Uncategorised

موافقت رژیم ولایت فقیه و حکومت امریکا بابت مرگ "توافق" هسته ای وین (برجام)؟ - امتیازات بجای عدم خروج؟

Tahrim-Usa-1 اقتصادنیوز- علی آزادی: تریتا پارسی، بنیانگذار شورای ملی ایرانیان آمریکایی (NIAC) در مقاله‌ ای فاش کرده است که «چگونه جو بایدن یک راه منطقی رو به‌ جلو در مذاکرات با ایران را رد کرد و باعث شد بی اعتمادی تهران تعمیق شده، دربارۀ رویکردها و نیت‌ های واشنگتن دچار تردید، و نسبت به روند مذاکرات احیای برجام، بی‌ میل شود.
 
به گزارش اقتصادنیوز؛ تریتا پارسی، معاون اجرایی اندیشکده کوئینسی در مقاله‌ ای برای پایگاه تحلیلی این مؤسسه با عنوان «افشا شد: چگونه بایدن یک راه منطقی رو به‌ جلو در مذاکرات با ایران را رد کرد»، نوشته است که ظاهراً کاخ سفید متعهد نمی‌شود که تا پایان دورۀ ریاست جمهوری در توافق باقی بماند. 
 
به باور وی، بایدن با امتناع از تعهد خود به لغو تحریم‌ ها، حتی پس از احیای برجام قصد دارد، اهرم فشار آمریکا را برای مذاکرات پس از آن در راستای آنچه توافق طولانی‌ تر و قوی‌ تر می خوانند، حفظ کند.
 
دلیل اصلی تعلیق احیای برجام:
 
وی در این مطلب آورده است: تأخیر ایران در پیوستن مجدد به مذاکرات در وین برای احیای توافق هسته ای مهم سال ۲۰۱۵، به گمانه زنی‌ ها و روایت‌ ها، مبنی بر اینکه بی‌ میلی ابراهیم رئیسی به این اختلاف دامن زده است را تقویت کرد. این روایت در ادامه می‌ گوید، بی اعتمادی عمیق، خوش بینی نسبت به گزینۀ چین و اطمینان از اینکه تهران می‌ تواند، تحریم های آمریکا را تحمل کند، این نتیجه را شکل داده است، و واشنگتن چاره ای جز تهدید علنی تغییر به سمت اعمال اهرم اجبار بیشتر، تحت یک پلَن [Plan -نقشه - مجموعه راه حل] B نامعلوم، ندارد.
 
اما اطلاعات جدیدی که توسط Responsible Statecraft بدست آمده، نشان می دهد که این بن بست به دلیل احساس مصونیت ایرانیان از فشار نیست، بلکه بیشتر به این دلیل است که جو بایدن، رئیس جمهور امریکا، متعهد به لغو تحریم ها علیه ایران تا پایان دورۀ خود نشد، حتی اگر ایران دوباره به برجام بپیوندد و به توافق هسته ای پایبند باشد.
 
بنیان گذار شورای ملی ایرانیان آمریکایی (NIAC) می‌ افزاید: یک نقطۀ عطف مهم در مذاکرات در ماه مه سال جاری رخ داد. ایرانیان بر تعهدات الزام آور قانونی ای پافشاری کرده بودند که ایالات متحده [امریکا] در صورت احیای برجام به امضای آن احترام بگذارد و از برجام خارج نشود. اگرچه تیم آمریکایی درخواست ایران را قابل درک دانست، اما اصرار داشت که نمی‌ تواند، دست دولت بعدی را ببندد و همچنین تضمین نمی کند که دولت آینده متخاصم در قبال برجام آن را رها نخواهد کرد.
 
