علی شفیعی :مهار کامل در استبداد فراگیر ( بخش اول )

shafiei ali 11062014چرا در نظامهای استبداد فراگیر ( توتالیتاریسم ) دست اندرکاران این نظام ها تلاش میکنند، تمامی روابط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مردم جامعه را در مهار کامل خویش در آورند؟
چرا در اینگونه نظام های سیاسی با استبداد فراگیر، حاکمان با خشونتی غیره قابل وصف از آحاد مردم و ملتهای تحت حاکمیت خویش میخواهند، بطور بسیار فعال گماشته دولت فراگیر گردند و جهت بقا این دولتها تلاش و کوشش کنند؟
چرا در نظامهای استبداد فراگیر هیچ انسانی حق ندارد، خود باشد و خود ماند؟ بلکه باید با رنگ و لعابی که دست ساخت «مرام» مستبدین فراگیر است، خود خویش را رنگ کند تا به رنگ دلخواه استبداد فراگیر در آید؟
و بالاخره چرا استبداد فراگیر برای ایجاد مهار کامل مردم تحت حاکمیت خویش، با اعمال خشونت همه جانبه نسبت به آحاد مردم جامعه، از آنان میخواهد، خود خویش را انکار کنند، و آن شوند که جبار حاکم میخواهد؟
جهت جواب دادن به سئوالهای بالا در ابتدا ترجمه اطلاعات جمع آوری شده و تفسیر کوتاهی از اشپیگل شماره 41 بتاریخ 5 تا 12 ماه اکتبر سال 2020 را مطالعه میکنیم:
 
