روزانه فاضلاب انسانی تصفیه نشده 10 میلیون نفر مستقیم یا غیرمستقیم وارد دریای خزر می شود / پسروی آب کاسپین به دلیل گرمایش جهانی و سدسازی های روسیه رکنا: جمعیت سه استان شمالی کشور مجموعا حدود 8 میلیون نفر است و این در حالی است که در تمام طول سال گردشگران ز

Fazelab daryaye Khazar

رکنا: جمعیت سه استان شمالی کشور مجموعا حدود 8 میلیون نفر است و این در حالی است که در تمام طول سال گردشگران زیادی از سراسر ایران به این استان ها می آیند. این اتفاق اما در شرایطی رخ می دهد که تمام شهرها و روستاهای شمال کشور تقریبا فاقد سیستم تصفیه مناسب فاضلاب انسانی هستند. در همین راستا دکتر عُزیر عابسی، کارشناس محیط زیست و عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل در گفت و گو با رکنا برآورد کرد که روزانه به اندازه فاضلاب انسانی 10 میلیون نفر به صورت تصفیه نشده و به شکل مستقیم یا غیرمستقیم صرفا از طریق ایران وارد آب دریای خزر می شود.

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، دریای خزر یا همان دریای کاسپین بزرگترین دریاچه جهان است که با وجود اهمیت فراوان اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و ژئوپلتیک آن برای پنج کشور ایران، روسیه، ترکمنستان، قزاقستان و جمهوری آذربایجان، متاسفانه این روزها با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کند؛ از پسروی آب دریا گرفته تا کاهش آورده آبی رودخانه های منتهی به کاسپین، صید غیرمجاز گونه های آبزی در معرض خطر این پهنه آبی و تشدید ورود انواع آلودگی های نفتی و فاضلاب شهری، روستایی، صنعتی، کشاورزی و دامپروری و ورود شیرابه تصفیه نشده حاصل از سایت های پسماند به آب دریای خزر.

پسروی آب دریای خزر از جمله مهمترین مشکلات زیست محیطی این پهنه آبی محسوب می شود که در سال های اخیر شدت گرفته و در صورت تدوام روند کنونی، روند سال به سال تشدید خواهد شد؛ به نحوی که برآوردهای متخصصان محیط زیست جهان از روند پسروی آب دریای خزر از این حکایت دارد که تا سال 2100، عمق آب دریای خزر به میزان 9 تا 18 متر کاهش می یابد و حدود 35 درصد مساحت کنونی این دریاچه خشک خواهد شد. افزایش محسوس میزان تبخیر سطحی آب دریای خزر به دلیل گرمایش جهانی و سدسازی های روسیه روی رودخانه ولگا به عنوان اصلی ترین منبع تامین کننده آب دریای کاسپین، دو عامل اصلی پسروی دریای خزر محسوب می شوند.

برداشت 40 تا 60 درصد آورده سالیانه رودخانه ولگا توسط روسیه
21 مردادماه در تقویم رسمی پنج کشور حاشیه دریای کاسپین به عنوان «روز جهانی دریای خزر» به ثبت رسیده است و ما در این گزارش سعی می کنیم نگاهی کوتاه به مهمترین معضلات زیست محیطی بزرگترین دریاچه جهان داشته باشیم. یکی از مشکلات اصلی دریای خزر موضوع پسروی آب دریا است که هم بر اثر گرمایش جهانی رخ داده و هم عدم تامین حقابه آن بخصوص از طرف کشور روسیه به تشدید این پسروی دامن زده است؛ به نحوی که پیش بینی می شود در صورت تداوم روند کنونی، دریای خزر تا سال 2050 به میزان 20 تا 25 درصد از حجم آب فعلی خود را از دست خواهد داد.

این نکته ای است که دکتر عُزیر عابسی، کارشناس محیط زیست و عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل در گفت و گو با رکنا روی آن دست گذاشت و اظهار داشت: در سال های اخیر گرمایش جهانی و افزایش محسوس متوسط دمای هوا بخصوص در جنوب و شرق دریای خزر باعث شده است که میزان تبخیر سطحی آب دریای خزر تشدید شود. همچنین باید توجه داشت که 83 درصد حقابه دریای خزر به صورت طبیعی صرفا از رودخانه ولگا تامین می شود و در دو دهه گذشته سدسازی های گسترده روسیه روی این رودخانه باعث کاهش محسوس حقابه دریای خزر شده است.