اما به گفته دیپلمات های غربی و ایرانی که در مذاکرات شرکت داشتند، ایرانیان تقاضای خود را کاهش دادند و خواستار تعهدی شدند که بایدن به سادگی متعهد به ماندن در توافق تا پایان دوره خود می شود، با این شرط که ایران نیز به تعهدات خود پایبند خواهد ماند. به گفته این منابع، تیم مذاکره کنندۀ ایالات متحده [امریکا] این موضوع را به واشنگتن برگرداند، اما در کمال تعجبِ تهران و دیگران، کاخ سفید با استناد به موانع قانونی، آمادگی انجام چنین تعهدی را نداشت. در عوض، تغییراتی را در متن مذاکره ارائه کرد که از تعهد قانونی کوتاه بود. کاخ سفید به درخواستِ اظهار نظر، پاسخ نداد. 
 
نقطۀ عطف خواسته‌ های ایران:
 
پارسی مدعی است: واکنش آمریکا، باعث سردرگمی و تفرقه در تهران، درست قبل از انتخابات ریاست جمهوری ژوئن شد که راه را برای بن بست کنونی هموار کرده است. در حالی که مذاکره کنندگان آمریکایی دربارۀ محوریت درخواست ایران برای اقداماتی که پایبندی آمریکا را تضمین کند، تردید دارند، دیپلمات های اروپایی و ایرانی تأکید می کنند که این مهمترین نقطه عطف خواسته های ایرانیان بوده است.
 
به ادعای تریتا پارسی، این پیام هفته گذشته در جریان سفر انریکه مورا ، مذاکره کنندۀ اصلی اتحادیه اروپا به تهران تقویت شد، جایی که ایرانیان این موضوع را در طول مشورت ۴ ساعته دربارۀ برجام، حداقل ۵ بار مطرح کردند، هرچند که با دقت از واژۀ "ضمانت"، اجتناب کردند. از دیدگاه واشنگتن، علی باقری کنی، مذاکره کنندۀ اصلی ایران نیز با تأکید بر اینکه تعهد ٣ یا ۴ سالۀ ایالات متحده [امریکا] دیگر کافی نیست، تأکید کرد که تهران موضع خود را پس گرفته است.
 
دلایل نگرانی ایران از عدم تعهد کاخ سفید:
 
دیپلمات های اتحادیۀ اروپا این را تشخیص می‌ دهند که سهولت خروج ایالات متحده [امریکا] از توافق "یک نگرانی جدی و مشروع" است. تهران نگران است که غیرقابل اعتماد بودن تعهد آمریکا به برجام، ایران را در موقعیت بسیار آسیب پذیر قرار دهد.
 
با هماهنگی مجدد با برجام، تهران بسیاری از اهرم های هسته ای خود را کنار می گذارد، در حالی که ظاهراً واشنگتن تحریم ها را لغو می کند. با این حال، لغو تحریم ها، منافع اقتصادی معناداری برای ایران به دنبال نخواهد داشت، مگر اینکه شرکت های غربی نسبت به وفاداری بلند مدت واشنگتن به توافق اطمینان داشته باشند، که البته اینطور نیست. این امر باعث می شود که ایران بدون هیچ گونه اهرمی از قدرت دست بردارد– به ویژه اگر واشنگتن بار دیگر از توافق خارج شود.
 
علاوه بر این، غیرقابل اعتماد بودن رفع تحریم ها، مشکلات مدیریت انتظارات را برای تهران ایجاد می کند. با برداشته شدن ظاهری تحریم ها، انتظارات مردم ایران از رشد آینده، و مطالبات و آرزو های آنها برای آینده ای روشن، افزایش می یابد. هنگامی که رفع تحریم ها، نتواند انتظارات را برآورده کند– یا بدتر از آن، ایالات متحده [امریکا] تحریم ها را دوباره وضع کند و اقتصاد ایران ضربۀ بزرگی را متحمل شود، آنچه به سرعت جای آمال و امیال جامعۀ ایرانی را می‌ گیرد، انتظارات برآورده نشده و رؤیاهای برباد رفته و امیدِ متلاشی شده است که باعث ایجاد نارضایتی و برانگیختن اعتراضاتِ اجتماعی می شود.
 
عدم اطمینان از تعهد آمریکا، به سادگی برای ایران بی‌ ثبات کننده است و باعث می شود که یک اقتصاد با ثبات و بد را بر عدم اطمینان از لغو تحریم‌ های آمریکای غیرمتعهد، ترجیح دهد.
 
دومین مانع بزرگ:
 
معاون اجرایی مؤسسۀ کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه (QUINCY INSTITUTE FOR RESPONSIBLE STATECRAFT) در ادامه نوشته است: رویکرد دور اندیشانۀ بایدن به این موضوع، دومین مشکل را تشدید کرده است: ایالات متحده [امریکا] خواستار آن است که به محض احیای برجام، مذاکرات جدید برای طولانی‌ تر و قوی‌ تر شدن محدودیت‌ های آن، آغاز شود. البته طرف آمریکایی اشاره کرده است که مذاکره در مورد تغییر توافق نیز به نفع طرف ایرانی خواهد بود، بویژه با توجه به نا امیدی تهران از نبود مکانیسم‌ هایی برای تضمین لغو قابل اطمینانِ تحریم ها.
 
اما توافق قوی تر، چندین مشکل را برای تهران ایجاد می کند.
 
اول اینکه، برجام یک مجازاتِ مذاکره شده است. به دلیل تخلفاتِ (ادعایی)، فعالیت‌ های هسته‌ ای ایران در گذشته (پیش از آغاز بحران هسته‌ ای، اوایل دهه ۲۰۰۰)، محدودیت هایی برای برنامه هسته ای آن تا ۲۵ سال اعمال می‌ شود و پس از آن، با فرض پایبندی به این محدودیت‌ ها و بازگرداندن اعتماد به فعالیت های هسته ای خود، برنامۀ هسته ای ایران عادی می شود. جستجوی یک معاملۀ طولانی تر، به معنای طولانی شدن مجازات ایران است. و این در حالی است که این ایالات متحده [امریکا] است که از طریق خروج ترامپ، توافق را نقض کرده است، نه ایران.
 
علاوه بر این، آیا واشنگتن به دنبال یک بار طولانی شدن توافق است، یا به دنبال تمدیدهای متعدد؟ در اصل، طولانی شدن محدودیت های معین در توافق به طور نامحدود، عادی سازی برنامه ایران را از دستور کار برجام خارج می‌ کند. و البته در حالی که شدیدترین محدودیت‌ ها بیشتر می‌ شود، احتمال اینکه مردم آمریکا رئیس جمهور دیگری مانند ترامپ را انتخاب کنند که بار دیگر از توافق خارج شود نیز، در حال افزایش است.
 
تردید های عمیق و یک وضعیت بسیار پیچیده:
 
تردیدهای تهران در مورد مقاصد پشت پردۀ درخواست آمریکا برای یک توافق طولانی‌ تر و قوی‌ تر ممکن است با تمدید امتناع غیرضروری تهران از گفتگوی مستقیم با مذاکره کنندگان آمریکایی، تشدید شود. اما با امتناع بایدن از متعهد ماندن بر لغو تحریم‌ ها علیه ایران پس از بازگشت تهران به تعهدات کامل در ریل [مسیر] برجام، این امر به مراتب پیچیده‌ تر شده است.
 
تصمیم بایدن باعث شد، هم مقامات ایرانی، و هم اتحادیه اروپا، حتی شک کنند که آیا ایالات متحده با استفاده از تهدید یا اعمال مجدد تحریم‌ ها، اساساً به دنبال ایجاد بستری برای مذاکرات پس از حصول برجام در راستای دستیابی به توافقی طولانی‌ تر بوده است؟ به این معنا که بایدن صفحه‌ ای از دفترچۀ راهنمای بازی ترامپ را می‌ گیرد و با تهدید به اعمال مجدد تحریم‌‌ هایی که قبلاً در چارچوب برجام لغو کرده است، می‌ خواهد از ایران امتیاز بیشتری بگیرد.
 
آیا بایدن با امتناع از تعهد به لغو تحریم‌ ها، حتی پس از احیای برجام قصد دارد، اهرم فشار آمریکا را برای مذاکرات پس از آن در راستای توافق طولانی‌ تر و قوی‌ تر حفظ کند؟ ایران و برخی از مقامات اتحادیه اروپا مظنون هستند که تعهد بایدن به رعایت شرایط برجام، وی را در مذاکرات پس از احیای برجام، از موضع قدرت و داشتن اهرم فشار مؤثر، محروم خواهد کرد.
 
