شاهرخ مرغ زمان بود که پالید و گذشت- داریوش لعل ریاحی

laele riahi dariosh

مگر این حنجره این نای ، چه می گفت به بند

مگر این سرو ِ ستم دیده

در اندیشه چه داشت ؟

وعده می داد مگر ، شام ِ تبه کاران را

یا کلامی

نظری

بر در و دیوار نوشت .

می شنیدند مگر ، غرش ِ پنهانش را

دیده بودند مگر ، شعله ِ ایمانش را .

باز دارید ، بگویم که سزاوار ِ چه ایم

یا در این بخت ِ نگون

شاهد ِ دیروز ِ که ایم .

شاهرخ مرغ ِ زمان بود که پالید و گذشت

دست ِ بیداد و ستم

قطع نشد

رام نگشت .

خلق را مهره در این بازی دوران نکنیم

تیشه بر جان نزنیم

رسم ِ پیران ِ نظر باز

صف آرایی ، نیست

ما زمانی ها را ، در هیاهوی ِ سفر

گُم کردیم .

22 شهریور 1394

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید