لوموند - استراتژی روسیه در سه قاره

Rousie Okrein Hamle Atomiژان پیر فیلیو، استاد دانشگاه در Sciences Po

لوموند- 26 ژوئن 2022

کرملین در حال حاضر آماده است تا در خاورمیانه یا آفریقا، رکود تهاجم خود به اوکراین را جبران کند.

یکی از ویژگی های کمتر شناخته شده ولادیمیر پوتین، توانایی او در به کارگیری همان استراتژی تهاجمی در صحنه هایی است که تصمیم گیرندگان غربی همچنان به شیوه ای بسیار متفاوت با آن برخورد می کنند. هنوز اکراه همچنان قوی است که اعتراف کنیم که عقب‌نشینی آمریکا در سال 2013، پس از بمباران شیمیایی دمشق، رئیس‌جمهور روسیه را متقاعد کرد که الحاق کریمه چند ماه بعد، در نهایت واکنش چندانی را به دنبال نخواهد داشت.

امروزه، با وجود اینکه شباهت بین محاصره پیروزمندانه ماریوپل و حلب در سال 2016 قابل توجه است، درس‌های عملیاتی کمی از بی‌اهمیت‌ شدن استفاده در اوکراین، از سلاح‌ها و تکنیک‌های که در جنگ سوریه آزمایش شده اند، گرفته شده است. با این حال، در خاورمیانه یا در قاره آفریقا است که کرملین، اگر موفق به شکستن مقاومت اوکراین نشود، می تواند ابتکار عمل را دوباره به دست آورد.

خطرات در خاورمیانه

حمایت بی قید و شرط مسکو از رژیم بشار اسد، با مداخله مستقیم ارتش روسیه از سال 2015، کرملین را قادر ساخت تا کنترل خود را بر پایگاه دریایی طرطوس تحکیم کند و امتیازات فراسرزمینی را برای پایگاه هوایی جدید خود در لاذقیه را به دست آورد.

بنابراین، استدلال کلاسیک منجر به پیش‌بینی حملات احتمالی روسیه از سوی چنین تاسیسات نظامی که هر دو در سواحل مدیترانه قرار دارند، می‌شود. با این حال، روسیه می‌تواند از طریق سوریه به شیوه‌ای کمتر متعارف، باج‌گیری با اثرگذاری ترسناک بر اسرائیل و همچنین ترکیه را انجام دهد.

ستون جنوبی ناتو را که ترکیه تشکیل می دهد، در واقع در معرض از سرگیری خصومت ها در آشکارترین مرز خود با سوریه، در اطراف ادلب، آخرین منطقه مخالفان اسد است. سه میلیون نفر که اکثراً آواره هستند، در آنجا تحت حاکمیت یک گروه سلفی از شاخه القاعده سوریه زندگی می کنند که جناح های میانه رو را حذف کرده و جامعه مدنی را به شدت تحت کنترل دارد. بنابراین، تبلیغات روسیه در توجیه حمله احتمالی «مبارزه با تروریسم» هیچ مشکلی نخواهد داشت، در حالی که حمله به این منطقه محصور ناگزیر به موج‌های عظیم پناهجویان به سمت خاک ترکیه منجر می‌شود. در زمانی که رئیس جمهور اردوغان برعکس از بازگرداندن حداقل بخشی از بیش از سه میلیون پناهجوی سوری در خاک خود حمایت می کند، خطر یک جریان معکوس در آنکارا بسیار جدی گرفته می شود.

موقعیت مسلط روسیه در سوریه نیز یکی از دلایل کمرنگ بودن اسرائیل در قبال مسکو از زمان حمله به اوکراین است. کرملین سعی در مهار مداخله‌گری ایران در سوریه نمی کند، اما در واقع حملاتی را که اسرائیل به طور مرتب علیه مواضع شبه‌نظامیان مرتبط با تهران در این کشور انجام می‌دهد، تحمل می‌کند. بنابراین، دولت یهود در تلاش است تا از ریشه دواندن یک نهاد متخاصم در پای جولان سوریه، که توسط اسرائیل ضمیمه شده است، جلوگیری کند، که به طور خطرناکی سیستم حزب الله لبنان را می تواند تکمیل کند. برای مسکو کافی است که موضع خود را تغییر دهد تا مرز شمالی اسرائیل دوباره آسیب پذیر شود. بنابراین، اهرم‌های قدرت روسیه در سوریه، نفوذ قابل‌توجهی بر اسرائیل و ترکیه به آن می‌دهد.

خطرات در آفریقا

همکاری تا بهار 2020، بین نیروهای ویژه فرانسوی و مزدوران گروه واگنر در درگیری لیبی، نشان دهنده کوری خاصی در برابر خطرات توسعه طلبی روسیه در سراسر این قاره است.

کاخ الیزه ظاهراً معتقد بود که استراتژی کرملین در شمال و جنوب صحرا متفاوت است، گویی که هوشیاری نسبت به فعالیت‌های روسیه در جمهوری آفریقای مرکزی نباید در شمال آفریقا نیز اعمال شود. این شوک زمانی شدیدتر شد که روسیه و عوامل نفوذش توانستند از بیرون راندن فرانسه از مالی به خود ببالند و اکنون موقعیت برتر فرانسه را در بورکینافاسو، حتی در نیجر، به چالش می گیرند. اما نگرانی مشروع پاریس در منطقه ساحل و فراتر از آن نباید این واقعیت را تحت الشعاع قرار دهد که بار دیگر، مسکو در جنوب دریای مدیترانه است که بیشترین شرط‌ را به امید بازگشت به سرمایه‌گذاری بی‌سابقه می‌بندد.

سلسله مراتب نظامی که کلید قدرت را در الجزیره در دست دارد و اعمال اقتدار اجرایی را به رئیس جمهور غیرنظامی و منتخب تفویض می کند، رابطه نزدیک دیرینه ای با همتایان خود در روسیه دارد، کشوری که بسیاری از این ژنرال ها در آن آموزش دیده اند. کرملین در مواجهه با اعتراض مردمی هیراک از حمایت آنها دریغ نکرد و به موقعیتی که قبلاً تخصیص داده شده بود به عنوان تامین کننده اصلی تسلیحات الجزایر، ابعادی بسیار سیاسی بخشید. افزایش تنش با مراکش که با قطع روابط دیپلماتیک به ابتکار الجزیره در اوت 2021 تشدید شد، اکنون به سود روسیه است که اولین ذینفع از درگیری آشکار بین دو کشور خواهد بود. در واکنش به مانورهای ناتو که در ماه ژوئن در مراکش و در میان مانورهای دیگر در مرز الجزایر در جریان است، درست در آن سوی مرز، اولین مانور روسیه-الجزایر در خاک الجزایر از نوامبر آینده صورت خواهند گرفت.

البته باید همه چیز برای جلوگیری از فاجعه ای که جنگ الجزایر و مراکش بوجود خواهد آورد، را انجام داد. اما اگر بازتاب درگیری اوکراین را بیش از حد به نقشه‌های نظامی تقلیل دهیم، در نهایت فراموش می‌کنیم که کرملین استراتژی منسجمی را در سه قاره رهبری می‌کند و بدون اینکه هرگز خود را منع کند، در خاورمیانه و همینطور در آفریقا، رویکردهایی را پی می گیرد که گرچه غیر مستقیم هستند اما مملو از خطر هستند.