این ملاحظات باعث شده است که تهران بازگشت آمریکا به برجام را نه تنها به دلیل غیر قابل اعتماد بودن در زمینۀ لغو تحریم‌ ها، بلکه با توجه به نگرانی از فروپاشی دوبارۀ برجام، به دلیل تمایل واشنگتن برای دستیابی به یک توافق طولانی‌ تر و قوی‌ تر، خطرناک تلقی کند. در این صورت، با بازگشت ایالات متحده [امریکا] به توافق، واشنگتن، توانایی بیشتری برای مجازات اقتصادی ایران خواهد داشت، از جمله، استفاده از مکانیزم اسنپ‌ بک [مکانیسم ماشه] در شورای امنیت، برای اعمال مجدد خودکار همۀ تحریم‌ ها علیه ایران، که ترامپ تلاش کرد، اما موفق به اعمال آن نشد.
 
تهران احتمالاً وضعیت فعلی را ترجیح می‌ دهد:
 
در نتیجه، تهران ممکن است وضعیت فعلی را که در آن بیشتر تحریم ها همچنان باقی مانده است، در حالیکه ایران هنوز به چینی‌ ها نفت می‌ فروشد، همچنان ترجیح دهد، تا از این طریق ایالات متحده [امریکا] را به سوی شرایطی سوق دهد [که] به برجام بازگردد و بجای اصرار غیرقابل قبول بر طولانی‌ شدن سخت‌ ترین شرایط برجام، فقط به دنبال احیای توافقی باشد که ممکن است بزودی با آوار مصائبش، روی سر واشنگتن سقوط کند.
 
دیپلماسی حلزونی، تاکتیک ایران برای حفظ موضع برتر:
 
اما نکته مهم این است که، وضعیت فعلی تنها در صورتی می تواند برای تهران پایدار بماند که حداقل تصوری از حرکت در مذاکرات وجود داشته باشد. به این ترتیب، احتمالاً مذاکرات در ماه نوامبر از سر گرفته می‌شود، در حالی که تهران به احتمال زیاد سعی می کند آنها را با سرعت حلزون نگه دارد؛ یعنی به اندازه کافی آهسته برای جلوگیری از توافق ناعادلانه بر سر احیای برجام، اما به اندازه کافی سریع برای حفظ روند دیپلماسی.
 
اما اینجا تهران محاسبات سختی را انجام می دهد. وضعیت فعلی به سادگی نمی تواند برای مدت طولانی پایدار بماند. بدون پیشرفت واقعی، دولت بایدن سرانجام طعمۀ فشارهای اسرائیل، امارات و شاهین‌ های خشن در کنگره می شود.
 
مرگ برجام، با تصمیم مشترک ایران و آمریکا؟:
 
در عین حال، واشنگتن در صورتی که گمان کند، فشارهای بیشتر یا تهدیدهای نظامی، وضعیت را از بن بست خارج خواهد کرد، سخت در اشتباه خواهد بود. اما این راهی است که هر دو ممکن است، انتخاب کنند. همانطور که تهران ممکن است بجای توافق هسته‌ ای نابرابر با آمریکا، ترجیح دهد، برجام بدون تعهد ایالات متحده [امریکا] فرو بپاشد (با این فرض که به این نتیجه رسیده باشد که توافق به هر حال بهم خواهد خورد). تیم بایدن نیز احتمالاً به نتیجۀ مشابهی رسیده است.
 
کاخ سفید ممکن است محاسبه کند که اگر یک توافق طولانی‌ تر و قوی‌ تر در دستور کار نیست، بنابر این بهتر است برجام از هم بپاشد، تا اینکه بایدن هزینۀ سیاسی داخلی ملحق شدن مجدد به این توافق را بپردازد و تنها پس از مدتی از بین برود.
 
