سدهای ترکیه و سوریه بلای جان منطقه!

sad ab

ایسنا/البرز یکی از مشکلات زیست محیطی سال‌های اخیر کشور ما بروز ریزگردها است که هر چند وقت یک بار چهره خاکستری و غبارگرفته خود را به شهرها و روستاهای کشور مخصوصا در مناطق غربی و مرکز نشان می‌دهد.

این مسئله در این مدت با بروز خشکسالی و بارش‌های کم در کشور و منطقه بیشتر هم نمود یافته و به دغدغه‌ای که هر چند وقت یک بار راه نفس را می‌بندد تبدیل شده است؛ به گونه‌ای که زندگی در برخی شهرهای غرب و جنوب غرب کشورمان مانند خوزستان را سخت کرده است. اینجا مردم به جای هوا خاک نفس می‌کشند و آمار بیماری‌های تنفسی افزایش یافته است. کانون این مشکل در بررسی‌های کارشناسان بخشی داخلی و در اثر خشک شدن تالاب ها و کمبود بارش‌ها و بخشی نیز خارجی و از کشورهای مجاور چون عراق و سوریه است. کشورهایی که خود نیز به درد ریزگرد گرفتارند.

این پدیده مانند یک دومینو در اثر اقدامات ناهمگون کشورهای همسایه چون ترکیه و سدسازی‌های بی قاعده روی رودهای جاری دجله و فرات به سرزمین‌های پایین دست یعنی سوریه و عراق شکل گرفته است. اگرچه سوریه خود نیز با سدسازی‌های مکرر بر روی رود فرات آب ورودی به عراق را کاهش داده است. تا جایی که به این نتیجه می رسیم باز هم اقدامات توسعه ای و منفعت طلبانه انسان منجر به نابودی محیط زیست شده است.

به گفته کارشناسان اکنون محیط زیست با توجه به بحران‌های پی در پی به مسئله‌ای امنیتی برای کشورها تبدیل شده است. برای روشن شدن هر چه بیشتر موضوع با «مراد کاویانی» استاد هیدروپلیتیک و عضو هیئت علمی گروه جغرافیای سیاسی دانشگاه خوارزمی گفت وگو کردیم که در ادامه می‌خوانید.

گفته می‌شود این روزها مسائل محیط زیستی در زمره مسائل امنیتی برشمرده می‌شود در این  زمینه توضیح می‌دهید؟

امروزه مسائلی که ماهیت زیست محیطی دارند به عنوان یک پدیده دیده می‌شوند و در قالب پدیده ای با عنوان امنیت محیط زیستی جای می گیرند. به این معنی که بقا و ماندگاری یک اجتماع را به خطر می‌ اندازند. محیط زیست در مقیاس ملی و جهانی به وضعیتی رسیده که امنیت و آینده بشر را به شدت تهدید می‌کند و آینده نگران کننده‌ای پیش روی بشر قرارداده است. واقعیت این است که تهدیدات زیست محیطی بیش از اینکه ماهیت ملی داشته باشند ماهیت جهانی دارند. هیچ کشوری به تنهایی از پس رویارویی و مقابله با این وضعیت بر نمی‌آید. به عبارتی همه کشورها با نسبت متقابلی در تخریب محیط زیست نقش داشته اند. هیچ کشوری هم به تنهایی از پس این وضعیت برنمی‌آید و چون یک تهدید مشترک جهانی است نیازمند مشارکت کشورهای جهان برای مقابله با این وضعیت است. حل این مشکل در مقیاس جهانی نیازمند مشارکت جهانی با نهادها و سازمان‌های بین المللی است که همه کشورها در آن عضو باشند؛ اما با وجود اینکه همه کشورها پذیرفته اند که یکی از تهدیدات مهم، زیست محیطی است هنوز یک پیمان مشترک جهانی که همه کشورها عضو و به مفاد پایبند باشند شکل نگرفته است. اما در آینده نزدیک به واسطه آسیب زایی و تهدید محیط زیست برای بشر به این سمت می رویم.

در سطح منطقه چطور؟ اکنون مسائل زیست محیطی از جمله ریزگردها در ایران و کشورهای مجاور افزایش یافته است. علت چیست؟

ریزگرد در ایران دلایل داخلی و خارجی دارد. کشور ما بر روی کمربند خشک دنیا قرار گرفته است و به ذات سرزمین کم آب و کم بارش است که میانگین بارش آن دو برابر کمتر از میانگین بارش جهانی است و میانگین تبخیر در آن دو برابر بیشتر از جهان است. در چند دهه گذشته نیز یک رشته عوامل باعث شده که در مقیاس ملی و فروملی بنیان‎های زیستی در ایران تخریب شوند که عمدتا برآیند رویکرد توسعه محور کمی و نگاه کوته بینانه به مقوله توسعه بوده است. یکی از عوامل پیدایش ریزگرد این است که تحت تاثیر گرمایش جهانی میزان بارش در ایران کاهش پیدا کرده و بر اساس برآوردها حداقل ۱۰ درصد کاهش بارش داشته‌ایم که این میزان برای کشور خشکی مانند ایران  بسیار با اهمیت است؛ از طرفی میزان گرمایش در ایران افزایش پیدا کرده است.

