گفتگوها بر سر اتم: کنش و واکنش سیا و رژیم ولایت فقیه: گروگانگیری و جنگ و «تولید بمب اتمی»؟! - ٣:

 mozakerat hasteei 18122013

 

انقلاب اسلامی در هجرت ١٣٩٣/٠٢/٢٢: طرح گروگانگیری در امریکا، توسط کسانی چون کیسینجر و راکفلر و افسران سیا تهیه و در ایران اجرا شد. تجاوز قشون صدام به ایران با «چراغ سبز» امریکا انجام گرفت و از رهگذر «عمل و عکس العمل» در سود انگلستان و امریکا و اسرائیل، به مدت 8 سال ادامه یافت. و اینک دو تحلیلگر امریکا که دو کتاب نوشتهاند، به این نتیجه رسیدهاند که سیا طرز ساختن بمب اتمی را به ایران دادهاست البته با دستکاری سطحی که اهل دانش اتمی میتوانستهاند تصحیحش کنند. باوجود این، ایران بمب اتمی نساخته و امریکا ایران را متهم به اشتغال به تولید بمب اتمی و تحریم اقتصادی کردهاست:

 

٭ دو کتاب و یک واقعیت: «ایران بمب اتمی میسازد» حاصل کنش و واکنش سیا با رژیم ولایت فقیه است:

 

در 9 مه 2014 (19 اردیبهشت 93) فاش شد که روزنامه نگار افشا کننده عمل سیا (دادن طرز ساختن بمب اتمی به ایران) تحت فشار وزارت دادگستری امریکا قرارگرفت بود تا که نام منبع دهنده اطلاع را بدهد:

● جیمس رایزن نویسنده کتابی است بنام State_of_War در آن کتاب، شرح کردهاست چسان سیا طرز تولید بمب اتمی دستکاری شدهای را به ترتیبی که ایران تصور کند، از واسطهای میخرد، در اختیار ایران گذاشتهاست. اما دستکاریها سطحی بودهاند و دانشمندان ایرانی میتوانستهاند آنها را تصحیح کنند. بااین وجود، ایران بمب اتمی نساختهاست. کتاب در سال 2006 منتشر شده و تاریخ فعالیتهای سری سیا است.

 

انقلاب اسلامی: ماجرا را نیویورک تایمز فاش کرد. و ما به یمن دریافت اطلاعات از درون رژیم، آن را کامل و انتشار دادیم. اینک فاش میشود که خبرنگار نیویورک تایمز تحت فشار وزارت دادگستری امریکا قرار گرفته بود تا که نام منبع خود را بدهد.

 

● گارت پرتر نیز به تازگی (فوریه 2014 ) کتاب خود را زیر عنوان Manufactured Crisis: The Untold Story of the Iran Nuclear انتشاردادهاست. تحقیق برای نگارش این کتاب 6 سال بطول انجامیده و نویسنده را به این نتیجه رساندهاست که: اسرائیل و حکومت ژرژ بوش، با موفقیت، تدابیری را دیکته کردهاند که حکومتهای اروپائی و آژانس بینالمللی انرژی اتمی برضد ایران، به بهانه برنامه اتمیش، اتخاذ کرده و به اجرا گذاشتهاند. امریکا هم در سال 1983 ( در حقیقت، رژیم ولایت فقیه سال 1361 به فعالیت اتمی روی کردهاست. ا.ا)، با قوت تمام، جلو فعالیت اتمی علنی ایران ( برخورداری از انرژی اتمی) را گرفت و ایران را ناگزیر کرد، برای بدست آوردن تکنولوژی و تجهیزات اتمی، به بازار سیاه روی آورد.

     و سپس، برای متهم کردن ایران به ساختن بمب اتمی، «مدارک دزدیده شده» در باره برنامه تولید بمب اتمی، موتور اصلی ایجاد اجماع در باره وجود فعالیت سری ایران برای تولید بمب اتمی شد. نویسنده به یمن تحقیق خویش پی میبرد که این مدارک ساختگی بودهاند. در کتاب، چون و چراهای تقلبی بودن مدارک را. از جمله، با استفاده از تناقضهای فاحش میان مدارک ادعائی و امرهای واقع آمده در این «مدارک»، تشریح میکند.

