحسن بنی صدر) دارد، بیدار کند. او با صراحت تمام خطاب به همه سیاستمداران و مردم دنیا میگوید: « من میخواهم شما را به اضطراب انداز م » و با تأکید تمام از همه انسانها میخواهد، دست به تغییر خود، دستکم در مصرف انبوه فرآورده زنند. چرا که اگر دیر شود، ویرانی محیط زیست برای نسل‌های حال و آینده غیره قابل جبران خواهد شد. این دختر جوان فریاد میزند: « خانه ما در شعله‌های آتش قرار گرفته و دارد میسوزد. »

فعالیتهای نسل گرتا سبب شده است که در سالهای گذشته میلیون‌ها انسان، بیشتر از همه نوجوانان و جوانان جهان در کشورهای آزاد غرب، روزهای جمعه خود انگیخته خویشتن را بسیج میکنند تا به گرمای زمین و عدم کارایی سیاستمداران اعتراض کنند. تأثیر جنبش آنان، بنابرآخرین انتخابات در اتحادیه اروپا، این است که احزاب سبزها قوت گرفته‌اند. این تأثیر بر برنامه های اقتصادی که برای دهه های آینده کشورهای غربی، طراحی می‌شوند، کاملاً قابل مشاهده است.

گرتا خیلی زود از همان سال 2018 تا کنون به کنفرانسهای بزرگ جهانی، تظاهرات عظیم و وسیع مردمی و دیگر تجمّعات بزرگ در جهان، برای ادای سخنرانی دعوت میشود. او خود سخنرانی های خویش را با زبان ساده جوانی آگاه به حقوق خود و حق طبیعت، مینویسد. تنها داده های علمی مربوط به تغییر آب و هوا و گرمای زمین را دانشمندان و محققین محیط زیست یا در اختیار او میگذارند و یا درستی آنها را برای او تأیید میکنند. (1)

 

مثال دوم از میهن خود ما ایران:

در ماه آبان سال پیش قیمت بنزین را دولت بدون اطلاع قبلی سه برابر کرد. در نتیجه به یکباره در بیش از صد شهر ایران تظاهرات خیابانی بر پا شد. جواب رژیم به مردم گلوله و توهین و تحقیر از زبان علی خامنه‌ای و دیگر یاران او بود. امر مهم روانشناختی این جنبش این بود:

تظاهر کننده گان تنها بخاطر گران شدن قیمت بنزین نبود که اعتراض میکردند، بلکه اعتراض آنها به تمامی وجود رژیمی ویرانگر و مرگ آفرین است. رژیمی که مسبب بدترین نابرابریها، نابسامانی ها و اعمال نژاد پرستی " قانونی" علیه اکثریت بزرگ مردم ایران است.

ابوالحسن بنی صدر ریشه های تاریخی و فلسفی نژاد پرستی « قانونی » نظام ولایت مطلقه فقیه را به شرح ذیل خاطر نشان اهل خرد میکند:

« تعریف عام نژاد پرستی این است: انسانها دو گونه اند: نخبه ها که آفریده شده اند برای رهبری کردن و اکثریت بزرگی که "عوام کل الانعام " خوانده میشوند، ملحق به حیوانات هستند و خلق شده اند برای رهبری شدن ..... ( این حکم در انواع ) بیان های قدرت از فلسفی و دینی و غیر دینی، پذیرفته شده است. از یونان باستان که آغاز کنیم، تعریف عام (نژاد پرستی ) از ارسطو است. این تعریف را کلیسا پذیرفت و توجیه گر ولایت مطلقه پاپ و استقرار استبداد فراگیر کلیسا شد. این تعریف وارد حوزه اسلامی نیز شد و اسلام را از خود بیگانه کرد و اینک، ولایت مطلقه فقیه مستقر در ایران، مستند به این تعریف از نژاد پرستی است: مردم در حکم صغار هستند. » ( برجسته کردن جمله ها از من است.) (2)

حال سازماندهی ساختار نژاد پرستی در رژیم ولایت مطلقه فقیه سبب گشته که در ایران امروز اقلیت بسیار کوچکی از صاحب امتیازان وجود پیدا کند. این اقلیت دولت را تسخیر کرده و در امور سیاسی و اجتماعی با اعمال روشهای فاشیستی و توتالیتری چون سانسور و سرکوب و دروغگویی بطور مداوم و ..... ساختار های نژاد پرستی خویش را بر مردم ایران تحمیل کرده است. کار این ساختارها اینست که مردم ایران را در کلیت خویش تحقیر کنند: چون « مردم در حکم صغار هستند »، در اینصورت ولی مطلقه فقیه و آمران و عاملان رژیم او « قیم » مردم شده اند.

در نتیجه این رژیم با از خود بیگانه کردن دین اسلام، مردم مسلمان و غیره مسلمان را تحقیر میکند و هست و نیست آنها را تاراج میکند.

اقلیت صاحب امتیاز در ایران کنونی به نژاد پرستی خویش، همانطور که در بالا از قول بنی صدر آمد، رنگ « اسلامی » زده و آنرا توجیه دینی میکند. با این کار روزگار مردم ایران را همانند روزگار سیاهپوستان آمریکایی در آمریکا، سیاه و تباه کرده است.

در آمریکا ریشه نژاد پرستی چهار صد سال سابقه دارد. از آن زمان که استعمار گران در آفریقا به گردن سیاه پوستان قلّاده می‌بستند و آنها را برای بردگی به قاره آمریکا می‌آورند. با وجود جنگ شمال و جنوب بر سر نژاد پرستی و با وجود تصویب قانون منع برده داری در سال 1856 هنوز در روانشناسی کسانیکه ترامپ را انتخاب کردند، فکر و عمل و زبان برده داری و نژاد پرستی وجود دارد.

حال اگر برگردیم به جنبش اعتراضی مردم ایران در آبان ماه سال پیش، میبینیم جرقه گران شدن بنزین سبب انفجار اعتراض مردم گشت. ولی در حقیقت فریاد اعتراض مردم به ساختار نژاد پرستی رژیم بود. اگر ما فریاد اعتراض سیاهپوستان و دیگر مردم جهان را در چند هفته اخیر با جنبش اعتراضی آبان ماه سال گذشته مردم ایران مقایسه کنیم، این امر دستگیر مان خواهد شد:

سیاهپوستان آمریکایی همراه با دیگر مردمی که به نژاد پرستی اعتراض میکنند، تنها بخاطر خشونت پلیس آمریکا، و یا گران شدن قیمت بنزین در ایران نیست. بلکه انگیزه اصلی آنان خیلی بیشتر از اینها است.

هم سیاهپوستان آمریکایی و هم اکثریت بسیار بزرگ مردم ایران در اثر وجود ساختهای نژاد پرستی در کشورشان دچار فقری سیاه و خانمانسوز گشته اند. نابرابریها در هر دوی کشورها با شدتی وصف ناپذیر روز به روز بیشتر افزایش میابد.

تنها چند نمونه از نابرابریها از این قرار هستند:

نابرابری در منزلت و کرامت که ویران‌گرترین نابرابری‌ها است؛ نابرابری در برخورداری از بهداشت و تعلیم و تربیت؛ نابرابری در دانش آموزی و اشتغال؛ نابرابری در مسکن و تغذیه سالم. نابرابری در آمد؛ نابرابری در.... اینها همه جزء نیازهای اولیه و حقوق ابتدایی انسان هستند. این نابرابریها مشکلات مردم هستند، مشکلاتی که هم در آمریکا وهم در ایران، همگی ناشی از وجود نژاد پرستی ساختاری است.

در نوشته بعدی به چند علائم مهم ساز و کار ساختارهای نژاد پرستی چه در غرب و خواه در ایران خواهم پرداخت.

منابع و مأخذ ها:

( 1)

Ich will, dass ihr in Panik geratet!: Meine Reden zum Klimaschutz

von Greta Thunberg; Fischer Verlag 2019

(2)

ابوالحسن بنی صدر: وضعیت سنجی سی صد و نهم « نژاد پرستی امر واقع مستمر و جهان شمول » سایت انقلاب اسلامی در هجرت؛ ؛ تاریخ ایجاد پنج شنبه 29 خرداد 1399