در واقع، عدم تمایل بایدن به متعهد ماندن دربارۀ رفع تحریم های ایران تا پایان دورۀ خود، نشان می دهد که او مایل به فروپاشی برجام است، نه به این دلیل که نمی‌ توان آن را احیا کرد، بلکه به دلیل طولانی شدن و تقویت آن پس از احیای آن.
 
نیاز به پلَن A، نه پلن B!:
 
هیچ پلن B فشار محوری وجود ندارد که بتواند همگرایی فزاینده در جهت پذیرش فروپاشی برجام در تهران و واشنگتن را حل کند. در عوض، یک پلن A قابل اعتماد تر و پایدار تر لازم است که هم ناپایدار بودن توافقی را که ایالات متحده [امریکا] می‌ تواند بدون مجازات از آن خارج شود، مورد بازنگری قرار دهد، و هم باعث تفکیک احیای برجام از تمایلات مشروع برای گسترش این توافق شود.
 
***
 
پیشنهادی مبنی بر امتیازات اقتصادی برای امریکا بجای ضمانت عدم خروج از "توافق هسته ای" با رژیم ولایت فقیه
 
 ۱۴۰۰/۰۵/۲۹- اقتصادنیوز- علی آزادی: واشنگتن می‌ گوید، در سیستم دموکراتیک ایالات متحده [امریکا] نمی‌ تواند تضمین دهد که دولت‌ های آینده، مانند ترامپ از توافق خارج نشوند، اما حتی اگر بپذیریم که امکان دادن چنین تضمینی وجود ندارد، راه‌ های دیگری برای پر کردن شکاف وجود دارند.
 
به گزارش اقتصادنیوز؛ تریتا پارسی نایب رئیس اجرایی اندیشکده کوئینسی (Quincy Institute for Responsible Statecraft) و بیژن خواجه پور اقتصاددان و عضو هیئت مدیره شرکت مشاوره استراتژیک بین المللی پیوند اوراسیا (Eurasian Nexus Partners) مستقر در وین، در مطلبی برای فارن پالیسی، با عنوان «چگونه می توان اعتماد ایران را به یک توافق هسته‌ ای جدید جلب کرد؟»، نوشته اند:
 
دولت بایدن با عصبانیت، حرکت بعدی ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور ایران را زیر نظر دارد. مذاکرات درباره بازگشت مجدد ایالات متحده [امریکا] به توافق هسته ای ایران متوقف شده است، زیرا آنچه که در گذشته به عنوان یک موفقیت در دسترس به نظر می‌ رسید، تبدیل به یک تقلا شده است.
 
اما در حالی که توپ در زمین رئیسی قرار دارد، جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده [امریکا]، می تواند برای نجات توافقنامه هسته ای، اقدامات زیادی انجام دهد.
 
نتیجۀ تعلل ۲ ماه نخست و جدی نگرفتن هشدارها:
 
بایدن از اواسط ماه مارس صادقانه به دنبال توافق است. با این حال، هزینۀ تزلزل و تعلل وی در ٢ ماه اول ریاست جمهوری وی، اکنون در حال روشن شدن است. آنچه می‌ توانست با دولت حسن روحانی، رئیس جمهور سابق ایران حل شود، در سیاست انتخاباتی ایران، گرفتار شده است.
 
و همانطور که بسیاری هشدار می‌ دادند، در صورتی که بایدن به سرعت اقدام نکند، به طور قابل پیش بینی، رئیس جمهور جدید تندرو ایران برای مذاکره سخت‌ تر در انتظار وی است. و از این رو، فرصت احیای توافقنامۀ برجسته را به طور بالقوه به خطر می اندازد.
 
معمای ارائۀ تضمین متقابل و منطق مغلطه‌ آمیز آمریکا:
 
نکته اصلی این است که تهران خواهان تضمین پایبندی واشنگتن به تعهدات خود در توافق است، تا اطمینان حاصل کند که دولت‌ های آیندۀ آمریکا مانند ترامپ با بد عهدی، تحریم‌ ها را اعمال نمی‌ کنند.
 