   عمده این «مدارک» را اسرائیل جعل کردهاست. و سیا، از روی قرار و قاعده، اطلاعات و دادههای برنامه اتمی ایران را، بقصد تشدید سوءظن جهانیان نسبت به این برنامه، دستکاری و به استناد دروغ گرداندن راست، ارزیابیهای خود برضد ایران را تهیه میکردهاست. بنظر گارت، اینکه ایران برنامه تولید بمب اتمی دارد، ساخت سیا و سازمان اطلاعات اسرائیل است و دو دولت امریکا و اسرائیل از 35 سال پیش تا امروز میدانستهاند که دروغ میگویند و ایران بمب اتمی نمیسازد.

 

انقلاب اسلامی: بدینترتیب،دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل و امریکا و دستگاه ولایت مطلقه فقیه، با استفاده از شویه عمل و عکسالعمل، بحران اتمی را ساختهاند. در گروگانگیری، خمینی واکنش شد. در جنگ – که میگفت دروغ است کسی به ایران حمله نمیکند این حرفها را نظامیها میسازند که پای آخوند را از ارتش قطع کنند- باز خمینی واکنش شد و جنگی را در سود انگلستان و امریکا و اسرائیل بمدت 8 سال ادامه داد. و اینک، برای بار سوم، خامنهای نشسته برجای خمینی، واکنش میشود.

   اما روش کنش و واکنش وقتی با موفقیت بکاربردنی است که دو طرف الف – ارتباط ارگانیک با یکدیگر داشته باشند و ب – یک طرف در طرف دیگر عامل یا عواملی داشته باشد که طرح او را اجرا و واکنش طرح مقابل را برانگیزد. پس، پرسش بسیار مهم ایناست: این عامل و یا عاملان چه کس و یا چه کسانی هستند که در طول 35 سال مشغول بکارند و بحرانهای ایران برباد ده میسازند و بیآنکه شناخته شوند، همچنان در رژیم ولایت فقیه نقشهای تعیین کننده دارند؟

 

امر مهمی که جیمس رایزن و گارت پرتر، در کتاب خود، بدان نپرداختهاند، ایناست: هرگاه طرف ایران واکنشهای مناسب نسبت به کنشهای سیا و موساد نشان نمیداد، چگونه ممکن بود، با دروغ، برسر وجود برنامه سری تولید بمب اتمی در ایران، «اجماع» بوجود آورد؟ برای مثال، بر گارت پرتر بود که بداند هاشمی رفسنجانی، همان زمان که تأسیسات اتمی زیر زمینی ایجاد می‌شد، گفت: اگر اسرائیل به کشورهای مسلمان زور می‌گوید بخاطر این‌است که سلاح هسته‌ای دارد. اگر یک کشور اسلامی این سلاح را داشته باشد اسرائیل دیگر نمی‌تواند زور بگوید. بازاگر گارت در باره کنشها و واکنشهای خامنهای تحقیق می‌کرد، دست‌کم سخنان او را در باره «برنامه اتمی» در طول 35 سال می‌خواند و از خود می‌پرسید ایجاد تأسیسات اتمی در عمق 30 متری زمین با وجود 1400 تن کل ذخیره اورانیوم دو معدن، یعنی ما‌ می‌خواهیم بمب اتمی بسازیم. بخصوص که نخست روحانی و سپس عباسی گفته‌اند، برای ایران فرصت ایجاد کرده‌اند و به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دروغ گفته‌اند. هرگاه او همان کار را میکرد که نشریه انقلاب اسلامی کرد ( سخنان خامنه‌ای را از روز نخست تا امروز، گردآورد و انتشار داد)، در مییافت که او تنها پس از آن که تحریمها وضع شدند، از حرام بودن تجهیز به سلاح هستهای دم زد. او و دستیارانش در واقع دستیار سیا و موساد بودهاند در ساختن «دروغ» و متقاعد کردن جهانیان به راست بودنش.

خامنهای در 22 مرداد 1383، یعنی پس از آنکه به قول سازمانهای اطلاعاتی امریکا و نیکولو، سفیر اسبق فرانسه در ایران، به فعالیتها برای تولید بمب اتمی پایان داده شد، گفتهاست: ما بطور اصولی با تولید بمب اتمی مخالفیم. و سپس، برای اولین بار، در 9 اسفند 1388 و 28 فروردین 89 « داشتن و کاربرد» سلاح هستهای و دیگر سلاحهای کشتار جمعی را حرام دانست. در این تاریخ نیز سخنی از حرام بودن تولید آن هنوز نگفته بود.