« تا اعماق روح باید چینی شد:
با وجود انتقاد شدید بین‌المللی، پکن، فشار و سرکوب اقلیت های قومی و مذهبی را در کشور چین افزایش داده است. بر اساس تصاویر عکس برداری شده توسط ماهواره های هوایی انستیتو استراتژی سیاسی استرالیایی (ASPI) یک کارخانه فکر سازی Thinktank، بطور حدسی دستکم 380 بازداشتگاه جهت زندانی کردن مخالفین سیاسی در سینجیانگ Xinjiang، از سال 2017 تا کنون مجدّداً بنا و توسعه یافته است. حداقل تعداد 61 بازداشتگاه بعد از ماه جولای سال 2019 ساخته شده است. ( برجسته کردن کلمات و جمله ها همه جا از من است.)
ساختن این بازداشتگاه ها با ادعای رهبران چین مبنی بر این که اکثریت بازداشت شدگان مسلمان قوم اؤیغورها در این اثنا آزاد شده اند، در تناقض کامل است. در گزارش دیگری از انستیتو استراتژی سیاسی استرالیایی( (ASPI تصاویر ویران شده هزاران اماکن تجمع مسلمانان در سینجیانگ نشان داده میشود. در میان این اماکن، مساجد مسلمانان، گورستان ها و سنگهای قبر ویران گشته آنان وجود دارند.
ریان توم Rian Thum، تاریخدان اسلامی در دانشگاه نوتینگهام انگلستان، در مورد همین نوع  رفتاری ویران سازی در شهر لینکسیا Linxia در منطقه گانسو Gansu را به شرح ذیل گزارش میدهد:
مأموران امنیتی دولت چین همه گنبدهای مساجد در این شهر را متلاشی و ویران کرده اند. اکثریت مسلمانان شهر لینکسیا به گروههای اقوام هویی Hui تعلق دارند.  روزنامه South Chi¬na Morning Post، از سرکوب شدید 10 هزار شهروند مسلمان که تنها در شهر اوتسول  Uts¬ul واقع در جزیره هاینان Hai¬n¬an در چین سکونت دارند، گزارش میدهد. بخشی از این سرکوب ها عبارتند از:
قدغن بودن روسری و چادر برای خانم های مسلمان در مدارس و اداره ها، بعلاوه ممنوعیت استفاده از خط عربی بر روی تابلوهای مغازه های شهر. این قوانین و مقررات همگی از جانب دولت چین وضع و اجرا میشوند.
حتی دیگر اقلیت های غیره مسلمان ساکن کشور چین نیز تحت فشار سانسور و سرکوب شدید دولت قرار دارند:
در داخل مغولستان کارمندان دولت چین استفاده از زبان مغولی در سر کلاسهای درس را محدود و تا حدود زیادی ممنوع کرده اند. اعتراضات دانش آموزان در برابر این رفتار مأموران دولت نیز بشدت سرکوب و مجازات شده است.
بنابر اطلاعات آدریان زنس  Adrian Zenz ، پژوهشگر سینجیانگ، مأموران امنیتی دولت چین در مناطق تبت نیز از همان استراتژی سرکوب استفاده میکنند که در سینجیانگ آزموده‌اند:
بدین صورت که مأموران دولت به مردم اهالی تبت فشار میآورند، شیوه زندگی سنتی خویش را کنار گذارند. علاوه بر آن، شهروندان آنجا را با زور به اماکن آموزشی میفرستند تا در آن جا مهارتهای فنی و زبان چینی را آموزش ببینند. پس از این آموزشها تعداد زیادی از آنها را به کارخانجات در جاهای دیگر چین جهت کارگری در کارگاههای چینی میفرستند.
رئیس دولت و رهبر حزب کمونیست چین، سی جین‌پینگ Xi Jinping اعلام کرده است، اینگونه تعلیمات آموزشی بایستی ادامه یابند. چرا که اقلیتهای قومی و مذهبی چین باید هویت چینی را « عمیقاً در روح خویش » حک و جای دهند. ( گ اف آ Gfa ) »
خوانندگان گرامی اگر در محتوی گزارشات موثق بالا، که از طریق انستیتوهای علمی و پژوهشی جمع آوری شده است، خوب دقت کنند، این امور دستگیر شان خواهد شد:
عین همین زور و سرکوب و خشونت لخت و عریان که استبداد فراگیرچین به مردم و ملتها و اقوام گوناگون مسلمان و غیره مسلمان اعمال میکند، در وطن ما ایران، در عربستان سعودی و در پرشمار کشورهای مسلمان و غیره مسلمان دیگر با محتوای کاملاً مشابه، ولی القاب و نامهای دیگر، نسبت به مردم این کشورهای اعمال میگردند.
در همه این نظامهای سیاسی استبدادی، اعمال قهر و خشونت به مردم توسط مرام و یا دین توجیه میشود. مثلاً در کشور چین تحت مرام کمونیسم،  زنان مسلمان را به زور وادار میکنند، بدون روسری و چادر در اماکن عمومی حضور یابند. در میهن ما ایران، و یا در عربستان سعودی با همین زور و خشونت عریان، زنان را مجبور میکنند، حجاب اجباری سر کنند. این حجاب اجباری توسط دولت استبدادی با تمایل به فراگیری مقرر گشته است. و هیچ ربطی به دین اسلام ندارد. دین دعوت است و نه زور و اجبار.
در همه این کشورها هدف دست اندرکاران نظامهای استبداد فراگیر یکی است و آن مهار کامل مردم این جوامع است. این مهار که توسط توجیه تراشیدن ها بنام دین و یا مرام صورت میگیرند، در حقیقت تجاوز به حقوق انسان است.
در حقیقت در نظامهای استبداد فراگیر بالاترین اصل و والاترین ارزش برای مستبدین حاکم، مهار کامل مردم این جوامع است. مرام و یا دین تنها نقش توجیه تراشیدن برای اعمال این مهار کامل را ایفا میکنند.
البته برای برقرار کردن مهار کامل، هر استبداد فراگیری نیاز به سازمانهای نظامی و شبه نظامی بزرگ و وسیع دارد. در این سازمانها که همگی دولتی هستند، به افراد و اعضاء آنها اعمال قهر و خشونت به مردم هموطن و همنوع خویش را آموزش میدهند.
برای مثال در ایران سازمان شبه نظامی « بسیج بیست میلونی » و سازمان سیاسی - نظامی « سپاه پاسداران انقلاب » تأسیس شدند تا در خدمت نظام ولایت مطلقه فقیه برای مهار کامل مردم ایران بکار گرفته شوند. وظیفه اصلی این سازمانها مهار کامل شهروندان ایرانی است.
اگر شهروندی این مهار کامل را نپذیرفت، بایستی حذف شود. حذف هر گونه مخالف واقعی و یا احتمالی، در دستور کار حاکمان استبداد فراگیر قرار دارد. حذف مخالفین از زندان و شکنجه و ایجاد انواع گوناگون زندانها و بازداشتگاه های بزرگ شروع شده و به حذف فیزیکی، یعنی ترور و اعدام ختم میشود.
از ابتدا قرن بیستم در جوامع گوناگون بشری نظامهای استبداد فراگیر تأسیس شدند. این نظام ها دارای مدرنترین و مجهزترین ابزارهای خشونت و سرکوب بودند. این قبیل نظام های فراگیر تا زمان کنونی در اشکال قوی، مثل دولت فراگیر چین و کره شمالی، ( تحت نام کمونیسم) و یا اشکال ضعیف آن، در ایران و عربستان سعودی و دیگر کشورهای مسلمان ( تحت نام و توجیه دین اسلام ) و غیره مسلمان وجود و ادامه دارند. (1)
از جنبه تاریخی،  در آلمان در نیمه اول قرن بیستم رژیم نازی ها و از اوایل تا دهسال مانده به آخر قرن بیستم، نظام استالینیسم در روسیه شوری، مثال های بارزی در مورد مهار کامل مردم بودند.
نتیجه و حاصل این دو نظام استبداد فراگیر، بزرگترین جنایات سیاسی در طول تاریخ بشریت گشتند.
در حال حاضر رژیم های موجود در کشور چین، کره شمالی، و تا حدودی نیز در ایران و کشورهای عربی مثل عربستان سعودی، نظامهای سیاسی فراگیر با هدف مهار کامل مردم، در این کشورها وجود دارند.
حال بایستی برای این سئوال جواب جامع و در خوری پیدا کنیم:

❋ معنای مهار کامل چیست و چگونه تحقق میابد؟
موسیلینی رهبر فاشیست های ایتالیا در اوایل قرن بیستم، مهار کامل را اینگونه تعریف کرده است:
 « همه چیز باید تحت مهار کامل دولت باشد. هر آنچه بیرون از دولت قرار دارد، دشمن دولت و رهبری نظام است.» ( 2)
در آلمان دوران نازیها، کارل اشمیت Karl Schmidt، یکی از حقوق دانان تابع نظام هیتلری، « دولت فراگیر » بزبان آلمانی totale Staat را اینگونه تعریف میکند:
« در دولت فراگیر باید جامعه، فرهنگ و دین مردم، بطور کامل در دولت فراگیر ادغام و متحد و یکی شوند. چرا که این سه به حال و آینده دولت فراگیر تعلق دارند.» (3)
یکی از سرشناس ترین منتقدین اینگونه نظامهای استبداد فراگیر، نویسنده نامدار انگلیسی، جورج اورول George Orwell بود.
او در سال 1948 رمانی نوشت و نام آنرا « 1984 » گذارد. یعنی چهل سال بعد از تحریر رمان.  اورول در این اثر هنری جهانگیر خویش، استادانه و با مهارت، مهار کامل مردم جامه را هم در شکل و هم محتوی نشان اهل خرد میدهد. رمان فوق مهار کامل مردم در کشورهای تحت حاکمیت استبداد فراگیر را به صورت تخیلی برای خوانندگان کتاب خویش نمایان میکند.
حال اعمالی که بایستی در جامعه تحت حاکمیت دولت فراگیر صورت گیرند، تا بنابر نظر کارل اشمیت، « جامعه، فرهنگ و دین مردم» متعلق به دولت فراگیر گردد، مشخصات و علائم و نشانه های خاص خویش را دارد. این علائم و نشانه ها بشکل « سیاست کشورداری »، بتدریج در کشورهایی که نظامهای استبداد فراگیر دارند، تحقق می یابند.
من در ذیل تلاش میکنم، شماری از این « سیاست ها » را که برای مثال در دو رژیم حاکم در کشور چین و ایران عملی میگردند، تشریح و با یکدیگر مقایسه کنم:
1.    مرام، ایده و یا « دین » ساخته و پرداخته نظام استبداد فراگیر با قصد مهار کامل مردم:

