علی شفیعی:شکست آمریکا در افغانستان، و جنایت و خیانت در حق افغانها ( بخش دوم )

shafiei ali 11062014

در نوشته پیشین در مورد خروج نیروهای نظامی غرب از افغانستان و پیش بینی های سیاسی که در انتظار کشور افغانستان و افغانها هستند، بیش از همه استیلای دوباره طالبان بر افغانستان و افغانها، بعلاوه کارکرد ها و پیامدهای هولناک هژمونی این گروه تروریستی بر افغانستان، آمد.

در این نوشته به وضعیت حقوق انسان در کشور افغانستان در حق افغانها، چه در حال حاضر و خواه آینده دور و نزدیک پرداخته خواهد شد:

در ابتدا بنابر داده های سازمانهای معتبر بین المللی مربوط به حقوق انسان، وضعیت عمومی هم اکنون مردم افغانستان تشریح خواهد شد. سپس تجاوز ها به حقوق انسان، خاصه زنان افغانی، که توسط طالبان اعمال میشوند، بررسی میشوند:

افغانستان با داشتن جمعیتی حدود 40 میلیون، بنا بر داده های سازمان جهانی « شاخص جهانی فقر و گرسنگی ( WHI) » جزء یکی از فقیرترین کشورهای جهان است. برآورد شاخص گرسنگی مردم افغانستان در مقایسه با دیگر کشورهای جهان، در ردیف 99 از مجموعه 107 کشور فقیر جهان قرار دارد.

طوریکه بیش از 18 میلیون انسان افغانی نیاز به کمکهای غذایی سازمانهای انسان دوستی جهانی دارند. علاوه بر این، نزدیک به 3,5 ملیون کودک افغانی قادر به رفتن مدرسه و سواد آموزی نیستند.

در سال گذشته رشد اقتصاد کشور افغانستان حدود پنج درصد تنزل یافته است. مجموعه علتهای این کاهش رشد اقتصادی را وجود آب و هوای گرم، همراه با خشک سالی، بی ثباتی شدید سیاسی، و بیش از همه جهانگیر گشتن ویروس کرونا، برآورد میکنند. بنا بر این آمار بیش از نیم میلون انسان افغانی زیر خط فقر زندگی میکنند. علاوه بر آن دستگاههای دولتی افغانستان بدون کمکهای خارجی قادر به ادامه حیات نیستند.

از هم اکنون کشور افغانستان برای مردها و بخصوص زنان افغانی که در سازمانهای حقوق بشر و یا سازمانهای مدد رسانی به مردم کار و فعالیت میکنند، جزء خطرناکترین کشورها در جهان قلمداد میگردد. برای مثال در سال پیش 180 انسان مدد رسان، یا کشته، یا زخمی و یا ربوده شدند. تنها در ماه ژانویه امسال تعداد قربانیان خشونت تروریستهای طالبانی 23 نفر بودند. بیشترین تعداد قربانیان مدد رسان، در دیف اول زنان افغانی، سپس مردان افغانی و دست آخر مدد رسانان خارجی هستند.

برای روشن شدن وضعیت حقوق انسان افغانی ترجمه مصاحبه ای را که یکی از خانم های گزارشگر مجله اشپیگل، خانم Susanne Koelbl با زن جوان افغانی که سالهای زیادی است در سازمانهای مدد رسانی به مردم افغانستان، کار و فعالیت میکند، بعمل آورده است که در پائین مطالعه میکنیم.

گزارشگر مجله اشپیگل در منطقه هندوکش، با خانم مرضیه رستمی، یکی از زنان فعال حقوق بشر افغانستان، در مورد وضعیت حقوق انسان در افغانستان، مصاحبه خود را بتاریخ 29 ماه مارس 2021 در اشپیگل آنلاین درج کرده است.

تیتر بزرگ مصاحبه: « خانم مرضیه رستمی، فعال حقوق بشر در افغانی، میگوید: « طالبان فهرست مرگی تهیه کرده است و دارد روی آن کار میکند. نام من نیز در این فهرست است. »

در مورد مرضیه رستمی: مرضیه رستمی در کندوز، واقع در شمال شرقی افغانستان، بیش از 16 سال است برای پاسداری از حقوق انسان مبارزه و فعالیت میکند. ولی با بازگشت طالبان به افغانستان، کار او خیلی بیشتر از گذشته خطرناک شده است. از هم اکنون طالبان در پی شکار این خانم 36 ساله است.