 

انقلاب اسلامی: بدینقرار، هرگاه مأمورانش طرز تولید بمب اتمی دستکاری شده را نمیخریدند و دستکم بعد از خرید، فعالیتهای اتمی را شفاف میکردند، بحران شدت نمیگرفت و تحریمها وضع نمیشدند. اما خامنهای نیز به بحران اتمی نیاز داشت همانطور که خمینی به بحران گروگانگیری و سپس جنگ نیاز داشت.

 

٭«دلواپسان» موضع خامنهای را در گفتگوهای 23 اردیبهشت وین انتشار میدهند:

متنی که هیأت نمایندگی ایران در چهارمین دور گفتگوها در وین، بعنوان خط قرمز ایران ارائه خواهد کرد، شامل 8 مادهاست:

1- هیچ مرز و میزانی برای غنی سازی ۵ درصد را نمیپذیریم؛

2 - هیچ محدودیتی را برای تعداد سانتریفوژهای نصب شده نمیپذیریم؛

3- برای تحقیقات در قلمرو فن آوری هستهای هیچگونه محدودیتی را نمیپذیرم؛

4- تمام تحریم ها باید در یک دوره زمانی کوتاه(حدودا یکساله) لغو شوند؛

5 – در باره موشک و تبدیل آب سنگین اراک به آب سبک گفتگو نمیکنیم؛

6 – محدود شدن غنی سازی در حد ۵ درصد و تولید نکردن اورانیوم 20 را میپذیریم؛

7- کشورهای طرف گفتگو با پذیرفته شدن دانشجوهای ایرانی در فن آوری هستهای در دانشگاه های دنیا موافقت میکنند. و

8- فتوای «مقام معظم» تعیین کننده مشی نظام در ساختن و بکار بردن بمب اتمی است و ما آن را بعنوان سند رسمی، به پنج زبان در سازمان ملل ثبت خواهیمکرد.

     برخی بر این 8 ماده افزوده‌اند: برجا ماندن تأسیسات فردو و کارکردنشان را

       

   5 ماده اول از این مواد 8 مادهای درست ضد 5 مادهای هستند که امریکا و اروپا میخواهند رژیم ولایت فقیه با آن موافقت کند. انتشار این متن در 20 اردیبهشت، 3 روز پیش از گفتگوهای وین، بنظر نمیرسد که محض تحت فشارقراردادن هیأت نمایندگی رژیم در گفتگو باشد. بلکه نوعی جدا کردن حساب خامنهای و سپاه و ... از حساب توافق نهائی است. بسا مقصود ایناست که کشورهای 5+1 تخفیف قائل شوند و اگر نشدند، توافق چنان بعمل آمد که کشورهای 5+1 میخواهند، تقصیر را به گردن «سازشکاران» بیاندازند که اگر کشور را ورشکسته اعلان نمیکردند و اگر ترفند درخواست از مردم به دادن انصراف از دریافت یارانه که سبب شد 74 میلیون نفر انصراف ندهند –به دنبال نمایش فقر از راه توزیع بسته کالاها – و به دنیا اینطور وانمود شود که تحریمها ایران را به روز سیاه نشاندهاند و مردم ایران نیز بیقرار اتعقاد توافق نهائی نمیشدند، ایران مجبور نمیشد تن به این توافق بدهد:

 

٭ کنش و واکنشها در درون رژیم و ربطشان با گفتگوهای وین:

کنشهای دستگاه خامنهای و سپاه در روزهای پیش از گفتگوهای وین:

پخش فیلم «من روحانی هستم» و خبردادن از آماده شدن قسمت دوم فیلم؛

سئوال از ظریف، «وزیر» خارجه و تهدید وزیر نفت و آموزش عالی به استیضاح؛

اجتماع 200 «دلواپس» در سفارت امریکا؛

قشقرق به بهانه سخنان هاشمی رفسنجانی در این باره که نباید زنان زیبا را خانه نشین کرد (وارونه موضع خامنهای)؛