اعمال مجدد تحریم ها از سوی دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق آمریکا، خسارات بی سابقه ای به اقتصاد ایران وارد کرد و ایران به طرز باور نکردنی با تحریم‌ های به مراتب بیشتری نسبت به زمانی که متهم به نقض پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای شد، تحت تحریم های بیشتری قرار گرفت.
 
رابرت مالی، مذاکره کننده ارشد، ماه گذشته گفت: «چیزی به عنوان ضمانت وجود ندارد، زیرا دولت های آینده باید از آزادی انتخاب خود برخوردار باشند». از سوی دیگر تنها عهدنامه‌ ای که مورد تأیید دو سوم اعضای سنا و یا به تصویب هر دو مجلس (با اکثریت ساده) برسد، برای همه دولت‌ ها لازم‌ الأجرا خواهد بود (امری که با ترکیب کنونی -و قبلی و احتمالاً بعدی- کنگره، تقریباً غیرممکن است، و اساساً یک نگرانی عمدۀ تیم بایدن، محافظت از توافق در مقابل تهاجم محافظه‌ کاران کنگره است، نه تصویب آن).
 
با این حال، طرف آمریکایی استدلال کرده است که اگر توافقنامه به اندازۀ کافی جذاب باشد، دولت های آینده به آن پایبند خواهند بود.
 
در عین حال «تضمین عدم تولید سلاح هسته‌ ای»، دقیقاً همان چیزی است که ایالات متحده [امریکا] در توافق هسته ای ۲۰۱۵ از ایران خواسته بود. در سومین مقدمۀ این توافقنامه آمده است: «ایران مجدداً تصدیق می کند که تحت هیچ شرایطی، هرگز به دنبال پیشروی یا دستیابی به سلاح هسته ای، نخواهد بود».
 
در حالیکه از ایران خواسته شده برای تعهد اصلی و بنیادین خود در توافق، چنین تضمینی را به صورت مکتوب ارائه کند، طرف آمریکایی به صراحت اعلام می‌ کند که متقابلاً قادر نیست، همین تضمین را برای تعهد اصلی خود ارائه کند، زیرا ایالات متحده یک دموکراسی است.
 
در واقع قوۀ مجریه این حق را دارد که معاهدات را اجرا کند، یا اَشکال دیگری از موافقت‌ نامه ها را با سایر کشورها منعقد کند، با این انتظار که دولت‌ های آینده، آنها را تأیید کنند.
 
اما حتی اگر امکان ارائۀ ضمانت نباشد، برای ایجاد اطمینان نسبت به اعتبار حداقلی امضای یک دولت آمریکا، اقدامات دیگری نیز می‌ توان انجام داد.
 
* موازنۀ عدم تقارنِ انگیزه‌ های متقابل:
 
مبنای توافق هسته‌ ای این نبود که دولت اوباما اطمینان حاصل کند که ایران از توافق خارج نمی‌ شود و یا به دنبال تسلیحات نمی‌ رود. در عوض، به این دلیل بود که این توافق باعث می‌ شد که تهران در صورت خروج از توافق، متحمل هزینه‌ ای تقریباً بازدارنده شود.
 
در این رابطه، همانطور که نوشته شد، این پیمان از عدم توازن قابل توجهی برخوردار است: عدم تقارن قابل توجهی بین انگیزه های تهران و واشنگتن برای احترام به توافق وجود دارد. تنها طرفی که واقعاً از خروج متضرر می شود، ایران است، در حالی که اگر ایالات متحده [امریکا] همین کار را بکند، مبلغ کمی به هیچ چیز نمی پردازد.
 
* ضرورت سهیم کردن آمریکا در سود اقتصادی توافق:
 
از دیدگاه دولت آینده آمریکا که ممکن است با این توافق مخالف باشد، خروج از توافق، عملاً هیچ هزینه ای ندارد. ایالات متحده [امریکا] آنقدر قدرتمند است که نمی تواند از نظر سیاسی منزوی شود. از سوی دیگر آمریکا هیچ سهم اقتصادی از بقای توافق با ایران نمی‌ برد و در نتیجه در صورت پشت کردن به توافق، هیچ گونه هزینۀ مالی را متحمل نمی شود.
 