مرضیه رستمی دو سال داشت که همراه با والدین خویش از افغانستان گریخت و به ایران رفت. او در سال 2002 پس از سقوط طالبان، به محل سکونت خویش کندوز، بازگشت. از سال 2004 در سازمانهای کمک رسانی بین المللی فعالیت میکند. و بطور رسمی علیه فشار و سرکوب بر زنان افغان، مشارکت آنان در امور سیاسی و اجتماعی فعالیت میکند. خانم رستمی دو هفته پیش مجبور شد از کندوز بگریزد و در شهر دیگری در افغانستان، بطور مخفی زندگی و فعالیت خویش را ادامه دهد.

مصاحبه:  

اشپیگل: طالبان در سالهای گذشته چندین مرتبه به کندوز تجاوز نظامی کرده است. با این وجود شما مقاومت کردید و برای پاسداری از حقوق انسان و تدارک مردمسالاری به فعالیتهای خودتان ادامه دادید. چرا مجبور شدید از محل سکنی خویش فرار کنید؟

رستمی: طالبان بر روی فهرست مرگی که تهیه کرده است، از هم اکنون دارد کار میکند. در این فهرست اسامی اشخاصی وجود دارد که حاضر نیستند با طالبان همکاری کنند. در فهرست مذکور نامهای کارکنان حکومت، نیروهای امنیتی، قضات و فعالین سیاسی قرار دارند. نام من نیز در این فهرست است.

اشپیگل: شما تا چه اندازه این تهدید را جدی میگیرید؟

رستمی: مسئله مربوط است به مرگ و زندگی. در روز 29 ماه فوریه طالبان به خانه ما در کندوز ریختند. شوهر من همراه با برادرش در خانه بودند. در آنجا با افراد طالبان کارشان به زد و خورد کشید. نام شوهر من و برادر او نیز در این فهرست است. من از اتفاق در خانه نبودم. شوهرم توانست فرار کند، ولی برادر او را که کارمند بخش مبارزه با مواد مخدر بود، نتوانست فرار کند. طالبان او را با خود برد و در پنج کیلومتری بیرون شهر به ضرب گلوله او را کشت. طالبان تصویر کشته شده او را بر روی صفحه فیس بورک خود او، که در آن وقت هنوز باز بود، گزارد. او 40 سال داشت. طالبان در پی یافتن من و شکار من نیز هست.

اشپیگل: گناه شما از دید طالبان بطور دقیق چیست؟

رستمی: از دید طالبان، من با دشمنان آنان، با خارجیها، همکاری میکنم. در صورتیکه من و همکارانم که بیشترشان خانمها هستند، زنان افغانی را تعلیم میدادیم، در سیاستهای محلی و منطقه ای محل سکونت خویش، در امور اجتماعی مربوط به خودشان، فعال شوند و فعالیت کنند. مثلاً ما به قربانیان خشونتهای خانگی کمک میکردیم، از خود دفاع کنند و قربانی خشونتهای موجود در درون خانواده های خویش نگردند. من و همکارانم خودمان را بمثابه واسطه میان رهبران مذهبی و جامعه میدانستیم. ما به کسانیکه در کشور افغانستان رأی و نظرشان به هیچ گرفته میشود، و به حقوق انسانی و شهروندی آنان مدام تعدی و تجاوز میشود، آموزش اعتماد به نفس میدادیم.

اینگونه امور طبیعتاً برای طالبان هیچ خوش آمد نیستند. آنان نمیخواهند زنان شجاع شوند، آموزش شجاعت فرا گیرند و دفاع از حقوق خویش را بیاموزند. از دید طالبان، زنان نباید هم به خودشان و هم به دیگر هم جنس های خویش، حقوند شدن را آموزش دهند. زنان حق ندارند در روند تصمیم گیریها، چه در خانه های خویش و خواه بیرون از خانه، مشارکت کنند.

اشپیگل: در سال 2013 آلمانی ها اردوگاه خویش در کندوز را پس از ده سال حضور نظامی ترک کردند. از آن زمان تا کنون چه اموری در آن منطقه واقع شدند؟

رستمی: فضای فعالیتهای ما جانبداران حقوق انسان، هر سال تنگتر از سال پیش میشود. در ابتدا ما در چهار استان فعال بودیم. ولی زمانی رسید که طالبان در اطراف شهرها ایستگاههای بازرسی ساختند. از زمان هجوم دوم طالبان به کندوز در سال 2016، ما تنها قادر بودیم در درون شهر حرکت و فعالیت کنیم.