همچنین تحت تاثیر رویکردهای ایدئولوژیک نسبت به مقوله کشاورزی، شاهد گسترش زمین‌های کشاورزی بوده‌ایم. در واقع تلاش برای خودکفایی در عرصه کشاورزی منجر به این شد که بسیاری از زمین‌هایی که قابلیت کشاورزی نداشتند زیر کشت قرار بگیرند در حالی که زیر ساخت‌ها، جغرافیا، بارش و منابع ما نمی‌تواند این نگاه ایدئولوژیک را پشتیبانی کند. در نتیجه بعد از گذشت چند دهه از این نگاه بخش عمده‌ای از آب‌های زیرزمینی ما عملا به پایان رسیده و افت کرده است. این موضوع  زمینه را برای فرونشست در کشور فراهم کرده و فرونشست هم زمینه را برای  پیدایش کانون‌های تولید ریزگرد فراهم کرده است. در واقع نگاه توسعه‌ای باعث شده بود که روی بسیاری از رودهای ما سد و بند احداث شود در نتیجه این سد و بندها مانع از رعایت حقابه‌های زیست محیطی می شوند. بنابراین بسیاری از تالاب‌ها و دریاچه‌های داخلی ما خشک و در جایگاه کانون تولید گرد و خاک ظاهر شدند.

 اکنون بیشتر دریاچه‌های داخلی کشور ما خشک شده و کانون تولید ریزگرد هستند. علاوه بر این گرمای کشور باعث افزایش میزان گرد و خاک و خشکی خاک شده و کم بارشی نیز باعث زودتر فرا رسیدن فصل ریزگرد شده است. قبلا در تابستان با ریزگرد مواجه می شدیم اما اکنون در بهار و فروردین و اردیبهشت هم این موضوع را داریم.

این شرایط کی بهتر می‌شود؟

موضوع نگران کننده این است که این وضعیت پایدار و ماندگار است. به جرأت می‌توان گفت که در ۱۰۰ سال آینده یکی از ابر چالش‌های  کشور ما مباحث زیست محیطی در حوزه آب و ریزگرد خواهد بود. بنابراین نگاه توسعه‌ای در کشور باعث تخریب بنیادهای زیست محیطی در کشور شده است. اصلاح این موارد مشروط بر اینکه از همین لحظه شروع شود ده‌ها سال طول می کشد. با توجه به اینکه اکنون کشور درگیر خشکسالی است و بسیاری از سدهای کشور هم نمی‌توانند نیازهای آبی کشور را در تابستان فراهم کنند ناگزیر به سمت برداشت بیشتر از منابع آب‌های زیر زمینی  پیش می‌رویم و کشور در دور باطل تخریب محیط زیست گرفتار خواهد آمد.

دلایل خارجی بروز ریزگردها چیست؟

موضوع دیگر ریزگردهایی هستند که از خارج از مرز وارد ایران می شوند.  بخشی از آن‌ها ریزگردهایی است که در عراق و سوریه وجود دارد و بخشی هم ریزگردهایی که حتی از فواصل دورتر هم به ایران می آیند زیرا جهت گیری باد از غرب به شرق است. عراق کشوری است که بخش عمده آب‌هایش وابسته به کشورهای همسایه به ویژه ترکیه است. ترکیه در چند دهه گذشته سدهای خیلی بزرگی بر روی سرشاخه های دجله و فرات ایجاد کرده است که باعث شده آب کمتری به سمت عراق بیاید. در نتیجه جنوب عراق که زمانی از آن به بین النهرین یاد می‌شد و کانون پیدایش تمدن‌های اولیه و پرافتخار بشری بود امروز خشکیده است و بخشی هم به سیاست‌های دوره صدام و جنگ‌های داخلی این کشور برمی‌گردد که نیزارها از بین رفت. بنابراین ترکیبی از سیاست‌های گذشته و سیاست‌های آبی ترکیه  و محدودسازی منابع ورودی آب به سمت عراق  منجر به پیدایش کانون های تولید ریزگرد در جنوب عراق شده که وزش باد آن‌ها را به سمت ایران می آورد. در غرب عراق نیز استانی خشک کانون ریزگرد است  و در سوریه هم همین وضعیت اتفاق افتاده است.

جالب است بدانید به دلیل اینکه عمده کشورهای منطقه خشک هستند در نتیجه زمین‌هایی داریم که با هدف کشاورزی برای زمان‌هایی که بارش اتفاق بیفتد، شخم زده شده‌اند اما بارش اتفاق نمی‌افتد و خود به کانون ریزگرد تبدیل می شوند. در عراق هم چندین دریاچه بزرگ وجود داشتند که آب آن‌ها از کشورهای همسایه تأمین می شد اما اکنون خشکیده و به کانون تولید گرد و خاک بدل شده اند.