بایدن– و هر دولتی که ارزش برجام برای منافع ملی ایالات متحده [امریکا] را به رسمیت بشناسد- به درستی استدلال می کند که خروج از توافق، برای ایالات متحده [امریکا] هزینه بر است، زیرا تهران را مجبور می کند، برنامه هسته ای خود را از سر بگیرد. اما رئیس جمهوری که در وهلۀ اول، طرفدار توافق هسته‌ ای نیست، با چنین استدلالی قانع نمی‌ شود. کافی است از دونالد ترامپ بپرسید.
 
* چرایی همدردی اروپا با ایران:
 
جای تعجب نیست که دولت های اتحادیۀ اروپا با موضع ایران همدردی کنند. آنها بودند که بابت خروج ایالات متحده [امریکا] از توافق، در سال ٢٠١٨، هزینه‌ هایی را پرداختند.
 
شرکت های اروپایی، میلیاردها دلار ضرر کردند، زیرا تحریم های ترامپ آنها را علیرغم برنامه‌ریزی های بلندمدت، به طور ناگهانی از ایران بیرون کرد. آنها احتمالاً به بازار ایران باز نخواهند گشت، مگر اینکه اطمینان داشته باشند که واشنگتن این بار بر سر حرف خود، خواهد ایستاد. به همین دلیل است که اروپایی‌ ها هم، خواهان اطمینان از پایبندی آمریکا هستند.
 
* اقدامات جایگزین تضمین:
 
بین ضمانت نامۀ کامل و رد ایدۀ تضمین پایدار، فاصله زیادی وجود دارد. پس از احیای توافق هسته ای، مذاکره کنندگان باید اقداماتی را در نظر بگیرند که در صورتِ شکستن توافقِ عدم تقارن، آن را با افزایش هزینه ها برای همه طرف ها کاهش دهد [آن را با افزایش هزینه ها برای هر یک از طرف های خارج شونده از "توافق"، مواجه سازد].
 
در گسترده ترین سطح، می توان توافق ایران را با قطعنامۀ ٢٢٣١ شورای امنیت سازمان ملل متحد، که مظهر توافق هسته ای است، نزدیک تر کرد. تحریم های ترامپ، در حال حاضر، نقضِ آن قطعنامه، تلقی نمی شود.
 
این امر، باید به گونه ای اصلاح شود که هر طرفی که از توافق خارج شد، در حالیکه طرف های دیگر آن را نقض نمی‌ کنند، نقضِ قطعنامۀ شورای امنیت، تلقی شود. این امر، امکان ایجاد هزینه های سیاسی و مالی اضافی را برای طرف خارج‌ شونده، ایجاد می کند.
 
متناوباً، قرارداد های اقتصادی موجود– و تأمین مالی آنها- می‌ تواند به مدت ٣ سال یا بیشتر، پس از خروج بدونِ دلیل موجهِ یک طرفِ قرارداد، از تحریم ها محافظت شود [متناوباً، از قرارداد های اقتصادی موجود– و تأمین مالی آنها به مدت ٣ سال یا بیشتر- می توان، پس از خروج بدونِ دلیل موجهِ یک طرفِ قرارداد، با اعمال تحریم ها، محافظت کرد]. هنگامی که تحریم ها در اواخر دهه ٢٠٠٠ در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما وضع شد، به شرکت های بین المللی اجازه داده شد تا موافقت نامه هایی را که قبل از اعمال تحریم ها امضا شده بود، تکمیل کنند.
 
استفاده از چنین اقدامی، در حال حاضر می تواند اطمینان کافی را برای شرکت های انرژی که معمولاً پروژه های آنها ۳ تا ۵ سال به طول می انجامد، ارائه دهد.
 
این امر به تهران تضمین های یاد شده‌‌ ای را که به دنبال آن است، نمی دهد، اما با این وجود، اقدامی قوی برای گسترش ریسک و هزینه‌ های نقض احتمالی توافق هسته ای، است.
 
