مدار بستهٔ نفت و گرسنگی (بخش اول)، مصاحبه مرتضی عبدالهی با ژاله وفا

                                                                                 Vafa-Jaleh-1

                                                                                    برای شنیدن صدای این مصاحبه، اینجا را کلیک کنید

 

                                                                 

 
مرتضی عبدالهی: ... بنده مصاحبۀ شما را در تلویزون سپیده در بارۀ قراردادهای نفتی دیدم و برایم جالب بود. همچنین مقالۀ شما را دربارۀ قراردادهای بیع متقابل و قراردادهای جدید را خواندم. راستش من مهندس تأسیسات نفت هستم و دایی بنده نیز از مهندسان بنام شرکت نفت هستند. مقالات شما را به ایشان نشان دادم و ایشان گفتند که در بسیاری مواقع، حق با خانم وفا است و همان عیوبی که خانم وفا برای قراردادهای بیع متقابل برشمردند، به این قراردادها وارد است. ولی از این نوع نقدها متأسفانه در درون خود ایران خبری نیست و دربارۀ قرارداده های جدید نفتی که بدتر، اصلاً سانسور کامل است. در ایران تنها دکتر حسن تاش هستند که نسبت به قراردادهای جدید، بدبین هستند. من خودم مهندس تأسیسات هستم، ولی خوب نسبت به هرچه به نفت و آیندۀ کشور مربوط است حساسم و علاقه دارم مطالعه کنم. خواستم بدین وسیله مراتب سپاس خود را نسبات به مقالات و نقد شما به عرض تان برسانم. منتها یک سؤال اساسی دارم. ببینید شما علاوه بر نقدتان به مفاد قرارداده های نفتی جدید، از نقطه نظر اقتصادی و نیز سیاست نفتی، به دولت های آقای احمدی نژاد و روحانی نقد دارید. در مصاحبۀ خود و در بخش اول مقالۀ خود گفته اید که دولت ها در این نظام، اقتصاد ایران را از تولید محور به سمت مصرف محور هدایت کرده اند. و دولت آقای روحانی به نفت نه به دید ثروت ملی و سرمایه، بلکه صرفاً به دید منبع درآمد نگاه می کند. از این رو در خام فروشی آن، تعجیل دارد. خوب، خود شما خانم وفا نیز اقرار دارید که مردم گرسنه اند و دولت روحانی نیز با خزانۀ خالی روبرو است. پس آیا اگر روحانی نفت خام نفروشد، با این مشکلات چگونه دست و پنجه نرم کند؟ مردم ما چگونه سیر شوند؟ دایی بنده از یکی از مسئولین وزارت نفت نقل می کرد که از وی پرسیده بود چرا قراردادها باید پای شرکت های نفتی توتای و بی پی را برای ۲۵ سال به کشور باز کنند. و وی جواب داده بود وزارت نفت از عمد اینکار را کرده، چون با قراردادهای بالای ۲۵ سال خیال مردم راحت خواهد شد که شرکت های بین المللی نفتی تا ۲۵ سال آینده نفت ایران را هم استخراج می کنند و هم می فروشند و دولت همچنان ارز در اختیارش هست. چرا اقتصاد تولید محور پیشنهادی شما مثلاً با تضمین فروش نفت برای مثلاً ۲۵سال آینده منافات دارد؟ و از دید شما چه ضرر مشخصی با سیاست نفتی دولت آقای روحانی متوجۀ مردم می شود؟ من می دانم دید شما، دیدی است رو به آینده و جوری نقد شما به دل من می نشیند، به همین خاطر نیز مزاحم می شوم تا برایم توضیح دهید، ولی به نظر من پیشنهاد شما قابل عملی شدن نیست. 
 
ژاله وفا: ... صرف نظر از اینکه چه شخصی این سؤال را طرح کرده- اصلاً به شخص اش کاری نداریم- خود این سؤال که ایجاد می شود، نشان دهندۀ چند امر است: - یکی اینکه بخصوص در جامعه های استبداد زده، فکر غالب، فکر مصرف محور است. فکر غالب، فکری است که آینده را ارزش نمی داند، منقطع از آینده، نگاه می کند و تمرکزش روی حال است و گذران حال، سیر شدن در مقطع حال، فعلاً درآمد داشتن. و بنابراین غفلت می کند از لحظاتی و فرصت هایی که برای ساختن آینده. و خصوصاً برای حقوق خود در آینده و حقوق نسل های آینده، از این لحظات غفلت می کند و از این امکانات ساخت و تحولی که الان باید رخ بدهد تا آینده تضمین بشود، غفلت می کند و آینده را و حقوق نسل های آینده را پیش خور می کند. خود نفس سؤال این است. من یک مصاحبه ای در پنجم فروردین از آقای دکتر فریدون برکشی خواندم. - در مقطعی که در ایران روزنامه هایش ۱۵ تعطیل می شوند، خوشبختانه یک سایت نفت به نام شانا هست، با ایشان مصاحبه ای ترتیب داده بود. ایشان در ایران چه سمتی داشتند؟ حدود ١٣ سال رئیس بخش اوپک وزارت نفت بودند و کارشناس بین المللی انرژی هستند. دو جمله از مصاحبۀ ایشان را من خدمت بینندگان محترم نقل می کنم. بازهم به شخص ایشان کار ندارم، بسیار محترم، دانش ایشان بجای خود، نوع نگاه را می خواهم بگویم. ممکن است یک نفر در رشتۀ خود نتواند همه جانبه نگر باشد یا اشراف داشته باشد و مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی را بعنوان امور منتزع ببیند و نه یک مجموعه. ایشان معتقد هستند که اگر این تحریم ها نبودند، صنعت نفت ایران رشد می کرد، ایران می توانست در روز فروش نفت اش را، یعنی صادرات نفت اش را به بالای ۵ میلون بشکه برساند و  دیگر بقیۀ خریداران نفت مجبور نبودند نفت بشکه ای ١١٠ دلار را بپردازند. و در جایی دیگر در این مصاحبه، ایشان عنوان می کنند واقعیت اینست که زادگاه صنعت نفت، امریکا است و بنابراین دانش و فناوری این صنعت کشوری های دیگر نفتی، یک بستۀ وارداتی و صنعت غیر بومی است. و نتیجه گیری می کنند که بنابراین توسعۀ صنعت عظیم نفت، ناگزیر است از وابستگی به مهد خود امریکا. ...

 

 


در این رابطه