Uncategorised

نگاهی به مسألۀ بریتانیای بدون قانون اساسی

Tafakol2-1 بی بی سی فارسی- فرناندو دوآرته: بوریس جانسون، نخست‌وزیر بریتانیا پس از چند روز شور و نمايش سیاسی، در برابر فشارهای کابینه و حزب خود تسلیم شد و استعفای خود را از رهبری حزب محافظه‌کار اعلام کرد.
 
اما خروج جانسون خصلتی مبارزه‌جويانه داشت: نخست‌وزیر می‌گوید تا زمانی که حزب محافظه‌کار در پاییز جایگزین او را انتخاب ‌کند، قصد دارد در سمت خود بماند.
 
تمام اینها به رغم استعفای ناگهانی وزیران در چند روز گذشته - از جمله وزیر دارایی ریشی سوناک و وزیر بهداشت ساجد جاوید - و درخواست‌های بی‌وقفه برای کنار‌ه‌گیری فوری حتی از سوی نمایندگانی که قبلاً به او وفادار بودند (از جمله ناظم زهاوی، مردی که تازه او را به جانشینی ریشی سوناک منصوب کرده بود) رخ داده است.
 
نکته اما اینجاست: جانسون هیچ الزام قانونی برای کناره‌گیری فوری ندارد، هر چند نخست‌وزیران در موقعیت‌های مشابه معمولاً این کار را انجام می‌دهند.
 
در ایالات متحده، وقتی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا از پذیرفتن شکست در مقابل جو بایدن در انتخابات ۲۰۲۰ خودداری کرد، مفسران سیاسی به سرعت به اصلاحیه بیستم قانون اساسی ایالات متحده اشاره کردند که دقیقاً چگونگی و زمان انتقال اختیارات بین رؤسای جمهور را توضیح می‌دهد.
 
اما بریتانیا چیزی دارد که «قانون اساسی نانوشته» تلقی می‌شود.
 
برخلاف اکثر کشورهای جهان، قوانین بریتانیا در یک سند واحد جمع آوری نشده است. تنها چند کشور دیگر در جهان، از جمله نیوزلند و اسرائیل، همین سیستم را دارند.
 
بنابراین، جانشینی بیشتر به اعتبار عرف و قرارداد انجام می‌شود تا بر حسب قانون.
 
از نظر عملی این به چه معناست؟:
 
الیسون یانگ، استاد حقوق عمومی در دانشگاه کمبریج، توضیح می‌دهد که در کشوری با «قانون اساسی نانوشته»، خروج یک رهبر به احساس مسئولیت خود رهبران سیاسی بستگی دارد و نه قوانین رسمی.
 
پروفسور یانگ به بی‌ بی‌ سی گفت: «مثلاً قانونی در مورد چگونگی انتصاب یا خلع نخست وزیر نداریم.»
 
«در این مورد، ما به عقلانيت یک سیاستمدار متکی هستیم که کار درست را انجام دهد.»
 
لرد پیتر هنسی، مورخ سیاسی بریتانیایی، این اصل را «نظریه آدم‌های خوب» می‌نامد.
 
بنابراین هیچ قانونی وجود ندارد که بوریس را ملزم به کناره‌گیری فوری از سمت نخست وزیری کند، هر چند او به وضوح حمایت بسیاری از اعضای حزب سیاسی خود و در نتیجه اکثریت قریب به اتفاق اعضای پارلمان را از دست داده است.
 
اما این داستان مشابه دو سلف بلافصل او، دیوید کامرون و ترزا می نیز بود، که پس از اعلام رفتن خود در حالی که محافظه‌کاران بر روند انتخاب رهبر جدید نظارت داشتند، به کار خود ادامه دادند.
 
راب واتسون، خبرنگار سیاسی بی‌بی‌سی در بریتانیا می‌گوید: «استعفای جانسون به این بحران سیاسی عمیق پایان نمی‌دهد».
 
«مسئله بزرگ اکنون این است که چه زمانی جانسون خواهد رفت. آیا حزب محافظه‌کار احساس می‌کند که او می‌تواند تا زمانی که رهبر دیگری را انتخاب کنند، در سمت خود باقی بماند، یا اینکه به تمهیدی موقت نیاز دارند.»
 
قانون اساسی نانوشته بریتانیا چیست؟:
 
قانون اساسی یک سند قانونی است که شرایط و ضوابط اداره یک کشور یا ایالت را مشخص می‌کند.
 