اشپیگل: طالبان این روزها چگونه مردم افغانستان را می ترساند و مهار میکند؟

رستمی: در اوایل سال 2020 یکی از نمایندگان طالبان به من تلفن کرد. او تلفنی به من پیشنهاد کرد، میتوانم جانبدار طالبان شوم، تبلیغ طرفداری و حمایت از آنان کنم و آنگونه که آنها خواستند، من از آنان تعریف و تمجید کنم. علاوه بر این از جنبه مالی نیز به آنان کنم. چنانچه غیر از این کنم، مرگ در انتظار من است. در کنار این گفته ها او بر این امر نیز تأکید کرد که افراد طالبان هم آدرس منزل مرا و هم نشانی محل کارم را میشناسند، حتی میدانند که از چه خودرو شخصی استفاده میکنم، چه زمان از منزل بیرون میروم و چه وقت باز میگردم. همه این اطلاعات را دارند. علاوه بر اینها، خانم پلیسی که در نزدیکی محل سکونت ما زندگی میکرد، بدست طالبان چندی پیش به قتل رسیده بود. من فهمیدم که تهدید طالبان را باید جدی بگیرم. روش کار طالبان اینست: اول پیشنهاد همکاری میکند، اگر مورد قبول قرار نگرفت، اخطار میکند و سپس به قتل میرساند.

اشپیگل: از چه زمان طالبان فهرست مرگ ترتیب داده است؟

رستمی: اولین قربانی جنایات طالبان، یکی از همکاران من بود. او آموزگار علوم دینی، فردی معتدل و جانبدار حقوق انسان بود. او را در سال 2014 بقتل رساندند. من و او آنزمان برای سازمان کمک رسانی بنام،« زنان و جوانان جانبدار صلح و رشد» Women and Youth for Peace and Development که از جنبه مالی توسط آمریکا تأمین میشد، همکاری میکردیم. از طرف طالبان ابتدا به همکار من تلفن کردند و به او هشدار دادند که نام او و من، هر دو در فهرست مرگ آنان قرار دارد. روز بعد او را با بمب گذاری در خود رویی کشتند. من بعدها نیز، تا سه هفته پیش، بکار خودم در آن سازمان ادامه دادم.

اشپیگل: در حال حاضر شما کجا هستید؟

رستمی: پس از به قتل رساندن برادر شوهرم، ما دو چمدان از وسایل ضروری خودمان را بستیم و به شهر دیگری گریختیم. من و شوهرم همراه با چهار فرزند خودمان ابتدا در خانه حفاظت شده ای سکنی گزیدیم. این خانه توسط کسانی در اختیار ما گذاشته شد که از فعالان حقوق بشر تحت تعقیب و تهدید طالبان، پشتیبانی میکنند. ما جان خودمان را نجات دادیم. ولی تنها چند هفته میتوانیم در این خانه زندگی کنیم. من و شوهر و فرزندان مان بندرت از خانه خارج میشویم، چرا که می ترسیم به دام طالبان بافتیم. برای مثال ما شبها چراغ های خانه را خاموش نمی کنیم، زیرا فرزندان مان از تاریکی شب هراس و وحشت دارند.

اشپیگل: در آینده چکار میخواهید بکنید؟

رستمی: در زمان کنونی اینجا هیچکس وجود ندارد که برای مدتی طولانی از ما حفاظت کند. من از خودم سئوال میکنم، آن جامعه جهانی و بین المللی حالا کجاست؟ چرا دیپلمات ها هیچ فشاری به طالبان نمی آورند؟ این امر برای من واقعاً مشمئز کننده و وحشت انگیز است، وقتی میبینم، برای کسانی که ما را تحت تعقیب قرار داده اند و تهدید به مرگ میکنند، در شهرهای دوحه و آنکارا جهت مذاکرات صلح فرش قرمز پهن میکنند. ولی ما افغانها در اینجا باید در انتظار مرگ و مردن باشیم. من خودم را بشدت سرزنش میکنم، چون برای همه آن سازمانها و نمایندگی هایی که من کار میکردم، امروزه افغانستان را ترک کرده اند و خانواده من بخاطر شغل من با خطر مرگ زندگی میکند. من هرگز نمی خواهم وطن خودم را ترک کنم. من افغانستان و کندوز و کار خودم را دوست میدارم. ولی حالا باید از وطن خودم بگریزم و در پی جستجوی کشوری باشم که به ما پناه دهد و ما را بپذیرد. »

 

در تابید صحبتهای خانم مرضیه رستمی، چند نمونه از قربانیان طالبان بشدت زن ستیز و متحجر را در ذیل ذکر می کنم.