وی افزود: روسیه سالانه بین 40 تا 60 درصد آورده رودخانه ولگا را عمدتا برای مصارف کشاورزی برمی‌دارد و این مساله باعث می شود که حقابه دریای خزر به اندازه کافی تامین نشود. بنابراین ما در چند سال اخیر همزمان شاهد افزایش میزان تبخیر سطحی و کاهش ورودی آب به دریای خزر بوده ایم و این دو مساله دست به دست هم داده و باعث تشدید روند پسروی دریای خزر شده است.

کاهش 35 درصدی مساحت دریای خزر تا سال 2100
عابسی درباره تاثیرات اکولوژیکی پسروی آب دریای خزر توضیح داد: پسروی آب دریا باعث عقب نشینی خط ساحلی در تمام طول ساحل دریای خزر شده و به روند خشک شدن خلیج ها و تالاب های وابسته به این پهنه آبی از جمله خلیج گرگان و تالاب انزلی دامن زده است. همچنین پسروی آب دریای خزر بر اثر کاهش حجم آب آن، منجر به افزایش شوری زمینه ای آب دریا و تشدید غلظت آلاینده های موجود در آن شده و این مساله حیات آبزیان دریای خزر را با مشکل مواجه کرده است.

عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل ادامه داد: مقالات معتبر جهانی نشان می دهد که در صورت تداوم روند کنونی پسروی آب دریای خزر، تا سال 2100 حدود 35 درصد از مساحت کنونی این پهنه آبی کاسته خواهد شد و عمق این دریا بین 9 تا 18 متر کمتر می شود. این یعنی تا پایان قرن جاری میلادی، دریای خزر چه از تمام جهات جغرافیایی کیلومترها عقب نشینی خواهد کرد که البته با توجه به این که عمق دریا در سمت جنوبی آن از سمت شمالی بسیار بیشتر است، میزان عقب نشینی آب دریا از طرف ایران نسبت به روسیه یا سایر کشورهای اطراف دریای خزر به شکل محسوسی کمتر خواهد بود.

وی در ادامه تاکید کرد: عمق دریای خزر در بخش شمالی آن حدود 5 تا 6 متر است و طبق قوانین فیزیک وقتی حجم آب موجود در یک پهنه بسته کاسته شود، ابتدا مناطقی خشک خواهند شد که عمق کمتری دارند. به همین دلیل پیش بینی می شود که در روند پسروی آب دریای خزر، در درجه اول آب دریا در کشورهای روسیه و قزاقستان خشک شود. به طور کلی هم در صورت تداوم روند کنونی پسروی آب دریای خزر، تا پایان قرن 2100 مناطق دارای رنگ قرمز در نقشه زیر خشک خواهند شد.

نقشه پسروی آب دریای خزر

ورود انواع آلاینده های زیست محیطی به آب دریای خزر
همزمان با تشدید روند پسروی دریای خزر در سال های اخیر، شاهد شدت گرفتن میزان ورود انواع آلاینده های زیست محیطی به دریای کاسپین بوده ایم. بخشی از این آلودگی ها مربوط به آلودگی های نفتی است که عمدتا از طرف کشورهایی غیر از ایران وارد دریای خزر می شود، چون کشورمان به دلیل مسائل استراتژیک هنوز بهره برداری خود را از منابع نفت و گاز بخش جنوبی دریای خزر آغاز نکرده است و این منابع جزو ذخایر استراتژیک ایران در حوزه انرژی محسوب می شود. اما فعالیت های گسترده کشورهای روسیه و آذربایجان در حوزه نفت و گاز منجر به ورود آلودگی های نفتی بسیاری به دریای خزر شده است.