در عوض، تحت نظام نانوشته بریتانیا، مجموعه مفصلی از قوانین، آداب و رسوم و پیمان‌های مختلف، که طی قرن‌ها تکامل یافته‌اند، قانون اساسی را تشکیل می‌دهند.
 
حامیان این نظام استدلال می‌کنند که قانون اساسی نانوشته انعطاف‌پذیری بیشتری را ارائه می‌دهد: می‌تواند تکامل یابد و برای منعکس کردن تغییرات در جامعه، خود را سازگار کند. برخی می‌گویند که بسیاری از سرکوبگرترین رژیم‌های جهان قانون اساسیِ مکتوب دارند.
 
مخالفان می‌گویند که قانون اساسی نانوشته ابهام‌پذير است و تفسیرهای متعددی بر می‌دارد.
 
یک مثال، تفسیرهای مخالف دولت و دیوان عالی درباره تعلیق پارلمان در جریان بحران برگزیت - روند رسمی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا - در سال ۲۰۱۹ بود.
 
در آن زمان، نخست‌وزیر شاهد بود که دادگاه استیناف بریتانیا از برنامه‌های او برای تعلیق کلیه فعالیت‌های پارلمان بریتانیا جلوگیری می‌کند، که منتقدان آن را تلاشی برای متوقف کردن بررسی دقیق طرح‌هایش برای خروج این کشور از اتحادیه اروپا می‌دانستند.
 
برخی مانند هیلاری مانتل، نویسنده سرشناس، می‌گویند این بحران نیاز به یک قانون اساسی مکتوب «برای جلوگیری از دخالت غیرقانونی نخست‌وزیران سرکش در کار پارلمان» را نشان داد.
 
آیا یک قانون اساسی مکتوب رسمی به بریتانیا کمک می‌کند تا به لحظات بحرانی سیاسی پایان دهد؟
 
برخی دیگر از کارشناسان حقوقی و قانون اساسی خاطرنشان می‌کنند که این نبرد بین شاخه‌های حکومت نشان‌دهنده قدرت الگوی «نانوشته» است.
 
رابرت هزل، استاد دولت و قانون اساسی در کالج دانشگاهی لندن (UCL)، استدلال می‌کند: «این ثابت کرد که این سیستم جواب می‌دهد.»
 
پروفسور هزل معتقد است که بحران سیاسی کنونی «ربطی» به چارچوب قانونی بریتانیا ندارد.
 
او توضیح داد: «بریتانیا یک سیستم سیاسی دارد که در آن نخست‌وزیر باید اعتماد پارلمان را به دست آورد یا جایگزین شود. این اصل در سایر کشورهای دارای سیستم پارلمانی و قانون اساسی مکتوب مانند هند یا دانمارک نیز وجود دارد.»
 
«این ربطی به داشتن «قانون اساسی نانوشته» ندارد. یک نخست‌وزیر ممکن است بخواهد برای مدت بیشتری بماند و این به حزب [آنها] یا پارلمان بستگی دارد که تصمیم بگیرند که آیا این کار قابل قبول است یا نه.»
 
راب واتسون در مورد آنچه بعدا اتفاق می‌افتد موافق است - او می‌گوید که تنها دو راه وجود دارد که می‌توان از طریق آن‌ها خروج جانسون را تسریع کرد: فشار بیشتر از جانب نمایندگان محافظه‌کار یا رأی عدم اعتماد پارلمان به نخست‌وزیر با مشارکت همه اعضای پارلمان که اگر نخست وزیر در آن شکست بخورد، باعث برگزاری انتخابات زودهنگام خواهد شد.»
 
«پس از آن باید انتخاباتی برگزار شود. اما به نظر می‌رسد که حزب محافظه‌کار اکنون تلاش می‌کند از آن اجتناب کند.»
 
بوریس جانسون با اعتراف خودش در سخنرانی استعفایش، از حمایت باارزش کمی برخوردار است - او با کنایه گفت محافظانش تنها گروهی هستند که هرگز او را ترک نمی‌کنند.
 
با این حال، طبق روش بریتانیایی‌ها، دوران تصدی او در خانه شماره ۱۰ خیابان داونینگ ممکن است مدتی به طول انجامد - که ممکن است روزها، هفته‌ها یا حتی ماه‌ ها باشد.