حکومت روحانی قصد برچیدن تأسیسات هستهای را دارد و در روز بازدید از تأسیسات نطنز، مدیر عامل غنی سازی را برکنار کردهاند. هم اکنون سه تن از کسانی که در غنی سازی نقش داشتهاند، بیکارند. بازرسیهای مداوم مفتشان آژانس مانع از کار و ابتکار کارکنان تأسیسات اتمی شدهاند (مصاحبه تنسیم با کارخانه، رئیس کمیسیون کمیته هستهای مجلس در 20 اردیبهشت). و

جانبداری «تیم سه نفری» مرکب از لاریجانی و قالیباف و رضائی از گفتگو و اطمینان دادن آنها به اینکه گفتگوها تحت نظر «رهبری» انجام میگیرند و محلی برای دلواپسی نیست.

 

واکنشهای متهمان به سازشکاری (هاشمی رفسنجانی و روحانی و جانبدارانشان) به کنشها:

تقاضای پیگیری قضائی تهیه کنندگان فیلم که بنوبه خود، واکنش کیهان شریعتمداری (20 اردیبهشت) را برانگیختهاست:« واکنشهای تعجبآور نسبت به تولید و پخش یک فیلم مستند و دعوت از مسئولان قضایی برای برخورد با سازندگان آن، از سوی کسانی که حتی فیلم را ندیده بودند!»

شما دلواپسان در دوران احمدی نژاد وقتی مجازاتهای ازپی هم وضع میشدند کجا بودید؟ وقتی اقتصاد ایران آخرین نفسهایش را میکشید چرا دلواپس نشدید؟ و...

یافتن و انتشار سخنن هاشمی ر فسنجانی در 1365 که وارونه سخن امروز است و تیرباران کردن تبلیغاتی او،

● حکومت روحانی قصد برچیدن تأسیسات را ندارد و قصد بیکار کردن کارشناسان و فن دادنان اتمی را نیز ندارد.

مهمترین واکنش و بسیار گویا واکنش نسبت به موضع لاریجانی و قالیباف و رضائی است. چرا دست خامنهای را یکسره از «چرک»توافق نهائی میشوید. استناد میشود به قول خامنهای 4 روز پیش از توافق ژنو در 24 نوامبر 2013 او گفته بود:

   «...از آن طرف اصرار داریم بر تثبيت حقوق ملّت ايران، از جمله مسئله حقوق هستهاى؛ اصرار داريم بر اينكه از حقوق ملّت ايران يك قدم عقب نشينى نبايد بشود. ما البتّه در جزئيّات اين مذاكرات مداخله نميكنيم

     به استناد «ما در جزئیات مداخله نمیکنیم»، «دلواپسان» میگویند خوب و بد توافق به پای روحانی و حکومت او است. از دید آنها «ما اصرار داریم براینکه از حقوق ملت ایران یک قدم عقب نشینی نباید بشود»، نه سخنی است که خامنهای گفتهاست و نه بمعنای ایناست که اگر توافق به عمل آمد، او مداخلهای در آن نداشتهاست!

 

٭ رابطه توافق نهائی با «انتخابات» مجلس و طول عمر ریاست جمهوری روحانی؟:

در 21 اردیبهشت 93، خامنه‌ای گفت: تحریمها را نباید به گفتگو با کشورهای 5+1 مربوط کرد و باید برای آنها راه‌حل دیگر جست و موضوع گفتگو کردن توسعه موشکی ایران ابلهانه است. هربار، یک یا دو روز پیش از آغاز گفتگوها او این‌گونه سخنان بر زبان می‌آورد با دو هدف: به طرف گفتگو بفهماند که «هیأت ایران» تحت فشار سخت است و اگر بخواهد شرائط را سخت، رشته گفتگو پاره می‌شود. و در همان‌حال که با ایجاد پوششی از موضع سختگیرانه، کار هیأت را برای به انجام رساندن توافق نهائی آسان می‌کند، خود را از مسئولیت نوشیدن جام زهر تسلیم، برهاند.

در 20 اردیبهشت، یک «روحانی» معلوم الحال، بنام شجونی، به ایلنا گفته‌است: امیدوار است حکومت روحانی بیشتر از 4 سال طول نکشد. ارگانهای تبلیغاتی دیگر خامنه‌ای / سپاه نیز تبلیغ می‌کنند که ممکن است دوره حکومت روحانی تنها 4 سال بطول انجامد و تکرار نشودو پیش گوئی می‌کنند که گفتگوها به شکست می‌انجامند و دست روحانی از همه جا کوتاه می‌شود.

