Uncategorised

سهم روشنفکران در ویرانی ایران بعد از انقلاب، نویسنده حنیف یزدانی

Yazdaipour-Hanif-1 بر کسی پوشیده نیست که جمهوری اسلامی با بحرانهای پیاپی زندگی می‌کند. بحران ماهیت وجودی استبداد است. حکومتیان از بحران ها، اهداف مختلفی دارند؛ فساد و چپاول گری، بی نیاز شدن از پاسخگویی و مسئولیت پذیری، سرکوب مخالفان و مهمتر از همه، دلیلی برای استقرار و ادامۀ حکومتشان.
 
بحران ها از ابتدای انقلاب تاکنون به صورت روزانه، رمقِ ایران و مردمش را گرفته است. آنچنان که روزی نیست که یک ایرانی بدون شنیدن خبری نگران کننده، روزش را آغاز کند. اما در این میان، پنج ابر بحران، بیشترین نقش را در نابودی وطن و فلاکت هموطنان مان داشته اند. گروگانگیری کارمندان سفارت امریکا، ادامه دادن جنگ بعد از فتح خرمشهر، سیاست نابخرانۀ اتمی، سیاست های خانمانسوز منطقه ای، و در آخر سیاست های مخرب محیط زیستی، تا امروز بیشترین خسارت را ببار آورده اند.
 
اگر حکومت جمهوری اسلامی نمی‌ توانست این ابربحران ها را به صورت نسبی در جامعه توجیه کند، هرگز نمی‌ توانست آنها را با چنین خسارت های عظیمی ادامه داده و یک بحران را به بحران دیگر پیوند دهد. اما آیا دولت استبدادی جمهوری اسلامی که از سال های آغازین، منفور بوده است، می‌ توانسته به تنهایی، بخش بزرگی از مردم را راضی به تحمل چنین سیاست های خانمانسوزی کند؟ قطعاً، خیر.
 
تسخیر سفارت امریکا و به گروگان گرفتن کارمندان آن به مدت ۴۴۴ روز، اولین ابر بحرانی بود که جمهوری اسلامی برای استقرار قدرت و حذف نیروهای دموکرات در سال ۱۳۵۸، بوجود آورد. دولت موقت مهندس بازرگان بلافاصله سقوط می‌ کند و ادامۀ این بحران، به انزوای ایران، حملۀ عراق، شکست دولت کارتر در پی مذاکرات مخفیانۀ خمینی و ریگان، کودتا علیه بنی صدر، خسارت های عظیم مالی و ...، منجر می‌ شود. مسلم است که امریکا در آن زمان به دلیل انجام کودتای ۱۳۳۲ و حمایت از رژیم سرکوبگر شاه، مورد تنفر بخش بزرگی از مردم بوده است. اکثریت مطلق روشنفکران، بخصوص طیف چپ مذهبی و غیر مذهبی، در آن زمان به جای مخالفت با بربریت دانشجویان خط امام، به حمایت از این سیاست ویرانگر می‌ پردازند. بسیاری از افرادی که بعدها به دگر اندیشان معروف شدند، در مقابل ساختمان سفارت امریکا در موافقت با این اقدام سخنرانی‌ ها کرده‌ اند! در این میان معدود افرادی، از جمله ابولحسن بنی صدر با تحلیل بی طرفانه می‌ گوید که با این اقدام، ایران به گروگان امریکا در آمده است. حال سؤال این است که اگر روشنفکران به کمک خمینی و حزب جمهوری اسلامی، در توجیه این خیانت بر نمی‌ آمدند، آیا سرنوشت ما بهتر نمی‌ شد؟ البته مخالفت با این ابربحران در آن جوّ ضد آمریکایی، هوشیاری، آگاهی و شجاعت در اقلیت ماندن را می‌ خواست که اکثر روشنفکران فاقد آن بودند.
 
