سازماندهی مدیریت مردمی صدا و سیما، مصاحبۀ رادیو عصر جدید با علی صدارت

                                                                              Sedarat-Ali-1

                                                                                      برای شنیدن این مصاحبه اینجا را کلیک کنید

                                                                                     
جنگ روانی، مادر همه جنگ ‌ها است!
 
با جنگ روانی بود که با بهانه اینکه مردمی که در جنبش خودجوش، در تظاهرات برای نشان دادن نظر خود و تأیید نظر سخنران، کف زده ‌اند را سرکوب و منکوب کنند، ولی در همین مراسم عاشورای امسال دیدیم که شمر بعد از کشتن امام حسین، در تعزیه مشغول رقص بندری و بابا کرم می شود و تعذیه ‌گردان پشت بلندگو، به جمعیت دستور می دهد که با دست زدن‌ های خود، موسیقی (که گویا از محرمات است!) و رقص و آهنگ باباکرم را، همراهی کنند.
 
این واقعیت، بر قدرت ‌ها پوشیده نیست. ولی نگاهی به رویدادهای بهار انقلاب ایران نشان می‌ دهد که یک حداقلِ لازمی از ما مردم، به اندازۀ کافی نمی ‌دانستیم، و یا لااقل به اندازۀ کافی به آن توجه نکردیم که اگر قدرت‌ ها در جنگ روانی علیه مردم ظفرمند نشوند، نمی ‌توانند ساختار استبدادی را حفظ کنند، و ولایت مطلقۀ پهلوی را با ولایت مطلقۀ فقیه جایگزین کنند. به این ترتیب، خلائی که عدم حضور ما مردم ایجاد کرد را کسانی که قدرت را اصیل می ‌دانستند، و تحول تحمیلی از بالا را رویه کرده بودند، پر کردند. به این ترتیب، خشت ‌های اولیۀ صدا و سیما، کژ بنا نهاده شد، و حالا با این دستگاه عریض و طویل مغزشویی و پروپگندا، مواجه هستیم که از عوامل اصلی بسط ید ولایت مطلقۀ فقیه، بر جان و مال و ناموس مردم است.
 
عملۀ قدرت، و طبقه نومانکلاتورای (nomenklatura) «اسلامی» در ایران، دنبال تجاوز به نیروهای محرکه وطن بود و بارزترین نماد قدرت یعنی پول. این طبقه تا حکومت آقای رجایی، توانست حداقل ۱۱۷ میلیارد تومان (مساوی ۵۴ میلیارد دلار به ارزش پولی امروز) از ثروت ملی ایرانیان، بخصوص مستضعفینی که ادعای حمایت از آن‌ ها را داشت، بدزدد. مقدار زیادی از ثروت‌ های وطن ما، صرف دستگاه مغزشویی ولایت مطلقه می شود.
 
… از همین امروز، شایسته و بلکه بایسته است که هر کدام از ما، به سهم خود و به نوبۀ خود و به سلیقه خود و به اندازه توان خود، برای گذار خشونت ‌زدا از رژیم ولایت مطلقه، و رسیدن به نظام مردم‌ سالار و دموکراتیک، کاری و تلاشی انجام دهیم، حالا هر چقدر هم آن کار و تلاش، در ظاهر به نظر کوچک بیاید. هرچه تعداد بیشتری از ما این وظیفۀ حیاتی خود را بشناسیم و بدان عمل کنیم، این رژیم هرچه زودتر چون برفی آب می‌ شود و فرو می ‌ریزد. هر یک نفر بیشتری از ما که به این وظیفۀ حیاتی خود عمل کند، فروپاشی این رژیم، خشونت ‌زدا‌تر خواهد بود، و قدرت ‌های داخلی و خارجی، در جنگ روانی علیه مردم شکست جانانه ‌تری خواهند خود. از همین امروز در این جنگ روانی، به دفاع از خود برخیزیم، …
 
… در شهرها و روستاها، با تشکیل هسته ‌های مردمی، نیازهای رسانه ‌ای منطقه را در هم ‌آهنگی با نیازهای ملی و با تأکید بر خشونت‌ زدایی و یکپارچگی کشور، به شور و مشورت می‌ گذاریم. اصل بر حقوق‌ مداری است، و مشارکت هرچه فراگیرتر مردم، در جنبش خودجوش مدیریتِ گذاری هرچه خشونت‌ زداتر از استبداد ولایت مطلقه، به خودانگیختگی مردم‌سالاری،
 
همکاری‌ های هسته‌ها با سایر هسته‌ ها در سایر شهرها و روستاها و منطقه ‌ها را، بدون تبعیض، و با عدم ورود در روابط سلطه، و با مخرج مشترک حقوق، برای انتخاب شوراهای شهرستان، گسترش می ‌دهیم،
 
به تدریج، به گسترده‌ تر کردن همفکری‌ ها و همکاری‌ ها، و انتخاب شوراها و هسته ‌های استانی توسط منتخبان شوراهای شهرها و روستاها می‌ پردازیم،
 
به تمرین عملیِ مشورت و تبادل نظر و هم‌ فکری و رواداری و همکاری، در احقاق حق اطلاع یافتن و حق اطلاع دادن و سایر حقوق، به مثابۀ شاخۀ چهارم دولت در سایه (نه دولت در سایه‌ ای که جیره و مواجبش را عربستان بدهد، و استراتژی و تاکتیکش را امریکا و اسرائیل و انگلیس و …، دیکته کنند!)، و بررسی و نقدِ عمل‌ کردِ دستگاه پروپگاندا و جنگ روانی رژیم ولایت مطلقه، و ارائه راه حل ‌های عملی برای رسانه ‌گری حقوقی و مدیریت سیر آزاد اندیشه و خبر و نظر…، می ‌پردازیم،
 
تلاش برای شناسایی کارمندان دستگاه جنگ روانیِ رژیم ولایت مطلقه، و سعی (در عین تأکید بر خشونت‌ زدایی) برای روشن ‌گری و جذب این هموطنان، و تشویق و ترغیب آن‌ ها برای آمدن به آغوش باز مردم و بهره‌ مند شدن از لذت مشارکت در جنبش خودجوش گذارِ خشونت‌ زدا از استبداد به مردمسالاری، و یافتن راه های خشونت ‌زدای نافرمانی ‌های مدنی و اعتراضات و اعتصابات سراسری و گسترده،
 
از هم اکنون، به این شکل و با این تمرین، تلاش برای هرچه آماده‌ تر شدن برای تسخیر و به عهده گرفتن عملی مدیریت مراکز بزرگ و کوچک صدا و سیما و دستگاه رسانه ‌ای رژیم ولایت مطلقۀ فقیه، به محض سست ‌پایه ‌تر شدن آن رژیم، تلاش می‌ کنیم،
 
در اولین فرصت، تسخیر و تصدی ادارۀ رسانه ‌های منطقه، توسط شوراها و هسته‌ های استانی را، در هماهنگی با شوراهای منطقه‌ ای شهرها و روستاها، با تأکید بر خشونت ‌زدایی و یکپارچگی کشور،  و با همکاری با شورای کشوری، به عهده می‌ گیریم،
 
به این ترتیب، از هم اکنون، برای انتخاب شورای کشوری برای مدیریت رسانه‌ های همگانی، توسط نمایندگان منتخب شوراهای استان ‌ها، با تأکید بر خشونت زدایی و یکپارچگی کشور، و نفی و رفع انواع تبعیض‌ ها، به منظور خنثی کردن انواع جنگ ‌های روانی قدرت ‌ها علیه مردم، آماده می‌ شویم … .