 

انقلاب اسلامی: برخواننده‌است که بداند خبر تنها او را از واقعیت، آن‌سان که هست، آگاه نمی‌کند. چراکه تصویر مبهم بخشی از واقعیت است که اجازه دیده شدن را پیدا می‌کند. از این‌رو، باید خبرها و موضعگیریها را، بعد از تناقض زدائی، درچنان رابطه‌ای با یکدیگر قرارداد تا که واقعیت را بی‌کم و کاست، بازگویند. هرگاه چنین کنیم، نتیجه زیر به دست می‌آید:

 

1 – روحانی می‌داند که حال و آینده حکومتش بستگی به انجام توافق نهائی دارد. باز می‌داند که هم قرارگرفتن میان دو سنگ آسیا (رژیم ولایت فقیه و مافیاها از سوئی و تحریم که امریکا تهدید می‌کند آنها را سخت‌تر خواهد کرد از سوی دیگر) و بخاطر سخنان او و ظریف و هاشمی رفسنجانی و... مردم گمان می‌برند گره همه مشکلاتشان را توافق نهائی باز می‌کند. بنابراین، انجام توافق نهائی سرمایه او در «انتخابات» مجلس و «انتخاب» مجدد او به ریاست جمهوری است.

2 – خامنه‌ای و دستیاران و سران سپاه و تبلیغاتچی‌هاشان نیز می‌دانند که توافق نهائی، ولو تسلیم نامه، سرمایه روحانی می‌شود. پس به او می‌گویند:

الف – از «سران فتنه» یعنی هاشمی رفسنجانی و خاتمی و میرحسین موسوی و مهدی کروبی فاصله بگیرد. بنای خامنه‌ای همچنان برحذف «فتنه‌گران» است. هرگاه چنین کند، بر کم و کسریهای توافق نهائی، با استفاده از اصل «مصلحت نظام»، تاحدودی چشم می‌پوشند. وقتی شریعتمداری خطاب به روحانی (یادداشت روز 21 اردیبهشت) می‌گوید فیلم «من روحانی هستم» را دیده و، همه را مستند به اسناد انتشار یافته، یافته و فیلم نه به زیان روحانی که بسود او اما به زیان سران فتنه است، جز این نمی‌خواهد بگوید که بنای خامنه‌ای برحذف کردن «سران فتنه» و دستیاران او است. شجونی نیز در مصاحبه با الینا، به روحانی بدین خاطر که این سران را طرد نمی‌کند و به فتنه‌گران کار می‌دهد، حمله برده‌است.

ب – و اگر تکلیف خود را با سران فتنه معلوم نکند، هم تمام بار مسئولیت امضای توافق‌نامه را بر دوش او خواهند گذاشت. و هم ریش و قیچی «انتخابات» مجلس در دست آنها است و با نامزدها همان کار را خواهند کرد که با نامزدهای اصلاح طلب در «انتخابات» مجلس هفتم کردند. و البته، «انتخابات» ریاست جمهوری آینده را چنان مهندسی خواهند کرد که او، روحانی، «انتخاب» نشود.

ج – دستگاه خامنه‌ای/سپاه به اخطار به روحانی بسنده نمی‌کنند: اسباب حذف دو دسته، یکی فتنه گران و دیگری منحرفین (بخش عمده‌ای از گروه احمدی نژاد) را فراهم می‌کنند. برآنند که عارف را «سر» کنند و توسط او «اصلاح طلبان» قابل قبول را از حذف شوندگان جدا کنند.

 

   بدین‌قرار، خامنه‌ای/سپاه ضعف بزرگ خویش را آشکار می‌کنند: سرنوشت رژیم و در درون رژیم، سرنوشت حذف شوندگان و جذب شوندگان بستگی مستقیم به سرنوشت گفتگوها برسر توافق و رسیدن و یا نرسیدن به توافق نهائی دارد. آیا اینان می‌پندارند طرف گفتگو، یعنی امریکا و اروپا و روسیه و چین از این واقعیت آگاه نیستند؟