در این میان با وجود این که از سمت ایران آلودگی های نفتی وارد آب دریای خزر نمی شود، اما متاسفانه آلاینده های زیست محیطی که ما وارد این پهنه آبی بسته می کنیم، حتی از آلاینده های نفتی نیز بدتر است؛ زیرا سال هاست که از سمت ایران شاهد ورود انواع آلاینده های میکروبی و فلزات سنگین به آب دریای خزر هستیم؛ چراکه تقریبا تمام فاضلاب انسانی شهری و روستایی استان های شمالی کشور به همراه پساب حاصل از فعالیت های کشاورزی، دامداری و مرغداری و از همه بدتر فاضلاب حاصل از فعالیت شهرک ها و واحدهای صنعتی شمال کشور عمدتا به صورت تصفیه نشده وارد دریای خزر می شود.

البته اساسا در پهنه های آبی فرآیند خودپالایی وجود دارد و دریاها و دریاچه های بزرگ می توانند برخی فاضلاب های حاوی مواد آلی مانند پساب انسانی و فاضلاب حاصل از زمین های کشاورزی و واحدهای مرغداری، دامپروری و ... را در خود حل کنند، البته به شرط این که حجم ورود این فاضلاب ها به آب دریا با شرایط اکولوژیک آن متناسب باشد، ولی متاسفانه در سال های اخیر افزایش جمعیت استان های شمالی، هجوم گسترده گردشگران در تمام طول سال به این استان ها و رشد محسوس فعالیت های کشاورزی و دامپروری در شمال کشور دست به دست هم داده است و میزان ورود فاضلاب حاوی مواد آلی به دریای خزر را از ظرفیت اکولوژیک این دریا بیشتر کرده و حجم آلودگی های میکروبی این دریا را به شدت بالا برده است.

غلظت بالای فلزات سنگین در آب دریای خزر در سواحل ایران
نکته مهم دیگر این است که با وجود این که دریای خزر مانند سایر پهنه های طبیعی می تواند فاضلاب های حاوی مواد آلی را در فرآیند خودپالایی تا حدودی در خود حل کند، اما هیچ دریا یا دریاچه ای قادر به حل کردن فلزات سنگین ناشی از ورود فاضلاب تصفیه نشده واحدهای صنعتی به پهنه های آبی نیست. این در حالی است که در سال های اخیر شاهد گسترش محسوس شهرک های صنعتی در شمال کشور بوده ایم و متاسفانه بخش زیادی از واحدهای فعال در این شهرک ها فاضلاب خود را به صورت تصفیه نشده یا با تصفیه نامناسب وارد آب دریا می کنند که این مساله باعث افزایش محسوس غلظت فلزات سنگین و خطرناک در آب دریای خزر بخصوص در حوالی خط ساحلی ایران شده است.

دکتر عابسی ضمن اشاره به این نکته گفت: اکنون سطح آلودگی های صنعتی در دریای خزر به حدی بالا رفته است که طبق تحقیقات برخی متخصصان ایرانی، در برخی مناطق نزدیک به سواحل ایران، غلظت فلزات سنگین دریای خزر حتی از غلظت این فلزات در سواحل عسلویه در جنوب کشور نیز بیشتر شده است؛ به نحوی که در بسیاری از مناطق نزدیک به سواحل کشورمان در دریای خزر، شاهد افزایش محسوس غلظت سرب و کادمیم به عنوان بدترین نوع آلودگی صنعتی آب هستیم.

این کارشناس محیط زیست ادامه داد: آلودگی های صنعتی دریای خزر به شدت خطرناکتر از آلودگی های میکروبی و نفتی این دریا هستند، زیرا آلودگی های میکروبی اگر از ظرفیت اکولوژیک دریا بالاتر نباشند، معمولا به سرعت توسط فرآیند خودپالایی دریا از بین می روند و لکه های نفتی نیز حداکثر ظرف مدت هشت سال در آب دریا حل می شوند. اما آلودگی ناشی از فلزات سنگین حتی بعد از گذشت صدها هزار سال از بین نمی رود و در فرآیند جذب سطحی وارد رسوبات کف دریا می شود.

وی در ادامه تاکید کرد: ورود فلزات سنگین و خطرناک به آب دریای خزر صرفا به دلیل فعالیت های ایران نیست، بلکه کشور ارمنستان هم بخشی از فاضلاب تصفیه نشده واحدهای صنعتی خود را وارد رودخانه ارس می کند و این رودخانه هم آلودگی ها را به دریای خزر انتقال می دهد. همچنین کشور آذربایجان هم بخشی از فاضلاب حاصل از فعالیت های صنعتی و ساحلی خود را به صورت تصفیه نشده یا وارد رودخانه های منتهی به دریای خزر می کند یا به صورت مستقیم به آب دریا می ریزد و جریان آب هم این آلودگی ها را به سمت سواحل ایران می آورد.

ورود فاضلاب به دریای خزر 2

تقریبا هیچ کدام از شهرهای شمالی سیستم تصفیه فاضلاب ندارند
همان طور که گفته شد، آلودگی های صنعتی تنها آلاینده های خطرناک دریای خزر نیستند و متاسفانه ما در سال های گذشته شاهد تشدید ورود آلودگی های میکروبی به آب این دریاچه بوده ایم. البته اساسا در تمام طول تاریخ آلودگی های میکروبی ناشی از فعالیت های انسانی وارد دریای خزر شده، اما در گذشته حجم این آلودگی ها به قدری بود که خود دریا می توانست در فرآیند خودپالایی آنها را از بین ببرد. ولی چند سالی است که با افزایش جمعیت استان های شمالی، هجوم گردشگران در تمام طول سال به شمال کشور و ویلاسازی های گسترده ای که در سه استان شمالی ایران انجام شده است، حجم آلودگی های میکروبی دریای خزر به حدی بالا رفته است که دیگر خود دریا نمی تواند آن را پالایش کند. بنابراین همواره در خط ساحلی ایران یعنی همان نقاطی که بسیاری از گردشگران تمایل به شنا کرد در آن دارند، شاهد آلودگی های میکروبی شدید ناشی از ورود فاضلاب های شهری، روستایی، کشاورزی، دامپروری و مرغداری به آب دریا هستیم.

این نکته ای است که دکتر عابسی هم به آن اشاره کرد و گفت: متاسفانه تقریبا هیچ کدام از شهرها و روستاهای شمالی کشور مجهز به سیستم تصفیه فاضلاب نیستند و این مساله باعث می شود که فاضلاب حاصل از منازل، ویلاها، هتل ها، شالیزارها، اراضی کشاورزی، مراکز پرورش ماهی، مرغداری، گاوداری و سایر واحدهای پرورش دام و طیور به طور مستقیم یا غیرمستقیم وارد آب دریا شود؛ به نحوی که این فاضلاب ها یا وارد رودخانه ها می شود و از آنجا به آب دریا می ریزد، یا به زیر زمین نفوذ می کند و بعد از طریق چشمه ها از زیرزمین بیرون می زند و در نهایت وارد آب دریا می شود، یا به شکل کاملا مستقیم به دریای خزر می ریزد. به تمام این موارد باید شیرابه حاصل از فعالیت تعداد زیادی سایت دپوی پسماند در شمال کشور را نیز اضافه کرد که عمدتا فاقد سیستم تصفیه شیرابه هستند و روزانه حجم عظیمی از این شیرابه ها به شکل مستقیم یا غیرمستقیم وارد آب دریا می شود.

وی در ادامه تاکید کرد: در سال های اخیر بعضی واحدهای مسکونی، گردشگری و حتی دامداری ها اقدام به نصب سپتیک تانک برای جمع آوری فاضلاب خود کرده اند، اما بازهم چون تقریبا هیچ گونه سیستم مناسبی برای تصفیه فاضلاب در سه استان شمالی کشور وجود ندارد، عمدتا این واحدها نیز فاضلاب جمع شده در سپتیک تانک خود را یا به صورت مستقیم در آب دریا تخلیه می کنند یا در مناطق دور از شهرها به رودخانه ها می ریزند و در نهایت بازهم این فاضلاب وارد آب دریا می شود و تمام خط ساحلی خزر را دربرمی‌گیرد. این در حالی است که در کشورهای پیشرفته معمولا فاضلاب جمع آوری شده در سپتیک تانک ها در فاصله سه تا چهار کیلومتری خط ساحلی در آب دریا رهاسازی می شود تا آلودگی های میکروبی نزدیک خط ساحلی و محل حضور مردم نباشد و در عمق دریا توسط فرآیند خودپالایی از بین برود.