یک اقدام محدود تر، تمرکز بر حفاظت از قراردادهای خاص، و نه تجارت کلی است. از آنجا که محوری‌ ترین اصل توافق هسته ای، پایبندی کامل ایران، در قبال سرمایه گذاری و تجارت بدون تحریم [طرف های مقابل] بود، تهران به دنبال مکانیزمی است که در صورت خروج واشنگتن، از اختلال در مزایای اقتصادیِ مورد نظر، جلوگیری کند.
 
اهداف واقعی هر دو طرف نیازی به تضمین اولیه ندارد.
 
به این ترتیب، اعضای دائمی شورای امنیت، آلمان و ایران، می توانند در مورد تضمین های مبتنی بر پروژه، بدون نیاز به تضمین های کلی، به توافق برسند. ایران می تواند، لیستی از پروژه های مورد نظر خود را برای [دریافت] تضمین قبل از بازگشت کامل به توافق هسته ای، ارائه دهد.
 
به عبارت دیگر، تکمیل پروژه های اقتصادی خاص، در حالی که ایالات متحده [امریکا، هم] طرف قرارداد است، مورد موافقت قرار گیرد و باید توسط دولت های غربی تضمین شود. این می تواند، شامل سرمایه گذاری، انتقال فناوری، یا خرید هواپیما، باشد.
 
انگلیس، فرانسه و آلمان، همچنین می توانند صندوق اختصاصی ایجاد کنند که شامل تعهدات صندوق های دولتی امضاکنندگان توافق هسته ای اروپا می شود. این صندوق می تواند توسط واشنگتن، تأیید شود و پروژه هایی را تأمین کند که مشمول معاملات مالی برای ایران باشد– برای مثال تأمین مالی خرید هواپیماهای بوئینگ و ایرباس توسط خطوط هوایی ایرانی.
 
* بزرگترین تضمین تعهد بلندمدت آمریکا:
 
مهمتر از همه، بهترین راه برای تضمین تعهد بلند مدت ایالات متحده [امریکا] به توافق با ایران، توافق بزرگتر، با داد و ستد امتیازات بین واشنگتن و تهران، در مورد [یا] موارد اضافی، در ازایِ لغو تحریم های اولیۀ آمریکا علیه ایران است.
 
با باز کردن تجارت بین دو کشور، دولت آمریکا نه تنها سهم مالی در بقای توافق خواهد داشت، بلکه تجارت احتمالی بین واشنگتن و تهران نیز، بویژه به نفع ایالت های جمهوری خواه و مناطق کنگره [به نفع ایالت ها و مناطقِ جمهوری خواهانِ کنگره] خواهد بود. این همچنین به طور بالقوه، مخالفتِ حزبی با توافق در کنگره را کاهش می‌ دهد. اگر چنین معاملاتی در [آن] توافق [در] دورۀ اوباما بوجود می آمد، به احتمال زیاد، ترامپ در وهلۀ اول، توافق را ترک نمی کرد.
 
هیچ یک از این اقدامات، قبل از احیای توافق هسته ای، قابل مذاکره نیست. در بهترین حالت، دو طرف می توانند، امروز علنی بودن خود را در قبال این گونه اقدامات، نشان دهند و این اطمینان را به ما القاء کنند که پس از دستیابی به توافق [برای] پیروی از انطباق، مذاکرات جدی برای بازبینی عناصر توافق ۲۰۱۵، می تواند انجام شود.
 
هر دو طرف، به دنبال تضمین های موجه و در عین حال دست نیافتنی بوده اند و نتیجۀ نهایی چنین رویکردی بن بست است. اهداف واقعی آنها، نیازی به ضمانتِ از پیش، ندارند. هر دو طرف، به اصلاح توافقنامه، نیاز دارند. این امر به آنها اطمینان می دهد که بهتر است پس از احیایِ کاملِ توافقِ هسته ایِ با این تغییرات، مذاکره کنیم، تا اینکه با اصرار بر قول هایی که در صورت عدم توافق، در [همان] وهلۀ اول، بی معنا خواهند بود [شد]، همه چیز را به خطر بیندازیم [و همه چیز به خطر خواهند افتاد].

در این رابطه