 تکلیف ما در این میان چیست؟ آیا باید به همین شکل ریزگردها را تحمل کرد؟

واقعیت این است که این موضوع یک بحث حاکمیتی است حاکمیت نمی تواند نسبت به امنیت جامعه بی تفاوت باشد پس قطعا اولویت نظام سیاسی این است که چگونه با این موضوع برخورد کند. در واقع بحث این است که ریزگرد صرفا از ایران نیست بلکه موضوعی جهانی است. اما در مقیاس منطقه باید گفت تهدید مشترک قابلیت وحدت آفرینی دارد. اکنون گرد و غبار تهدیدی برای کشورهای منطقه است. کشورهای منطقه باید به سمت یک پیمان منطقه‌ای محیط زیستی پیش بروند.  ایران، عراق، ترکیه، عربستان، حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس چون کویت  کشورهایی هستند که  در این وضعیت تهدید قرار می گیرند.

چرا تاکنون چنین پیمانی منعقد نشده است؟

اکنون زمینه برای پیدایش چنین پیمان مشترکی وجود دارد. می توانم بگویم این نیاز درک شده است. اما در ۱۵ سال  گذشته که مشکل ریزگردها به وجود آمده است کشورها به یک همگرایی نرسیده اند و علت این است که در برخی از این کشورها مباحث امنیتی بر مباحث زیست محیطی اولویت دارد.  برای کشوری مانند سوریه، جنگ با تروریسم و داعش و تامین امنیت داخلی از لحاظ نظامی اولویت دارد و ریزگرد موضوعی لوکس دیده می‌شود. اما در عراق که  در چند سال اخیر از تنش‌های داخلی اش کاسته شده مسائل زیست محیطی با محوریت آب در کانون توجه دولتمردان عراقی قرار دارد.  واقعیت این است که هم آب و هم ریزگرد  دو موضوع درهم تنیده هستند. چالش‌های منطقه از طریق یک کشور حل نمی شود و لازم است یک سازمان منطقه ای با محوریت محیط زیست شکل بگیرد که کشورهای منطقه در آن جمع شوند. متاسفانه در این مدت اختلافات داخلی و چالش‌های کشورهای منطقه مانع از چنین همگرایی شده است. به نظر می رسد ایران به دلیل اینکه  اثر پذیری بالایی از پیامدهای ریزگرد داشته  می تواند پیشگام تشکیل یک سازمان منطقه ای محیط زیست محور باشد که بتواند کشورهای منطقه را به وحدت رویه ای در زمینه مسائل زیست محیطی برساند.

امکان شکایت بین المللی عراق از کشورهایی چون ترکیه که روی سرشاخه های دجله و فرات سد سازی کرده اند، وجود دارد؟

عراق اکنون هم از ترکیه چنین شکایتی داشته است ولی بعدی می دانم به نتیجه برسد. در این موضوع صرفا ترکیه مقصر نیست اما یکی از مقصرین اصلی است. رود فرات از ترکیه وارد سوریه و سپس وارد عراق شده و به سمت اروند رود می‌آید این در حالی است که سوریه هم روی رود فرات سدهای متعددی ساخته است. شاید اگر کشور دیگری هم جای ترکیه بود همین اقدام را انجام می‌داد.

با این شرایط  ترکیه چه نیازی دارد که به پیمانی بپیوندد که باید آب بیشتری بدهد؟

نباید فراموش کنیم که بحران‌های سوریه پیام آشکاری برای ترکیه داشت؛ اینکه ناامنی هر یک از کشورهای منطقه می‌تواند بقیه کشورهای منطقه را نیز ناامن کند.  بخشی از وضعیت موجود در سوریه که درگیر جنگ‌های داخلی خانمان برانداز هم شد به سیسات‌های آبی ترکیه برمی گشت زیرا آب ورودی به این کشور را محدود می کرد و بخشی به بارش مربوط بود. وضعیت سوریه نشان داد که ناامنی و بی ثباتی سوریه توان این را دارد که تمامیت ارضی و امنیت داخلی ترکیه را به هم بریزد بنابراین سردمداران ترکیه نباید فکر کنند با سیاست‌های یکجانبه گرایانه در قالب مسائل آب که در خصوص کشورهای منطقه پیش گرفته‌اند موفقیتی به دست می آورند. واقعیت این است که هر گونه نا امنی در کشورهای منطقه بازخورد خود را در ترکیه نشان می دهد و هزینه های کلانی از مالی و امنیتی و ... بر این کشور تحمیل می کند. همانگونه که داستان مهاجرت‌های گسترده‌ای که مردم سوریه به سمت اروپا داشتند را در ترکیه دیدیم که می‌توانست ترکیه را به چالش بکشد. بنابراین ترکیه اگر از این منظر به ماجرا نگاه کند ناگزیر از همراهی با تشکیل چنین سازمان منطقه‌ای خواهد بود.