سیاست اتمی، مذاکرات با غرب و توجیه برجام، یکی دیگر از ابربحران هایی است که در جریان آن روشنفکران به داد حکومت در فریب جامعه، پرداختند. به عنوان کسی که دانش آموختۀ مدیریت انرژی است و در صنعت انرژی کار کرده است، باید بگویم، اساساً، ایران به عنوان یک کشوری که صاحب باد و آفتاب کافی و دریایی از گاز، نفت است، نیازی حتی به انرژی صلح آمیز هسته ای ندارد. حتی اگر این نیاز وجود داشته باشد، باید همچون سایر کشورها، توسط نهادهای دانشگاهی و تخصصی در زمینۀ استقلال انرژِتیک، مورد بررسی و تأیید قرار بگیرد. حال آنکه سیاست های اتمی رژیم جمهوری اسلامی، بدور از عقلانیتِ محاسبۀ سود و زیان اقتصادی بوده است، واگرنه، زندگی روزانۀ مردم، فدایِ انرژی اتمی که کارایی در ایران ندارد، نمی‌ شد. از سوی دیگر انرژی اتمی، ایران را به غرب وابسته تر می‌ کند و بر خلاف استقلال انرژِتیک کشور است، زیرا منابع اورانیوم کشور ناکافی است و بازار مواد اولیۀ راکتور اتمی در انحصار غرب است! متاسفانه در طول بیست سال گذشته، اکثریت مطلق روشنفکران ایران به جای مخالفتِ اساسی با سیاست انرژی هسته ای، با توجیهات خود به حکومت یاری رساندند، تا شعار خانمانسوز «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» را جا بیاندازد. در بیاینۀ اتمی بسیاری از گروه های اپوزیسیون می‌ خواندیم که «فناوری انرژی هسته ای، یکی از حقوق ملت ایران در کنار سایر حقوق همچون آزادی، عدالت، توسعه، امنیت، رفع تبعیض وغیره است». غافل از اینکه، اینگونه جملاتِ دو پهلو است که به رژیم جمهوری اسلامی امکان می‌ دهد،، سیاست مخرب خود را ادامه دهد. زیرا همانگونه که در بالا آمد انرژی اتمی برای تولید برق– انرژی صلح آمیز هسته ای-، برای ایران مقرون به صرفه نیست و فناوری انرژی هسته ای نیز سال هاست که در ایران وجود دارد. لذا این گونه مواضع تنها به سود سیاست نابود گر بوده‌ اند تا این سیاست شدیداً مخرب را ادامه بدهد. لذا اصلاً نباید تعجب کرد که نویسندگان چنین بیانیه هایی از توافق‌ های زیانباری نظیر برجام تا آنجا دفاع کنند که در کمپنی، از کنگرۀ امریکا بخواهند آنرا تصویب کند، گویی اعضای کنگرۀ امریکا، منتخابان ایشان هستند! در حالی که یک انسان وطن دوست و آگاه می‌ دانست که چارۀ ابر بحران اتمی، همانند سایر بحران ها در تحول نظام استبدادی، به دموکراسی است. تنها دلیل رژیم برای ادامۀ آن، بحران مشروعیت، و بهانه ای برای حل تعارضات درونی‌ اش می‌ باشد، و ادامۀ استبداد.
 
بحران زیست محیطی نیز از ابربحران هایی است که زیست فلات ایران را به مخاطره انداخته است. سیاست‌ های آبی رژیم که از دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و خاتمی شروع شد، از دلایل اصلی ایجاد این ابربحران است. مکانیزم نقش مخرب روشنفکران و به خصوص اصلاح طلبان در این ابربحران از یک سو، با دور نگه داشتن توجه جامعه به این مسئلۀ مهم، و از دیگر سو، با تشویق و ترغیب مردم به شرکت در انتخابات های بی حاصل شکل گرفت. آنها با طرح موضوعات بی معنی، مانند «اصلاحات در همه حال بهتر از انقلاب است»، «انقلاب، یعنی خشونت ورزی»، «در مبارزه باید هزینه سنجی کرد» و ...، عملاً آنقدر به استبداد فرصت دادند که نه تنها زیست مردم و طبیعت را به خطر انداخته است، که حتی تمدن ایران را با خطر نابودی روبرو کرده است! آنان در حالی از کاستن هزینۀ مبارزه می‌ گویند که در قدرت بودن استبداد در هر لحظه، مساوی با نابودی بخشی از ایران و سخت تر کردن زندگیِ ایرانیان می‌باشد. درست است که این مافیا و رژیم بوده است که با سیاست های احمقانه، ایران را با خشکسالی مواجه کرده است، ولی فضا و زمان کافی برای اجرای این سیاست ها را بخشی از روشنفکران ایجاد کردند که مردم را به «امید» واهی و عبث، وادار به تحمل کردند!
 
حال سؤال این قلم از روشنفکرانی که در ابتدای انقلاب از خشونت دفاع کردند، یا به حمایت از گروگان گیران پرداختند، و یا مردم را به اصلاحات بی سرانجام امیدوار کردند و باعث ادامۀ سیاست های خانمان برانداز جمهوری اسلامی شدند، آنها که از برجام و سیاست اتمی دفاع کردند، این است که آیا نمی‌ خواهند مسئولیت مواضع و عملکردشان را بپذیرند؟ اگر نه، فرق ماهوی ایشان با کسی مثل خامنه ای رهبر رژیم استبدادی در چیست؟ آیا داشتن نیت خو،ب برای عملکرد بد، کافی است؟
 
پیشنهاد این قلم به این هموطنان این است که با نقد عملکرد خود، الگویی برای مردم شوند و در عمل نشان دهند که راه درست برای خروج از دایرۀ پایان ناپذیر ابربحران ها چیست.
 
حنیف یزدانی،
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید