Uncategorised

رهایی ۴ زندانی از اعدام در تهران و آذربایجان غربی

edam nah

خبرگزاری هرانا – چهار زندانی در تهران و آذربایجان غربی که پیشتر از بابت اتهام قتل به اعدام محکوم شده بودند، با کسب رضایت اولیای دم از چوبه دار رهایی یافتند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از میزان، رئیس کل دادگستری آذربایجان غربی از رهایی سه زندان محکوم به اعدام در این استان پس از گذشت ۳۳ سال خبر داد.

ناصر عتباتی در این خصوص گفت: “در جریان تعیین تکلیف پرونده‌های قدیمی محکومین اعدام با توجه به تاکیدات رئیس قوه قضاییه، ۳ پرونده اعدام پس از ۳۳ سال با رضایت و بخشش اولیای دم به صلح و سازش ختم شد و متهمان پرونده آزاد شدند”.
رهایی یک زندانی از اعدام در تهران

به گزارش ایسنا، یک زندانی محکوم به اعدام در تهران با کسب رضایت اولیای دم از چوبه دار رهایی یافت.

بر اساس این گزارش، در تاریخ ۲۸ اسفند سال ۹۶، خبر تیراندازی در یکی از خیابان‌های حوالی چهارراه گلوبندک تهران به بازپرس جنایی و تیم بررسی صحنه جرم اعلام شد. با شروع تحقیقات و در بررسی‌های اولیه از صحنه جنایت، مأموران با جسد مرد ۶۰ ساله‌ای مواجه شدند که با شلیک دو گلوله از پا درآمده بود.

در تحقیقات میدانی یکی از مغازه‌داران این حادثه را به پلیس اطلاع داد و گفت: “کسی که شلیک کرد را می‌شناسم. او دلار فروش است و معمولاً در این حوالی اقدام به فروش دلار می‌کند”.

در پی احراز هویت متهم تحقیقات برای دستگیری او ادامه پیدا کرد. نهایتا در اردیبهشت ماه سال ۹۷، حمید متهم این پرونده در ساختمانی نیمه‌کاره در محدوده ولنجک بازداشت شد. وی طی مراحل بازجویی اظهار داشت: “من اختلافی با مقتول نداشتم، مشکل من با پژمان خواهرزاده او بود. مدتی قبل با مردی بازاری آشنا شدم و او پسرش را که در کار خرید و فروش دلار بود به من معرفی کرد. با پژمان معاملات دلار را آغاز کردم و از آنجا که پولی نداشتم، به ناچار گوسفندان و طلاهای همسرم را فروختم و در این کار سرمایه‌گذاری کردم. بعد از مدتی و در آخرین معامله‌ای که دی ماه ۹۶ با پژمان داشتم، ۴۲۸ میلیون تومان به او دادم و قرار شد فردای آن روز پول را به من برگرداند. اما به جای پولم یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان به‌عنوان سود به من داد و از من خواست فردای آن روز سراغش بروم. البته من کاری برایم پیش آمد و ۸ روز بعد که سراغ پژمان رفتم متوجه شدم او فرار کرده است”.

او ادامه داد: “مدام سراغ خانواده‌اش می‌رفتم تا ردی از او به‌دست آورم، اما آنها می‌گفتند پول را به پژمان دادی از خودش بگیر. حتی یک بار مرا به پارکینگی برده و به زور مجبورم کردند برگه‌ای که در آن نوشته بودند من همه بدهی‌ام را پس گرفته‌ام امضا کنم، من هم به ناچار این کار را کردم اما آنها فقط ۹۰ میلیون تومان به من دادند. در تمام این مدت دنبال پژمان بودم و حتی شب‌ها در پارک می‌خوابیدم تا ردی از او به‌دست بیاورم اما بی‌فایده بود. تا اینکه یک ماه قبل از این حادثه دوستان پژمان مردی را به من نشان دادند و گفتند این مرد دایی‌ پژمان است و از محل زندگی خواهرزاده‌اش خبر دارد. من هم سراغ مرد میانسال رفتم و با او آشنا شدم و گفتم خواهرزاده‌ات پول مرا نمی‌دهد اما او نیز مدعی بود که از پژمان بی‌خبر است. اما واقعیت را نمی‌گفت، چرا که مدتی بعد به حساب من ۲۰ میلیون تومان واریز کرد که مطمئنم به درخواست پژمان این کار را کرده بود. روز حادثه دوباره او را دیدم و در مورد پژمان پرسیدم، او اظهار بی‌اطلاعی کرد که من عصبانی شدم و زمانی که وارد خیابان شد تا سوار موتورش شود به او تیراندازی کردم. پس از جنایت هم فرار کردم تا اینکه توسط پلیس دستگیر شدم”.

به دنبال این اظهارات پرونده جهت رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارجاع داده شده و متهم در دادگاه به اعدام محکوم شد. این حکم توسط قضات دیوان عالی کشور تایید و پرونده جهت اجرای حکم به شعبه چهارم دادیاری اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران ارجاع داده شد.

با تلاش دادیار امین کرمانی‌نژاد و برگزاری ۱۰ جلسه صلح و سازش، خانواده مقتول سرانجام به شرط دریافت دیه از اجرای حکم اعدام متهم گذشتند. بدین ترتیب پرونده مذکور جهت رسیدگی از جنبه عمومی جرم بزودی به دادگاه کیفری استان تهران ارجاع داده خواهد شد.