مرام، ایدئولوژی و یا دینی که استبداد فراگیر تبلیغ میکند، ملقمه ای است دست ساخت خود مستبدین، که بنابر نظر ابوالحسن بنی صدر، « با از خود بیگانه کردن مرام و یا دین، جهت دستیابی به قدرت، ساخته و پرداخته میشود. »
این مرام و یا دین غیره قابل آزمون، نقد و خرده گیری است. مردم جامعه بایستی به این مرام و یا دین تظاهر کنند تا اطاعت ناشی از ترس پوشانده و جباریت توجیه بگردد. هر کس کوچکترین انتقادی نسبت به چند و چون این مرام و یا دین کرد، دشمن « نظام مقدس » محسوب میشود، و باید با او جنگید و او را نابود کرد.

در چین نام این مرام فراگیر کمونیسم است. البته در اثر زمان در سیاست و سرکوب گری شکل مارکسیست لنینیسم خود را حفظ کرده است. ولی حزب و دولت به خدمت سرمایه داری در آمده‌است. البته سرمایه داری از نوع وحشی و غیره قابل مهار ( نئو لیبرالیسم ) را در خود ادغام کرده است.
یعنی در بعد اقتصادی سرمایه سالاری متجاوز و در بعد سیاسی کمونیسم نوع لنین و استالین که بشدت سرکوب گر و فراگیر است. البته شکل اقتصادی سرمایه سالاری آنرا هیچ قانون و مقررات و سندیکاهای کارگری، قادر نیستند مهار و محدود کنند.
در میهن ما ایران، از زمان بازسازی استبداد تا به امروز، خمینی و دیگر یاران در بازسازی استبداد در ایران، هم دین اسلام و هم انقلاب مردم ایران را چنان از خود بیگانه کردند که این دو، به قول معروف، 180 درجه به انحراف و انحطاط کشانده شدند. در واقع آنچه در این مدت هم در دولت و هم در جامعه ایران عملی گشته است، انطباق و پیروی کامل از اصول و فروع فکری، رفتاری و گفتاری مرام فاشیسم است.

2.    از میان بردن تمامی آزادیهای فردی و اجتماعی:
 
مهار کامل تنها زمانی امکان پذیر است که فردیت انسان، یعنی آزادی و استقلال او و دیگر حقوقی که دارد، یکجا پایمال گردد. این امر زمانی واقع خواهد شد که از منش « اصل نظام است و فرد جزئی تابع بی چون و چرای آن »، تحقق یابد. این عوام فریبی که « انسان برای دین است و نه دین برای انسان» تبلیغ می‌گردد.
برای مهار کامل انسان در استبداد فراگیر چین و یا نظام ولایت مطلقه فقیه در ایران، بنام مرام و یا دین به مردم جامعه تلقین میکنند که « تو انسان هیچ هستی، دولت و مرام و دین حاکم، همه چیز است.»
خانم هانا آرنت Hana Arendt محقق سرشناس نظامهای فراگیر در کتاب « عناصر و محل پیدایش حاکمیت فراگیر » جهت ایجاد مهار کامل، بیشتر به نقش ترور و جنایت به قصد از میان بردن آزادی و استقلال انسان پرداخته است. او در کتاب فوق مینویسد:
« اصلی ترین خصلت حاکمیت استبداد فراگیر در این نیست که این نظام آزادیهای مشخصی را محدود و یا از میان می برد. در این نیز نیست، که دوست داشتن آزادی را، آنطور که در دل انسان وجود دارد، طرد و نابود میکند. بلکه فقط در این امر قرار دارد: این نظام انسان را آنطور که هست و هستی و وجود دارد، با چنان خشونتی در چنگال آهنین ترور خویش زندانی میکند، که فضای عمل انسان، و این تنها حقیقت آزادی است، را از میان برود.»

3.    در نظام استبدادی فراگیر تفکیک قوا در دولت وجود ندارد:

در نظام استبداد فراگیر چون هدف مهار کامل مردم است، سه قوه قانون گذاری، اجرائی و قضایی در دولت، نه مستقل از یکدیگر و نه جدای از همدیگر هستند. بلکه هر سه قوه « در دست رهبر » دیکتاتور و یا حزب یگانه ای که حاکم بر کشور است، قرار دارند.
برای مثال در کشور چین آنطور که حزب حاکم ادعا میکند، با داشتن جمعیت بیش از یک میلیارد انسان، دارای 3000 نماینده « مردمی » در تمامی استانهای کشور چین وجود دارند. این « نمایندگان » که عضو و یا تابع حزب کمونیست حاکم هستند، هر سال یک بار گرد هم میآیند، تا در کنگره تصمیمات مهم کشوری را اتخاذ و اجرا کنند.
ولی تنها کاری که میکنند، دست زدن ها و تشویق های طولانی در تأیید و تأکید از دستورات رهبری حزب و استقبال و اطاعت از اوامر او است. در میان این تعداد زیاد از « نمایندگان خلق چین » حتی یک مخالف نیز وجود ندارد.
تقریباً عین همین وضعیت در ایران تحت ولایت مطلقه فقیه نیز وجود دارد. همه سه قوه دولت و تمامی دیگر دستگاههای دولتی ایران در گذشته، تحت حاکمیت و اوامر « امام خمینی » و در زمان کنونی، تحت امر علی خامنه ای « رهبر فرزانه » ول « ولی مطلقه فقیه » قرار دارند.
در واقع در ایران تمامی دستورات کشوری و لشگری زیر نظر و فرمان مستقیم « رهبرعظیم الشأن » یعنی علی خامنه ای، اداره میشوند. اگر اینطور نباشد، مهار کامل مردم ایران، نا ممکن میگردد.

در نوشته بعدی به دیگر علائم مهار کامل خواهم پرداخت.
منابع و مأخذ ها:
(1)     از جمله نگاه کنید به  دو کتاب ذیل، اولی نوشته، وحید وحدت حق و دومی بقلم بصام طیبی، هر دو به زبان آلمانی
Wahied Wahdat-Hagh: Die islamische Republik Iran. Die Herrschaft des politischen Islams als eine Spielart des Totalitarismus. Lit-Verlag, Münster/Hamburg/Berlin 2003
Bassam Tibi: Der neue Totalitarismus. ‚Heiliger Krieg’ und westliche Sicherheit. Primus Verlag, Darmstadt 2004.

(2 ) برگرفته از ویکی پدیا Wikipedia  به زبان آلمانی
Benito Mussolini: Per la medaglia dei benemeriti del comune die Milano. In: Opera Omnia. Band 21, S. 425
(3)
 Richard Löwenthal: Faschismus – Bolschewismus – Totalitarismus. Schriften zur modernen Weltanschauungsdiktatur im 20. Jahrhundert. Hrsg. und eingeleitet von Mike Schmeitzner. Vandenhoeck & Ruprecht, Göttingen 2009,.