بیانیۀ قرائت شده در تریبون انجمن اسلامی دانشجویان آزاداندیش دانشگاه علامه طباطبایی

بیانیۀ قرائت شده در تریبون انجمن اسلامی دانشجویان آزاداندیش دانشگاه علامه طباطبایی/ تأثیر گذاری دانشجو در صدای حق شدن:
                                                                                Daneshgah-Tabatabaei Az An-1
                                                                 
متن بیانیه:
 
آنچه در چند روز اخیر بر دانشگاه رفت گواه این بود که تا چه میزان دانشجو تأثیر گذار است. بر تمامی آنان که در این راه هزینه دادند و ثابت قدم صدای ملت را انعکاس دادند، درود می‌فرستیم. آوای حنجره‌ هایی که در این مدت صدای حق شدند و در دادگاه داوری میان خیر و شر راه بی طرفی پیش نگرفتند را نباید فراموش کرد و باید مطمئن بود هرروز بر شمار این افراد اضافه خواهد شد.
 
تمامی ابزارها را بر علیه این صداها، حق‌ طلبی‌ ها و عدالت خواهی ها  بسیج کردند، روش‌هایی برای دور زدن قانون جعل کردند و آشکارا تبعیض را در دانشگاه به رخ کشاندند که محکومین و متهمین همیشه از یک نگاه هستند و آنان که مصون هستند از پیش مشخص.
 
همدلی دانشجویان با خواسته‌ های مردم، صدای خیابان و آرمان زن زندگی آزادی و در روزهای اخیر در حمایت از هم کلاسی های تعلیقی شان نشان داد که دانشجویان علامه گامی فراتر از اکثریت اساتید برداشتند و آن تئوری‌ ها را در عمل و میدان به نمایش‌ گذاشتند.
 
در این مدت دانشجویان حقوقی به دنبال عدالت بودند. عدالتی که به صورت مشخص در مقابل ما نیست و تجربه شکاف میان خودش و قانون است. آنان دنبال عدالت برای دانشجویان بودند همانطور که مردم دنبال عدالت هستند. آنان نمره درس حقوق را در این مدت کوتاه به بهترین شکل پاس کردند. دانشجویان حقوق به بهترین شکل مجری سخن مرحوم پروفسور کاتوزیان شدند که می‌گفت:《 رسالت حقوقدانان کشور ما این است که قوانین را با عدالت تطبیق دهند .》
 
دانشجویان سیاست در میدان کوشیدند در پی آن باشند که انسان حیوانی سیاسی است نه مطیع و به این اعتبار سیاسی است که عضوی از یک کل اخلاقی است و اقتدار حیات اخلاقی می‌ بایست برای فرد فرد اعضا، آزادی، برابری و تشخص و کمال فراهم کند و اگر چنین نبود که در این زمانه نیست، آنان کوشیدند در میدان آن را فریاد بزنند.
 
دانشکده ادبیات کوشید با قلم صدای زن، زندگی، آزادی باشد و در کنار تعلیقی‌ ها بایستد و با واژگان از آن آرمان دفاع و در کارزار عمل نیز در برابر آن ظلم بایستد. دانشکده علوم اجتماعی مظهری شد از خلق همبستگی‌ اجتماعی و مصداقی از یک جامعه والا که یکان یکان اعضا حس مسئولیت و عشق به دیگری دارند که همانا یکی از آرمان‌هایی است که جامعه‌ شناسان در پی آن بودند. دانشجویان علوم اجتماعی این آرمان را در سطح دانشکده تحقق بخشیدند و بار دگر نشان دادند علوم اجتماعی، علمی مختص کلاس های درس نیست.
 
در دانشکده اقتصاد و مدیریت داستان به نحوی دیگر بود و دانشجویان ثابت کردند ۱۳۲ تعلیقی صرفاً عدد نیست ، برای همین تا توانستند برای دوستان تعلیقی‌ شان کوشیدند و آنان را سرمایه دانستند، که الحق نیز چنین بود.
 
ارتباطاتی‌ ها نیز کوشیدند، رسالت خبرنگاری که همانا جستجو و اعلان حقیقت است را در عمل پیش برند و دانشجویان روان‌ شناسی در این مدت به ما نشان دادند صرفاً به امر فردی و روانشناختی نظر ندارند و امر جمعی نیز مسئله‌ ای مهم برای آنان است.
 
تمام این زیبایی‌ ها دستاوردی است که باید حفظ کرد و ادامه داد.
 
آنچه که موجب خلق این لحظات شد، جمع بودن ما بود. جمع بودن، قدرت ماست. هراس در این لحظه از یگانگی ماست. و هم‌ اینک باید بکوشیم، این جمع و یگانگی حفظ شود تا نتوانند با تبر ظلم و بی قانونی، شاخه های این درخت متحد که حال تنومند شده است را یک به یک ببرند و جدا کنند.
 
فریادهای منفرد رسا نیست، گر یکی شود اثر دارد.
 
دانشجویان می‌ کوشند همانند گذشته صدای مردم و در کنار مردم باشند و بار دیگر بر همراهی خود با مطالبات بر حق مردم تاکید می ورزند.
 
تلاش ما این لحظه مانند دیگر دانشجویان و هم میهنان مان آن است که عدالت به مردم بازگردد چونان که برتولت برشت می‌ گفت: "عدالت نان مردم است. چه کسی باید آن را بپزد؟ چه کسی باید آن را توزیع کند؟ چونان هر نان دیگری، مردمان باید خود بپزند و خود آن را توزیع کنند، برای همیشه".
 
و همین طور  اعلام می کنیم که در کنار دوستان در بند خود که گناهی جز عدالت طلبی و آرزویی جز ایرانی آباد ندارند، می ایستیم و از هیچ تلاشی برای حفظ یاد آنان و رساندن صدای‌ شان، فروگذار نخواهیم کرد و نسبت به موضع دانشگاه مبنی بر عدم امکان ورود دانشجویان تعلیقی به این تریبون همانند روزهای گذشته، که همانا وظیفه ای جز رساندن صدای آنان و گرفتن حق بدیهی آنان یعنی حضور در دانشگاه، برای خود قائل نیستیم، معترضیم و اعلام می کنیم، تعلیق و زندان و ممنوعیت، راه ساکت کردن دانشجویان نیست.
 
دوباره به خانه باز خواهی گشت؛
ما به این آمدها، رفت‌ ها، رؤیاها،
عادت داریم...
خیلی‌ ها مثل تو پروانه‌ رفتند، کبوتر باز آمدند،
کبوتر رفتند، عقاب باز آمدند،
عقاب رفتند، آسمان باز آمدند،
اِوین را بیهوده،
به کوهستان نساخته‌ اند ...!

در این رابطه