شیرابه تصفیه نشده زباله های 8 میلیون نفر روزانه وارد دریای خزر می شود
نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت که این است که جمعیت استان مازندران حدود 3.5 میلیون نفر، جمعیت استان گیلان حدود 2.5 میلیون نفر و جمعیت استان گلستان حدود 2 میلیون نفر است. البته هر سه استان شمالی به شدت گردشگرپذیر هستند و برآوردها نشان می دهد که اگر تعداد گردشگران استان های شمالی در طول سال را به تعداد روزهای سال تقسیم کنیم، به متوسط روزانه حدود 2 میلیون گردشگر در این سه استان حضور دارند. در بیشتر شهرهای سه استان شمالی نیز شیب زمین به سمت دریا است و با توجه به فقدان سیستم مناسب تصفیه فاضلاب انسانی در شمال کشور، عملا می توان گفت که روزانه فاضلاب انسانی حاصل از حضور 10 میلیون نفر به صورت تصفیه نشده و به شکل مستقیم یا غیرمستقیم وارد آب دریا می شود.

دکتر عابسی در بخش دیگری از صحبت های خود ضمن تایید این مساله گفت: با وجود این که شاید فاضلاب تعداد محدودی از شهرها در بخش های جنوب سه استان شمالی کشور وارد دریای خزر نشود، اما باید توجه داشت که اساسا گردشگران استان های شمالی، هم زباله بیشتری نسبت به اهالی بومی تولید می کنند و هم حجم تولید فاضلاب انسانی آنها تا حدودی بیشتر است؛ زیرا گردشگران در حین سفر به شمال کشور، بیش از حالت عادی غذا می خورند یا به حمام می روند، بنابراین هم پسماند و هم پساب بیشتری تولید می کنند.

این کارشناس محیط زیست مازندران ادامه داد: در چنین شرایطی اگر بخواهیم جمعیت برخی شهرهای جنوبی سه استان شمالی را از برآورد حجم فاضلاب ورودی به دریای خزر کم کنیم و در عوض سهم بیشتری را برای حجم فاضلاب و پسماند تولیدشده توسط گردشگران نسبت به اهالی بومی قائل شویم، عملا می توان گفت روزانه فاضلاب انسانی تصفیه نشده حاصل از فعالیت بیش از 10 میلیون نفر وارد آب دریای خزر می شود.

وی در ادامه تاکید کرد: با توجه به کمبود شدید سیستم تصفیه فاضلاب شیرابه در سه استان شمالی کشور، در خوشبینانه ترین حالت می توان گفت که شیرابه حاصل از تولید پسماند حدود 2 میلیون نفر از 10 میلیون بومی و گردشگر حاضر در شمال کشور تصفیه می شود و به عبارت دیگر، هر روز شیرابه تصفیه نشده حاصل از فعالیت حداقل 8 میلیون نفر به آب دریا می ریزد. ورود این حجم از فاضلاب انسانی و شیرابه تصفیه نشده به آب دریای خزر، فاجعه ای است که متاسفانه سالیان سال است در سه استان شمالی کشورمان رخ می دهد، اما هنوز راهکاری مناسب برای متوقف کردن آن اندیشیده نشده است.

ورود شیرابه به دریای خزر

6 درصد آبزیان دریای خزر به شدت در معرض انقراض قرار دارند
در این میان اما شکی نیست که تشدید روند پسروی آب دریای خزر، ورود انواع آلودگی های نفتی، صنعتی و میکروبی به این دریا و افزایش متوسط دمای آب این پهنه آبی بر اثر گرمایش جهانی، باعث تغییر غلظت آب و بالا رفتن غلظت آلاینده های زیست محیطی در دریای خزر شده و حیات آبزیان این دریا را با تهدیداتی جدی مواجه کرده است؛ اتفاقاتی که در کنار صید غیرمجاز و بعضا کنترل نشده گونه های در معرض خطر و البته ورود گونه های مهاجم به دریای خزر، جمعیت گونه های مختلف آبزی دریای خزر از ماهیان خاویاری گرفته تا فوک خزری را به شدت کاهش داده و بسیاری از گونه ها را در شرایط بحرانی قرار داده است.

این نکته ای است که ناصر کرمی راد، مدیرکل بازسازی ذخایر آبزیان سازمان شیلات ایران در گفت و گو با رکنا به آن اشاره کرد و اظهار داشت: با توجه به این که دریای خزر یک پهنه آبی بسته محسوب می شود، توان اکولوژیکی آن برای فرآیند خودپالایی از دریاهای آزاد کمتر است و همین مساله باعث می شود که ورود حجم عظیمی از انواع آلاینده های زیست محیطی به آب دریای خزر، به شدت شرایط اقلیمی این دریا را ناپایدار کند. این مساله در کنار تداوم روند صید غیرمجاز در دریای خزر، حیات جانداران این پهنه آبی را به خطر انداخته و گونه های مختلفی از آبزیان این دریا را در معرض خطر قرار داده است.

وی افزود: پنج گونه مهم ماهیان خاویاری دریای خزر شامل فیل ماهی، قره برون، ماهی شیپ، اوزون برون و ماهی چالباش از جمله گونه های آبزی در معرض خطر انقراض این پهنه آبی محسوب می شوند. البته در سال های اخیر جمعیت برخی گونه های دیگر دریای خزر از جمله ماهی آزاد و ماهی سوف نیز با تهدیدی جدی مواجه شده است. مطابق آخرین آمار سازمان محیط زیست، 6 درصد از گونه های دریای خزر شدیدا در معرض خطر انقراض قرار دارند و 21 درصد از این گونه ها هم نیازمند حفاظت هستند. البته باید توجه داشت که بسیاری از گونه های در معرض خطر دریای خزر، رودکوچ محسوب می شوند و چون در سال های اخیر با خشک شدن بعضی رودخانه ها و چشمه های منتهی به دریای خزر مواجه شده ایم، چرخه زیستی این آبزیان به مشکل خورده و جمعیت آنها به شکل محسوسی کاهش یافته است.

تهدید جمعیت آبزیان با خشک شدن رودخانه های منتهی به خزر
کرمی در بخش دیگری از اظهاراتش با اشاره به کاهش محسوس آورده آب رودخانه های منتهی به دریای خزر در خاک ایران گفت: رگ حیاتی دریای خزر رودخانه های آن هستند و بیش از 90 درصد آبزیان این دریا، رودکوچ محسوب می شوند، یعنی این آبزیان برای ادامه حیات و تداوم زادآوری خود باید در روزهای مشخصی از سال به رودخانه ها بروند و بعد به دریا بازگردند. این در حالی است که در سال های اخیر شاهد خشک شدن یا کاهش شدید حجم آب رودخانه ها و چشمه های منتهی به دریای خزر بوده ایم و همین مساله به کاهش جمعیت آبزیان این دریا دامن زده است. البته ورود آلاینده های زیست محیطی مختلف به رودخانه های منتهی به دریای خزر نیز شرایط را برای حیات و زادآوری ماهیان رودکوچ این دریا با مشکلات بیشتری مواجه کرده و به کاهش جمعیت آنها دامن زده است.

مرگ ماهیان دریای خزر

مدیرکل بازسازی ذخایر آبزیان سازمان شیلات ایران ادامه داد: متاسفانه در سال های اخیر آبزیان دریای خزر تحت انواع و اقسام فشارها قرار داشته اند و در چنین شرایطی نیاز است که نهادهای دولتی در کنار سازمان های مردم نهاد به آموزش جوامع محلی بپردازند تا آنها کمتر از قبل به صید غیرمجاز ماهیان دریای خزر بخصوص صید ماهیان رودکوچ در دل رودخانه ها دست بزنند تا حداقل یکی از فشارهای وارده به جمعیت آبزیان دریای خزر کاسته شود. البته شکی نیست که در درجه اول این دستگاه های دولتی بخصوص سازمان حفاظت محیط زیست هستند که باید برای کاهش ورود آلاینده ها به آب دریای خزر برنامه ریزی کنند تا مهمترین عامل تهدید جمعیت آبزیان خزر یعنی ورود آلودگی های دریایی به آب دریا کاهش یابد.