در 23 ماه دسامبر 2020 فرشته کوهستانی 29 ساله فعال حقوق زنان در نزدیکی خانه خود به همراه برادرش توسط موتور سواران طالبان در نزدیکی ولایت کاپیسا ترور شدند. او چند روز قبل از آن، در فیس بوک خود اطلاع داده بود، چندین بار مورد تهدید طالبان قرار گرفته است. او از مسئولین امنیتی افغانستان تقاضای کمک کرده بود. این خانم جوان که فعال حقوق بشر بود، حملات و کشتار پی درپی زنان خبرنگار و فعالین حقوق بشر، بدست طالبان را محکوم کرده بود.

ایشان در فیس بوک خود نوشته بود، با مشاهده این وضعیت، هیچ امیدی به صلح ندارد.( مذاکرات با طالبان در دوحه مد نظر او بود.) در ژانویه 2021 دو قاضی زن، در همان زمان که طالبان در مذاکرات صلح بود، در کابل ترور شدند. هر چند آمریکاییان این ترور ها را محکوم کردند، ولی طالبان مسئولیت آنرا به عهده نگرفت و بطور غیره مستقیم مسئولیت آنرا به گردن داعش انداخت.

خانم شهرزاد اکبر، رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نیز در تویتر خود نوشته بود: « جهان فقط نظاره گر این رویداد ها است. این ترور ها باید متوقف شوند».

چند هفته قبل هم در مزار شریف سه عضو زن ارتش افغانستان ترور شدند، و دو نفر دیگر از آنان زخمی شدند. اکثر این ترور ها که با موتور سیکلت انجام میگیرند، توسط آمریکا محکوم میشوند و طالبان نیز مسئولیت آنها را نمی پذیرد. شاید بدین خاطر که مذاکرات صلح را به خطر ناندازد. طبق آمار مطبوعات افغانستان در 17 سال گذشته بیش از صد خبرنگار در افغانستان کشته شده اند.

علاوه بر اینها اشپیگل آنلاین در تاریخ 14 ماه آپریل خلاصه ای از گزارش سازمان ملل در مورد اعمال خشونت در افغانستان را درج کرده است. در ذیل ترجمه این گزارش را مطالعه میکنیم.

تیتر بزرگ: « گزارش سازمان ملل خاطر نشان میکند که در برخوردهای نظامی افغانستان تعداد قربانیان غیر نظامی بطور کاملاً معلومی افزایش یافته است:

اعمال خشونت در افغانستان به اوج خود رسیده است. تنها مابین ماه ژانویه و مارس امسال بیش از 570 انسان غیرنظامی کشته و صدها نفر دیگر مجروح گشتند. علاوه بر این در مقایسه با همین زمان در سال گذشته، تعداد زنان در میان قربانیان خشونت بطور کاملاً مشهودی افزایش یافته است.

در لوای خشونتی که در افغانستان بطور مداوم جریان دارد، بیش از همه این مردم غیر نظامی افغانستان هستند که قربانیان اول خشونتها میشوند. تعداد قربانیان غیرنظامی در این برخوردهای خونین در سه ماه اول امسال بطور چشمگیری افزایش یافته است. »

در یکی از گزارشات انتشار یافته توسط مأموران سازمان ملل برآورد شده است: در کشور بحران زده افغانستان، تعداد کشته شده ها و مجروحان غیر نظامی، در مقایسه با سال پیش، حدود 30 درصد افزایش یافته است. بنابر این گزارش، از ماه ژانویه تا مارس امسال بیش از 570 انسان کشته و بیش از 1210 نفر زخمی شده اند.

در نوشته بعدی به روشهای مشترک سرکوب در کشورهای مسلمان، تجاوز به حقوق انسان تحت لوای دین از خود بیگانه شده توسط مستبدان، و بخصوص انگیزه آنان از اعمال خشونت در اشکال گوناگون آن نسبت به زنان، و توجیه شان بنام دین خواهم پرداخت.


در این رابطه