حمید رفیع: سالگرد انقلاب بزرگ ایران مبارک باد

Rafi-Hamid-1چهل و دو سال از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ میگذرد، امروز عده ای مدعی هستند که استبداد حاکم نتیجه انقلاب بوده و میگویند اسلام واقعی همین اسلام حاکم بر وطن است! ایا راست میگویند؟ عده ای میگویند شاه چون‌ ملت خود را دوست داشت رفت. عده ای میگویند چون بختیار ترس اوضاع امروز را داشت مقابل ملت ایستاد،  آیا راست میگویند؟ نه! موقع جنبش ملی کردن نفت هم شاه دست همسرش را گرفت و از ایران رفت تا با روحانیت وابسته و دولت‌های خارجی تدارک کودتا را ببیند. اینبار هم همین فکر را داشت ولی موفق نشد.  در مورد بختیار باید بگویم بعد از کودتا علیه جنبش ملی کردن نفت دو اندیشه در بین یاران دکتر مصدق پیدا شد، دسته ای که در اثر شکست به قول خودشان “واقعگرا” شده بودند و به این نتیجه رسیده بودند که آزادی بر استقلال تقدم دارد و‌میپداشتند که برای آزادی باید منافع قدرتهای خارجی را تضمین کرد. بختیار وهمچنین کسانی که خمینی برای مذاکره با دولت امریکا فرستاده بود از این دسته بودند که خلاف اندیشه موازنه منفی دکتر مصدق بود. دسته دیگر که وفادار به اندیشه دکتر مصدق مبنی بر اینکه استقلال و آزادی را دو روی یک سکه میدانستند، انقلاب را ابتدای این راه تلقی می کردند. اما بختیار مهمترین خواست دکتر مصدق یعنی حاکمیت با ملت است را فراموش کرد و خواست “برای صلاح “ ملت مقابل ملت بایستد. هر وسیله هدف خودش را تعریف میکند و مقابل ملت قرار گرفتن راه به حاکمیت ملت نمیدهد. بعدها بختیار با کردارش نشان داد هدفش رسیدن به قدرت با کمک دولت‌های خارجی بوده.  آیا استبداد حاکم نتیجه انقلاب است؟ نه، بلکه نتیجه ضعفهای ما است که هنوز نمیتوانیم از حقوق خود مقابل اقلیتهای تمامیت خواه وابسته دفاع کنیم. انها که میگویند انقلاب علت اوضاع کنونی است از شرکت ملت در ادامه تجربه هراس دارند چون میترسند ملت با قبول ادامه تجربه با درس گرفتن از آن و تبدیل ضعفها که علت شکست هایش بوده به قوت، دیگر فضایی برای به قدرت رسیدن انها نگذارد. میگویند انقلابی که سخنگویش خمینی باشد باید به زباله دان تاریخ فرستاد، اما نمیگویند که موقع جنبش همگانی نیروهای مصدقی در داخل وطن در توان خود نمیدیدند که سخنگوی جنبش همگانی بشوند و صحنه را خالی گذاشتند و خمینی هم فهمید که اگر از ولایت فقیه صحبت کند باید تمام عمر در تبعید بماند، گفت تغییر کرده و از اسلام که بیان ازادی و استقلال بود مقابل اسلام فقاهتی در پاریس صحبت کرد و باعث شکستن خیلی زنجیرها که اسلام فقاهتی در باورها ایجاد کرده بود شد. اما اسناد امروز میگویند او اعتقادی به ملت نداشت و در حالیکه فدرتهای جهانی پیروزی ملت را میدیدند او کسانی را به ملاقات دولت امریکا فرستاده بود تا تعهد کند که از منافع امریکا دفاع میکند و حتی درخواست دولت امریکا را که خواسته بود اقای بنی صدر هیچ مقام حکومتی نداشته باشد را پذیرفته بود. اما تا رفتن شاه انچه به ملت نشان میداد در ظاهر باور به ملت بود. چه کسی باور میکرد که یک مرجع تقلید با سن زیاد به عشق به قدرت، مقابل دنیا به ملتش دروغ بگوید؟ با قدرتهای خارجی برای حفظ موقعیتش زد و بند بکند؟ تقریبا هیچکس. انچه میبایست اموخت این است که هر انسان میتواند مقابل نمادهای قدرت از خود بیگانه شود و دست به خیانت و جنایت بزند. در اینده چه باید بکنیم تا اگر کسی خواست چنین کند، سر جایش بنشانیم؟  