وی در ادامه تاکید کرد: در کنار سازمان محیط زیست، وزارت کشور نیز باید به مساله ورود فاضلاب های شهری، روستایی، کشاورزی، دامپروری و صنعتی به آب دریای خزر ورود کند و با انجام برنامه ریزی و تامین اعتبارات مناسب، از شهرداری ها و دهیاری ها بخواهد که سیستم تصفیه فاضلاب خود را ارتقا دهند تا حجم آلاینده های زیست محیطی وارده به آب دریای خزر کمتر شود. همچنین وزارت نیرو نیز باید حقابه رودخانه های منتهی به دریای خزر را تامین کند تا ماهیان رودکوچ بتوانند به راحتی در این رودخانه ها رفت و آمد کنند و فرآیند زادآوری آنها با مشکل مواجه نشود.

رهاسازی سالانه 200 تا 250 میلیون قطعه ماهی در دریای خزر توسط سازمان شیلات
کرمی با اشاره به نقش مهم سازمان شیلات ایران در حفظ ذخایر ژنتیکی دریای خزر عنوان کرد: سازمان شیلات یکی از معدود دستگاه هایی است که نقش خود را برای جلوگیری از نابودی گونه های آبزی دریای خزر انجام داده است و ما سال هاست که با انجام فعالیت های بازسازی ذخایر، مشغول تکثیر و رهاسازی گونه هایی هستیم که جمعیت آنها در دریای خزر کاهش یافته است؛ به نحوی که ما لارو ماهیان دریای خزر را در سایت های تکثیر پرورش می دهیم و بعد از رسیدن به سنی مشخص، در دریا رهاسازی می کنیم. در مجموع هم سالیانه بین 200 تا 250 میلیون قطعه ماهی توسط سازمان شیلات در دریای خزر رهاسازی می شود.

مدیرکل بازسازی ذخایر آبزیان سازمان شیلات ایران ادامه داد: سازمان شیلات ایران دارای سه مرکز بازسازی ذخایر در استان گیلان، دو مرکز در استان مازندران و سه مرکز در استان گلستان است که در آنها سالیانه 2 میلیون قطعه ماهی خاویاری پرورش می یابند و در دریا رهاسازی می شوند. ما در این مراکز علاوه بر پرورش ماهیان خاویاری، برخی از دیگر گونه های مهم آبزی دریای خزر از جمله ماهی سفید، ماهی سوف، ماهی سیم، ماهی شاه گلی، لای ماهی، اردک ماهی، ماهی آزاد، کپور دریایی و کپور تالابی را تکثیر و رهاسازی می کنیم تا هم ذخایر ژنتیکی دریای خزر حفظ شود و هم بهره برداری اقتصادی صیادان مجاز از این ماهی ها و معیشت این قشر به خطر نیفتد.

وی در پایان تصریح کرد: متاسفانه وضعیت فوک خزری مانند بعضی از دیگر گونه های آبزی دریای خزر بحرانی است. البته صید فوک خزری در ایران متوقف شده است، اما متاسفانه صید این گونه بعضا به صورت غیرمجاز در برخی کشورهای حاشیه این پهنه آبی وجود دارد. علاوه بر صید غیرمجاز، کاهش جمعیت ماهی کیلکا به عنوان غذای اصلی فوک خزری بر اثر صید بی رویه و ورد آلاینده های زیست محیطی به آب دریای خزر نیز به کاهش جمعیت این گونه در معرض انقراض دامن زده است. همچنین کاهش یخبندان های شمال دریای خزر به دلیل روند گرمایش جهانی از جمله دیگر عوامل آسیب زننده به جمعیت فوک خزری است، زیرا بخشی از چرخه حیات و زادآوری فوک ها به این یخبندان ها مربوط می شود و اکنون با آب شدن یخ های شمال دریای خزر، جمعیت فوک خزری نیز بیش از پیش آسیب دیده است.