در موقع انقلاب ملت خودجوش عدم خشونت را پیشه گرفت خواست هایش، استقلال و ازادی بود و هیچوقت کسی برای “اسلام عزیز” خمینی به صحنه نیامده بود. درنتیجه صحنه برای گروه‌های مسلح بسته شد و گل بر گلوله پیروز شد اما این روش آگاهانه نبود چون بعد از سقوط استبداد شاهنشاهی وقتی گروه‌های زورپرست، خشونت را انقلابی نامیدند و مسابقه در پرستش خشونت اغاز  شد مردم صحنه را آرام آرام ترک کردند. این گروه ها ، آب انبارهای خود را باز کردندو دریای جنبش همگانی آرام آرام تبدیل به جویی شد که توان مقابله مقابل کودتا علیه انقلابش را از دست میداد. گروه‌های وابسته شروع به ایجاد بحران در مناطق مختلف کرده بودند، ولی هنوز ازادی بیان وجود داشت. نشانه های خطر تاسیس استبداد وجود داشت ملت ایران متاسفانه توجه نکرد. روزنامه آیندگان تعطیل شد، مردم مقابل سانسور نایستادند. سران استبداد پهلوی بدون توان دفاع از حقوق خود اعدام شدند، اعتراض نکردند.  نفهمیدند هر انسان حقوق دارد و اگر از حقوق حتی بدترین دفاع نکنند روزی بهترین ها به همین شکل قربانی خواهند شد، باید اینجا بگویم اقای بنی صدر این هشدار را انروز داد ‌وعده ای او را لیبرال خواندند و گفتند انقلابی نیست. درسی که امروز باید بگیریم این است که دریای جنبش همگانی را هرگز برای پر کردن آب انبارهای تمامیت خواهان به جویباری تبدیل نباید کرد، علت پیروزی جنبش که همبستگی ملت و خشونت زدایی بود را اینبار آگاهانه میبایست عمل کرد، اصالت دادن به زور را از پندار پاک سازیم تا دفاع از حقوق هر انسان حتی بدترین انها وظیفه ما گردد. در سال ۶۰ گروهی طرحی برای کودتا علیه انقلاب تهیه کردند که افشا شد و به طرح کودتای خزنده معروف شد در آن طرح ایرانیانی که مثل کودتاچیان فکر نمیکردند میبایست از همه پست‌ها پاکسازی میشدند، دانشگاه‌ها میبایست بسته میشدند و...که خوانندگان را به خواندن این طرح دعوت میکنم این کودتا علیه انقلاب برای تاسیس استبداد ولایت مطلقه فقیه پیروز شد. جویی که از جنبش همگانی انقلاب باقی مانده بود نتوانست خصوصا وقتی که وطن مورد تجاوز ارتش صدام قرار گرفته بود دوام بیاورد. باید دید در اینده چه باید کرد تا فردای گذار از استبداد حاکم ، تمامیت خواهان رنگارنگ با زد و بند با قدرتهای خارجی، توان کودتایی دیگر را پیدا نکنند. ایا خمینیزم ، اسلام واقعی است؟ جالب است که جناب سروش که بعد از کودتا علیه انقلاب به خمینی تبریک گفته بود و مدافع خمینیزم بود و از طرف خمینی مسئول پاکسازی دانشگاه‌ها از دگراندیشان مطابق طرح کودتای خزنده شده بود امروز اسلام را دین خشونت مینامد. اسلام فقاهتی قرنها است که بنام اسلام، زورپرستی را ترویج کرده و برای انسان فقط تکلیف میشناخته و کمکی بوده برای حفظ استبدادها و خمینیزم فرزند نامشروع اسلام فقاهتی است. بیان انقلاب ایران نفی این اسلام بود به همین دلیل هم بود که در کودتا علیه انقلاب مدافعان اسلام فقاهتی نقش مهم داشتند و تا امروز مدافع مهم استبداد ولایت مطلقه فقیه بوده اند. عده زیادی در این چهل سال با گروه ما تماس گرفته و گفته اند که شما انسانهای مستقل و ازاده هستید ، اگر دست از افشای اسلام فقاهتی بردارید تا اسلام از ایران برود. ما از شما حمایت میکنیم. عده ای دیگر میگفتند اگر بیایید و خیانتها به انقلاب را افشا نکنید تا استبداد حاکم را نسل بعد از انقلاب نتیجه انقلاب بداند ما از شما حمایت میکنیم. افتخار میکنم که در جمعی فعالیت میکنم که سر حق ایستاده. انقلاب ایران مورد ظلم ضد انقلاب که علیه آن کودتا کرد و ضد انقلاب که استبدادش با انقلاب رفت قرار گرفته. هر ایرانی از خود بپرسد اگر تحت سانسور این زورپرستان، خود، از انقلاب خود دفاع نکند چطور میتواند جنبش همگانی برای گذار از استبداد را ممکن کند؟ با او است در ادامه تجربه انقلاب  ضعف هایش را به قوت بدل کند تا انقلاب را به اهدافش،  استقلال و ازادی برساند. شاد باشید. حمید رفیع